کد خبر : 26360
تاریخ انتشار : شنبه ۴ فروردین ۱۳۹۷ - ۳:۳۷
296 بازدید بازدید

جایگاه روابط‌ عمومی دانش‌بنیان در آموزش و پرورش/ دانشگاه فرهنگیان/ وقتی بچه‌ها حس کنند که به حساب می‌آیند/به نفع این مردم حکومت کنید

جایگاه روابط‌ عمومی دانش‌بنیان در آموزش و پرورش/ دانشگاه فرهنگیان/ وقتی بچه‌ها حس کنند که به حساب می‌آیند/به نفع این مردم حکومت کنید

جایگاه روابط‌ عمومی دانش‌بنیان در آموزش و پرورش   امیرعباس میرزاخانی روابط‌عمومی از دیرباز دارای جایگاه و اهمیت خاصی بوده است در دنیای امروز و با توجه به آن رشد شتابان و فزاینده‌ فناوری‌های نوین اهمیت و جایگاه روابط‌عمومی را دوچندان کرده است، به گونه‌ای که جایگاه آن در اکثر ادارات و سازمان‌ها ارتقا یافته

جایگاه روابط‌ عمومی دانش‌بنیان در آموزش و پرورش

 

روابط‌عمومی از دیرباز دارای جایگاه و اهمیت خاصی بوده است در دنیای امروز و با توجه به آن رشد شتابان و فزاینده‌ فناوری‌های نوین اهمیت و جایگاه روابط‌عمومی را دوچندان کرده است، به گونه‌ای که جایگاه آن در اکثر ادارات و سازمان‌ها ارتقا یافته و مستقیما زیرنظر بالاترین مقام سازمان فعالیت می‌کند.
روابط‌عمومی‌ها در بدو خلقت، صرفا به دنبال متقاعدسازی مخاطب و همراه‌ساختن او با اهداف سازمان و در واقع ابزار تبلیغ و ایفای نقش رسانه‌ای بوده اما در واقع ابزاری است که از یک طرف باعث آگاهی مدیران از محیط پیرامون و از طرف دیگر باعث انعکاس درست فعالیت سازمان به مخاطب می‌شود.
با گذشت زمان و تکوین ساختار این نهاد در پرتو دانش جدید و استفاده از مدل‌های نوین تشکیلاتی و کاربردی در یک ساختار منسجم و حرفه‌ای نقش روابط‌عمومی، پاسخگویی به نیازهای زمانه با بخش‌های مختلف آموزش و پرورش در قبال آگاهی به جامعه فرهنگیان و مردم است و به آن وجهی قانونمند و تشکیلاتی می‌دهد؛ به عبارت دیگر در عصر جدید روابط‌عمومی دانش‌بنیان به عنوان یکی از راهبردهای کلان در آموزش و پرورش ماموریت دارد تا پیام‌های گوناگون و بازخوردهای مختلف را طبقه‌بندی و تفسیر کرده و رابط گروه‌ها، تشکل‌ها و زبان‌ گویای مخاطبان و مردم شود تا بدین‌ترتیب براساس تعامل تفاهم‌آمیز با گروه‌های مختلف در فرهنگیان و اولیای دانش‌آموزان به سوی توسعه پایدار اجتماعی‌گذار کند. هدایت و ارزیابی برنامه‌های اجرایی و ارتباطی برای دستیابی به فهم مشترک گروه‌های تاثیرگذار و تحقق اهداف سازمانی یکی از وظایف روابط‌عمومی دانش‌بنیان است تا بتواند در پرتو سیاستگذاری‌های کلان اعم از تعیین اهداف‌، برنامه‌ریزی، بودجه‌ریزی، مقابله با چالش‌ها و مشکلات و همچنین اجرای تمامی این برنامه‌های مرتبط با اسناد بالادستی کشور، در گرو مشورت‌پذیری، دخالت گرایش‌های مختلف و به رسمیت شناختن رسانه‌های مختلف و باز کردن در‌های آموزش وپرورش به روی صاحب‌نظران، بازیگران، تشکل‌های صنفی و برنامه‌ریزان و منتقدان کشور در فرآیند تصمیم‌گیری در امور است و در این شرایط می‌توان روابط‌عمومی را از پوسته سنتی و کارکرد تصدیگری خود خارج کرده و به آن واقعیت عینی و سیاستگذاری بدهیم.
در روابط‌عمومی دانش‌بنیان مبتنی بر استفاده از ظرفیت‌های علمی، جایگاه روابط‌عمومی در آموزش و پرورش از یک بنگاه صرفا خبرپراکنی و مطبوعاتی و پخش آگهی و تبلیغاتی مدیر پرور به مقام مشاور امین و دلسوز بالاترین عضو دستگاه ارتقا می‌یابد و آن را به مثابه یک واحد عملیاتی سازمانی قدرتمند که برخلاف کالا فاقد تجلی عینی است، برسانیم که نتیجه عملیاتش بر متغیرهای ذهنی مخاطبانش رنگ و تاثیر می‌گذارد. با توجه به رشد فزآینده شبکه‌های اجتماعی پیام‌رسان و سهولت دسترسی مردم به اخبار و اطلاعات در جامعه، روابط‌عمومی در آموزش و پرورش باید برای مخاطبانش علاوه بر تولید خوراک فکری و فرهنگی را در قالب محتواهای جدید مبتنی بر فناوری‌های نوین به انتظارات واقع‌بینانه مخاطبان خود با قید احتیاط، مشروط یا تعدیل برنامه‌های تاریخ گذشته پاسخ مناسب و مستدل بدهد. به عبارت دیگر در نگاه امروزی کارکرد روابط‌عمومی باید در جهت جلب مشارکت عمومی صاحبان فکر و اندیشه در راستای پیشبرد برنامه‌ها و نظارت موثر و پایدار آنها در عملکرد دستگاه و پیگیری امور باشد که رسیدن به این مهم در دولتی که قرار است آموزش و پرورش در اولویت باشد، نیاز به عزم تمام نیروهای موجود در آموزش و پرورش از یک سو و تدبیر و درایت مسوولان عالی قوای مقننه و قضاییه دارد.

 

 

 

دانشگاه فرهنگیان

 

مهدی بهلولی

 

آیا برپایی دانشگاه فرهنگیان،می تواند به بهبود وضع آموزش و پرورش بینجامد؟ این پرسشی است که من در این نوشتار کوتاه،می خواهم تا اندازه ای به آن بپردازم.

  1. دانشگاه فرهنگیان یا دانشگاه آموزش و پرورش،دانشگاهی است که پیش از این در برخی از کشورهای جهان، راه اندازی شده است. برای نمونه،دانشگاه آموزش و پرورش پاکستان،در سال ۲۰۰۲ آغاز به کار کرد،یا کشورهایی همچون انگلستان،ایسلند،ژاپن- گرچه با بزرگی و گستردگی گوناگون- از مدرسه،دانشکده و یا دانشگاه آموزش و پرورش برخوردارند. آلمان نیز،مدرسه ی عالی آموزش و پرورش دارد که بالاترین مدرکی که به دانش آموختگانش می دهد،کارشناسی است. از این رو،دانشگاه فرهنگیان،نهادی شناخته شده با کارکردی کمابیش تعریف شده است. در ایران نیز،سال ها،دانشکده های تربیت معلم،نقش دانشگاه هایی را بازی می کردند که تا مقطع کاردانی،به آموزش نیرو می پرداختند. دانشگاه یا دانشکده ی فرهنگیان،مانند دانشگاه یا دانشکده ی هنر، که بر آموزش هنر تمرکز می نماید،به آموزش آموزشگری می پردازد- البته آنچنان که کاربدستان آموزشی کشور می گویند از این پس،استخدام نیروهای آموزش و پرورش نیز قرار است از دانش آموختگان این دانشگاه انجام پذیرد.

 

  1. در آسیب شناسی آموزش و پرورش ایران،نمی توان از ایستایی اندیشه ی آموزشی و دوری سپهر آموزش از نظریه پردازی های نوین،چشم پوشید. اما این کاستی،تنها از آن ِ گستره ی آموزش نیست و کمابیش زمینه های دیگر علمی،اقتصادی،سیاسی و فرهنگی را نیز دربرمی گیرد. می توان گفت دانشگاه های ایران و دیگر نهادهایی که به گونه ای با اندیشه ورزی و نظریه پردازی های نوین در پیوندند،آنچنان که باید و شاید،کارآمد نیستند. از این رو،اگر هدف از برپایی دانشگاه فرهنگیان،رونق بخشیدن به اندیشه ورزی آموزشی است،نمی توان چندان به آن دل بست،چرا که دانشگاه فرهنگیان نیز،در همین سپهر دانشگاهی خواهد زیست. بگذریم از این که با نگاهی به اساسنامه ی این دانشگاه،به هیچ رو چنین هدفی- دامن زدن به نظریه پردازی آموزشی و پویای اندیشه ی آموزشی- ،در اولویت قرار ندارد. گویا آنچه که این دانشگاه جست وجو می کند پرورش آموزگارانی است که با اندیشه ها و باورهای فرهنگی- اجتماعی کارگزاران و کاربدستان آموزشی کشور،بیش از پیش،هماهنگ  باشند.

 

  1. آموزش و پرورش در ایران،با کاستی و نابسامانی های بسیاری روبروست که همگان پذیرفته و می پذیرند،و از این رو،سال هاست که از دگرگونی های بنیادین در آموزش و پرورش سخن ها شنیده می شود. اما آیا راه اندازی دانشگاه فرهنگیان،درمان و یا بخشی از درمان دردهای آموزش و پرورش است؟ دانشگاه فرهنگیان،به راستی،می خواهد به کدام یک از کمبودهای آموزش و پرورش پاسخ بگوید؟ این که در هر استان،همه ی دانشجویان دبیری دانشگاه های دیگر را در یک دانشگاه – یا بهتر است بگوییم در دو دانشگاه،یکی دخترانه و یکی پسرانه- گرد هم آوریم،می تواند کمبود بودجه ی آموزشی کشور را جبران کند؟ آیا شلوغی کلاس های درس و کمبود فضای استاندارد مدرسه ها،رفع خواهند شد؟ آیا از شمار میلیونی کودکان بازمانده از آموزش،کاسته خواهد شد؟ و البته بسیاری از پرسش های دیگر.

 

در یک آسیب شناسی از آموزش و پرورش،یکی از سازه های مهم افت آموزشی،بی انگیزگی و یا کم انگیزگی بسیاری از آموزگاران می باشد. این رخداد،چندان هم به این مساله بستگی ندارد که آموزگار،در دانشگاه،در رشته ی دبیری درس خوانده و یا نه،از دیگر رشته ها به آموزش و پرورش آمده است و یا این که پس از پایان دانشگاه،چند سال حق التدریس بوده و پس از آن،به استخدام آموزش و پرورش درآمده است. در آموزش و پرورش،شرایط معیشتی و مادی فرهنگیان،دست به دست سازه های دیگری همچون مدیریت متمرکز و نقش نداشتن آموزگار در بخش بزرگی از گستره ی کاری خویش داده،و دستآوردش این شده که بسیاری از آموزگاران،در همان سال های نخست،انگیزه کاری خویش را از دست بدهند. جدا کردن دانشجویان دبیری از دیگر دانشجویان نیز،راه چاره ی این درد نیست. از این رو،ریشه های بنیادی دشواری های آموزشی ایران را باید در خود آموزش و پرورش و وضعیت نابسامان آن جست و جو نمود و نه در شرایط دانشگاهی فرهنگیان.

 

از این رو از دید این نگارنده،دانشگاه فرهنگیان،درد چندانی از دردهای آموزش ایران را درمان نخواهد کرد؛بگذریم از این که با مدیریت سلیقه ای و ناعلمی،چه بسا در آینده بتواند به نابسامانی های بیشتر آموزش و پرورش دامن بزند.

 

 

 

وقتی بچه‌ها حس کنند که به حساب می‌آیند

 

نویسنده :  دایانا هیندز

رگردان:  محمدرضا نیک‌نژاد

 

توضیح مترجم: در جهان امروز یکی از هدف‌های مهم آموزش به‌ویژه در مدرسه، پرورش شهروندانی دانا، توانا، اخلاق‌مدار، پاسخگو و … است. در ساختار آموزشی بسیاری از کشورهای توسعه‌یافته و از آن میان کشور ما، یا چنین آموزه‌هایی دیده و پیگیری نمی‌شوندیا آنچنان دست و پا شکسته اجرا می‌شوند که بروندادی کارا و ارزشمند در پی ندارند. بی‌گمان آسیب‌های ناشی از بی‌عملی در این زمینه، در رفتارهای اجتماعی و اخلاقی، جامعه را ناکارآمد یا زمینگیر می‌کند. گرچه جستار شهروندی و آموزش‌های پایه برای گسترش و ژرفا دادن به آن، گاه گداری بر زبان برخی از کاربدستان سیاسی – آموزشی رانده می‌شود اما تاکنون چنین کنش‌هایی به‌طور رسمی و برنامه‌ریزی شده در ساختار آموزشی دیده نشده است. بایدیادآور شد که ساختار آموزشی ما آنچنان درگیر نیازهای پایه برای آموزش‌های حداقلی است که حتی اگر فرادستی بخواهد در زمینه آموزش و گسترش شهروندی گامی بردارد، پس از اندک زمانی دچار دلسردی شده و این هدف ارزشمند را رها می‌کند. به هر روی پس از برآمدن دولت یازدهم، از زبان رئیس‌جمهوری و برخی از کاربدستان آموزشی شنیده شد که دولت می‌خواهد در راستای آموزش‌های شهروندی گام بردارد و از این رو قرار است زنگ‌های گفت‌وگو، انشاء و کتاب‌خوانی در برنامه‌های درسی گنجانده شود اما شوربختانه تاکنون حتی در گفتار فرادستان خبری از این کار ارزشمند نیست! اینیادداشت به برخی از کنش‌های آموزشی در مدرسه می‌پردازد که در آن تمرکز بر پرورش «شهروندان شایسته» است و بنابراین می‌تواند آغازگاهی باشد برای آموزش‌های شهروندی در هر مدرسه‌ای. پیش از ورود به جستار اصلی باید اشاره کرد که نام افراد و مکان‌ها که به جستار اصلییاری نمی‌رساندند، حذف شده است. همچنین تا آنجا که جا داشته یادداشت به گونه‌ای چکیده و موثر ارایه شده. امید است گامی کوچک باشد برای کاری بزرگ در گستره آموزش کشور.

 

دیباچه

 

اگر یک دبستان بخواهد دانش‌آموزانش را به شهروندانی کنشگر و شایسته تبدیل کند، کار را بایستی از کجا آغاز کند؟ آن هم هنگامی که پیش از این، احتمالا، بسیاری از شاگردان، هرگز حتی واژه شهروند را نشنیده‌اند. اگر این پرسش ذهن شما را آشفته می‌سازد، نگران نباشید زیرا شهروندی، فقط واژه دیگری است برای بسیاری از تلاش‌هایی که همواره دبستان‌های خوب، در راستای پرورش احساس اخلاقی در شاگردان‌شان انجام داده‌اند، تا آنها را به پاسخگویی در برابر اعمال و رفتار احترام‌آمیز نسبت به دیگران، برانگیزانند.

 

اختیار  شاگرد

 

تمرین‌های مناسب برای آموزشِ شهروندی، می‌تواند دربرگیرنده کارهایی از این دست باشد که به کودکان فرصت‌هایی داده شود تا در تعیین مقررات کلاس خویشیا ارایه هر چیز دیگری در شورای مدرسه کمک کنند، با همکاری بچه‌های دیگر به گسترش یک سیاست زیست- محیطی در مدرسه یاری رسانند و اجازه یابند که در نگهداری زمین‌ها و ساختمان‌های مدرسه کمک کنند، پدر‌ومادران به گفت‌وگو درباره نقش خویش در گستره جامعه فراخوانده شوند، کودکان همچنین با اعضای انجمن محلییا نمایندگان نهادهای منطقه‌ای و ملی دیدار کنند. این کنش‌ها از آن روست که به بچه‌ها، درکی از وظیفه خویش داده شود.

 

اندیشمندی آموزشی، آموزش شهروندی را در سه خط اصلی چنین تعریف می‌کند: پاسخگویی اجتماعی و اخلاقی، دانش سیاسی و نقش اجتماعی.

 

آموزگاران دبستان احتمالا با پاسخگویی اجتماعی و اخلاقی، احساس راحتی خواهند کرد. سومین مورد یعنی نقش اجتماعی، می‌تواند بالقوه سخت به نظر ‌آید اما باید دانست که برای کودکان دبستان، کارِ بسیار ارزنده در این زمینه می‌تواند در فضای اجتماعی مدرسه انجام گیرد و نه   بیرون از آن اما دومین مورد یعنی دانش سیاسی، به‌طور دلهره‌آوری مبهم می‌نماید و مثلا ممکن است آموزگاران را قدری درگیر مطالعه روی روش‌ها و ساختارهای انجمن‌های محلی‌شان کند.

 

برنامه آموزشی

 

در تجربه‌های نخست، برای وارسی میزان دقت و چگونگی قرار گرفتن درس شهروندی در جدول زمانیِ آموزش، بایستی اندک کنترلی متمرکز از سوی دولت اعمال شود. برخی ممکن است ارایه موضوع را در ساعت‌های هفتگی خویش برگزینند اما بسیاری از جنبه‌های کار، با محتوای زنگِ خواندن و نوشتن یا جغرافیا، تاریخ، آموزش‌های دینی و … پوشش داده خواهد شد. همچنین بخش‌های بزرگی از شهروندی به‌طور طبیعی در پیوند با زندگی و عادت‌های کل مدرسه ساخته می‌شوند، مثلا در گردهمایی‌ها و نشست‌های انجمن مدرسه.

 

خطری وجود دارد که آموزش شهروندی، تنها به‌عنوان بارِ بزرگ دیگری، بر دوشِ مدرسه‌ها دانسته شود اما اگر برنامه‌ریزی شود و برای نظارت بر آنچه که هم‌اکنون انجام می‌شود، رسیدگی درستی به کار گرفته شود، کم و بیش، می‌تواند دلگرم‌کننده باشد. شهروندی همچنین، بر بسیاری از موضوع‌هایی تمرکز می‌کند که آموزگاران از کنار گذاشتنِ آنها از برنامه درسی ملی، دلگیر بوده‌اند: این رهنمودها به آموزگاران اجازه می‌دهد تا برای این موضوع‌ها وقت بگذارند و با رشد فردی شاگردانشان درگیر شوند.

 

منابع جدید

 

بخش‌های مستقل شهروندی، در برنامه‌ریزی آزمون و طرح مطالب تازه، به منظور کمک به آموزگاران دبستان، پرتلاش بوده‌اند. برای نمونه، یکی از این نهادها، کتاب منبع آموزگار، برای پایه اول دبستان را منتشر کرده است و برای پایه دوم نیز در دست چاپ دارد. این کتاب‌ها به‌طور اثرگذاری، موضوع‌های بنیادینی چون کمک کردن، به حساب‌آوردن یا نیاوردن دیگران،نگهداری از زیست‌بوم، تبیین فرهنگ‌های گوناگون، مناظره و رأی دادن و… را با طرحِ پرسش‌هایی شرح داده و فعالیت‌هایی را برای آن پیشنهاد داده‌اند. برای آغاز و برانگیختن بحث در کلاس، تصویرهای بزرگی از درگیری بچه‌ها در این‌گونه کنش‌ها در نظر گرفته شده است، آموزگارانی که پیش از این، تصویرها را به‌کار گرفته‌اند، آنها را سودمند ارزیابی می‌کنند.

 

گفت‌وگو (مناظره)، برای شکل دادن بخش عمده‌ای از آموزشِ شهروندی، روش مناسبی است. شاید به همین دلیل جلسه‌های «زنگ دایره‌ای(نشستن)» در آموزش گنجانده شده، که اکنون ویژگی بسیاری از دبستان‌هاست اما باید دانست که کیفیت طرح پرسش‌های آموزگار، در این جلسه‌ها، نقشی حیاتی دارند؛ در هنگام گفت‌وگو، پرسش‌ها طرح می‌شوند تا به اندیشیدن کودکان ژرفا بخشند. اگر آموزگاران از آنچه که به «تئوری گام به گام اخلاقی» شناخته می‌شود، درک بهتری داشته باشند، می‌توانند در طرح پرسش‌های خویش، اثرگذارتر باشند. این تئوری، مدلی رشد‌یابنده است که در آن اغلب، مرحله اخلاقی خودمحوری و تنبیه‌مداری کودکان، با راهنمایی‌های بعدی، به درکی همدلانه و انتزاعی‌تر تبدیل می‌شود تا آن‌جا که با دستورهای اخلاقی، به‌طور کامل‌تری درونی شود. کمک به کودک برای حرکت به سوی این فهم پخته‌تر به میزان زیادی می‌تواند رفتارِ خودمحور یا تهاجمی او نسبت به دیگران را کاهش دهد. هنگامی که آموزگاران درکی از این تئوری دارند، به آنها معیاری از پرسش‌ها، برای طرح می‌دهد، برای نمونه – پرسش‌های مربوط به – درک دیگران، مانند«شما چگونه پی می‌برید که چه‌کسی رنجیده است؟ »

 

همچنین برای پایه‌های اول و دوم، بسته آموزشی با عنوان معرفی شهروندی، تولید شده است تا مدرسه آنها را به کار ببرد. این بسته آموزشی، فیلم‌های گفت‌وگوهای کلاسی که در کتاب به آنها اشاره شده است و همچنین روش تشکیل شورای مدرسه در عمل و پیشنهادهایی درباره چگونگی راه‌اندازی آن را در بر می‌گیرد.

 

شورای برنامه‌ریزی

 

شوراهای مدرسه برای بسیاری از دبستان‌ها مفهوم کم و بیش تازه‌ای است اما مدرسه‌هایی که در راستای آموزش شهروندی درحال توسعه هستند، هم اکنون پی برده‌اند که شاگردان دبستان به خوبی به این چالش‌ها پاسخ می‌دهند.

 

برای نمونه، در مدرسه‌ای هیأت امنایی، شورای مدرسه از معلم -‌محوری به دانش آموز- محوری توسعه یافته است و اکنون روزبه‌روز رو به کامیابی بیشتر است. شورا، سالنِ گردهمایی‌های مدرسه را راه‌اندازی کرده که شاگردان مسئول موزیک و پاکیزه‌کردن آن هستند، با راه انداختن یک بخت‌آزمایی برای خریدتیوپ صابون به جای قالب‌های آن و برگزاری جشنی شبانه به منظور گردآوری پول براییک آسایشگاه و …. هیأت امنای مدرسه نیز به‌طور مرتب موضوع‌ها را برای گفت‌وگو به شورای مدرسه و میان بچه‌های عضو می‌برد.

 

یک آموزگار رابط شهروندی می‌گوید: در شیوه‌های آموزش شهروندی، بچه‌ها حس می‌کنند که به حساب می‌آیند. ما به آنها مسئولیت می‌دهیم و اجازه می‌دهیم اختیار داشته باشند – همان اندازه که نیاز است – نه دقیقا آن اندازه که می‌خواهند. ما به‌عنوان یک مدرسه باید مسائل را ارزیابی کنیم تا با رفتار و مسئولیت هماهنگ باشد؛ ما شمار اندکی شاگرد با اعتماد به‌ نفس بسیار پایین داریم که نمی‌دانند چگونه در جهان سازگار باشند. آموزش شهروندی آنها را وامی‌دارد تا پرداختن به کارهایی را آغاز کنند که پیش از این انجام نداده بودند و آموزش شهروندی اعتماد به‌‌نفس آنها را می‌سازد.

 

 

 

به نفع این مردم حکومت کنید

نگارنده: زهرا علی اکبری
خداراشکر،اصلا انگار نه انگار که در این مملکت مشکلی وجود دارد؟اوضاع اقتصادی ومعیشت خانوارها که با هدفمندی یارانه ها وپرداخت زمان دل بخواهی آن چیزی از کشورهای پیشرفته  کم ندارد،جوانان  و نیروهای آماده به کارو متخصص همگی در منصب های اجرایی مشغول به کارند و بیکاری در معنا و مفهوم در کشور ما ریشه کن شده است،با اعتیاد و مصرف موادمخدر (آن هم موادی که فقط در ایران یافت می شود)تا حدودی قابل صرف نظری مبارزه شده است.خدا را هزاران بار شکر که آن قدر  در این کشور مشکل و معضل قابل بررسی و حل وجود ندارد و از این حیث در قحطی به سر می بریم که بعضا رجال سیاسی و دولتی مان از سر بی کاری و پر کردن اوقات فراغتشان دست به قانون زده اند و قانون گریزی و قانون ستیزی رویه ی کاری شان شده است.کسی نیست در این آشفته بازار بگوید این سیاست جدید لجاجت با قانون و تصمیمات قانون گذاران در کجای دنیا رسم شده که حال ما طلایه داران آن شده ایم که به تازگی هم بر یادبود های کاری شان افزوده اندو  تلاش خود را برای بی ارزش جلوه دادن  قانونی مصوب در صحن علنی خواست ملت به کار می برند که اگر موثر واقع شد خوش به حالشان و اگر نشد دست به تغییر ساختارها  می زنند و برای رسیدن به اهداف و خواسته هایشان از کانال های عجیب و غریب دیگری وارد می شوند که جان در عذاب می ماند از بس که در آن بی منطقی و خودخواهی و لجاجت موج می زند.در این چهل سالی که از و جودیت این نظام و انقلاب می گذرد ،این سال های اخیر پر تغییرات ترین سال ها از نظر بر هم زدن چینش های شهری،ساختار وزارت خانه ها و سازمان های وابسته  ، وظایف و مسئولیت های وزیران و….بوده است. (که اوج این نابخردی ها را می توان دردو سال  آخر دولت دهم مشاهده کرد  که  به هر طرف آن  در هر عرصه ای از سیاست، اقتصاد،فرهنگ،اجتماع…که نگاه کنی سراسر سختی و غم و غصه و کشمکش داخلی و خارجی بود.)
این ها همه رنج است که در کشوری غنی زاد از نظر منابع طبیعی و ثروت ملی و نخبگان فرهیخته زندگی کنیم اما از درون غم نبود آرامش و آسایش در پهنای سفره ی روزگارمان ما را ذره ذره آب کند و این آب شدن از دل نازک یک  ایرانی فولادی بسازدتا آن جا که با شنیدن قیمت خودرویی چون پراید تنها لبخندی از درد بر لب بنشاند و ندانسته بدانیم تا کجا غرق بی نام و نشانی شده ایم.
ای کاش اینان که در هیاتی بلند مرتبه تکیه بر مسند قدرت زده اند و آنان که در خانه ای به نام و رسم انتخاب ملت نشسته اند تا حدودی که قابل درک باشد بدانند تیشه ی بی مهری شان بر سر و گردن این مردم فهیم تیز تر از همیشه شده است و این مردمانی که به صبر و اندیشه ی برتر مشهور و معروفند سزاوار و لایق  شایسته سالاری اند،نه این وضع اسفبار معیشتی که در آن به جان دست و پا می زنند چرا که اگر به یاد بیاورید این مردمان حضورشان در هر زمان و مرتبتی غوغای افتخار آمیزی بوده است.
ای کاش بدانید  فروردین ماه از راه رسیده و صدای آمدن سال جدید در شهر به گوش می رسد همه می دانیم چه بگویند چه نگویند بهار سرشار از نوشدن و تحول است، اما فقط نمی دانیم از تحول بهار به سفره ی خالی از نان ما چه می رسد؟ آیا زنده بودن بهار می تواند برا ی صدای خواهش فرزندی که برای داشتن قلم و دفتر ی برای نوشتن در گوش پدرش آهنگ شکسته شدن را میزند کاری انجام بدهد؟
مادری که روز را آغاز می کند با این غصه که برای کودکش از آنچه در آشپزخانه ی خود  میتواند یافت بکند چه خوراکی بپزد تا لقمه نانی برای سیری گرسنگی وی باشد و می داند که فرزندش در این نوشدن بهاری لباس مناسبی بر تن ندارد پس آغوش مضطربش را برای پاره ی تنش گرم ترین ماوا می کند، از بهار و زنده بودن آن چه سودی خواهد برد؟
وقت آن رسید  ه که بر وظیفه ی حکومتی خود به درستی و صداقت عمل کنید.
به نفع این مردم متین ، به خواست سال های عذاب و رنج شان از این همه ریا و دورنگی وکسالت عمل در وظیفه دست بردارید.از کجایید که تا این نهایت از اندوه روزگار آنان به دورید.
به نفع این مردم حکومت کنید، به نفع این آگاه اندیشه ها سیاست کنید. غم بی نانی را از دل های صادقشان بردارید و به اندیشه ی والایشان احترام بگذارید . بی شک این همان امنیت و آرامش اخروی شماست که با بدرقه ی دعای خیر این پاک طینتان همراه خواهد بود.
با مردم چنان باش، که در روز حساب که خدا را دیدار می‌کنی، عذرت پذیرفته‌آید که گروه ناتوانان و بینوایان به عدالت تو نیازمندتر از دیگران‌اند و چنان باش که‌برای یک یک آنان در پیشگاه خداوندی، در ادای حق ایشان، عذری توانی داشت.( نامه امام علی (ع) به مالک اشتر (نهج البلاغه))

 

 

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

آخرین خبرها

یادداشت

تبلیغات استخدام معلم تابناك وب تبلیغات تبلیغات تابناك وب