یادداشت



کدخبر : 16565


وزیری که برای آمدن شرط می گذارد و وزیری که برای گفت و گو با یک رسانه معلمی چرتکه می اندازد !



وزیر بهداشت شرط خود را برای حضور در دولت دوازدهم اعلام کرد: نمی شود هم کار کرد هم کتک خورد/ این طور نمی شود کار کرد که ما زندگی و امورشخصی مان را بگذاریم و وسط میدان بیاییم و ۴ سال کار کنیم آن هم برای مردم ، ملت و انقلاب و درعین حال کتک هم بخوریم. من این مدلی کار نمی کنم/ چگونه می توان پذیرفت وزیری که بارها پشت نیمکت دانش آموزان در مدرسه حاضر می شود ، در شورای دبیران مدارس حضور پیدا می کند و… اما وقتی ندارد تا از نزدیک پاسخ گوی سوالات رسانه ای باشد که روزانه هزاران مخاطب از سراسر کشور دارد/ احتمالا دانش آشتیانی فرض را بر این گذاشته است که ممکن است به عنوان یک ” گزینه ” برای وزارت آموزش و پرورش و یا جاهای دیگر مطرح شود/ ممکن است صدای معلم پرسش هایی را مطرح کند که ایشان قادر به پاسخ گویی نباشد و یا در حالت دیگر وزیر پاسخ هایی بدهد که بعدها مخالفان و یا منتقدان علیه وی استفاده کنند/ دکتر نجفی : عده ای آموزش و پرورش را صرفا ایدئولوژیک می پندارند در حالی که بخش اعظمی از آن ” غیر ایدئولوژیک ” است “



یکشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۶ - ۸:۱۲ --
تعداد بازدید: 479 بازدید

وزیر بهداشت شرط خود را برای حضور در دولت دوازدهم اعلام کرد: ” نمی شود هم کار کرد هم کتک خورد ! ”

قاضی‌زاده هاشمی:

در مورد حضورم صحبت شده و اولویت کاری ام در دوره جدید این است که اگر بخواهم صادقانه سخن بگویم باید به این موضوع اشاره کنم که این طور نمی شود  کار کرد که ما زندگی و امورشخصی مان را بگذاریم و وسط میدان بیاییم و ۴ سال کار کنیم آن هم برای مردم ، ملت و انقلاب و درعین حال کتک هم بخوریم. من این مدلی کار نمی کنم.

من زمانی حاضرم که جانم را برای کشور فداکنم که نهادهایی که هستند و ادعای انقلابی گری دارند و وابسته به نهادهای مقدس هستند آن‌ها دیگر ما را نزنند.

حال اگر کسی ما را می زند که صدای آمریکا و انگلیس پشت آن است فرق می‌کند اما دیگر نهادهای انقلابی که بودجه و اعتبارشان را از انقلاب و نظام و شهدا می گیرند نباید ما را تخریب کنند. آن هم در حوزه ای که مسئولیت اش با من است.(عصرایران )

حدود دو هفته پیش پیامی برای رئیس مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش ارسال کردم .

از ایشان خواسته بودم تا وقتی را برای صدای معلم اختصاص دهد تا بتوان برخی پرسش های فرهنگیان و معلمان را که در رسانه های عمومی مطرح نمی شوند را با ایشان مطرح کرد …

چند بار دیگر برای آقای جدایی پیام فرستادم .

پاسخ ایشان چنین بود :

” پیگیرم “.

با یکی از دوستان تشکل ها این موضوع را مطرح کردم .

گفت احتمالا ایشان وقت ندارند !

اگر واقعا سخن این فرد درست باشد چگونه می توان پذیرفت وزیری که بارها پشت نیمکت دانش آموزان در مدرسه حاضر می شود ، در شورای دبیران مدارس حضور پیدا می کند و… اما وقتی ندارد تا از نزدیک پاسخ گوی سوالات رسانه ای باشد که روزانه هزاران مخاطب از سراسر کشور دارد ؟

در زمان وزارت فانی هم این درخواست را مطرح کردیم و حتی نامه ای رسمی خطاب به ایشان نوشتیم اما هیچ پاسخی به این نامه داده نشد …

( این جا )

فرضیه ای که می توان در این مورد و حداقل برای دانش آشتیانی مطرح کرد این است که احتمالا دانش آشتیانی فرض را بر این گذاشته است که ممکن است به عنوان یک ” گزینه ” برای وزارت آموزش و پرورش و یا جاهای دیگر مطرح شود .

ممکن است صدای معلم پرسش هایی را مطرح کند که ایشان قادر به پاسخ گویی نباشد و یا در حالت دیگر وزیر پاسخ هایی بدهد که بعدها مخالفان و یا منتقدان علیه وی استفاده کنند .

البته این فرضیه می تواند قریب به یقین باشد .

حدود چهار سال پیش در نشستی که تشکل ھای فرھنگیان کشوری با آقای دکتر نجفی داشتند و گزارش کامل آن در سخن معلم منتشر شد ( این جا ) ، ایشان در قسمتی از سخنان خود تصریح کرد که “برخی آموزش و پرورش را قسمتی از حاکمیت می دانند در حالی که آموزش و پرورش بخشی از جامعه است . عده ای آموزش و پرورش را صرفا ایدئولوژیک می پندارند در حالی که بخش اعظمی از آن ” غیر ایدئولوژیک ” است “

  پس از آن بود که ھجوم رسانه ھای مخالف و اقتدار گرا به ایشان شروع شد و حتی برخی از نمایندگان مجلس در صحبت ھای خود و استناد به این گزارش عنوان می کردند که آقای دکتر نجفی موافق نظام ایدئولوژیک نیست و می خواھد بساط ارزش ھای انقلاب و اصول آن را بر چیند !

حتی اگر این فرضیه نیز درست باشد چرا یک فرد باید حرفی بزند و یا سخنی را مطرح کند که نتواند به طور منطقی از آن دفاع کند ؟

اگر فردی واقعا به آموزه هایی باور دارد چه پنهان و چه علنی باید از آن دفاع کند و پشت آن بایستد .

اگر هم شجاعت بیان آن را ندارد مجبور نیست حرف بزند و یا ادعاهایی را مطرح کند و توقعات افکار عمومی را بالا ببرد !

این نشان می دهد که  در جامعه ما معمولا افراد نقش های مختلفی را ایفا می کنند به ویژه مسئولان و دست اندرکاران که سعی می کنند ” چهره رتوش شده ای ” را از خود برای افکار عمومی طراحی و اجرا کنند .

در موردی دیگر ، صدای معلم قبل از انتخابات دهمین مجلس شورای اسلامی گفت و گویی را با حمیدرضا حاجی بابایی انجام داد .

پیش از انجام مصاحبه برخی از دوستان ما می گفتند و حتی هشدار می دادند که شما حرفی برای گفتن در برابر ایشان ندارید و ایشان زرنگ و باهوش  است و حتما کم می آورید !

اما  علی رغم این توصیه ها و تذکرات صدای معلم این گفت و گوی ۵ / ۵ ساعته را انجام داد . ( این جا )

این گفت و گو که حتی در نوع خود در حوزه آموزش و پرورش و معلمان بی سابقه است واکنش طیف مقابل را برانگیخت .

کار تا آن جا پیش رفت که خبرگزاری فارس و سازمان بسیج فرهنگیان در مقابل این گفت گو واکنش نشان دادند و صدای معلم را به جراحی ناشیانه و تقطیع مصاحبه متهم کردند و این در حالی بود که متن کامل کامل گفت و گوی صدای معلم  بیش از گفت و گویی بود که خبرگزاری فارس پیاده کرده بود ! ( این جا )

 ( متن گزارش صدای معلم سی و پنج هزار سیصد وچهل شش ( ۳۵۳۴۶ ) کلمه و متن منتشر شده در خبرگزاری فارس فقط بیست وشش هزارو ششصد و شصت ( ۲۶۶۶۰ ) کلمه بود ! )

 حال این پرسش اساسی مطرح است که چرا ” شفافیت ” و به تبع آن ” پاسخ گویی ” اساسا در جامعه ما تعریف نشده است ؟

رسانه ای که از دیدگاه ” مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی ” به عنوان رسانه و گروه مرجع طبقه بندی شده است ( این جا ) از سوی وزیر آموزش و پرورش و حتی مسئولان پایین تر از آن خیلی بها داده نمی شود ؟

دلیل این ترس چیست ؟

چرا مسئولان وزارت آموزش و پرورش از مواجهه  مستقیم با افکار عمومی و رسانه های مستقل هراسان به نظر می رسند ؟

در سپهر سیاسی جامعه ما وزیری دیده می شود که قاطعانه و به صراحت از دولت و سیاست های آن دفاع می کند و برای ادامه حضورش شرط می گذارد و حتی برخی مراجع تقلید دعوت به حضور ایشان در کابینه بعدی می کنند اما در آموزش و پرورش بالاترین مقام اجرایی آن و عضو همین دولت برای انجام یک گفت و گو این همه تردید دارد و سبک و سنگین کرده و  اصطلاحا ” چرتکه ” می اندازد ؟

وزیری که این قدر محافظه کار و آینده نگر باشد از معلمانش چه انتظاری می توان داشت ؟

عیان ترین و بدیهی ترین این وضعیت را می توان در سند ۲۰۳۰ مشاهده کرد .

دانش آشتیانی تنظیم و اجرای این سند را جزء برنامه های خود اعلام می کند . در هجمه جناح مخالف دولت در کارزار انتخابات مطابق گفته های خانم حکیم زاده معاون آموزش ابتدایی ، وظیفه توضیح و یا دفاع از سند ۲۰۳۰ بر عهده معاونت آموزش متوسطه گذاشته می شود .

اما هیچ کس کاری انجام نمی دهد …( این جا )

در حال حاضر ، مسیر دموکراسی از ” رسانه ” می گذرد .

آیا وزیری که تا این حد نسبت به جایگاه ” رسانه ” بی توجه است می تواند ادعای ” اصلاحات آموزشی ” را در نظام بسته ، متمرکز و متصلب آموزش و پرورش داشته باشد …

منبع: صدای معلم

یادداشت ها، مقالات و پیام های خود را جهت انتشار در پایگاه خبری معلم ایرانی، به آدرس iranimoallem@gmail.com ارسال بفرمایید.
Share

دیدگاه شما