یادداشت



کدخبر : 18893


ویژه نامه روزنامه آسمان آبی در باره آموزش و پرورش



روزنامه “آسمان آبی” امروز دوم مهرماه، ویژه نامه ای دارد درباره آموزش و پرورش؛ از ص ۱۹ تا ۲۲



یکشنبه ۲ مهر ۱۳۹۶ - ۱۸:۲۸ --
تعداد بازدید: 193 بازدید

امروز نشد، فردا!

سعید شمیرانی

 

رئیس‌جمهوری در سخنرانی روز نخست مهر، در آیین بازگشایی مدارس، یک کار غیر‌کلیشه‌ای انجام داد و با انتقاد از محتوای کتب درسی، آن را تربیت‌کننده دانش‌آموزان برای دیروز خواند! به اعتقاد او وقتی امروز کتاب‌های درسی را باز می‌کنیم غیر ‌از عوض‌شدن جلد، فونت، عکس و تغییر بعضی عبارت‌ها نسبت به زمان‌های گذشته، تغییر چندانی نکرده است. در حالی‌که ما باید دانش‌آموزان را حداقل برای ۱۲ سال آینده تربیت کنیم. کتاب­‌های درسی ما دانش‌آموز را برای دیروز تربیت می‌کند نه برای فردا و حتی امروز. جدای از این صحبت‌های غیرکلیشه‌ای رئیس‌جمهوری، یک اتفاق خاص و دور از انتظار دیگر هم در این روز رخ داد و آن ترافیک بود. پیش‌بینی می‌شد روز اول مهر، ترافیک با افزایش ۵۰ درصدی روبه‌رو شود اما نه‌تنها این‌طور نشد، بلکه ۱۱ درصد هم کمتر از روزهای قبل بود! یعنی ۶۱ درصد از انتظار ما کمتر! نکته قابل توجه این‌جاست که رئیس مرکز کنترل ترافیک راهور ترافیک از منتقل‌شدن ترافیک به روز دوم مهر خبر داده است! واقعا جای تعجب دارد روز اول مهر باشد و شنبه هم باشد ولی ترافیک نباشد. آن‌ها که اول صبح در شهر تردد کردند، می‌دانند چه می‌گویم. در واقع گمان می‌کنم این اتفاق، مصداق بارز افتادن از آن‌طرف بام است. آن‌قدر همه در استرس ترافیک و قفل‌شدن تهران بودند که کاملا همه‌چیز برعکس و دور از تصور ما شد. اصلا انگار همه‌چیز این‌روزها دست به دست هم داده‌اند تا یک اتفاق دور از انتظار را رقم بزنند. کمی از آمار برایتان بگویم تا خوب با این موضوع ارتباط برقرار کنید. بنا بر آمار منتشر شده از پزشکی قانونی از ابتدای سال تاکنون، بیش از ۱۲هزار زن به دلیل آسیب بر اثر نزاع به این سازمان مراجعه کرده‌اند. واقعا این عدد جای بسی تأمل دارد که این تعداد زن کجا با هم دعوا کرده‌اند که عدد به این بزرگی را به چشم نمی‌بینیم. آن هم دعوایی که به جراحت منجر شود  و کار را به پزشکی قانونی بکشاند. قطعا هیچ‌یک از ما توقع شنیدن چنین آماری را نداشتیم و از انتظار ما به دور بود. یک چیز دیگر هم هست که با آن‌چه در تصور ما بود، مغایرت دارد و آن، استفاده از «سونا» است. یک متخصص پوست و مو نسبت به خطرات استفاده بیش از حد از سونا هشدار داد و توصیه کرده افراد از مراجعه پشت سر هم به سونا دوری کنند.  زیرا حرارت زیاد به پوست آسیب می‌رساند و پوسته‌پوسته شدن و شیوع برخی قارچ‌های پوستی را در پی دارد. نتیجه اخلاقی ای که از این خبر می‌توان گرفت، این است که در تمام امور حد وسط را رعایت کنیم!

 

 

کلاس‌هایی که از سوت و کوری درآمده‌اند

علی بهشتی‌نیا
قرار بود برای امضای نمرات شهریور به مدیر مدرسه سری بزنم، اما میزهای بلاتکلیف، پرده نیمه‌آویزان و تخته سیاهی که با گچ سفید خط‌خطی شده بود مرا به کلاس کشاند. کلاسی که تا دیروز سرشار از هیاهو بود و امروز غرق در سکوت و خاموشی. صندلی و میز معلم و دانش‌آموزان و حتی پرده کلاس، درست همان‌طوری بود که آخرین روز مدرسه، دانش‌آموزان آن‌جا را ترک کرده بودند. چند دقیقه‌ای را در کلاس بدون دانش‌آموز قدم می‌زنم. میزها صفحه خاطره‌نویسی و یادگار دانش‌آموزانی است که دیگر نیستند. امین با خودکار قرمز و مشکی نوشته بود « فقط بچه‌های شهرک» و میز دوم را علی و مجید چنان از وسط با غلط‌گیر به دو قسمت مساوی تقسیم کرده‌اند که آدم را به یاد خط استوا می‌اندازد. میزها همه پر است از خطوط نامتقارن به هم پیوسته و لابه‌لای آن خطوط هم می‌توان بخش‌هایی از کتاب درسی و تقلب دانش‌آموزان را به زحمت مشاهده کرد. هرچه از میزهای جلویی فاصله می‌گیرم و به میزهای عقب‌تر می‌رسم حرف‌ها و جمله و تصاویر متفاوت‌تر و کوچه بازاری‌تر می‌شوند.
میز‌های آخر همیشه دانش‌آموزانی بودند که کمتر دیده می‌شدند، اصلا ‌به آخر کلاس می‌رفتند که کمتر دیده شوند. انگار این‌جا هم همه‌چیز مثل شمال و جنوب شهر به دو قسمت تقسیم می‌شوند و هرچه به میزهای آخر نزدیک می‌شوی دانش‌آموزانی که زیر خط دانش هستند بیشتر می‌شوند. می‌دانم که امین دانشجوی معماری شده و علی هم بعد از دانشگاه زنبورداری می‌کند و مجید هم بعد از سربازی پیش پدرش مشغول است، اما نمی‌دانم که کریم و حسین چه شدند و کجا رفتند، فقط کاش آن روز کریم و سینا را از کلاس اخراج نمی‌کردم.
کلاس را خاک گرفته و اگر تعطیلات چند ماه دیگر ادامه داشته باشد، موریانه‌ها میزها را هم خواهند خورد. هیاهوی آن روزهای دانش‌آموزان از سکوت امروز هیجان‌انگیز و روح‌نوازتر است. این کلاس بدون شیطنت‌های رضا و احمد و شکلک درآوردن پویا و مجید و آن بچه درس‌خوان‌هایش چهار دیواری بیش نیست. دلم برای آن روزها تنگ می‌شود. امین می‌گفت من را با شعر اخوان به یاد می‌آورد و علی با انشاهایش که با رغبت تمام گوش می‌دادم و مجید هم با خاطره اردوی شمال مرا به یاد دارد، اما می‌ماند کریم و سینا که نه من از آن‌ها خبر دارم، نه آن‌ها از من.
روزهایی را که معلم بودم ‌فراموش می‌کنم، همین یادگاری دانش‌آموزان مرا به‌روزهایی می‌برد که یک معلم بودم و خاطرات روزهایی را مرور می‌کنم که در کلاس عاشقی می‌کردم. اگر معلم باشی و عاشق می‌توانی دوستی و مهربانی را تکثیر کنی و می‌توانی مسیح باشی و با دم مسیحایی خود حیات‌بخش شوی. اول مهر هم گذشت و دانش‌آموزان سرزمینم در انتظار معلمانی همیشه معلم هستند. مهرت افزون و مانا باشی معلم گرامی.

«گلناز»

تابستان با چشمان گودرفته‌اش به خواب می‌رود و به قول اخوان «پادشاه فصل‌ها، پاییز» بر اریکه قدرت می‌نشیند تا سلطنت مهرش را دوباره از سر بگیرد و آشیانه‌ها را پر از آوای باران کند.
اول مهر شده و همه را شوق کیف‌وکلاس در دل و بازی‌های مدرسه در جان پیدا شده است. این سوی صحنه، لباس رنگین، کیف زیبا و دنیایی از شادی‌ها موج می‌زند تا قصه مهر را به خرسندی سنجاق کند و آن سوی صحنه، چشمان سرخ و نگاه مغموم و دستان خالی مهر را به دلهره می‌چسباند؛ شاید دری به شادی باز شود و او امسال را با دلی روشن آغاز کند.
پدر از راه می‌رسد و اسکناسی نیمه‌کهنه را برای قلک مهرش به ارمغان می‌آورد تا از چشمان بلوطی او نوری بگیرد که با آن رونق امیدی بدرقه راهش باشد.«عزیزم! تو همه وجودم هستی. بی‌تو مرا زندگی حرام است!» دخترک می‌خندد و چشمان پدر را غرق بوسه می‌کند.پدر غوغای درونش را درون بقچه‌ای می‌گذارد و درش را محکم می‌بندد و دخترش را به فردایی خوش پیوند می‌دهد که شاید دیگر غم کیف‌وکتاب چشمانش را سرخی نزند!
درد پاهایش دوباره جان می‌گیرد، به آوازی بلند چشمان مرد را بارانی می‌کند و آه از نهادش برمی‌آورد. باز که این درد لعنتی شروع شد! انگار نمی‌داند گلناز امسال باید به مدرسه برود و یک‌سروگردن از همه بالاتر باشد! ولی مگر درد این‌ها را می‌فهمد! فردا دوباره می‌آید و گلناز به فردایی دیگر دل می‌بندد که تا مهرش راهی نمانده است. سرگذر شلوغ است. ماشینی مدل‌بالا از راه می‌رسد. همه به‌سرعت به سویش می‌دوند. پدر گلناز هم می‌دود. دوباره آهنگ درد نواخته می‌شود! این بار طاقتش را می‌گیرد و روی آسفالت پهنش می‌کند. گلناز سرمشق امروزش را روی گچ پای پدر می‌نویسد و رادیوی کهنه خانه به آهنگی غریب می‌خواند: «ز نیرو بود مرد را راستی…»

 

 

رئیس مرکز برنامه‌ریزی و منابع انسانی وزارت آموزش‌وپرورش در گفت‌وگو با «آسمان آبی»:

وضعیت روستاها بهتر از شهر هاست

سمیرا نوری
خبرنگار

ترافیک‌سنگین، شلوغی خیابان‌ها، ازدحام‌جمعیت، سحرخیزی؛ این‌ها اتفاق‌هایی است که با شنیدن نام اول مهر به‌ذهن می‌رسند. اما رخداد بزرگ‌تر و درواقع سرچشمه‌ تمام این اتفاقات، باز‌شدن مدارس است. آغاز سال تحصیلی جدید، بزرگ‌ترین رویداد آموزشی در کشور است. امروز هر‌کسی که در بخشی از نظام شغلی این کشور مشغول به‌کار است، چند‌باری اتفاق اول‌مهر را در زندگی‌ تجربه کرده است. کودکان و نوجوانانی هم که اول مهر را تجربه می‌کنند و قرار است ۹ماه، مدرسه خانه‌ دوم آن‌ها شود، فردا روز، خود صاحب‌منصبان و کارمندانی در این کشور می‌شوند. دوران مدرسه تاثیر بسزایی در شکل‌گیری شخصیت افراد دارد. از طرفی نقش مهمی ‌در ساخت یک جامعه ایفا می‌کند. به‌همین منظور با اسفندیار چهاربند معاون وزیر آموزش و پروش گفت‌وگویی داشتیم.

سال تحصیلی جدید دیروز به‌طور رسمی‌آغاز شد. دانش‌آموزان با همه سختی‌های گذر از تابستان سرکلاس حاضر شدند. کمی ‌از آمار این دانش‌آموزان برای ما بگویید.
سال‌تحصیلی جدید را با ۱۳میلیون و صد‌هزار نفر دانش‌آموز آغاز کردیم. از این تعداد، هفت‌میلیون و ۸۰۰هزار‌ نفر دانش‌آموز ابتدایی و سه‌میلیون و ۵۰‌هزار نفر دانش‌آموز دوره‌ اول متوسطه و مابقی دانش‌آموز دوره‌ دوم متوسطه است. امسال حدود ۳۵درصد از دانش‌آموزان دوره‌ متوسطه‌ دوم، در شاخه‌ کارودانش و فنی‌وحرفه‌ای تحصیل می‌کنند که نسبت به سال‌گذشته، دودرصد رشد داشته است. مجموع کل دانش‌آموزان نیز نسبت به سال‌گذشته، ۱٫۸‌درصد رشد داشته است. در سال تحصیلی جدید قرار است۴۰۰‌هزار کلاس روزانه تشکیل شود. از نظر تامین معلم نیز مشکل خاصی وجود ندارد. این سال تحصیلی با هماهنگی و آرامش کامل آغاز خواهد شد.
شما به رشد ۱٫۸‌درصدی تعداد دانش‌آموزان اشاره کردید. این رشد مختص امسال است یا این‌که روند بعد از دوره‌ای که تعداد دانش‌آموزان کمتر می‌شد، شکل گرفته است؟
به طور کلی روند رشد دانش‌آموزان آغاز شده است. براساس پیش‌بینی‌ها تا مهر ۱۴۰۰، تعداد دانش‌آموزان رشد ۱۱درصدی خواهد داشت و تا مهر ۱۴۰۴، این رقم به ۲۶‌درصد خواهد رسید. در مقایسه با سال ۹۴، تعداد دانش‌آموزان رشد قابل‌توجهی خواهد داشت.
چرا سال ۹۴ را مبنای مقایسه قرار می‌دهید؟ این رشد جمعیت دانش‌آموزان ناشی از چیست؟
به این دلیل که در سال‌های ۹۲ تا ۹۴، تعداد دانش‌آموزان به پایین‌ترین سطح ممکن رسید. پس از سال ۹۴، شاهد روند رو به رشدی بودیم. این روند هم ناشی از افزایش جمعیت و هم ناشی از پوشش تحصیلی بالاست  و مجموع دانش‌آموزان در سال ۱۴۰۴ در مقایسه با سال ،۱۳۹۴ پنج‌و‌نیم‌میلیون خواهد داشت. در سال ۹۴، تعداد دانش‌آموزان کشور ۱۱میلیون و۶۰۰ هزار نفر بود. پیش‌بینی‌ها حاکی از این است که تعداد دانش‌آموزان در سال ۱۴۰۴، به ۱۶میلیون و ۹۰۰‌هزار نفر می‌رسد.
وضعیت مدارس در سال‌تحصیلی جدید چگونه است؟سوال‌های زیادی در این رابطه وجود دارد؛ مثلا این‌که آیا مدارس فرسوده بازسازی شده است؟یا تعداد مدارسی که داریم پاسخگوی همه دانش‌آموزان است.
با تلاشی که سازمان نوسازی و تجهیز مدارس انجام داده کار مرمت مدارس برای مهر سال‌جاری، صورت گرفته است. کلاس‌های احداثی در شرف تحویل هستند. همچنین کلاس‌های بسیاری توسط افراد خیر تدارک دیده شده که آن هم در آستانه‌ تحویل است. با توجه به اعتباراتی که در برنامه‌ ششم توسعه در نظر گرفته شده است، سازمان نوسازی و تجهیز مدارس برای رشد تعداد مدارس تلاش لازم را می‌کند. همچنین با مشارکت خیرین مدرسه‌ساز، با کمبود مدرسه روبه‌رو نیستیم.
در روستاها چطور؟ آیا مدارس به تعداد کافی وجود دارد؟
در روستاها به‌مراتب وضعیت بهتر است. خیرین مدرسه‌ساز در روستاها بسیار فعالند. سازمان نوسازی و تجهیز مدارس هم فعالیت قابل‌توجهی در روستاها دارد. به طور کلی مدرسه‌سازی در شهرها اهمیت بیشتری دارد؛ چراکه شاهد روند رو به رشد مهاجرت روستاییان به شهرها هستیم.
پوشش تحصیلی دختران و پسران چطور است؟ آیا دختران به‌اندازه‌ پسران از امکانات تحصیلی برخوردارند؟
پوشش تحصیلی دختران و پسران هیچ تفاوتی با هم ندارد. فقط در استان سیستان و بلوچستان، با مشکلاتی برای پوشش تحصیلی دختران مواجهیم که آن مشکلات در حال حل‌شدن است.
در سال تحصیلی جدید آیا برنامه‌ درسی دانش‌آموزان تغییری خواهد داشت؟
برنامه‌ تحصیلی ۶ پایه‌ نخست نظام آموزشی کامل است. برای دسترسی بهتر دانش‌آموزان و معلمان به این برنامه تدابیری اندیشیده شده است؛ ازجمله آموزش معلمان و هوشمندسازی مدارس. مهم‌ترین رویکرد آموزش و پرورش در قبال مدارس در حال حاضر، ایجاد و پیگیری روش‌های تدریس خلاق مبتنی بر پژوهش است. این روش‌های خلاق قرار است جایگزین روش سنتی حفظ‌کردن مهارت‌های درسی باشد.
یعنی روش ارزشیابی بدون نمره که در سال‌های پیش رایج بود، همچنان ادامه می‌یابد؟
بله. ارزشیابی توصیفی همچنان ادامه می‌یابد. این نوع ارزشیابی در راستای رویکرد تدریس خلاق است که تداوم می‌یابد. ارزشیابی توصیفی بهتر از سال‌های گذشته اجرا خواهد شد. به این منظور برای معلمان آموزش‌هایی در نظر گرفته‌شده‌است.
در سال تحصیلی جدید چه اتفاق دیگری قرار است در برنامه‌ آموزشی مدارس رخ دهد؟
اتفاق دیگر، واگذاری اختیار یک زمان۳۰ساعته به مدارس جهت توانمندسازی معلمان در قالب درس‌پژوهی است. برای نخستین‌بار است که چنین تدریس فعالی برای مدارس در نظر گرفته می‌شود. این روش به‌صورت یک همکاری و درس‌پژوهی بین معلمان برگزار می‌شود. معلمان برای این‌که به‌بهترین روش تدریس دست پیدا کنند، تجارب و شیوه‌های تدریس خود را با هم به‌اشتراک می‌گذراند و با هم مشورت می‌کنند. این فرایند در مرحله‌ نخست در داخل هر مدرسه انجام می‌شود؛ به‌صورتی که معلمان یک پایه یا یک درس مشخص تشکیل یک گروه می‌دهند و به نقد و  اشتراک‌گذاری تجارب خود و درنهایت دستیابی به یک شیوه‌ مطلوب تدریس، می‌پردازند. در مرحله‌ بعد، این همکاری می‌تواند بین مدارس، میان معلمان یک‌پایه یا یک‌رشته از چند مدرسه انجام شود.
شما از هوشمند‌سازی مدارس صحبت کردید. چند‌سالی است که در این‌باره سخن گفته‌اند. الان وضعیت مدارس از این حیث چگونه است؟ چه زمانی تمام مدارس هوشمند می‌شوند؟
هوشمند‌سازی مدارس پروسه‌ای است که از سال ۱۳۹۱ آغاز شده است. هر سال تعداد بیشتری از مدارس هوشمند می‌شود و هر سال معلمان بیشتری جهت کار در مدارس هوشمند، آموزش داده‌می‌شوند. از پایان سال ۹۵ تا مرداد امسال، ۳۵ساعت آموزش برای معلمان در جهت هوشمندسازی مدارس صرف شد. تقریبا در تمام مناطق تهران طرح هوشمند‌سازی درحال‌توسعه است. سیاست ما این است که از اعتبارات دولتی استفاده کنیم تا نابرابری در برخورداری از فناوری مدرسه‌ هوشمند را کاهش دهیم. پیش‌بینی ما مطابق احکام ششم توسعه این است که تا پایان این برنامه یعنی تا پایان سال ۱۳۹۹، همه‌ کلاس‌ها هوشمند شوند. به‌ویژه تلاش می‌کنیم که در مناطق روستایی برای کاهش نابرابری آموزشی، از این فناوری بیش از گذشته بهره ببریم.
چه تغییراتی در دوره‌ متوسطه خواهیم داشت؟
در دوره‌ دوم متوسطه، استقرار پایه‌ یازدهم را خواهیم داشت. برای این پایه کتاب‌های جدیدالتالیفی در نظر گرفته شده است. معلمان چه به‌صورت الکترونیکی و چه در کلاس‌های آموزشی، آماده شده‌اند. در سال تحصیلی ۹۸-۹۷ هم پایه‌ تحصیلی دوازدهم مستقر می‌شود. گذراندن پایه‌ دوازدهم برای دریافت دیپلم اجباری است و مقطع پیش دانشگاهی برچیده می‌شود.
درباره‌ مدیریت مدارس در شهرهای دیگر به‌جز پایتخت، چه تدابیری اندیشیده شده است؟
در زمینه‌ مدیریت، قرار است برنامه‌های تفویض اختیار و کاهش تمرکز اجرا شود. بخشی از اختیارات قرار است به استانداری‌ها واگذار شود تا بتوانند در پاسخ به نیازهای بومی ‌تصمیمات درستی را اتخاذ کنند و به‌این ترتیب کارآمدی آموزش و پرورش افزایش یابد. پیش‌تر اکثر تصمیمات به‌صورت متمرکز توسط وزارتخانه گرفته می‌شد، در حالی که قرار بر این است که از سال تحصیلی جدید بسیاری از تصمیم‌گیری‌ها به‌عهده‌ استانداری‌ها و مناطق گذاشته شود.

 

 

تضمین کیفیت یادگیری

رشد روزافزون تقاضای ورود به نظام آموزشی بر اهمیت موضوع تضمین کیفیت، ارزیابی و لزوم تأمین استانداردهای موردنظر در مدارس بیش از پیش افزوده است. تغییرات محیط، نیازها و تقاضاهای متحول جامعه و جهان، به این انتظار دامن می‌زند که آموزش و پرورش تا چه اندازه از کیفیت متناسب با تحولات برخوردار است و می‌تواند از عهده پاسخگویی به انتظارات متنوع متقاضیان برآید. کیفیت در نظام آموزشی دربرگیرنده عناصری است که می‌توان آن‌ها را به‌عنوان ارزش افزوده سیستم در نظر گرفت. به عبارت دیگر، کیفیت می‌تواند شامل فرایند یاددهی – یادگیری و میزان رضایت‌بخشی از آن، وضعیت دانش‌آموزان از نظر دانش، نگرش و بینش کسب‌شده، میزان تطابق دروندادهای نظام با اهداف و استانداردهای طرح‌ریزی شده و… باشد. ارزش افزوده یک نظام آموزشی در صورتی کیفیت دارد که بتواند کسب صلاحیت‌های علمی، مهارتی و نگرشی دانش‌آموزان را براثر یادگیری، تجربه و مهارت‌ورزی در طول سال‌های تحصیل، تضمین کند. رویکردی که امروزه در تعریف کیفیت، موردنظر قرار می‌گیرد و از آن به‌عنوان بهبود مستمر کیفیت خدمات یاد می‌شود، مدیریت کیفیت جامع است. مدیریت کیفیت جامع شیو‌ه مدیریتی‌ای است که فلسفه‌ آن جمع کردن همه فعالیت‌های سازمانی است تا بتواند بر تأمین نیاز متقاضیان و رسیدن به اهداف سازمان تمرکز کند. در این رویکرد تمام عناصر نظام آموزشی به‌صورت به‌هم‌تنیده منظور شده و صرفا به کیفیت تحقق هدف‌ها پرداخته نمی‌شود، بلکه کیفیت در تمام حیطه‌ها و فعالیت‌های آموزشی در نظر گرفته می‌شود. براساس پیشنهاد کمیته بین‌المللی تضمین کیفیت در آموزش، کیفیت نظام آموزشی را می‌توان به دو شیوه ارزیابی کرد: ۱٫مقایسه وضعیت موجود با استانداردهای از قبل تعیین‌شده، ۲٫ مقایسه وضعیت موجود با رسالت، هدف و انتظارها. بر این اساس، کیفیت هر نظام آموزشی را می‌توان برحسب درونداد، فرایند، برونداد و پیامد ارزیابی کرد. از آن‌جا که با تغییرات لازم در نظام آموزشی می‌توان برخی از کمبودهای درونداد نظام را جبران کرد، در میان شاخص‌های مطرح‌شده در حوزه آموزش، ارزیابی کارکرد فرایند نظام آموزشی (یاددهی – یادگیری) از اهمیت بسزایی برخوردار است. در ارزیابی این عامل، هدف آن است که درباره مطلوبیت راهبردهای یاددهی – یادگیری قضاوت شود. برای این منظور باید نیازسنجی با هدف تعیین فاصله میان «آن‌چه هست» و «آن‌چه باید باشد» صورت گیرد. امروزه با در اختیار داشتن فناوری‌های اطلاعاتی و ارتباطی مختلف، امکان برقراری ارتباط و تبادل سریع اطلاعات بیش از پیش میسر شده است و دانش‌آموزان هرکجا که باشند می‌توانند آخرین اطلاعات مورد نیاز خود را در هر زمینه‌ای دریافت کنند. با این اوصاف معلم باید به دنبال ارائه یادگیری انعطاف‌پذیرتر، ایجاد فرصت بیشتر برای فراگیران، تسهیل پیگیری پیشرفت یادگیرندگان و فعالیت‌های آنان، محیط‌های یادگیری جدید اثربخشی را فراهم آورد. تنها با آموزش و پرورش انسان‌هایی فرهیخته، مبتکر و خلاق و نوآور است که می‌توان حلال مشکلات بشری بود. در این میان نظام آموزش و پرورش به‌عنوان اصلی‌ترین نهاد در این زمینه و در بطن آن مدارس و در رأس آن‌ها معلمان نقشی حساس و حیاتی دارند.

 

 

متنفرم از ته‌دل من از اول مهر!

راضیه زرگری
روزنامه نگار

همیشه به اول مهر و باز شدن مدرسه‌ها که نزدیک می‌شویم، آهنگ معروف «باز آمد بوی ماه مدرسه… بوی بازی‌های راه مدرسه…» دست‌کم تا دو روز توی دهانم می‌افتد. نه به‌خاطر این‌که اول مهرهای سال‌های تحصیلم همه‌اش خاطره خوب و شاد باشد؛ نه. کلا اول مهر صرف نظر از هر حس و حالی، یک حال‌گیری بزرگ برای دانش‌آموزانی است که سه ماه کامل، فارغ از هر چارچوب و قانون و انضباطی، خوردند و خوابیدند. به هر حال برای من حس‌وحال اول مهر را حتی با این‌که بیشتر همراه استرس و دلهره بود، هنوز هم دوست دارم. شروع مدرسه در هر مقطعی بیشتر برایم با این دغدغه همراه بود که با دوستان پارسالم در یک کلاس می‌افتم یا نه؛ یا این‌که کلاس ما کدام است و معلم‌هایم چه کسانی هستند، اما همیشه یک ذوق ته دلم بود که باز هم مدرسه و همکلاسی‌ها و خاطره‌سازی‌ها. بدون شک برای همه آدم‌بزرگ‌ها بهترین خاطره‌های مدرسه از نظر درسی مربوط می‌شود به بهترین معلم یا دبیر دوران تحصیلشان؛ دبیر شیمی سه سال دبیرستان و یک سال پیش دانشگاهی‌ام را هیچ‌وقت فراموش نمی‌کنم. خانم نیری بیشتر از فهماندن فرمول‌های شیمی، درس زندگی به ما می‌داد؛ بهترین خاطره‌های غیر‌درسی هر کسی هم مربوط به بهترین دوستان دوران مدرسه‌اش می‌شود. همان‌طور که ما دانش‌آموزان رشته ریاضی – فیزیک دبیرستان هجرت ۲، همدیگر را در فیس‌بوک پیدا کردیم، امروز بعد از سال‌ها دوباره دورادور با هم ارتباط داریم. مهر امسال ۲۰ سال می‌شود که به مدرسه نمی‌روم اما هر سال از محصل‌های دور و اطرافم حس‌وحالشان را می‌پرسم. مثلا از مهلای کلاس‌دومی پرسیدم خانم معلمتان جوان است یا پیر؟ که او با چشمانی گرد شده گفت: معلممون خیلی جوان و باکلاس است و کلی هم آرایش می‌کند و اصلا هم از این معلم‌های بداخلاق نیست!

صبا؛  هنرجوی هنرستان

ما هنرستانی‌ها اصولا فضای بهتری در مدرسه و کلاس برای پیچوندن و این حرف‌ها داریم؛ چون میزهامون یک نفره است و بیشتر بچه‌ها گوشی و تبلت داخل کیف هاشون قایم می‌کنند و با خودشون به مدرسه می‌آورند. کلا بحث داغ هنرستان ما تا سال‌های پیش این بود که کدوم یکی از بچه‌ها دنبال‌کننده‌ها و لایک‌های بیشتری در اینستا دارد و به قول خودمون هر کسی فالوورش بیشتر بود شاخ‌تر و سرشناس‌تر بود. البته تا یک‌سال پیش خدا را شکر استوری وجود نداشت وگرنه بچه‌های هنرستان ما یک جورایی خودشان را غرق می‌کردند در استوری‌ اتفاق‌های روزمره‌شان؛ ولی یه چیزی که خوب در ذهنم مانده و حتی دستمایه تمسخر بچه‌های کلاس می‌شد، یکی از همکلاسی‌هایم بود که هر‌روز سر ساعت ۱۲‌ظهر سرش می‌رفت تو کیفش و دیگه صدایش درنمیومد؛ اوایل نمی‌دونستیم ماجرا از چه قرار است؛ خودش یک‌بار دلیل درگیری‌اش را برایمان توضیح داد که این ساعت از روز باید پست‌های اینستا رو بذارم چون لایک بیشتر می‌خورد.


شیرین؛  دانش‌آموز کلاس هشتم:

همیشه دوست داشتم کلاس پنجمم که تمام می‌شود، مقطع تحصیلی‌ام هم عوض شود و بروم سر کلاس اول راهنمایی بنشینم که تا به ما رسید، کلا نظام آموزشی و مقطع‌های تحصیلی به‌هم ریخت و باید سال به سال که بزرگ‌تر می‌شویم، عدد کلاسی که می‌رویم هم بزرگ شود. هیچ‌وقت نتوانستم با کلاس ششم و هفتم ارتباط برقرار کنم و حالا کلاس هشتم را هم مثل سال‌های قبل آغاز کردم با این تفاوت که امسال یک غم دیگر هم به غم‌هایم اضافه شده است. تازه در همین سه ماه تابستان بود که وارد اینستاگرام و تلگرام شده بودم و توان دل‌کندن از آن را نداشتم ولی به ناچار با شروع مهر، تبلتم را تحویل مادرم دادم و رفتم سر کلاس. تنها دلخوشی روزهای مدرسه بدون تبلت این است که زنگ‌های تفریح درباره عکس‌ها و متن‌هایی که تابستان برای هم‌کلاسی‌هایم فرستادیم صحبت کنیم. تازه آپدیت‌های جدید تلگرام داشت برایمان جذاب می‌شد که وقت دل‌کندن از آن فرا ‌رسید.

 

 

حرف‌های دانش‌آموزان، معلمان و مسئولان را بخوانید

عبور از خسته‌ترین اول مهر

مهرِیادگیری و آموزش‌های شهروندی
محمدرضا نیک نژاد
آموزگار

این روزها درهم‌پیچیدن بوی مهر و صدای خنده‌های امیدبخش نوآموزان و خنکی نسیم پاییزی پیام‌آور آغازی دیگر است؛ آغازی بر فرایند آموزش و یادگیری. آموزشی که قرار است زندگی فردی و اجتماعی انسان‌ها را به‌گونه‌ای سامان دهد که در جهان پرآشوب‌مان سنگ روی سنگ بند شود و آزادی، صلح و دوستی بر گیتی چیرگی یابد. آموزش نوین به‌ویژه مدرسه‌ای آن به‌دنبال پرورش شهروندانی است آگاه و توانا و شایسته که افزون بر دانستن حقوق و وظایف خویش، آن‌ها را در زیست فردی و اجتماعی‌شان به کار ببندند و رعایت کنند. در این‌که چه باید کرد تا بروندادهای سامانه آموزشی چنین شهروندانی باشد، اختلاف بینش و روش وجود دارد، اما جامعه جهانی در سطح ملی و منطقه‌ای برای برون‌رفت از بحران‌های کنونی چاره‌ای جز یافتن راه‌هایی برای پرورش چنین شهروندانی ندارد؛ از این رو که گری هاپکینز، سردبیر آموزش جهانی (EI)، در یادداشتی به پنج جان‌مایه شهروندی اشاره می‌کند و می‌نویسد: «راستگویی، همدردی، احترام، پاسخگویی و شجاعت پنج جان‌مایه شهروندی هستند، که تنها حمایت از آن‌ها کافی نیست، بلکه پویش این جان‌مایه‌ها، سخن‌گفتن درباره آن‌ها و پل‌زدن میان زندگی دانش‌آموزان و این پنج ویژگی، کلیدهایی برای گسترش درک حقیقی این مفهوم‌هاست.» بی‌گمان نهادینه‌کردن این پنج جان‌مایه در تک‌تک نوآموزان به‌عنوان شهروندان آینده، زمینه‌ساز فکری، تغییر نگاه و انتظارات از آموزش‌وپرورش، برنامه، راهکار و ابزار و از همه مهم‌تر یک اجماع جهانی برای پذیرش و حرکت به‌سوی چنین هدفی نیاز دارد. در سال‌های گذشته نهادهای غیردولتی و تا اندازه‌ای نیمه‌دولتی تلاش کرده‌اند تا دولت‌ها و سیاستمداران را بیش از همیشه به توجه به چنین آموزش‌هایی وادار کنند که تا اندازه‌ای نیز کامیاب بوده‌اند. برای نمونه کمتر از یک دهه است که دست‌اندرکاران آموزشی و سیاسی کشور ما نیز دست‌کم در گفتار هوادار پرورش شهروندان شایسته شده‌اند؛ گرچه در عمل پیشرفت چشمگیری دیده نمی‌شود! اما اگر به‌دنبال راهکارهای عملی برای چنین آموزش‌هایی باشیم چه؟
آن‌چه تجربه‌های ملی مانند تجربه‌های ارزنده زنده‌یاد پوران میرهادی در مدرسه‌های فرهاد و تجربه‌های جهانی مانند همین یادداشت ارزنده هاپکینز به ما نشان می‌دهد رفتن به‌سوی روش‌هایی از این دست چندان امکانات و هزینه‌های فراوانی هم نمی‌خواهد. برای نمونه می‌توان به نوآموزان فرصت‌هایی داده شود تا در تعیین مقررات کلاس خود یا ارائه پیشنهادهایی در شورای مدرسه کمک کنند، با همکاری بچه‌های دیگر به گسترش یک سیاست زیست‌محیطی در مدرسه یاری رسانند و اجازه یابند در نگهداری زمین‌ها و ساختمان‌های مدرسه کمک کنند، پدران ومادران برای گفت‌وگو درباره نقش خویش در گستره جامعه فراخوانده شوند. همچنین بچه‌ها در اردوهایی با اعضای شورا یاری محله یا نمایندگان منطقه‌ای و نهادهای
ملی – دولتی دیدار کنند. این کنش‌ها از آن رو است که به بچه‌ها، درکی از وظیفه خویش داده شود. بی‌گمان گفت‌وگو برای شکل‌دادن بخش عمده‌ای از آموزشِ شهروندی – مدنی، روشی درخور و کاراست. شاید از این رو که در ساختارهای نوین آموزشی، زنگ‌های دایره‌ای نشستن در کلاس، پیشنهاد شده است.
روش‌های پیش‌گفته، کنش‌هایی هستند که آموزش‌وپرورش‌های پیشرو برای آموختن و نهادینه‌کردن ارزش‌ها و آموزه‌های شهروندی به کار می‌برند و گسترش آن‌ها می‌تواند گره‌گشای برخی از دشواری‌های ملی و منطقه‌ای باشد. این روزها که مدرسه‌ها آغوش خویش را بر نوآموزان گشوده‌اند، دست‌اندرکاران نیز کمی به خود بیایند و زمینه پرورش شهروندان شایسته را فراهم کنند.

 

 

بچه‌های رنگین‌کمان

یاسر سماوات
خبرنگار

فیروزه دستپاچه دفتر حضور و غیاب را می‌بندد. ماژیک مشکی را از روی زمین برمی‌دارد و با وسواس خاصی کنار دفتر حضور و غیاب می‌گذارد… چشمش به مهرناز می‌افتد که ردیف اول در گوش کیانا زمزمه می‌کند: «شعرشو خوندم… نوشته بود ظهر فردا… می‌روم آسمان… روبوسی خورشید!» کیانا بی‌حوصله طره مش‌شده موهایش را هل می‌دهد عقب و مقنعه‌ سرمه‌ای‌اش را کمی جلو می‌کشد و جواب می‌دهد: «خب این شعره بابا فقط!»
سارا سرش را خم می‌کند جلو تا مهرناز و کیانا صدایش را بهتر بشنوند: «شاید بشه!» آناهید از ته کلاس، پی حرف کیانا را می‌گیرد: «می‌گفت با شعراش زندگی می‌کنه…» سارا از میز سوم خودش را می‌اندازد وسط بحث: «جمع کنین، شمارو هم خل کرده.» صدای شکیبا از وسط ردیف سمت چپ بلند می‌شود: «خودت خودتو جمع کن! شعراش خیلی هم قشنگه!» همهمه‌ای در کلاس بلند می‌شود. فیروزه بیهوده می‌کوشد همه را ساکت کند. نازنین در ردیف چپ کنار پنجره بلند می‌شود، روی پنجه پاهایش و آفتاب، پیشانی و ابروهایش را می‌گیرد. دستش را ‌هلال می‌کند روی ابروهایش و با صدای آرام، در هیاهو خودگویه می‌کند. دستی محکم به در کلاس می‌خورد. هنگامه‌ای که به‌پا شده بود، در کسری از ثانیه، جایش را به سکوت می‌دهد و همه مانند سربازانی که قرار است مقامی از آن‌ها سان ببیند، بی‌حرکت می‎‌ایستند. همه غیر‌از نازنین که چشم از خورشید نمی‌گیرد. صدای زنانه‌ای با تحکم از چارچوب در بلند می‌شود: «چه خبره؟! مثلا گنده‌های دبیرستانین‌ها!» فیروزه مقابل ناظم ترکه‌ای به تته پته می‌افتد: «چی… چیز… خانوم دیر کرده…» ناظم نمی‌گذارد حرفش تمام شود: «جمع کنین وسایلتون رو!» شکیبا بغض کرده می‌گوید: «چی شده؟» ناظم شانه‌ای بالا می‌اندازد: «خبری ازش نیست. هرجا می‌تونستیم زنگ زدیم، اما… چی بگم؟» همه غیر‌از فیروزه، کیانا، سارا، مهرناز، نازنین و شکیبا می‌روند. فیروزه می‌خواهد چیزی بگوید که صدای نازنین ساکتش می‌کند: «بیاین این‌جا!» دخترها پا تند می‌کنند سمت پنجره. تکه ابری بزرگ جلوی خورشید را آرام‌آرام می‌گیرد و دمی بعد رگبار به شیشه شتک می‌‌زند.

 

 

منبع: روزنامه آسمان آبی

یادداشت ها، مقالات و پیام های خود را جهت انتشار در پایگاه خبری معلم ایرانی، به آدرس iranimoallem@gmail.com ارسال بفرمایید.
Share

دیدگاه شما