کد خبر : 26224
تاریخ انتشار : یکشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۶ - ۱۷:۵۷
232 بازدید بازدید

همواره از تصمیم کبری طفره رفته‌ایم / در جذب «معلم» به ارزان‌ترین شیوه‌ها تمسک جسته‌ایم

همواره از تصمیم کبری طفره رفته‌ایم / در جذب «معلم» به ارزان‌ترین شیوه‌ها تمسک جسته‌ایم

معلم همان رکن بی‌بدیلی است که در نبود او دیگر ارکان نظام آموزشی در رسیدن به اهداف تربیتی عاجز و ناتوانند؛ همواره از تصمیم کبری طفره رفته‌ایم و در جذب معلم، به ارزان‌ترین شیوه‌ها تمسک جسته‌ایم.

به گزارش خبرنگار آموزش و پرورش خبرگزاری فارس، ابراهیم سحرخیز معاون سابق وزارت آموزش‌ و پرورش یادداشتی را در اختیار این خبرگزاری قرار داده است:

معلم همان فردی است که باید واجد تمام صلاحیت‌های لازم اعتقادی، انقلابی، تخصصی و حرفه‌ای برای ایفای رسالت شغلی خویش باشد تا به عنوان تأثیرگذارترین مؤلفه در فرایند یاددهی ـ یادگیری در کنار دیگر عناصر، این فرایند را تسهیل و تقویم بخشد.

معلم همان رکن بی‌بدیلی است که در نبود او دیگر ارکان نظام آموزشی در رسیدن به اهداف تربیتی عاجز و ناتوانند.

ساده‌انگاری است اگر به این باور برسیم که در عصر فراوانی دانش‌آموختگان بیکار دانشگاهی برای کاستن از هزینه‌های آموزشی، جایگاه خطیر معلمی را نشانه رویم.

چگونه کشوری می‌تواند از آموزش و پرورش خود در باب تربیت و توانمندسازی منابع انسانی جامعه انتظار معجزه داشته باشد اما دغدغه‌های شغل معلمی که از ضروری‌ترین داشته‌ها برای شکل‌گیری سازمان یادگیرنده، پویا و هدفمند است، را نادیده انگارد.

تجربه پس از انقلاب به قلم و اذعان اصحاب علم و هنر نشان داده است فروکاستن از تأثیر و کارآیی آموزش و پرورش و ناتوان جلوه دادن آن در کارآمدی نسل نو قبل از هر چیز، معلول آزمون و خطا در شیوه‌های جذب، گزینش و نگهداشت معلمان است.

اگر گفته شود در طول چهار دهه گذشته، ما فاقد برنامه‌ریزی آموزشی به مفهوم واقعی آن بودیم، بیراهه نگفته‌ایم.

اگر تجزیه و تحلیل منطقی از اجزای نظام آموزشی اتفاق می‌افتاد ما شاهد جذر و مدهای مدیریتی و پناه بردن به دامان روزمرگی نبودیم.

آن روز که شاهد ورود سراسیمه ۱۸ میلیون دانش‌آموز دهه شصتی بودیم و امروز که با سونامی بازنشستگی قریب به ۲۸۰ هزار نفر معلم تا سال ۱۴۰۰ مواجهیم، در یک چیز مشترک هستند و آن واگذاری سرنوشت تعلیم و تربیت به دقیقه نود و یا بهتر بگوییم به قضا و قدر است.

همواره از تصمیم کبری طفره رفته‌ایم و در جذب معلم، به ارزان‌ترین شیوه‌ها تمسک جسته‌ایم تا از زخم طعن و سرزنش دیگر دولتمردان خزانه‌دار بودجه در امان بمانیم.

معلم حق‌التدریس، آموزشیار نهضت دیروز و معلم امروز، دانش‌آموختگان مراکز تربیت معلم، تعهد دبیری‌های درس خوانده در دانشگاه، قبول شدگان در آزمون استخدامی، مربیان پیش دبستانی و معلمان خرید خدمت شرکتی، طیفی متنوع از کسانی هستند که تا کنون جواز ورود به کلاس درس را به عنوان معلم یافته‌اند.

هرچند اغلب این عزیزان تا بر تن کردن کسوت معلمی و تبدیل وضعیت استخدامی، سال‌های پراسترسی را توأم با عسر و حرج پشت سر گذاشته‌اند اما با شهامت باید اعتراف کنیم که هدفمند و مطابق با نقشه راهی مفروض، پیش نرفته‌ایم.

در بزنگاه‌های بی‌برنامگی، تنها چند ماه مانده به بازگشایی مدارس، وقتی با کمبود جدی نیروی انسانی مواجه شدیم همزمان با خیزش کمپین‌های اعتراضی ذینفعان، با ورود احساسی مجلس، به راحتی اجازه استخدام هزاران نفر را تحت عنوان نهضتی، حق‌التدریسی، مربی پیش دبستانی و …. گرفته‌ایم تا فعلاً دو یا سه سالی خیالمان از بابت خالی نماندن کلاس‌ها آسوده باشد.

همان روز که به وزیر وقت آموزش و پرورش که در مجلس و در حضور نمایندگان آن روز کمیسیون آموزش و تحقیقات تحت عنوان «بسته حمایتی از واگذاری مدارس دولتی به مؤسسان مدارس غیر دولتی» رونمایی می‌شد صدای اعتراضمان برخاست و مکرر به رسانه‌ها گفتنی‌ها را متذکر شدیم، امروز را می‌دیدیم.

واگذاری سرنوشت بیش از ۲۰۰ هزار دانش‌آموز آن هم در حساس‌ترین دوره تحصیلی، یعنی ابتدایی به بیش از ۱۰ هزار معلم خرید خدمتی نابرخودار از آموزش‌های شغلی ویژه و بدون کوچکترین آزمون رقابتی برای ورود به معلمی، حاصل همان بسته‌ای است که به بهانه صرفه‌جویی حداقل ۱۰۰۰ میلیاردی اتفاق افتاد اما تازه بعدها خواهیم فهمید چه بسته زیانباری بر آموزش و پرورش کشور تحمیل کرده‌ایم!

اکنون، هم خرید خدمتی‌ها به عنوان مربی ناراضی هستند هم مرتبیان دانش‌آموز احساس نابرابری می‌کنند.

معلمی که همان حداقل مواجبی که به گفته خودشان کفاف بنزین موتور سیکلت تا محل کار نیست، را ماه‌هاست وصول نکرده است، توقع دارید راهبر آموزشی احیاگر نسل نواندیش امروز باشد؟!

چه ساده سعی داریم مسائل را به جای گره‌گشایی از ساحت تفکر و اندیشه پاک‌سازی کنیم.

دانشگاه فرهنگیانی که قرار بود به وقت شدائد، یارِ شاطری برای آموزش و پرورش باشد و مشکل تأمین منابع انسانی فردای آموزش و پرورش کشور را حل کند چنان در دام تشکیک گونه فردی اسیر شد که در ابتدا چرایی دانشگاه، سپس الگوی پذیرش دانشجو معلمان در طی دوره چهار ساله را به سوال کشید تا نکند در دیگر دانشگاه‌ها، استادان علوم تربیتی کلاسشان از رونق افتاده و بیکار شوند.

ظرفیت پذیرش دانشجو در دانشگاه فرهنگیان بر اساس همین دکترین از ۲۵ هزار نفر به حدود ۵۰۰۰ نفر کاهش یافت تا آموزش و پرورش در سالی که حداقل به ۴۰ هزار نفر نیروی تازه نفس نیاز دارد در عطش کمبود معلم بماند!

همین کمبودهای ناگهانی است که قطعاً آموزش و پرورش را در زمان بازگشایی مدارس به تصمیماتی سوق می‌دهد که حاصلش بدفرجامی است.

با کنار هم قرار دادن گزاره‌های منطقی و پر شدن چوب خط اعتباری برای آموزش و پرورش همیشه متولیان ساده‌ترین راه که معمولاً زیانبارترین آنهاست را به عنوان بسته خروجی انتخاب می‌کنند و بعد از مدتی از آن با اسامی به ظاهر دلفریب، رونمایی می‌کنند.

به یکباره می‌بینیم بسته حمایتی یا نظام جامع ساماندهی و تأمین نیروی انسانی خلاصه می‌شود در قطعات پازلی که نباید امروز بار مالی داشته باشد اما خسران فردا، بلا اشکال است! مثلاً مانند:

۱٫ رشد چشمگیر دانش‌آموزان مدارس غیردولتی ولو اینکه به قیمت تعطیل شدن مدارس دولتی سمپاد و نمونه دولتی تمام شود.

۲٫ تلاش برای افزایش تعداد معلمان خرید خدمت آموزشی از طریق عقد قرارداد با مؤسسان مدارس غیردولتی

۳٫ قطع سرانه مدارس دولتی به قیمت عادت دادن اولیا به پرداخت شهریه در مدارس دولتی

۴٫ افزایش تراکم دانش‌آموز در کلاس به منظور کاستن از هزینه‌های جاری

۵٫ بی‌توجهی به رشته‌های مهارتی مانند کاردانش به دلیل هزینه تمام شده بالا در این رشته‌ها

۶٫ نادیده گرفتن تنوع در محیط‌های یادگیری و یا غنابخشی به محیط‌های آزمایشگاهی و کارگاهی باز هم به دلیل کمبود اعتبارات عمرانی

۷٫ تصمیمی ناخواسته و تحمیلی از سوی مجلس تحت عنوان جذب استخدامی معلمان خرید خدمت شرکتی و .. حتی بدون برگزاری آزمون

۸٫ فروکاستن روزافزون از انگیزش شغلی معلمان تلاشگر به دلیل فقدان نظام رقابتی شایسته‌محور در تعیین نظام حقوق و دستمزد

۹٫ به هم خوردن تناسب و هارمونی نیروی انسانی به لحاظ جنسیت، رشته تحصیلی موردنیاز، بوم و اقلیم جغرافیایی.

۱۰٫ نامتوزان بودن شاخه و رشته‌های تحصیلی دانش‌آموزان به تبع منابع انسانی در دسترس آموزش و پرورش.

خلاصه تا چشم باز کنیم در گردش مداوم زمین به دور خورشید ناگهان فردا به سال ۱۴۰۲ رسیده‌ایم و باز هم ما مانده‌ایم و تکرار همین چرخه معیوب در آموزش و پرورش همانکه از کلیله و دمنه فراوان شنیده‌ایم: «من جرب المجرب حلت به الندامه»

 

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

آخرین خبرها

یادداشت

کاکتوسکده هنرستان کشاورزی جنت رشت تابناك وب تابناك وب تابناك وب تابناك وب تابناك وب