یادداشت



کدخبر : 20821


هنرستان‌های بی هنر؟



با توجه به نیاز کشور و گرایش بیشتر دانش‌آموزان و خانواده‌های آنان برای ورود به بازار کار و در نتیجه هجوم دانش‌آموزان به مدارس و هنرستان‌های فنی، روزبه‌روزشاهد گسترش این هنرستان‌ها در تمام شهرهای ایران هستیم اما متاسفانه چند سالی است که شاهد روند نزولی و افت شدید تحصیلی و آموزشی در این شاخه از آموزش و پرورش هستیم که زنگ خطری را به صدا درآورده که باید سریعاً به آن رسیدگی شود. متاسفانه برای بنده با حدود ۱۸ سال سابقه قابل درک نیست که تفکر مسئولان ذی‌ربط در این شاخه چگونه است که در این سال‌ها به صورت غیرقابل‌توجیهی با بخشنامه‌های ضدونقیض سعی در پایین آوردن کیفیت آموزش داشته‌اند.



پنج شنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۶ - ۱۰:۱۱ --
تعداد بازدید: 288 بازدید

با توجه به نیاز کشور و گرایش بیشتر دانش‌آموزان و خانواده‌های آنان برای ورود به بازار کار و در نتیجه هجوم دانش‌آموزان به مدارس و هنرستان‌های فنی، روزبه‌روزشاهد گسترش این هنرستان‌ها در تمام شهرهای ایران هستیم اما متاسفانه چند سالی است که شاهد روند نزولی و افت شدید تحصیلی و آموزشی در این شاخه از آموزش و پرورش هستیم که زنگ خطری را به صدا درآورده که باید سریعاً به آن رسیدگی شود. متاسفانه برای بنده با حدود ۱۸ سال سابقه قابل درک نیست که تفکر مسئولان ذی‌ربط در این شاخه چگونه است که در این سال‌ها به صورت غیرقابل‌توجیهی با بخشنامه‌های ضدونقیض سعی در پایین آوردن کیفیت آموزش داشته‌اند.
در اواخر جنگ تحمیلی و بی‌پولی شدید کشور، بنده هنرجوی هنرستان فنی در پایین‌ترین نقاط تهران بودم اما هر هنرستانی دارای کارگاه‌های مجهز و اساتیدی توانا و کارآزموده بود که سطح علمی هنرستان‌ها را بسیار بالا برده بودند. بدون شک کسانی که در آن زمان و پیش از آن دیپلم فنی دریافت می‌کردند، اکنون در هرجایی که هستند، به عنوان یک فرد فنی کاملاً ماهر و با اطلاعات محسوب می‌شوند. اکنون چه شده است؟ اوضاع که آرام‌تر و امکانات بسیار وسیع‌تر شده است! چرا دانش‌آموزان پس از دریافت دیپلم فنی، بسیار بی‌سواد و فاقد مهارت فنی لازم برای ورود به بازار کار هستند؟
به نظر بنده، پاسخ این سوال بسیار آسان و ساده است:
۱- مسئولان این شاخه‌ها با هدف و شعار ویرانگر «کم‌کردن هزینه‌ها» علاوه بر قطع سرانه‌های دانش‌آموزی، شروع به کاستن از نیروهای آموزشی در سطح هنرستان‌ها کرده‌اند. متاسفانه این امر را با صدور بخشنامه‌های ضد و نقیض و بهم ریختن پست‌های تعریف‌شده فنی انجام داده و به صورت سخیفی در حال ادامه دادن این عمل هستند. به‌طور مثال، طبق چارت سازمانی و دسته‌بندی‌های فنی، در هر کارگاهی وجود نیروهای زیر الزامی هستند:
هنرآموز (مدرس اصلی رشته) – استادکار (فردی با مهارت عملی بالا)- سرپرست کارگاه (مسئول نظارت برکار کارگاه، تامین ابزار و تجهیزکارگاه)- انبار دار.
حال مسئولان بخشنامه‌هایی صادر کرده‌اند که استادکار باید دیپلم و یا فوق دیپلم باشد که این کار به دلیل جذب نکردن نیروهایی با این مدارک باعث از بین رفتن عملی پست استادکاری شده است؛ چراکه مدارک کارشناسی و بالاتر را هنرآموز معرفی می‌کند و چون به هرکارگاهی فقط یک هنرآموز تعلق می‌گیرد، عملاً نیروی استادکار از کارگاه حذف شده است.
به دلیل اینکه طبق بخشنامه‌ها، سرپرست‌های کارگاه باید علاوه بر حضور تمام‌وقت (کل هفته) در هنرستان، وظایف استاد کار و انباردار را نیز انجام دهند، هیچ‌کدام از هنرآموزان در این پست وارد نمی‌شوند و عملاً این نیرو نیز حذف شده. سال‌هاست که پست انباردار نیز در کارگاه از بین رفته و برای کل هنرستان یک انباردار در نظر گرفته می‌شود. پس به خوبی مشخص است که در هر کارگاهی یک نیرو باقی می‌ماند که باید علاوه بر آموزش تئوری، نظارت بر نظم هنرجویان، آموزش عملی، نظارت بر روند کار، تامین و تجهیز کارگاه و… انبارگردانی بکند و انباردار نیز باشد.
متذکر می‌شوم که در بیشتر کارگاه‌های فنی مانند رشته‌های جوشکاری، صنایع فلزی، ریخته‌گری، تراشکاری، خیاطی، مکانیک و… هرلحظه امکان به وقوع پیوستن یک حادثه هست و حتماً باید یک نفر با شش‌دانگ حواس مواظب و مراقب هنرجویان باشد و مسئول تمام حوادث کارگاه، فقط و فقط همان هنرآموز کارگاه است. لذا هنرآموزان تمام حواس خود را به سلامتی هنرجویان معطوف داشته و عملا کار آموزش متوقف می‌شود.
۲- به‌کارگیری نیروهای غیرتخصصی و غیرفنی در سطح مدیران هنرستان‌ها، ادارات منطقه‌ای، استانی و حتی وزارتخانه‌ای که این امر باعث شده با یک نگرش کلی دبیرستانی و تئوریک در سطح هنرستان‌ها روبه‌رو شویم. به‌طور مثال، در رشته‌ای مانند برق و در یکی از هنرستان‌های فنی، مدیر هنرستان به هنرآموزان گفته بود که خرید سیم برای کار آموزشی زیاد ضروری نبوده و می‌توان از نخ‌های رنگی مانند کاموا استفاده کرد. مثال دیگر: در منطقه‌ای مانند شهر قدس (یکی از شهرستان‌های استان تهران) که یک منطقه کاملاً صنعتی بوده و نیاز به رشته‌های فنی و صنعتی به راحتی محسوس است، مدیران هنرستان‌ها و منطقه برای کم‌کردن هزینه‌های آموزشی اقدام به حذف رشته‌های مادری چون جوشکاری و ریخته‌گری(مواد) کرده و به جای آن‌، رشته‌هایی چون نقشه‌کشی، حسابداری و یا تصویرسازی رایانه‌ای را جایگزین کرده‌اند. سوال اینجاست که یک منطقه صنعتی به چند نفر دیپلمه حسابداری و نقشه‌کشی و… نیاز دارد و اصولاً آیا کسی به یک دیپلمه نقشه‌کشی و یا حسابداری کاری را واگذار می‌کند؟
۳- احداث هنرستان‌ها بدون در نظر گرفتن فضای کافی و تجهیزات مناسب آموزش فنی و فقط جهت جذب هنرجو و بالا بردن آمار دانش‌آموزی مناطق؛ بنده به عنوان یک شهروند علاقه‌مند به شهر و کشور عزیزم، از تمام مسئولان عاجزانه استدعا و التماس دارم که به روند کنونی خاتمه داده و برای سربلندی کشور و جوانان آن و با نگاه واقع‌گرایانه، به اصلاح و رفع عیوب این سیستم آموزشی بپردازند.

 

همدلی

یادداشت ها، مقالات و پیام های خود را جهت انتشار در پایگاه خبری معلم ایرانی، به آدرس iranimoallem@gmail.com ارسال بفرمایید.
Share

دیدگاه شما