کد خبر : 36189
تاریخ انتشار : پنج شنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۸ - ۲۲:۰۱
139 بازدید بازدید

برگردان: مهدی بهلولی؛

آموزش و پرورش و فراخ سازی گفت و گوی همگانی/ نگاهی به کتاب مایکل اپل: “آیا آموزش و پرورش می تواند جامعه را تغییر دهد؟”

آموزش و پرورش و فراخ سازی گفت و گوی همگانی/ نگاهی به کتاب مایکل اپل: “آیا آموزش و پرورش می تواند جامعه را تغییر دهد؟”
این ترجمه را تقدیم می کنم به زنده یاد ابوالحسن خانعلی،آموزگار و دانشجوی فلسفه، که در 12 اردیبهشت 1340 قربانی استبداد سیاسی روزگار خویش گردید.؛

آموزش و پرورش و فراخ سازی گفت و گوی همگانی

نگاهی به کتاب مایکل اپل : “آیا آموزش و پرورش می تواند جامعه را تغییر دهد؟”

کاترین رُز واین، از دانشگاه واشنگتن غربی
منتشر شده در نشریه “گفت و گوی آموزشی”، ۲۰۱۴

برگردان : مهدی بهلولی

{ این ترجمه را تقدیم می کنم به زنده یاد ابوالحسن خانعلی،آموزگار و دانشجوی فلسفه، که در ۱۲ اردیبهشت ۱۳۴۰ قربانی استبداد سیاسی روزگار خویش گردید.}

اختصاصی تارنمای معلم ایرانی

 

 

مایکل اپل، در کتاب تازه اش “آیا آموزش و پرورش می تواند جامعه را تغییر دهد؟” (۲۰۱۳) از ما می خواهد که به نقش آموزش و پرورش، به عنوان ابزاری “ذاتی” برای پدید آوردن تغییر در سطحی اجتماعی، به طور جدی بیندیشیم. در حالی که شخص چه بسا به پاسخی سرسری به این پرسش، که به جای عنوان این کتاب به کار رفته، بیندیشد اپل کمی سختگیرانه تر ما را به سوی پاسخی هل می دهد که همچون نوشتن روی آب می نماید : معلوم نیست، تا وضع چه باشد. او در پاسخش خواستار می شود که ما موشکافانه به این بیندیشیم که ما که هستیم، آن مردمی که آموزش و پرورش به آنها خدمت می کند که هستند، سرشت های بهتر ما ممکن است چه باشند، تجربه های ما چه بوده اند، چگونه دستکاری [crafting] تاریخی دانشگاهی ها در ایالات متحده ما را به مسیرهای گوناگون و خاص علاقمند می کند، و چگونه همه این ملاحظات بنیاد دانشی را می گذارند که روی ما اثر می گذارد همانگونه که ما روی آن اثر می گذاریم.

گرچه این عبارت واپسین، در خود چیزی بیش از اشاره ای فوکویی دارد،اما همچنین به نوسانی بازگشت پذیر میان انسان ها و جامعه ها و فن آوری هایی دلالت دارد که آنها می سازند که خودشان را در آن جا و خانه دهند. اپل برای یک لحظه هم این نکته را فراموش نمی کند. افزون بر این، در ضمن وارسی این که مشکلات پاسخگویی به پرسش عنوان کتابش در واقع تا چه اندازه پیچیده و چند جانبه اند اپل،به پرسش ها و انسانیت سیاسی [political humanity] کارهای پیشینش وفادار می ماند و بر اساس آنها این کتاب را شخصی و تجربی تر می سازد. اپل خواننده را فرامی خواند ” به انجام دادن کاری که همواره انجام می دهد- بپرسد که آیا اندیشه ها،مثال ها و بحث هایی که من در اینجا ارائه می دهم فراخور واقعیت[شما] و جامعه [شما] هستند یا نه” و با این کار، خواننده را در ساختن معنا دخالت می دهد.

در آغاز کتاب، در می یابیم که در حالی که پیر شدن، درک تازه ای از درد التهاب مفاصل[آرتروز] و معلولیت برای اپل به ارمغان آورده است تلاشش برای امضاء کردن سند رسمی ای که ابزار ضروری استفاده و راحتی اش در دفتر کارش را تضمین می کند،درکی بسیار شخصی به او می دهد از آنچه بسیاری از مردم در جامعه ناگزیرند اکنون و در آینده تاب بیاورند یعنی برچسب خوردنی که آنها را از “عادی” به “معلول” می برد. اپل می گوید که او “جهان را به عنوان فردی معلول نمی دید” اما آن سند رسمی که او نیاز به امضاء آن داشت را به عنوان راه برچسب خوردن به خودش دید؛ برچسب “کمتر از آنچه به راستی بودم”. این عمل ساده امضاء کردن- و در واقع “تجربه کردن” چنین برچسبی- برای اپل به وجود آورد، یا او را ناگزیر کرد، آنچنان که او می نویسد “….دور شدن …خیلی بیشتر از [فردی] فروکاست گر[reductionist] و [نزدیک شدن به] اصالت بخشیدن به کشش ها و انگیزه ها در درون پژوهش های انتقادی و آموزشی که من از پیش با آنها درگیر بودم”.

کشمکش اپل با دو ارزشی [dichotomy] میان عادی و معلول،خبر از درونمایه [تم theme] تکراری و ژرفا یافتن وارسی پرسش بخش امضاء کتاب، برای هم او و هم یک آموزشگر کانونی این کتاب، پائولو فریر می دهد : دانش چه کسی از ارزش بیشتری برخوردار است؟ و این پرسش، همراه با تجربه شخصی تر اپل، ما را به درون حلقه ی بازارزشگذاری آنچه او “اتحادهای کانون زدوده” [decentered unities] می نامد با “جنبش حقوق معلولیت در درون و بیرون آموزش و پرورش که به روش های نوین شکل گیری اتحادهای کانون زدوده، هم در اندیشیدن درباره،و تاثیرگذاری بر، روابط میان آموزش و پرورش و قدرت و هم در شکل گیری آموزش شناسی های [پداگوژی ها] انتقادی اشاره دارد” پرتاب می کند.

اتحادهای کانون زدوده، در قلب صورت بندی های آموزشی/ اجتماعی اپل جا دارد و در این کتاب تازه،این موقعیت را حفظ می کنند و راهی برای ما فراهم می سازند تا سرشت چیزی را دریابیم که بنیاد امر همگانی را می سازد. اپل تصورش از اتحادهای کانون زدوده را به عنوان “فضاهایی که برای دگرسانی های آموزشی و اجتماعی بزرگ تر، حیاتی هستند تا جنبش های پیشرو را قادر می سازند زمین مشترک و جایی را پیدا کنند که کشمکش های به هم پیوسته می توانند در آن درگیر شوند به طوری که در آن هیچ گروهی تحت رهبری تنها یک دریافت از روش بهره کشی و فرومانروایی که در زندگی روزانه عمل می کند،آن فضای مشترک را از آن خود نمی کند” تعریف می کند. هم راستا با ضرورت شناخت و فراخواندن همدیگر به درون “هر گونه” گفت و گویی که ما درباره آموزش و پرورش و قدرت داریم (روابط قدرت) اپل نه تنها صدای پائولو فریر- دوست نزدیک شخصی و آموزگار اپل- بلکه همچنین صداهای سه کنشگر/ نقاد تاریخی برجسته آموزش عمومی در ایالات متحده، جرج کنتس، دیو بویس، و کارتر وودسون را بازتاب می دهد. هر کدام از این آموزشگران، خودشان را با این پرسش که آیا آموزش و پرورش می تواند یا نمی تواند جامعه را تغییر دهد، یا به زبان کنتس، شهامت مدرسه به تغییر نظم اجتماعی، درگیر کرده اند.

اپل همخوان با صداهای تاریخی کنتس، دیو بویس، و وودسون،گزارش و بینش هایی از بسیاری دانشوران کنونی درگیر شده در باز- نگری آموزش عمومی به دست می دهد، ضمن نخ کردن سرتاسری صداها و داستان های کسانی که شاید ممکن نباشد به گونه ای دیگر شنیده شوند : پرتو آلگره آموزشگر برزیلی، کوشش وال- مارتس درباره آموزش عمومی، کنشگران کره جنوبی، و سپاسداری ها از کسانی که در کشاکش برابری/ عدالت در زمینه هایی بجز آموزش، گرچه بر آموزش و سیاست تاثیر گذاشتند،(همه شرکت کنندگان در اعتراض های اشغال وال استریت) درگیر شدند. برای اپل، که او نیز از اعتراض کنندگان بود، ” … اتحادی گریزناپذیر و الهام بخش بود که خط های طبقه، جنسیت، و نژاد را به هم رساند و امکانِ بسیارِ درگیر شدن در تلاش های گروهی ای را نشان داد که حمله ی به خوبی تامین مالی شده به کرامت و زندگی های بسیاری از مردم و به سنت سیاست های پیشرو را به چالش خواهد گرفت …”. اپل می پذیرد که اتحادهای پیشرو، باید به هم پیوندند و در عمل باید بر علیه نئولیبرالیسم و تاکیدش روی بازار و خصوصی سازی مبارزه کنند.

به همان اندازه رساله بر علیه نئولیبرالیسم، این کتاب نیز فراخوان ورود به گفت و گوی مهم چگونگی کنش – واکنش آموزش و پرورش و جامعه است. استدلال اپل بر علیه همه کوشش هایی که می خواهند مدرسه را به اردوگاه کارآموزی برای بازارگاه تبدیل کنند در میان شور و ناسزاهای سختش مطرح شده است. پشتیبانی از چنین خصوصی سازی هایی(مدرسه های اجاره ای و همانند آن) کمک به موفقیت سودجویان و بنگاه های اقتصادی است، ضمن کاهش یا نابودی کامل فرصت ها برای کسانی که بازار را به عنوان تنها نماینده موفقیت اجتماعی به پرسش خواهند گرفت. در واقع، تمرکز انحصاری روی بازار و ویژگی های ضروری اش، رقابت، کالاییدن[commodification]،خصوصی سازی، تحلیل های سود- زیان، زمینه ای می سازند که در آن “…. ‘انتخاب’ همچون ویران سازی نسبی حافظه جمعی عمل می کند”. حافظه جمعی برابر می شود با آن هویت و کشمکش ها و فرصت های ذاتی آنچه به عضو یک گروه خاص بودن، معنا می دهد. اپل می گوید امتیاز دادن تنها به آن هویت ها که به بازار خدمت می کنند نامنصفانه بودن قدرت، ناعدالتی های اجتماعی، حذف، و وفاداری به “ما” ی طبقه حاکم و ارزش هایی که برنامه درسی “همگانی” نمایندگی می کنند را پدید می آورد. کوتاه سخن این که بسیاری از پیام های کتاب “آیا آموزش و پرورش می تواند جامعه را تغییر دهد؟” خبر از فراخوان مایکل اپل به کسانی می دهد که در آموزش و پرورش درگیرند تا سنجشگرانه به بررسی ارزش هایی بپردازند که هم اکنون آموزش و پرورش عمومی آمریکا می ستاید. آیا آموزش و پرورش می تواند جامعه را تغییر دهد؟ معلوم نیست، تا وضع چه باشد. ما چه می خواهیم؟ آموزش را برای چه کسی می خواهیم؟ و در واقع، این “ما” چه کسی را دربرمی گیرد؟

شاید بند پایانی کتاب اپل، به بهترین نحوی پاسخ می دهد:

“پس وظیفه ها بی شمارند و واقعیت ها در برابر تغییر، سفت و سخت خواهند بود. اما بگذارید من این کتاب را با دو نکته ای به پایان ببرم که همیشه می کوشم یادآوری کنم. نخست این که گروه های چیره و بانفوذ، چندان نگران مدرسه ها و دیگر نهادهای آموزشی نخواهند بود اگر ما کاری را انجام دهیم که آنها خواسته اند. این نهادها باید از پیش،پیروزی های بزرگ به خانه خود بیاورند. در زمانه خیزش کلبی مسلکی،شایسته است تا این حقیقت را به یاد آوریم. دوم این که ما نمی توانیم پاسخ به پرسش آیا آموزش و پرورش می تواند جامعه را تغییر دهد را به طور تئوریک و انتزاعی بدانیم. یک موقعیت در بالکن، چه بسا یک صندلی راحتی برای تماشا کردن مبارزه در اختیار بگذارد اما پاسخ ها می توانند به بهترین نحو پیدا شوند با پیوستن به کوشش های آفرینشگرانه و مصمم ساخت خلاف آمد عادت [خلاف آنچه در عموم جاری است counter- public]. وجود دارد کار آموزشی که انجام شود.”

“آیا آموزش و پرورش می تواند جامعه را تغییر دهد؟” کار مایکل اپل را در آموزش و پرورش، عدالت اجتماعی، عدالت،و توانایی، با یادآوری به ما در همان اصطلاح های معینی ادامه می دهد که آموزش و پرورش “همگانی” اگر به راستی همگانی باشد، باید ضرورتا دگرگونی و پیچیدگی پویای که ما چه کسی در گفت و گوی بزرگی هستیم که بنیاد تعریف ما را می سازد را در بر بگیرد.

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

آخرین خبرها

یادداشت

تبلیغات استخدام معلم تابناك وب تبلیغات تبلیغات تابناك وب