کد خبر : 32303
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۷ - ۱۷:۳۸
204 بازدید بازدید

دكتر مرضيه رضايي، دبير باسابقه دبيرستان‌هاي كشور در گفت‌وگو با رسالت مطرح كرد:؛

کتاب‌های درسی تغییر کرده، معلم‌ها چطور؟!

کتاب‌های درسی تغییر کرده، معلم‌ها چطور؟!

دکتر مرضیه رضایی، دبیر باسابقه دبیرستان‌های کشور در گفت‌وگو با رسالت مطرح کرد: کتاب‌های درسی تغییر کرده، معلم‌ها چطور؟! گفت‌وگو از ریکا حسامی اشاره: مهرماه آمد، زنگ مدارس برای فعالیتی دوباره زده شد تا فرزندان این مرز و بوم برای رشد و بالندگی آموزش ببینند و تربیت شوند. حدود ۱۴ میلیون دانش‌آموز در سال تحصیلی

دکتر مرضیه رضایی، دبیر باسابقه دبیرستان‌های کشور در گفت‌وگو با رسالت مطرح کرد:
کتاب‌های درسی تغییر کرده، معلم‌ها چطور؟!
گفت‌وگو از ریکا حسامی
اشاره: مهرماه آمد، زنگ مدارس برای فعالیتی دوباره زده شد تا فرزندان این مرز و بوم برای رشد و بالندگی آموزش ببینند و تربیت شوند.
حدود ۱۴ میلیون دانش‌آموز در سال تحصیلی ۹۸-۹۷ به کلاس‌های درس رفتند تا آینده‌سازان ایران اسلامی باشند. بی‌تردید یکی از  مهم‌ترین  و سرنوشت‌سازترین دستگاه‌ها در هر جامعه‌ای سیستم و نظام آموزش و پرورش است. برنامه‌ریزی این دستگاه مهم می‌تواند بسیاری از معادلات اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی یک کشور را تحت تاثیر قرار دهد، زیرا به‌کارگیری صحیح روش‌های آموزشی و پرورشی مستقیما بر خلاقیت، توانایی، اعتماد به نفس، بالندگی،‌ آزادگی و بسیاری از فضیلت‌های اخلاقی و اجتماعی مردم یک کشور در آینده‌ای نه‌چندان دور اثرگذار خواهد بود.
گذر از آموزش علمی تئوریک و حرکت به سمت آموزش عملی و مهارت‌آموزی از مسائلی است که سال‌هاست مورد توجه صاحبنظران این حوزه قرار گرفته و حتی منجر به تدوین و اجرایی شدن نظام نوین آموزش و پرورش شده است.اما آیا با تغییر کتاب‌ها و تمرکز بر پژوهش و آموزش عملی در کلاس‌ها به اهداف بلندی ازجمله مهارت‌آموزی و رشد فکری و پرورش خلاقیت در دانش‌آموزان دست یافته‌ایم؟ آیا فضاهای آموزشی و رفتار اولیاء مدرسه به قدر کافی به جلب و جذب دانش‌آموزان کمک کرده است؟ آیا مدیران، معاونین و معلمین برای ایجاد فضایی مناسب و ارائه دروس مطابق با نظام نوین، آموزش دیده و توجیه شده‌اند؟
اینها سوالاتی است که در گفت‌وگو با دکتر مرضیه رضایی آموزگاری با ۳۰ سال سابقه تدریس در دبیرستان‌های کشور به آنها پاسخ داده شده است.وی که دارای مدرک فلسفه و کلام اسلامی است و حافظ کل قرآن کریم می‌باشد،‌ معتقد است که اگر دانش‌آموزان احساس کنند محبت اولیای مدرسه نسبت به آنها کم است،‌ تحمل فضای مدرسه برایشان دشوار خواهد بود.این معلم باسابقه خاطرنشان می‌سازد که با تغییر نظام آموزشی تنها ۱۰ الی ۲۰ درصد تغییر حاصل شده است زیرا کتاب‌ها تغییر کرده، ولی معلم‌ها آموزش ضمن خدمت ندیده‌اند!
وی می‌گوید: در کتاب آمده که این پژوهش را به دانش‌آموزان بدهید، اما معلم اهل پژوهش نیست بنابراین آن صفحه کتاب به راحتی ورق می‌خورد!
دکتر رضایی بر این باور است که بچه‌ها در مدارس باید مشارکت و آزادی عمل داشته باشند واز خیلی سال قبل باید از بالا بردن مهارت‌های تئوری به مهارت‌های فکری و عملی و اخلاقی منتقل می‌شدیم.
وی به والدین توصیه می‌کند که به حفظ رابطه دوستی‌شان با فرزندانشان اهمیت بدهند. این گفت‌وگو فرارویتان قرار دارد.

– به نظر شما در شرایط کنونی کشور  چه موضوعاتی باید مدنظر اولیای مدرسه اعم از مدیر و کادر آموزشی باشد و چگونه می‌توان مدارس را به شکل مطلوبی اداره کرد که اهداف آموزش و پرورش محقق شود؟
به نظر من با توجه به انبوه اطلاعاتی که در اختیار دانش‌آموزان از طریق شبکه‌های ارتباط جمعی و فضای مجازی قرار می‌گیرد، شاید سخت‌ترین زمان از نظر آموزش همین دوره است. در این شرایط به نظر می‌رسد بچه‌ها به سرعت بهره‌های هوشی بالاتری پیدا می‌کنند و اطلاعات زیادی در اختیار دارند. این مسئله عواقبی دارد؛ یکی از آنها این است که آستانه تحمل آنها برای شنیدن مطالب و سخنرانی‌های طولانی پایین می‌آید. از این جهت، باید گفته شود که اولین وظیفه مدیر، ناظم و معلمین این است که «فتح دلها»ی دانش‌آموزان را در صدر امور قرار بدهند، یعنی فضاهای آموزشی و پرورشی باید آکنده از محبت و مهر باشد. اگر دانش‌آموزان احساس کنند که ذره‌ای محبت اولیای مدارس نسبت به آنها کم است، تحمل فضای مدرسه برای آنها سخت خواهد بود. البته من بعید می‌دانم که فردی به تدریس و آموزش علاقه باشد، ولی عاشق بچه‌ها نباشد! بعد از آن نوبت به اولویت‌های آموزشی می‌رسد. دانش‌آموزان نیاز دارند که مهارت‌های حل مشکلات زندگی را بیاموزند. اینکه کتاب‌های آموزشی چقدر قادر است این نیاز را تامین کند، یک بحث است ولی حتی اگر کتاب‌های درسی نیز در این زمینه کاستی‌هایی نداشته باشند، باز هم ۷۰ درصد کار بر دوش معلم است. معلم باید خودساخته باشد و مهارت‌های لازم برای زندگی شاداب و بانشاط در جامعه را کسب و تمرین کرده باشد تا بتواند همان را به دانش‌آموز منتقل کند. معلمی که دارای تهذیب اخلاقی است،‌ سخنانش آکنده از امید خواهد بود.
– آیا دو خصوصیتی که اشاره کردید که توانایی جلب و جذب دانش‌آموزان و نیز توانمندی لازم برای آموزش بهینه است، در معلم‌های کشور به طور تمام وجود دارد؟
نمی‌توانیم بگوییم که همه دارای خصلت‌های لازم برای مشاغلی که دارند،‌ هستند! قطعا آدم‌های ناب نادرند، سلسله مراتبی دارد. آنهایی که عالی و خاص هستند، قطعا تعدادشان زیاد نیست، اما شغل معلمی به گونه‌ای است که بعد از چند سال تدریس، چهره‌هایشان هم حالت مهربانی و رأفت را می‌گیرد. حتی وقتی یک معلم وارد اجتماعی می‌شود،‌ افراد حدس می‌زنند که او یک معلم است و دلیل آن چهره مهربانی است که اغلب معلم‌ها دارند. علت هم مشخص است: بچه‌ها خیلی مهربان هستند. بچه‌ها دریایی از محبت هستند. کافی است که معلم یک قدم کوچک برایشان بردارد. آنها تمام محبت‌شان را بذل معلم می‌کنند. به همین دلیل من فکر می‌کنم معلمی شغلی است که فرد را درگیر عاطفه می‌کند.
– برای ارتباط خوب و سازنده با دانش‌آموزان چه نکاتی وجود دارد که باید مدنظر آموزگاران قرار بگیرد؟
ما معلم‌ها باید بدانیم که دانش‌آموزان این دوره مربوط به این دوره هستند و نمی‌توان بچه‌های امسال را با پنج سال پیش مقایسه کرد! شرایط زندگی‌ها بسیار متفاوت شده و لذا لازم است که افراد با خصوصیات‌شان بپذیرند. این که معلم، دانش‌آموز را به همان گونه‌ای که هست، بپذیرد، حتی اگر با شرایط استاندارد هم مطابقت ندارد، مهم است. یک دانش‌آموز نیاز دارد که مورد توجه و محبت باشد. اگر بچه‌ها در محیط آموزشی دیده و جذب نشوند، به راحتی جذب محیط‌های دیگر می‌شوند حتی متأسفانه، گاه بچه‌ها به این نتیجه می‌رسند که اگر درس نخوانند اتفاقی هم برایشان نمی‌افتد و تأثیری درزندگی‌شان ندارد. این مسئله مسئولیت معلمان را خیلی بالا می‌برد.
این مسئله باعث می‌شود که  ما به عنوان اینکه تکلیف است که دانش آموزان به مدرسه بیایند، نگاه نکنیم. در نتیجه، محیط را برای دانش آموزان جذاب می‌کنیم، تا با علاقه سر کلاس درس بنشینند.
– به این ترتیب دیسیپلین و انضباط در مدارس چگونه  تعریف می‌شود؟ در بسیاری از مدارس دیسیپلین خاصی حکمفرماست و دانش آموزان باید مقررات سختی را رعایت کنند، آیا این مسئله آسیب زننده است یا باید باشد؟
اگر منظورتان از دیسیپلین ، نظم است، در قدم‌های اولیه اگر دل‌های دانش آموزان توسط اولیای مدرسه فتح شد چه خوب است که ایجاد نظم برای اینکه نشان داده شود که مدرسه‌  خاصی است، صورت نگیرد. باید دید که چه مقرراتی ضروری است! باید دید، کدام  رفتارها برای دانش آموزان آسیب زننده است و آنها را به عنوان خط قرمزها و حدود و مرز قرار بدهند. در اسلام هم تا کاری آسیب زننده صد درصد
نباشد، حرام اعلام نشده است. هر چقدر نبایدها کمتر باشد  و بر اساس عقلانیت مشخص شده باشد نه براساس میل و خواهش‌ها آن وقت قاطعیت همراه با مهربانی نیاز به خشونت  وعصبانیت ندارد! دانش آموز
می‌داند که اولیای مدرسه او را دوست دارند ولی این خط قرمزها هم وجود دارد. روی خط قرمزها باید ایستاد.  نباید با یک دانش آموز مماشات کرد و با دیگری با قاطعیت برخورد کرد! این کارها بچه‌ها را عصبانی می‌کند و می‌گویند اگر نظم و قانون هست چرا فقط برای من است و برای دیگری نیست؟! به نظر من، نظم و مقررات باید در مدارس حاکم باشد ولی در حد نیاز و به صورت حداقلی !
– آیا در مدارس به اندازه‌  کافی به امور پرورشی توجه می‌شود و معاونت‌های پرورشی کارکرد قابل قبولی دارند؟
به نظر من، امور پرورشی در مدارس باید  به روز شوند. در دهه‌ شصت و هفتاد فعالیت‌های پرورشی مدارس، مناسب آن زمان بود و خیلی هم جواب می‌داد. دانش آموزان
را به مشارکت می‌گرفتند و همین مسئله  خیلی حسن داشت  اما اینکه  ما همچنان برای دهه‌  نودی‌ها  از همان الگوهای پرورشی بخواهیم استفاده کنیم کار اشتباهی است!  الگوهای پرورشی در دهه  نود باید متناسب با دانش آموزان این دوره باشد.
– امور پرورشی در مدارس در حال حاضر کارکرد قابل قبولی دارد؟
کاملاً بستگی به مربی دارد. در بعضی از مدارس مربی‌ها  بسیار فعال هستند  و کارهای جذاب  و جدید  می‌کنند اما در مدارسی که امور پرورشی صرفاً به عنوان بخشنامه و در حد پر کردن فرم کار است ما می‌بینیم که ارتباط خوبی بین مربیان پرورشی ودانش آموزان
برقرار نمی‌شود.
– وقتی که دستورالعمل مشخص باشد باید اهداف محقق بشود، این طوری نیست؟!
دستورالعمل و بخشنامه‌ها مشخص است و ابلاغ می‌شود ولی معتقدم که  هم  بخشنامه‌ها  باید به روز بشوند و هم مربی پرورشی باید قدرت ابتکار عمل داشته باشد. مثلاٌ هفته  جنگ است. اگر مربی پرورشی این موضوع را به شکل و فرم دهه‌  هفتاد به دانش آموزان معرفی کند قطعاً جواب نمی‌گیرد باید  به شکل و فرم دهه‌  نودی آن را معرفی کنند که نیازمند ابتکار و خلاقیت مربی است. قطعاً این مربیان زبده در همه  مدارس نیستند.
– به نظرشما اولویت آموزش و پرورش بری بهبود  وضعیت آموزشی و پرورشی در مدارس باید چه باشد؟
به نظر من، آموزش مهارت‌های عملی باید در اولویت فعالیت‌های آموزشی و پرورشی قرار بگیرد.
معتقدیم، از خیلی سال قبل باید از بالا بردن مهارت‌های تئوری به مهارت‌های فکری و عملی و اخلاقی منتقل می‌شدیم.
الان خیلی دیر است ولی هنوز هم متأسفانه  ما خیلی محدود به  کتاب وتئوری هستیم. بچه‌ها باید در مدارس مشارکت و  آزادی عمل داشته باشند. سیستم آموزش و پرورش با دانش آموزان این دوره که  بسیار آزادی طلب
هستند و ابتکار زیادی دارند، همخوانی ندارد. به عنوان مثال: در بعضی از مدارس از جمله « هدایت میزان » در این جنبه‌ها خیلی خوب کار کرده‌اند. آزادی عملی حداکثری را به دانش آموزان داده‌اند  و بچه‌ها  را با روحیه مشارکت در امور مدرسه  و با نشاط بار می‌آورند به آنها  مهارت‌هایی که لازم است در جامعه  چگونه  زندگی کنند را آموزش می‌دهند. به نظر می‌رسد که در سیستم آموزش و پرورش مهارت‌های اخلاقی و عملی اولویت اول را داراست.
– آیا با تغییر نظام آموزش  و طرح نوینی که اجرا شد حرکت به  سمت امور پژوهشی و عملی نرفت؟! قرار بود که  با تغییر نظام آموزشی اهداف پژوهشی و نیز تقویت و فعالیت‌های جمعی وگروهی محقق بشود، آیا این طور نشد؟
شاید  تا بیست درصد تغییر حاصل شده است. البته کتاب تغییر کرده ولی سیستم فکری معلم تغییر نکرده است. یک ساعت آموزش ضمن خدمت برای معلمین نمی‌گذارند. معلم  همان معلم قدیمی است، تنها رنگ و روی کتاب عوض شده و در کتاب آمده که  این پژوهش را به دانش آموزان بدهید! اما معلم اهل پژوهش نیست! بنابراین آن صفحه‌  کتاب به راحتی ورق می‌خورد و دوباره به سیستم و روش قدیمی خودش می‌پردازد. اگر بخواهیم سیستم آموزشی را از پایه  درست کنیم باید معلم زبده  داشته باشیم که دغدغه‌اش این باشد که  چطور مهارت  را به دانش آموز
یاد بدهد و بعد کتاب‌ها  را تغییر بدهیم. کتاب وهله‌  دوم کار است.
– منظورتان این است که یکی از اولویت‌های آموزش وپرورش می‌تواند این باشد که کتاب‌های درسی به نحوی که اهدافش  تعیین شده به دانش آموزان
آموزش داده بشود؟ !
بله، همین طور است. من متوجه  شده‌ام که آموزش در مقطع ابتدایی از این حیث وضعیت مناسب‌تری نسبت به مقطع متوسطه‌  اول و دبیرستان دارد. امید دارم که این روند ادامه  یابد و به مقاطع بالاتر برسد.
– نقش اولیای دانش آموزان در بالا بردن کیفیت آموزش وپرورش در کشور چیست آیا آنها هم می‌توانند در این روز تأثیرگذار باشند؟
به نظر من کار معلم‌ها در این زمینه آسان‌تراز کار والدین است.  این بخش کار واقعاً سخت است. مهم‌ترین مسئله حفظ رابطه‌  دوستی‌شان با بچه‌هاست. هیچ چیز ارزش خدشه   خوردن به این رابطه  را ندارد ، حتی درس و کنکور! گاه ملاحظه  می‌شود که والدین به دلیل نگرانی زیادشان برای آموزش بچه‌ها خشمگین می‌شوند یا  تذکرهای بی‌مورد و زیاد می‌دهند. آنجایی که  شما به  جای بچه فکر می‌کنید، بچه فکر نخواهد کرد! احترامی که  باید والدین برای شعور و شخصیت بچه قائل باشند این است که  کوتاه و  غیر مستقیم مسائلی را بگویند اما تذکرات مستقیم و پند و اندرزگونه مثل سم برای جامعه  بچه‌های امروز است. مخصوصاً بچه‌های مقطع دبیرستانی اصلاً پذیرش آن را ندارند. ضمن اینکه  باید رفتارها، پر محبت و دوستانه  باشد.  از طرفی شرایط خانه  خیلی تأثیر دارد. والدینی که هنوز در حس تابستانی هستند ،‌ مسافرت‌ها و مهمانی‌هایی دارند که  مناسب شرایط تحصیلی دانش آموزان نیست مسلماً فضای مناسبی را  برای تحصیل فرزندانشان فراهم نمی‌کنند  و مشکلاتی را به وجود می‌آورند.
وقتی که  محیط برای دانش آموز آماده باشد و  والدین به طرح و برنامه‌  درسی بچه  احترام بگذارند، قطعاً بچه هم تلاش می‌کند و به  آنها احترام می‌گذارد.
من معتقدم که والدین باید نگران رابطه‌شان با فرزندشان باشد و این  مهم‌ترین مسئله است.
– متشکرم.

روزنامه رسالت

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

آخرین خبرها

یادداشت

تبلیغات استخدام معلم تابناك وب تبلیغات تبلیغات تابناك وب