کد خبر : 34285
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۵ دی ۱۳۹۷ - ۲۲:۲۸
243 بازدید بازدید

زهرا علي اكبري؛

کجا حقوق شهروندی رعایت می‌شود که ما از آن بی‌خبریم؟

کجا حقوق شهروندی رعایت می‌شود که ما از آن بی‌خبریم؟

معمول این است که هر فردی به هنگام نقد موضوعی و ارائه پیشنهاد و نظری در حوزه خاصی، علاوه بر سبقه دانشی و مهارتی، ‌اقداماتی هم در آن زمینه داشته باشد. به طور مثال در عرصه اجتماعی و فرهنگی، شخصی می‌تواند صاحب سبک و نظر باشد که از جامعه‌شناسی و مردم‌شناسی و تبار و… سوادی

معمول این است که هر فردی به هنگام نقد موضوعی و ارائه پیشنهاد و نظری در حوزه خاصی، علاوه بر سبقه دانشی و مهارتی، ‌اقداماتی هم در آن زمینه داشته باشد. به طور مثال در عرصه اجتماعی و فرهنگی، شخصی می‌تواند صاحب سبک و نظر باشد که از جامعه‌شناسی و مردم‌شناسی و تبار و… سوادی در خور داشته باشد و آن قدر علم آموزی و مهارت ورزی و پیامدهای پژوهشی و تحقیقی داشته باشد که بتواند دردی را درمان کند یا از آسیبی پیشگیری کند. متاسفانه در کشور ما هر کس از هرجا در هر موضوعی دلش بخواهد و وقت را مغتنم برای کسب مقام و پُست بداند، نظر می‌دهد و کاری به نتایج سوء حضورش در آن شرایط
ندارد.
پزشک در کار معلم، معلم در کار صنعتگر، صنعتگر در کار سیاستمدار، سیاستمدار در کار جامعه‌شناس و… همه و همه به گونه‌ای مطالبه‌گرانه در حوزه‌های تخصصی همدیگر وارد می‌شوند و ارائه فرضیه و نظر پیشنهاد می‌دهند و این بی‌گمان نتیجه رویکردهای غلطی است که بر جامعه سلطه کرده است (رویکردهایی که از آخر به اول برنامه‌ریزی شدند). در برنامه‌های دولت‌های روی کار آمده رعایت حقوق شهروندی و بهره‌مندی مردم از امکانات و نیازهای اولیه و رفاهی از بدیهی ترین سیاست‌هایی است که در دهه اخیر در ایران به آنها توجه خاصی شده است اما در همین برنامه‌های خوشنام و در خور جهانی نگریسته شدن، در مسیر اشتباهی گام برداشته شده است. انتظار یادگیری مطلوب و کارآمد از دانش‌آموزان زمانی به ثمر می‌نشیند که معلم، آموزشی شایسته و با نتیجه داشته باشد.

اگر معلمی از همان روز اول برنامه کلاس خود را برای کسب نتایج خوب پی ریزی کند و پیوسته از دانش‌ آموزان بخواهد که برای کسب نمره بالاتر و پیشرفت در امور درسی تلاش کنند اما خودش که نقش اصلی و محور فعال کلاس درس است، هیچ انگیزش و حرکتی برای تسهیل مسیر دانش آموزانش نداشته باشد، این می‌شود که کلاس بدون خروجی مطلوب به پایان می‌رسد. این مثال را به جامعه تعمیم دهید که دولت دم از حقوق شهروندی می‌زند اما در هیچ انگاره‌ای از حوزه‌های فعالیتش نمی‌توان آن را دید؛ نه مسیر را آماده می‌کند و نه محتوای ارزشی برای این مسیر دارد.
در حال حاضر در نقطه‌ای ایستاده‌ایم که هر روز در رسانه، فضای عمومی جامعه، مدارس، دانشگاه و… تاکید بر رعایت حقوق شهروندی می‌شود و در هر برنامه و فضایی که مهیا باشد از حقوق شهروندی و بشر می‌گویند. اما به دقت که بررسی شود آنچه بیشتر به چشم می‌آید تنها الفاظ و کلمات زیبایی است که گاه گاهی از لسان سیاستمداران و دولتمردان شنیده می‌شود. جملاتی که برای آن هیچ اقدامی انجام نمی‌گیرد و فقط ژست آن را به خود می‌گیرند. رعایت حقوق شهروندی را باید از درون دولت‌ها و برنامه‌ها پیگیری کرد. شاید زیاد هم به ذهن خطور نکند اما عدم رعایت حقوق شهروندی را می‌توان در ناوگان حمل و نقل شهری مشاهده کرد که نه راننده ایمن به حد نصاب دارند و نه وسیله نقلیه سالم به حد کفاف. هر روز از حقوق شهروندی می‌گویند اما سرمای هوا در مدارس کشته می‌گیرد و در دانشگاه‌ها مسیر ناهموار و اتوبوس معیوب.

اگر حفظ جان دانش آموزان و دانشجویان، مدارس ایمن و برخوردار، عدالت آموزشی، فرصت برابر، کارگاه‌ها و آزمایشگاه‌های دانشگاهی مجهز، آموزش مهارت‌های خود مراقبتی در مدارس، سلامتی و ایمنی سرویس‌های حمل و نقل و…جزء حقوق شهروندی محسوب نمی‌شود، پس دقیقا حقوق شهروندی و اجتماعی چه مولفه‌هایی می‌تواند داشته باشد که در کشور بخوبی رعایت می‌شود و ما از آن بی خبریم. اگر استاد دانشگاه علم و صنعت دارای دکتری برق یا آن استاد دانشگاه تهران دارای دکتری علوم سیاسی قبل از آنکه وارد حوزه آموزش عمومی می‌شدند، کمی در همان آموزش عالی چالش‌ها را به زبان دانشجویی بیان می‌کردند و مطالبات را به گوش مسئولین می‌رساندند شاید امروز آن قدر سوزش دل از این نبود که چرا متخصصان آموزش عالی در رسانه و جامعه، عدم وجود عدالت و امکانات را در آموزش عمومی فریاد می‌زنند اما از خلأ‌های آموزش عالی و نبود امکانات سخنی به میان نمی‌آورند.
متاسفانه آموزش عالی امروز کشور در کنار تمام پیشرفت‌هایی که داشته در بحث درخواستهای دانشجویی و رعایت آرمان‌های آنان بسیار کوتاهی کرده و عملکرد قابل دفاعی نداشته است. به صاحبنظران آموزش عالی پیشنهاد می‌شود کمی از فضای آموزشی عمومی و شانتاژهای آن که عقبه فکری سیاسی بازی را به ذهن می‌نشاند، دور شوند و دانشجویان دانشگاه‌های کشور را به داشتن حامیان اجتماعی، سیاسی و فرهنگی نوید بخشند. با توجه به سخنان شاهدان حادثه دلخراشی که در دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات رخ داد، بی گمان باید گفت این قبیل اتفاقات ناگوار ثمره عدم دیده شدن و شنیده شدن مطالبات دانشجویی است.
آتشی که در دبستان اسوه حسنه زاهدان زده شد، اتوبوسی که در دانشگاه آزاد علوم و تحقیقات دچار حادثه شد، گزارش‌های آزار جنسی که از مدارس به گوش می‌رسد و… وزیری که از یارانه بی مقدار مردم مایه می‌گذارد و رییس دانشگاهی که چندین شغله است و لنگ پوشیدن را به مردم پیشنهاد می‌دهد، همه اینها و آن دیگرها که مخفی می‌ماند و جامعه از آن مطلع نمی‌شود، گواه این است که در این مملکت زمانی می‌توان از حقوق شهروندی و حق بشری سخن به زبان آورد که این اتفاقات ناخوشایند رخ ندهد و همگان در رفاه و آسایش باشند. کلام آخر آنکه تا زمانی که حال آموزش عمومی و آموزش عالی کشور تا این حد خراب باشد، نمی‌توان دم از توسعه و پیشرفت زد. گام‌ها را برای توسعه پایدار از رعایت اجتماعی حق بشر آغاز کنید نه از توان نظامی و موشک پرانی و…

 

مردم سالاری

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

آخرین خبرها

یادداشت

تبلیغات استخدام معلم تابناك وب تبلیغات تبلیغات تابناك وب