کد خبر : 32360
تاریخ انتشار : یکشنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۷ - ۳:۰۶
119 بازدید بازدید

دغدغه آموزشی و پرورشی یا جبران کاستی‌ها با کمترین هزینه؟

دغدغه آموزشی و پرورشی یا جبران کاستی‌ها با کمترین هزینه؟

همیشه از وضعیت معیشتی خودشان ناراضی هستند اما این موضوع خیلی از اوقات و شاید همیشه روی کیفیت کار و وظیفه‌ای که به آنها محول شده، تاثیر منفی نگذاشته است. علت آن هم نه اینکه یک موضوع معنوی باشد، خودشان هم می‌دانستند و دانسته، قدم در این مسیر گذاشته‌اند و هم اینکه وقتی وارد مسیر

همیشه از وضعیت معیشتی خودشان ناراضی هستند اما این موضوع خیلی از اوقات و شاید همیشه روی کیفیت کار و وظیفه‌ای که به آنها محول شده، تاثیر منفی نگذاشته است. علت آن هم نه اینکه یک موضوع معنوی باشد، خودشان هم می‌دانستند و دانسته، قدم در این مسیر گذاشته‌اند و هم اینکه وقتی وارد مسیر شده‌اند، ترجیح داده‌اند عاشقانه کار کنند و مطالبات‌شان را صرفا پیگیری کنند، اینکه در این راه گشایشی اتفاق بیفتد یا نه؟ بماند برای بعد.  چند خط ابتدایی را برای معلمان نوشتم. توصیفی که گستره‌ای به اندازه همین چند خط دارد و نمی‌شود معلم را اینقدر محدود توصیف کرد، با این تفاسیر ابتدا ماجرایی از یک تجربه شخصی می‌نویسم و بعد هم شرح اصل ماجرا و گزارش را در ذیل می‌خوانید.

سال آخر دبیرستان بودیم. مدرسه‌مان هم از همان دولتی‌هایی بود که اوج مطالبات دانش‌آموزانش، تفکیک آبخوری از دستشویی و افزایش تعداد شیرآب بود. نه از آن مدرسه‌های لاکچری که دغدغه‌شان فلان لوکیشن برای اردو باشد. یک معلمی داشتیم که اسمش را نمی‌گویم، همیشه ساعت آخر و بعد از آن که فلسفه را درس می‌داد، با پژوی قدیمی‌اش مسافرکشی می‌کرد. البته نه اینکه مثل شغل اولش، عاشق شغل دومش هم باشد ولی خب از سرناچاری بود. این را ما هم می‌دانستیم، البته همه ما نه، بعضی‌‌هایمان می‌دانستیم که مثلا نباید وقتی با شلوار پارچه‌ای کتانی می‌پوشد، او را مسخره کنیم؛ چون نه اینکه نداند، می‌داند اما ندارد که کفش بخرد و همین کتانی را هم قطعا از جایی هدیه گرفته است. به‌هرحال این شد که تا همین امروز این آقای معلم و دیگر معلمان‌مان که هرکدام شغل دومی داشتند و مهارتی دیگر در شرکت یا کارخانه‌ای، یا به‌عنوان مسافرکش فعالیت می‌کردند را در ذهن داشتم و دارم. نمی‌رساندند؛ در خرج زندگی‌شان مانده بودند و حتی سرکوفت آن سه ماه بیکاری تابستان و دریافت حقوق را هم می‌خوردند. با این همه بازهم شغل دوم‌شان تکمله شغل اول بود و اگر بیکار می‌ماندند به همان اندازه هم در مسیر زندگی دچار مشکل می‌شدند.

این مقدمه را داشته باشیم تا به چرایی نگارش این گزارش برسیم. فارغ از اینکه آنچه در ادامه می‌آید، مورد تایید است یا خیر؟ که البته از جهاتی هست و از جهاتی خیر.

 ماجرای معلم تمام‌وقت چیست؟

چند وقتی است که در اخبار آموزشی، موضوعی مطرح شده است مبنی‌بر اجرای طرح تمام‌وقت شدن معلمان در مدارس، در توضیح جزئیات این موضوع به سخنان وزیر آموزش‌وپرورش اشاره می‌کنم.

سیدمحمد بطحایی، وزیر آموزش‌وپرورش درباره جزئیات طرح تمام‌وقت شدن معلمان اظهار کرد: «هم‌اکنون ۶ ساعت اضافه‌تدریس در حکم معلمان لحاظ می‌شود که امتیاز خوبی برای آنهاست و در سوابق خدمتی لحاظ و از سایر امتیازات بهره‌مند خواهند شد. طرحی را داریم که به تدریج به سمت تمام‌وقت شدن معلمان حرکت کنیم، البته در گام نخست باید اعتبار مورد نیاز و‌ انگیزه‌های لازم در معلمان تامین شود. البته نمی‌توانیم به معلمان اجبار کنیم به جای ۲۴ ساعت در هفته، ۳۶ ساعت در مدرسه حضور داشته باشند بلکه با ایجاد‌ انگیزه‌های لازم باید هرکدام از معلم‌ها به اختیار تمام‌وقت شوند.» بطحایی تاکید کرد: «درحال حاضر اجرای طرح ۶ ساعت اضافه تدریس را آغاز کرده‌ایم.»

پیش از بطحایی رضوان حکیم‌زاده، معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش‌وپرورش هم در این ارتباط خاطرنشان کرده بود: «این طرح باعث افزایش حقوق معلمان می‌شود و معلم ساعت‌هایی را سرکلاس می‌رود و ساعت‌های دیگر را صرف رسیدگی به امور دانش‌آموزان و خانواده‌هایشان می‌کند و این طرح کمک می‌کند برخی چالش‌ها مانند زمان بیشتری که معلم برای ارائه بازخوردها نیاز دارد، فراهم شود و این یک بسته است که از حذف تکالیف نوروز شروع شد.»

 تصویب طرح در شورای توسعه، مدیریت و پشتیبانی

بعد از گذشت مدتی، این طرح یعنی ایجاد معلم تمام‌وقت در شورای توسعه، مدیریت و پشتیبانی تصویب شد و علی الهیار‌ترکمن، معاون توسعه، مدیریت و پشتیبانی در این ارتباط اظهار داشت: «با افزایش ۶ ساعت اضافه‌تدریس کاملا اختیاری در هفته به معلمان، ۲۵ درصد به فوق‌العاده ویژه اضافه خواهد شد که از مزایای آن می‌توان به احتساب در حقوق مستمر ۱۲ ماه، نداشتن تاخیر پرداخت‌های حق‌التدریس و محاسبه در پاداش پایان‌خدمت و حقوق بازنشستگی اشاره کرد. معلمان به‌ازای کسر۶ ساعت از حق‌التدریس‌شان و قرار گرفتن آن در اضافه‌تدریس، ماهیانه ۲۴ ساعت اضافه‌تدریس خواهند داشت که تقریبا معادل همان مقدار پولی که از حق‌التدریس۲۴ ساعته دریافت می‌کردند از افزایش ۲۵ درصد افزایش حق شغل‌شان دریافت خواهند کرد، با این تفاوت که این مبلغ را در پایان هرماه دریافت کرده و در بازنشستگی‌شان محاسبه خواهد شد و در ۱۲ ماه سال پرداخت خواهد شد.»

 به نفع دانش‌آموز یا معلم، یا به ضرر هر دو؟

تا به اینجا به جزئیات طرح اشاره شد اما نکته قابل‌تامل در این ارتباط را باید از دو منظر بررسی کنیم؛ یکی اینکه این موضوع یعنی ایجاد معلم تمام‌وقت و افزایش ساعات حضور معلمان در مدرسه چه سودی به دانش‌آموزان می‌رساند و چه سرعت و سهولتی در روند آموزشی ایجاد می‌کند و دوم اینکه این حضور بیشتر از روی وظیفه و البته اختیاری، چه میزان مورد درخواست معلمان است؟

چند وقت پیش گزارشی استوار بر اعداد و ارقام و گفته‌های مسئولان آموزش‌وپرورش مبنی‌بر کمبود معلم و سونامی بازنشستگی در بدنه آموزش‌وپرورش نوشتم. بعد از تصویب این طرح، یکی از اولین جرقه‌های برداشت ذهنی این بود که آموزش‌وپرورش با این افزایش ساعات، شاید به دنبال پوشش نقصان حاصل از کمبود معلمان است؛ پوششی که صورت‌های ناشیانه‌ای از آن را در به‌کارگیری معاونان و مدیران به‌عنوان معلم دیده بودیم.

نکته دیگر هم البته با کمی چاشنی بدبینانه و استنتاج از انتفاع مالی مطرح شده در طول ۱۲ ماه شاید این باشد که از افرادی که این طرح را بپذیرند یا در آینده مجبور شوند که ذیل آن عمل کنند، در دیگر ایام سال یعنی در تمام ۱۲ ماه استفاده بشود.

 هم مخالف و هم موافق

با یکی از معلمان حرف می‌زدم در ارتباط با این موضوع که بعد از بازنشستگی حاضر است تا چه زمانی در بدنه آموزش‌وپرورش بماند و کار کند، خیلی ساده گفت: حتی یک دقیقه هم حاضر نیستم. این ۳۰ سال خدمت هم از روی عشق بود که فکر می‌کنم دینم را ادا کردم، باقی عمر می‌خواهم راحت باشم.

صحبت ادامه داشت اما خب همین چند جمله باید برای رساندن مفهوم کافی باشد؛ اینکه با افزایش ساعات کار معلمان، آن هم با یک انتفاع مالی مختصر نمی‌توان انتظار جابه‌جایی مرز‌های علم و اندیشه را داشت.

نمی‌شود معلمی را که با حداقل منفعت مالی سال‌ها تدریس کرده در مدرسه حفظ کرد، نمی‌شود معلمی را که چشم به کار دوم دوخته است در مدرسه حفظ کرد و در انتها اندک منفعت مالی را نصیبش کرد.

برای بهتر روشن شدن نظر موافقان و مخالفان با چند نفر از کارشناسان آموزشی گفت‌وگو کردیم. آقای شریعتی به «فرهیختگان» گفت: «من با این موضوع صددرصد مخالف هستم، اینکه افزایش ساعات حضور معلم در مدرسه می‌تواند باعث ایجاد نکات مثبتی شود. زمانی توجیه‌پذیر است که تمام وجوه آموزشی صحیح و همه‌چیز سر جای خودش باشد. معلمی که بعدازظهر به درآمد ناشی از تدریس در یک مدرسه غیرانتفاعی یا مسافرکشی یا… چشم دوخته است، این‌طور فقط وقتش را از دست می‌دهد.»

ضابطیان، معلم بازنشسته که البته حالا هم در برخی مدارس در حال تدریس است، در ارتباط با وضعیت مدارس می‌گوید: «این موضوع را اگر با نگاهی آرمانی بنگریم، اتفاق خوشایندی است اما وقتی به کنه مطلب توجه می‌کنیم متاسفانه معلمان ما از درآمد حاصل از این ۲۴ ساعت تحصیل هم رضایت ندارند و اگر کار بهتری پیدا کنند معلمی را رها می‌کنند، حالا چطور می‌شود انتظار داشت با این موضوعی که مطرح کرده‌اند و حداقلی که در نظر گرفته‌اند، معلمان ترغیب شوند در مدرسه بمانند؟»

 باید دید که این طرح چه سرانجامی دارد

مدتی از تصویب این طرح نگذشته است و انتقادات از آن بسیار بالاست اما باید دید آموزش‌وپرورش چه سیاستی را دنبال و درنهایت اجرا می‌کند یا با این اقدام قصد دارد قدمی را در جهت نفع آموزشی کشور بردارد یا با هزینه کمتری کاستی‌های موجود را پوشش دهد؛ کاستی در تعداد نیروی انسانی متخصص و دانش‌آموزانی که هر روز به تعدادشان افزوده می‌شود.

 

فرهیختگان

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

آخرین خبرها

یادداشت

تبلیغات استخدام معلم تابناك وب تبلیغات تبلیغات تابناك وب