کد خبر : 26351
تاریخ انتشار : جمعه ۳ فروردین ۱۳۹۷ - ۹:۴۸
342 بازدید بازدید

چرا کودک بازمانده از آموزش؟/ درباره مدرسه های سبز (Green Schools)/ دانشگاه اسلامی، آری یا نه…/ راه دشوار فرآیند تربیت در آموزش و پرورش

چرا کودک بازمانده از آموزش؟/ درباره مدرسه های سبز (Green Schools)/ دانشگاه اسلامی، آری یا نه…/ راه دشوار فرآیند تربیت در آموزش و پرورش

چرا کودک بازمانده از آموزش؟   مهدی بهلولی،روزنامه آرمان،۲۹ مهر ۹۱ نزدیک به یک ماه از سال تحصیلی گذشته بود که یک روز صبح در زنگ اول،مدیر مدرسه،”بهمن” را به کلاس درس آورد و ضمن معرفی اش گفت که در یک ماه گذشته،در مدرسه ی دیگری درس می خوانده،اما از امروز شاگرد این کلاس خواهد

چرا کودک بازمانده از آموزش؟

 

مهدی بهلولی،روزنامه آرمان،۲۹ مهر ۹۱

نزدیک به یک ماه از سال تحصیلی گذشته بود که یک روز صبح در زنگ اول،مدیر مدرسه،”بهمن” را به کلاس درس آورد و ضمن معرفی اش گفت که در یک ماه گذشته،در مدرسه ی دیگری درس می خوانده،اما از امروز شاگرد این کلاس خواهد بود. پایه ی اول دبیرستان بود و من هم دبیر ریاضی کلاس . مدیر که بیرون رفت شروع کردم به کمی خوش و بش و احوال پرسی،و این که در مدرسه ی پیشین،درس ریاضی را تا کجا خوانده اند. با پاسخ هایی که داد دریافتم که شاگرد چندان درس خوانی نیست و خیلی در فضای کتاب و کلاس نبوده. زنگ تفریح،وضعیت تحصیلی او را به مدیر گفتم و درخواست کردم که پدر یا مادرش را ببینم. چند روز بعد مادرش به مدرسه آمد و گفت که بهمن،بعدازظهرها،سر کار می رود و شب که به خانه می آید آنچنان خسته است که توان درس خواندن ندارد. بعدها،از زبان مشاور مدرسه هم شنیدم که پدرش را هم،در یک تصادف رانندگی،از دست داده است. این گذشت تا یک روز که در “سرچشمه”،جلوی مغازه ای دیدمش که داشت یخچالی را جابجا می کرد و البته این زمانی بود که پس از چهار پنج ماه که به مدرسه آمد،درس را نیمه نصفه رها کرد و به کلی رفت به بازار کار.

اما من شاگردانی مانند بهمن،زیاد داشته ام. در سال های نخست خدمتم،شش سال در بخشی محروم از استان ایلام بودم،و از نزدیک خانواده هایی را می شناختم که از سه- چهار فرزند ِ در سن تحصیل شان،تنها یکی به مدرسه می آمد و دیگران،یا از بیخ و بن بی سواد بودند و یا پس از چند سال تحصیل،مدرسه و درس را کنار گذاشته و همراه با پدر و برادر،دکانی را می چرخاندند،یا بر کامیونی کار می کردند،و یا همگی کشاورز بودند. شمار کودکان باز مانده از آموزش،در مناطق محروم بالاست،و به ویژه تحصیل دختران،به خاطر پاره ای مشکلات فرهنگی،از ارزش و اهمیت کمتری برخوردار است- این نکته را هم بگویم که در شش سال خدمتم در ایلام،شاهد بودم که شوربختانه چند دانش آموز دختر،به دلیل های گوناگون،مانند تن ندادن به ازدواج های اجباری،به خودسوزی دست زدند و جان باختند.

اما هم اکنون هم،کمتر سالی هست که شماری از دانش آموزانم،یا در میانه ی سال و یا در پایان سال تحصیلی،دست از درس خواندن برندارند و راهی بازار کار نشوند. آنچنان هم که گفته می شود باید آمار کنونی کودکان بازمانده از آموزش،چیزی پیرامون چهار میلیون نفر باشد. ناگفته پیداست که یکی از مهم ترین دلیل های آن نیز،ناداری،تنگ دستی و بی کاری سرپرست خانواده است،که باعث می شود به فرزند،به ویژه پسر،همچون نیروی کار نگریسته شود. البته برخی از همین کودکان باز مانده از آموزش،پس از چند سال،سرو کارشان با مدرسه های بزرگسال می افتد و خوشبختانه شماری از آنها،به دانشگاه نیز راه می یابند،اما بی گمان درصد این افراد،ناچیز است. ناگفته نماند که این عامل ناداری و تنگ دستی،چیز چندان تازه ای هم نیست و سده هاست که مانع بزرگ آموزش کودکان می باشد و در جای جای ادبیات به جا مانده از گذشته هم،از آن سخن رفته است. برای نمونه ناصر خسرو از خانواده هایی گلایه می کند که به خاطر دستمزد ماهانه ی آموزگاران که در آن زمان یک درم بوده،کودکانشان را از مدرسه رفتن باز می داشته اند : “از غم مزد سر ماه،که آن یک درم است / کودک خویش به استاد دبستان ندهی”.

ولی از فقر که بگذریم مهم ترین دلیل این همه کودک بازمانده از تحصیل،کیفیت پایین آموزش،جذاب نبودن کلاس درس و مدرسه،کمبود آموزگار و مشاور با انگیزه و توانمند،پیوند ضعیف درون مایه ی کتاب های درسی با زندگی دانش آموز،و آمار بالای بی کاری تحصیل کرده هاست. اما شاید یک دلیل دیگر این باشد که متآسفانه سپهر آموزش ایران،فرهیخته پرور نیست تا نفس خود آموزش و یادگیری،ارزشمند به شمار آید. این است که می بینیم پاره ای از بازماندگان از آموزش،از طبقه ی متوسط و بالا هستند. آموزش در ایران،کیفی نیست،از این رو دانش،ارزش ذاتی چندانی هم ندارد. حتی این روزها،بسیار شنیده می شود که آموزش باید با کار و صنعت پیوند بخورد تا سودمند افتد و به کار آید. آموزش و پرورش نیز،به روش های گوناگون،بدش نمی آید دانش آموزان را به رشته ی کار و دانش،و هنرستان ها رهنمون سازد- نمونه اش هدایت تحصیلی دانش آموزان سال اول دبیرستان،که گویا به تازگی دستخوش دگرگونی شده- اما پنداری فراموش گردیده که فرهیختگی،اخلاق و پرورش فراخور جامعه ی نوین،از هدف های بنیادین آموزش- دست کم تا دوره ی متوسطه – است و نه آشنایی با کار و صنعت. در بند ۲ ماده ی ۲۶ اعلامیه ی جهانی حقوق بشر هم می خوانیم : ” هدف آموزش،رشد کامل شخصیت انسانی،تقویت احترام به حقوق بشر و آزادی های بنیادین خواهد بود. آموزش باید ترویج تفاهم،مدارا و دوستی در میان همه ی ملت ها و گروه های نژادی و مذهبی را ترویج کند و به فعالیت های[سازمان] ملل متحد در راه حفظ صلح یاری رساند.”

اما پرسشی که می ماند این است که با افزایش کودکان بازمانده از آموزش،آیا اصل سی ام قانون اساسی که بیان می دارد : “دولت موظف است وسائل آموزش و پرورش رایگان را برای همه ملت تا پایان دوره متوسطه فراهم سازد و وسائل تحصیلات عالی را تا سر حد خودکفایی کشور به طور رایگان گسترش دهد” نیازمند توجه و تفسیری تازه نیست؟ آیا با این شمار از کودکان بازمانده از آموزش،به راستی می توان گفت دولت به وظیفه ی خود عمل کرده و “وسائل آموزش و پرورش رایگان” را فراهم آورده است؟

 

 

 

درباره مدرسه های سبز (Green Schools)

برگردان: محمد رضا نیک نژاد

بخش طرح نو روزنامه شهروند،۲۴ فروردین ۹۴

توضیح مترجم: من به عنوان یک آموزگار و دوستدار محیط زیست،در دوران دانش آموزی و معلمای ام، ندیده ام که کاربدستان آموزشی در مدرسه – دست کم در دبیرستان – کنشی زیست محیطی انجام دهند یا این که آموزش و پرورش برنامه ای فراگیر و بنیادین برای چنین کنش هایی در برنامه درسی و هفتگی دانش آموزان گنجانده باشد. در جست و جوهایی که براییافتنیاداشت در پیوند با آموزش نگهداشت و گرامیداشت زیست بوم داشتم،به تارنمای اداره حفظ محیط زیست ایالت نیویورک و بخش آموزش آن برخوردم. که برنامه هایی گسترده برای آموزش چنین کنش هایی را در مدرسه و بیرون از آن آماده و اجرا می کرد. چون جای چنین برنامه ها و کنش هایی در ساختار آموزشی خالی بود به برگرداندن این نوشتار پرداخته شد تا شاید دست کم تجربه ای کارا در این زمینه پیش رو باشد. این نوشتار در بر گیرنده نام شرکت ها و برنامه ها و کانون های آموزشی فراوانی بود که شاید ترجمه را دچار پیچیدگی  بیهوده ای می نمود. از این رو از آوردن آن نام ها خوداری شد. نوشتار اصلی دارای پیوندهایی بود که خود می توانست موضوعی جداگانه برای ترجمه باشد. اما مترجم از آوردن آن ها خودداری نموده است اما خوانندگان گرامی می توانند با رفتن به تارنمای اصلی از آن پیوندها بهره گیرند. امیدوارمیاداشت بتواند دست کم دانسته هایی درباره آموزش های زیست محیطی به خوانندگان پیشکش نماید.

مدرسه های سبز (Green Schools)

مدرسه ها در سراسر نیویورک در حال بازیافت،کاهش زباله،نگهداشت انرژی،حفظ منابع،جلوگیری از آلودگی آب و تلاش برای زدودن مواد سمی هستند. این سیاست های سبز افزون بر منافع دراز مدتِ ساماندهی شایسته محیط زیست،می تواند به ارائه محیطی سالم برای دانش آموزان و کارمندان مدرسه یاری رساند.

در این ایالت روز ۲۴ آوریل ۲۰۱۲ بعنوان روز مدرسه های سالم اعلام شد و در این روز مدرسه هایی را که در تلاش های زیست- محیطی کامیاب بوده اند را برگزیده و پاداش ارزشمند “اداره حفظ محیط زیست نیویورک” را به آنها واگذار می کنند.

برنامه درسی

نشریهی”دوستدار محیط زیست برای کودکان”( Conservationist for Kids) مجله طبیعت و فضای بازِ اداره محیط زیست نیویورک برای دانش آموزان است. این مجله سه بار در سال برای پایه های چهارمِ همه مدرسه های دولتی فرستاده می شود.

طرح درس و کارگاه ها

اداره محیط زیست ایالت با تهیه کتاب ها و جزوه هایی برای مربیان،طرح ها و روش های آموزش های محیط زیستی را در دسترس آنها قرار می دهد. این اداره آموزگارانی که در کلاس بر جستارهای زیست- محیطی تمرکز می کنند را پشتیبانی می نماید. همچنین مسابقه های پوستری برپا میکند تا دانش آموزان علاقه مند بتوانند در آنها شرکت نمایند.

برنامه چالش مدرسه های سبز

برنامه ی چالش مدرسه های سبز،مدرسه هایی را که برنامه های کاهش زباله،بهرگیری دوباره از آنها،بازیافت، کودسازی گیاهی،ویا محصولات و بسته بندی های بازیافت را می خرند،به رسمیت می شناسد.

برنامهی احکام عالی محیط زیستی دولت ایالتی نیویورک

احکام عالی محیط زیستی ایالتی به مدرسه ها،سازمان ها،افراد،شرکت ها و نهادهایی اهدا می شود که برای دستیابی به منافع محیط زیستی و بهبود و حفاظت از محیط زیست ایالت تلاش نموده باشند.

کمک مالی و ایجاد موقعیت

عدالت محیط زیستی از کمک های مالی تاثیر می پذیرد. کمک های مالی پروژه هایی همچون پاکسازی سرب یا آلودگی جیوه در مدرسه ها،پروژه های آموزشی زیست – محیطی برای دانش آموزانِ مرکز شهر در راستای]پاک سازی[ طبیعت را در بر می گیرد. همچنین کمک ها به مناطق آموزشی به دلیل کاهش زباله های شهری،برنامه های دولتی بازیافت،پروژه های مناسب درختکاری شهری به ویژه زمین های مدرسه ها و … را شامل می شود.

زمینه ها و توانایی های مدرسه

برنامه کاهش و نابود سازی سم ها: بسیاری از مدرسه ها جیوه و مواد شیمیایی دارند که باید ] از مدرسه[ بیرون برده شوند. این برنامه می تواند دانش آموزان و مسئولان مدرسه را با روش ها و اطلاعات مدیریت زباله شیمیایی آشنا کرده و آنها را آماده نماید تا محیط مدرسه را از وجود جیوه پاک نماید. همچنین مقدمه ای برای شیوه های شیمی سبز خواهد بود تا زباله های خطرناک را به کمترین اندازه خود برساند.

سامانه کاهش و بازیافت زباله های جامد: بازیافت در مدرسه های ایالت نیویورک اجباری است. این سامانه به برپایی فراگیر برنامه کاهش زباله در مدرسه ها یاری می رساند.

برنامه مدیریت زباله های خطرناک: برنامه مدیریت زباله اداره محیط زیست نیویورک با پیشبرد راهنمایی هایی مناسب، زمینه از بین بردن لامپ های فلوروسنت،وسایل آلوده به جیوه و زباله های خطرناک و همچون مواد شیمیایی آزمایشگاهی را فراهم می نماید.

برنامه کیفیت بخشی هوا: خودروهای سنگین،شامل کامیون های دیزلی و اتوبوس های مدرسه و …- با چند استثنا – از بیش از پنج دقیقه بیخودی روشن بودن منع شده اند.

برنامهی مدیریت آفت ها:مدرسه ها و مراکز شبانه روزی که از آفت کش ها بهره می گیرند باید به وسیله اداره محیط زیست ایالت و وزارتخانه آموزش و پرورش پایش شوند. این اداره همچنین دانسته هایی درباره روش های مدیریت جایگزینی آفت ها در دسترس قرار داده است.

برنامه آموزش آنلاین برای پاکیزگی سبز

اداره خدمات عمومی ایالت نیویورک (OGS) دوره های آموزشی آنلاینی برای مدیران مراکز،مدیران مدرسه ها، مربیان،پدر و مادرها و شهرودان ارائه می دهد. این دوره ها اطلاعات و ابزارهای رایگانِ فراوانی را برای افزایش گزینشِ موثر روش هاییادگیری سبز،در راستای سلامت محیطزیست درون مدرسه،خانه و سازمان ارائه می دهد.

منابعی برای مربیان و رهبران جوان

امروزه مربیان مسئولیت سترگی دارند تا به جوانان نشان دهند که کنش های امروزِ آنها،بر فردا اثر گذار است؛این مسولیتیک اصل بنیادین در مدیریت محیط زیستی است.

هدف اداره آموزش محیط زیست ما،گسترش خردمندانه سرپرستی منابع طبیعی است. چون مربیان در راهنمایی جوانانمان نقش حساسی بازی می کنند،آموزش و آماده کردن منابع برای این مربیان بسیار مهم است.

مراکز آموزش محیط زیستی

مراکز آموزش محیط زیست (EEC) بوسیله اداره حفظ محیط زیست نیویورک راه اندازی شده اند. این مراکز در سراسر ایالت،فرصت های آموزشِ محیط زیست برای مربیان شامل معلمان رسمی،رهبران جوان،پدر و مادرهای عضو انجمن خانه و مدرسه و رهبران پیشاهنگی را ارائه می دهد. این مراکز مکان های بسیار خوبی برای سفرهای میدانی هستند و مربیان محیط زیستی ای در محل دارند که کنش های نوآموزان را رهبری می کنند. همچنین در این مراکز کارگاه هایی برای راهنمایی مربیان هست که در آنها چگونگی همکاری زیست – محیطی در برنامه های درسی ارائه می شود. در برخی نیز منابع گسترده ای وجود دارد که در آنها برای معلمان اطلاعاتِ کاملی درباره ی جستارهای محیط زیستی ارائه می کنند.

برنامه های درسی و فعالیت های کودکان و نوجوانان

کارمندان در این مراکز با همکارییکدیگر برای مربیان مجموعه ای از برنامه های درسی جالب ارائه می دهند  که در آنها به شکوفایی دانش آموزان در طبیعت و پاک نگهداشتن محیط درون کلاس پرداخته می شود. این طرح درس ها از سویی با سن و پایه و از دیگر سو با موضوعاتی شامل ]چگونگی برخورد با [حیوانات،بازیافت و ]حفظ منابع[ آب،دسته بندی شده اند. در این مراکز برای کودکان و نوجوانان زمینهی فعالیت هایی همچون انجام هم زمان پژوهش در فضای باز و بسته، ساختن صنایع دستی و چگونگی تهیه مجله های ] حفظ [طبیعت فراهم شده است. افزون بر این مربیان در بخش های پژوهشی برخی از این مراکز،برنامه های عملی و فعالیت های میدانی را برای دوره های راهنمایی و دبیرستان و پایه های بالاتر از دوم ارائه می کنند. آموزش از راه دور( ویدئو کنفرانس) نیز در این مراکز در دسترس می باشد.

برخی از این مراکز طرح درسی هایی نیز برای پرداختن به ماهی ها،ماهیگیری و دانش آبزریان دارد. درس ها و کنش ها شامل یک طرح درس،اطلاعات پیش نیاز،جزوه های همراه و فعالیت های مکمل است که می تواند برای ارزیابی بهتر مورد بهره برداری قرار گیرد.

اردوهای تابستانی آموزش های محیط زیستی

اداره حفظ محیط زیست ایالت نیویورک در سراسر ایالت در هر تابستان چهار اردوی آموزش محیط زیستی راه می اندازد. اردوهای شبانه روزییک هفته ای برای بچه های ۱۱ تا ۱۷ سال برقرار است. مدرسه ها،سازمان ها و همچنین پدر و مادرها می توانند یک بچه را براییک هفته در اردو ضمانت نمایند.

بخش برنامه آشنایی با قانون های حفاظت محیط زیست،آگاهی های زندگی انعطاف پذیر زیست محیطی را در برنامه های خویش ارائه می دهد. این برنامه دانش آموزان را با منابع محیط زیستی فراوان در ایالت نیویورک، وظایف اداره حفاظت محیط زیست محلی و مسئولیت های اداره حفاظت محیط زیست ایالت آشنا می کند.

 

 

 

دانشگاه اسلامی، آری یا نه…

نگارنده: زهرا علی اکبری
تعلیم و تربیت از ارکان مهم ، آینده ساز و زیر بنایی هر مملکتی است. آموزش بهمراه کسب مهارت های لازم برای زندگی شایسته و تربیت نسلی متعهد و پایبند به اصول، دغدغه ی هر کشوری است. اما  در  تربیت چنین نسلی با باوری پایدار به  عقاید و ارزش های  ملی – مذهبی چه  عواملی  می توانند نقش آفرینی کند؟ مدرسه خاستگاه اولیه و بی شک مهم ترین نهاد در تربیت افراد با شاخص های ملی – مذهبی است.اینکه موثرترین وسازنده ترین سال های ساخت شخصیت آدمی در دوران تحصیل در مدرسه می باشد، به متولیان امر تعلیم و تربیت و مسئولین  دولتی کمک می نماید تا با برنامه ریزی هدفمند ضمن حمایت از آرمان های حکومتی و تدوام اندیشه ها و فرهنگ محقق شده در جامعه، به رشد و تعالی افراد و توسعه کشور دست بیابند.
بنابراین برای تعالی و  نگهداشت همیشگی آداب و  ارزش های  سنتی ، مذهبی و ملی تنها در مدرسه می توان دست به اقدام و برنامه ریزی زد.دانشگاه محلی فراتر از مدرسه با رسالت هایی متفاوت می باشد. دانشجویی که با زمینه ی مذهبی و فرهنگی خاص و از پیش تعیین شده وارد دانشگاه می شود اشتیاقی برای همسویی خود با آرمان های دانشگاه و تغییر دردیدگاه های خود ندارد. البته اگر در هر امری بیان اندیشه و در پی آن آزادی و تبادل نظرباشد،  چه بسا همین عدم اشتیاق به تغییر تبدیل شود.
مدت زیادی است که در محافل علمی دانشگاهی کشور بحث اسلامی شدن دانشگاه ها با جدیت سندی و فراموشی در اجرا مطرح شده است . این مجال فرصتی برای بیان چرایی بودن و نبودن این امر در دانشگاه هاست.
دانشجو با تربیت خانوادگی ،گذراندن دوران تحصیل عمومی در مدرسه بهمراه آموزش های دینی ، حضور در جمع همسالان و بهره گیری از رسانه های دیداری و شنیداری، عقبه ای برای مذهب و اندیشه های دینی  خود دارد و از آنجا که در امور دینی آدمی دارای اختیار و انتخاب است در نتیجه علاقه ای به پذیرفتن جبر دانشگاهی در این امور ندارد. در حال حاضر در تمامی دانشگاه های کشور تعظیم شعائر اسلامی و ملی با برگزاری مراسم ها ی ملی – مذهبی ، گرامیداشت ایام ، جلسات گفتگوی دینی، متون درسی مربوطه و…انجام  می پذیرد  و جذب و گزینش اساتیدبر مبنای پایبندی به مبانی و آرمانهای نظام جمهوری اسلامی ایران . نظارت و ارزیابی مستمر اعضای هیئت علمی.حل مشکلات معشیتی دانشجویان ،  ارزیابی هدفمند و مستمر علمی دانشجویان.احداث مساجد و نمازخانه و…  اینها مواردی نیستند که بخاطرشان دست به سند نویسی اسلامی بزنیم  . مثال های بیان شده و موارد مشابه آن که در سند ذکر شده جز خصیصه های بارز و موجود دانشگاه های کشور است  نیازی نبوده و نیست که بخواهیم نگران شویم و سند ملی در این رابطه تدوین نماییم.
اینکه بخواهیم با پیوند زدن دانشگاه به واژه اسلامی و تغییر متون علمی بر اساس مذهب مان  ، به اهداف دولتی خود برسیم دور از انصاف منطقی و علمی است. یک وقتی هست هدف از متناسب سازی متون درسی با دانسته های اسلامی ،فراهم نمودن بستر برا ی ترویج  و توسعه ی دانش دانشمندان اسلامی است  که خیلی هم  این هدف  متعالی ست  . اما اگر کمی صادق باشیم باید پذیرفت که در دنیای علم مرزی برای مذاهب وجود ندارد و همگان هم راستا با نظریه ها و قوانین موجود – اسلامی و غربی- گام بر می دارند.
اسلامی شدن در وقت و مکان خودش بسیار هم با ارزش و قابل تحسین است اما دانشگاه جای آن نیست،هرچند که پر واضح است که در حال حاضر دانشجویان ، اساتید و متون درسی دانشگاهی همگی از قید اسلامی و داشتن حداقل ها برخوردارند و جای نگرانی وجود ندارد. خلاف عقیده حاکم بر سند دانشگاه اسلامی باید اذعان نمود، حضور اقشار مختلف مذهبی با عقاید وسطوح دانش و تجارب  متفاوت  می تواند  به ارتقای علمی دانشجویان و همچنین تقویت بینش مذهبی آنها کمک نماید.
ناگفته نماند در سند دانشگاه اسلامی مصوبه شورای عالی انقلاب، راهبردهای وزینی  گنجانده شده است همچون گسترش و تقویت ایمان و اعتقاد اسلامی، تهذیب و تزکیه نفس و اعتلای عقلانی و علمی ،که اگر با هدف گسترش مرزهای اسلام و توانمندی اندیشمندان آن همراه باشد کاری بس ارزشمند است. اما زمانی که از سوی برخی صاحبنظران ، اسلامی شدن، با تفکیک جنسیتی در دانشگاه برابری می کند،جز غم و اندوه عدم درک صحیح از کمال  انسانی چیزی دیگری بر جای نمی ماند. تنظیم روابط بین دانشجویان دختر و پسر(تفکیک جنسیتی) رامنظور کردن و با این عمل ، شخصیت دانشجو را هدف قرار دادن برای محیطی علمی و دانشگاهی – که از طرفی نهادی اجتماعی و عمومی است- تفکر و طرح مناسبی نیست. حتی اگر فرض این باشد که اندیشه حاکم بر این طرح و حتی سند دانشگاه اسلامی، تدوام ارزش های والای انقلاب اسلامی است،باید گفت جای این گونه اندیشه های حکومتی و تدوام ها در دانشگاه نیست.ما نمی توانیم و حق نداریم خواسته ی حکومتی خودمان را در ذهن قشر جوان ترزیق کنیم. اگر انقلاب اسلامی ما به دنبال پیروزی خودش ارزش هایی را به همراه داشته- که صدالبته داشته است- جای درک آن ارزشها ، پذیرفتن و پایبندی و همراه شدن با آن آرمان ها و نظام ، در دانشگاه نیست . دانشگاه برای آن است که بتوان در کنار اندیشه های مخالف و موافق و نظرات خوب و بد،  ارزش های انقلاب را پربارتر نمود و گسترش داد، نه آنکه  آن را تکه ای جدا از آرمان ها بدانیم و برای یکسان سازی با اجتماع – از فرط نگرانی های کاذب- سند تهیه نماییم.  باید قبول کرد از دل همان دانشگاه های عادی بدون پسوند اسلامی ، افرادی چون باکری ها و همت ها با پایبندی به اهداف انقلاب اسلامی برای این مملکت حماسه آفریدند. برای نگهداشت  احساس تعهد و مسئولیت نسبت به رشد و تعالی جامعه و تحقق اهداف و ارزش های اسلامی ،دانشگاه دیر است، باید اسلامی شدن را در جای دیگری پیگیری کنیم .

 

 

 

راه دشوار فرآیند تربیت در آموزش و پرورش

آموزش و پرورش با به رسمیت شناختن تشابهات ضروری زندگی جمعی، تجانس فرهنگی را از طریق آموزش‌های رسمی تقویت می‌کند و به آن تداوم می‌بخشد. یکی از اهداف اصلی نظام تعلیم وتربیت، اجتماعی کردن افراد است، مدارس به عنوان واحد مجری مصوبات آموزش و پرورش و کانون تحول بنیادین، در فرآیند آموزش نقش اساسی و بی‌بدیلی را ایفا می‌کنند و به دانش‌آموزان می‌آموزانند، ارزش‌های خاصی مثل پیشرفت و برابری فرصت‌ها را حفظ کنند.

مدارس ایدئولوژی‌های خاصی را به دانش‌آموزان انتقال می‌دهند؛ ایدئولوژی‌هایی که نابرابری درآمد و موقعیت طبقه اجتماعی را پیامدهای منطقی اختلاف در موقعیت تحصیلی می‌دانند. دانش‌آموزان در نتیجه پذیرش ایدئولوژی‌ها، انتظارات خاصی را در خود شکل می‌دهند.

«باور‌پذیری ارزش‌ها و مسوولیت‌پذیری» براین اساس استوار است که دانش‌آموزانی که کارهای‌شان را به خوبی انجام می‌دهند، باید تشویق شوند. مدارس با جداکردن و برگزیدن دانش‌آموزان از طریق فرآیند انتخاب که در قالب سیستم پاداش و تشویق کوشش دانش‌آموزان اجرا می‌شود، نابرابری را امری طبیعی و قابل قبول جلوه می‌دهد. در چنین ساختار ایدئولوژیکی، تفاوت‌های فردی را به پیامدهای حرفه‌ای و طبقه اجتماعی مرتبط می‌کند وآنها را عادلانه جلوه می‌دهد و براساس آن مانع از رنجش بازندگان رقابت می‌شود و مطابق چنین حسی تعارضی بروز نمی‌کند و با ایجاد ارزش‌های اجتماعی، یکپارچگی فرهنگ جامعه حفظ می‌شود.

از دیگر ماموریت‌های آموزش وپرورش بر اساس سند تحول بنیادین، احترام به انسان و اصیل شمردن آزادی‌های دانش‌آموزان مبتنی بر تربیت متوازن مطابق ساحت‌های ششگانه مندرج در این سند است، لذا دراین راستا می‌کوشد با فراهم کردن فرصت تجربه ورزی به شکوفایی این جنبه الهی انسان کمک کند.

یکی دیگر از ماموریت‌های نظام تعلیم وتربیت، احترام به انسان و اصیل شمردن حسّ پرسشگری، نقادی و خردورزی دانش‌آموزان است و براین اساس تلاش می‌کند زمینه پرورش عقلانیت و خردورزی متعلمان خود را فراهم کند؛ وزارت آموزش وپرورش به عنوان تنها نهاد رسمی متولی آموزش کودکان ۶ تا ١٨ سال کشور لازم است زمینه ایجاد یکپارچگی اجتماعی و وفاق جمعی را فراهم سازد و به استقرار نظم و انضباط اجتماعی، شکل دادن به قواعد و هنجارهای اجتماعی و ایجاد آگاهی نسبت به آنها و انتقال فرهنگ دینی، ملی و بومی کشور از نسلی به نسل بعدی کمک کند.

آموزش وپرورش به منظور آماده‌سازی و تربیت انسان می‌کوشد، زمینه و امکان آشنایی با دانش و آموزه‌های انسانی، ارتقای سطح آگاهی‌ها و دستیابی به دیدگاه‌ها و بینش مناسب، نسبت به خود، جامعه هستی و مبدا آفرینش را فراهم سازد. فراگیری «فوت و فن» کار و افزایش کارآمدی و مهارت آموزی، به این منظور که افراد نقش موثری در زندگی اجتماعی برعهده بگیرند، از دیگر ماموریت‌ها و مسوولیت‌های آموزش وپرورش رسمی است.

تربیت غیررسمی، جریان سیّال، مستمر و همیشگی و در عین حال دارای وجوه مختلفی است و به موقعیت خاص و شرایطی معین، محدود نیست. یکی از ویژگی‌های تربیت نهفته، غیروابسته بودن آن به موقعیت‌های ویژه، شرایط معین و زمان‌بندی خاص است. انجام این نوع تربیت مسوولیت اجتماعی همه افراد و نهادهای اجتماعی، دستگاه‌های فرهنگی و آموزشی کشور است، پر واضح است که تربیت انسان مطابق با اهداف سند تحول بنیادین- که باید به مراتبی از حیات طیبه دست پیدا کند- فرآیندی بسیار دشوار ودیربازده است؛ لذا نمی‌توان آن را به عنوان یک ماموریت مستقل به نهادی مانند وزارت آموزش و پرورش که با وجود اختیارات ناچیز و محدودیت منابع اعتباری، بار مسوولیت و توقعات کمرشکن بسیاری از دستگاه‌های دیگر را به دوش می‌کشد، واگذار کرد و نتایج خاص و ویژه‌ای را از آن توقع داشت.

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

آخرین خبرها

یادداشت

تبلیغات استخدام معلم تابناك وب تبلیغات تبلیغات تابناك وب