کد خبر : 35942
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۸ - ۲۰:۲۶
285 بازدید بازدید

محمدرضا نیک نژاد؛

آموزگار جان باخته بلوچ و دست اندرکاران فراموشکار!

آموزگار جان باخته بلوچ و دست اندرکاران فراموشکار!
از دست اندرکاران آموزشی و اجرایی انتظار می رود جان باختن این آموزگار را نه مرگ معمولی یک تن بلکه جان باختن فردی بدانند که در روزگار اوج گرفتن فردگرایی افراطی می تواند درس بزرگی برای انسان ها و انسانیت باشد. ؛

آموزگار جان باخته بلوچ و دست اندرکاران فراموشکار!

محمدرضا نیک نژاد

اختصاصی تارنمای معلم ایرانی

 

 

۱۵ فروردین ۹۵ بود که خبرِ فداکاری دو آموزگار در روستایی دورافتاده از استان سیستان و بلوچستان خبر نخست کشور شد. آن روزها نیز باران های سیل آسایِ بهاری دیوار خشتیِ کنار دبستان را به شدت سست کرده بود؛ دیواری که در زنگ های تفریح پناهگاهی در برابر تندبادهای منطقه بود و سایه ساری برای سرخوشی های کودکانه دانش آموزان. آن روز دانش آموزان در کنار دیوار به بازی می پرداختند که دیوار فرسوده، در برابر تندباد تاب نیاورد و فروریخت. “حمیدرضا گنگوزهی” و “عبدالرئوف شهنوازی” آموزگاران دبستان با دیدن فروریختن دیوار، با داد و فریاد به سوی بچه ها دویدند و آن ها را از خطر رهانیدند اما شوربختانه خود گرفتار آوار شدند. عبدالرئوف دچار آسیب دیدگی شد و حمیدرضا نیز پس از چند ساعت معطلی در ایستگاه های بازرسی پرشمار، کمبود فوریت های پزشکی و مسیرهای طولانی برای رسیدن به بیمارستان، جان باخت. حمیدرضا از آموزگاران طرح “خرید خدمات آموزشی” بود که نخستین سال آموزگاری اش را می گذراند و تا هنگام مرگ همچنان چشم براه دریافت نخستین حقوقِ آموزگاری اش بود! و شگفتا که امروز نیز پس از سپری شدن تعطیلات نوروز همچنان آموزگاران خرید خدمات و البته بسیاری از آموزگاران کشور چشم براه دریافت طلب های انباشته شده خویش از آموزش و پرورش اند و … بگذریم!

آن روزها وزیر آموزش و پرورش وقت در مراسم خاک سپاری آموزگار فداکار شرکت کرد و برای همدردی به خانه دو آموزگار رفت. در آن دوران وزیر، معاونانش و دست اندرکاران استانی و کشوری قول هایی دادند که برخی عملی شد و برخی همچنان در انتظار اجرایند. برای نمونه قرار شد که همسر آموزگار فداکار به استخدام آموزش و پرورش درآید؛ که پس از مدتی عملی شد. از دیگر سو دست اندرکاران استانی قول دادند که برای زنده نگه داشتن فداکاری این آموزگار، خیابان یا میدانی را به یاد او نامگذاری کنند که این نیز در شهر خاش عملی شد؛ و در همین راستا نیز دبستان روستای زادگاهش و دبستانی در منطقه “جالق” استان به یاد او نام گذاری گردید. اما در این زمینه همچنان برخی وعده های عملی نشده پابرجایند. یکی از مهمترین وعده های وزارت آموزش و پرورش گنجاندن نام این آموزگار فداکار در کتاب های درسی بود که همچنان مورد بی توجهی دست اندرکاران آموزشی است!

اما پرسش آن است که آیا نام گذاری دو دبستان- آن هم در استان زادگاه این آموزگار فداکار- می تواند به اندازه کافی بازتاب دهنده کار بزرگی باشد که او انجام داد؟ در روزگاری که فردگرایی و سودطلبی فردی یکی شاخص های جامعه های انسانی شده است آیا از خودگذشتگی این دو آموزگار نمی تواند درسی انسانی و اخلاقی برای همه ما ایرانیان و حتی جهانیان باشد؟ آیا نخستین گام در گسترش و نهادینه کردن چنین رفتاری هایی، بازتاب پر بسامدِ چنین رویدادها و چنین نام هایی نیست؟ آیا بهتر نیست که دست اندرکاران آموزشی و حتی دولتی زمینه هایی را فراهم کنند که نام چنین افرادی بر شمارِ بیشتری از فضاهای های آموزشی و شهری گذاشته شود؟ گمانی نیست که این کار می تواند در ذهن دانش آموزان و شهروندان پرسش هایی درباره چنین افرادی بیافریند و خود زمینه ای شود برای آشنایی و نهادینه کردن روحیه اخلاقی و انسانی. بنابراین انتظار می رود که- دست کم- دست اندرکاران آموزشی در راستای چنین هدفی گام بردارند و شمار بیشتری از محیط های آموزشی را به یاد این دو آموزگار بزرگ نام گذاری کنند.

 از دیگر سو در آن زمان برخی از دست اندرکاران استانی قول دادند که حمیدرضا را شهید اعلام کنند. اما شوربختانه بنیاد شهید تاکنون تن به این کار نداده است و همچنان در برابر این خواست مقاومت می کند. پرسش این جاست که آیا کارِ این آموزگار کمتر از شهیدانی ست که از مرزهای کشور پاسداری می کنند؟ حمیدرضا و هزاران حمید رضای دیگر هر روز با کمترین امکانات و با کمترین دستمزد و حتی کمترین توجهِ دست اندکاران، در پر خطرترین مرزها جان خویش بر کف می نهند و از مرزهای آگاهی نوباوگان این کشور پاسداری می کنند. از این رو شاید کمترین کار، پذیرش این آموزگار فدارکار بعنوان یکی از شهیدان جان باخته در راه پاسداری از “مرزهای فرهنگی” وطن مان باشد.

به هر روی از دست اندرکاران آموزشی و اجرایی انتظار می رود جان باختن این آموزگار را نه مرگ معمولی یک تن بلکه جان باختن فردی بدانند که در روزگار اوج گرفتن فردگرایی افراطی می تواند درس بزرگی برای انسان ها و انسانیت باشد.

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 1 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۱
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

عبدالصمدگنگوزهی چهارشنبه , ۱۴ فروردین ۱۳۹۸ - ۲۰:۴۹

قانون مانندتارعنکبوت است که کله درشتهادرآن گیرنمی کنند امثال گنگوزهی هابه کدام پارتی وپشتوانه بنازندژن برترنیستند.برای ایشان هزاران بندوتبصره دربحث یادآوری درکتب درسی واعلام شهادت شان می شود.به خداواگذارتان می کنیم .

آخرین خبرها

یادداشت

تبلیغات استخدام معلم تابناك وب تبلیغات تبلیغات تابناك وب