کد خبر : 22762
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۱۳ دی ۱۳۹۶ - ۶:۴۴
321 بازدید بازدید

نوسازی و توسعه مدارس؛ حرکت در جهت توسعه یافتگی یا بازگشت به دوران ماقبل توسعه؟

نوسازی و توسعه مدارس؛ حرکت در جهت توسعه یافتگی یا بازگشت به دوران ماقبل توسعه؟

در دورانی که آموزش و پرورش به عنوان مؤثرترین ابزار برای ورود به چالشهای مبتنی بر توسعه پایدار مورد توافق جوامع دنیا قرار گرفته است، توسعه کمّی و کیفی مدارس و مراکز آموزشی به عنوان یکی از مؤلفه های اصلیِ توسعه ای مبتنی بر پایداری پذیرفته شده است. موضوعی که روند دستیابی به آن، ضرورتا‍ً

در دورانی که آموزش و پرورش به عنوان مؤثرترین ابزار برای ورود به چالشهای مبتنی بر توسعه پایدار مورد توافق جوامع دنیا قرار گرفته است، توسعه کمّی و کیفی مدارس و مراکز آموزشی به عنوان یکی از مؤلفه های اصلیِ توسعه ای مبتنی بر پایداری پذیرفته شده است. موضوعی که روند دستیابی به آن، ضرورتا‍ً حضور فعال و مستمر دولت ها را می طلبد‌ و توجه دولت ها به این موضوع را نیز باید در میزان رشد اعتبارات عمرانی در لوایح بودجه سالیانه دولت ها جستجو کرد. اما کاهش حدود ۴۰ درصدیِ اعتبارات عمرانی در لایحه بودجه سال ۹۷ خصوصاً در فصل هایی از بودجه که با توسعه پایدار مرتبط است، از‌ یک جریان بی توجه به این موضوع حکایت دارد و در حالی که منابع عمومی بودجه دولت در لایحه بودجه ۹۷ نسبت به لایحه سال قبل، رشد ۱۶ درصدی را نشان می دهد، نگاهی به سرفصل بودجه سال آینده آموزش و پرورش نشان از یک کاهش چشمگیر به ویژه در بخش تملک دارائیهای سرمایه ای دارد‌.

مقایسه بودجه امسال سازمان نوسازی مدارس با اعتباری که برای این سازمان در لایحه بودجه سال آینده در نظر گرفته ‌شده است، نشان می دهد که سال آینده دولت در نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس باز‌ هم گامی به عقب خواهد گذاشت.‌

بر اساس اعداد و ارقام مندرج در جداول پیوست شماره یک لایحه بودجه ۹۷ اعتبارات مربوط به «تخریب و بازسازی» و «مقاوم سازی» مدارس فرسوده و بدون استحکام ۳۷۶ میلیارد تومان است که این رقم در لایحه سال گذشته معادل ۵۸۵ میلیارد تومان بوده و بر این اساس اعتبارات این بخش بیش از ۳۵ درصد کاهش یافته است. همچنین، اعتبارات مربوط به تکمیل فضاهای آموزشی نیمه تمام ۱۴۲ میلیارد تومان است که با توجه به اینکه این رقم نیز در سال گذشته ۲۱۸/۵ میلیارد تومان بوده این اعتبارات نیز بیش از ۳۵ درصد نسبت به سال گذشته کاهش یافته است.

کاهش عجیب بودجه نوسازی مدارس در حالی صورت گرفته است که مهرماه امسال، رئیس سازمان نوسازی مدارس از فرسودگی ۳۰ درصد مدارس کشور و ضرورت تخصیص اعتبار ۱۱ هزار میلیارد تومانی برای تخریب و بازسازیِ ۶۱ هزار کلاس درس و ۵ هزار میلیارد تومان برای مقاوم‌سازیِ ۹۶ هزار کلاس درس و همچنین نیاز به بیش از ۲ هزار میلیارد تومان برای‌ استاندارد سازیِ سامانه گرمایشی و جمع آوری نزدیک به ۳ هزار مدرسه کانکسی و خشت و گلی سخن گفت که به تعبیر وی به علت عدم تخصیص بودجه مورد نیاز «روی دستشان مانده ‌است».

به این ترتیب بودجه مورد نیاز آموزش و پرورش برای عملیات عمرانی یاد شده ۱۸ هزار میلیارد تومان برآورد شده است که یعنی چیزی بیش از ۵۰ درصد کل بودجه پیشنهادی دولت برای سال آینده آموزش و پرورش!

با این حال مشخص نیست اعتبار در نظر گرفته شده براساس منابع قابل دسترس برای بخش تملک دارایی آموزش و پرورش در سال آینده، برای اجرای کدام فعالیت های مرتبط با توسعه مدارس تنظیم شده است. چرا که این اعتبارات آنقدر ناچیز است که بعید به نظر می رسد کفاف هزینه هایی مثل تعمیرات جزئی و نگهداری مدارس را هم بدهد.

اما مشکل فقط به اینجا ختم نمی شود؛ چرا که نیاز به فضاهای آموزشی جدید همچنان اصلی ترین چالش آموزش و پرورش در این بخش است. براساس اظهارات اخیر رئیس سازمان نوسازی مدارس، برای دستیابی به سرانه استاندارد آموزشی به ۲۵۰ هزار کلاس درس نیاز است که زیربنایی در حدود ۳۷ میلیون مترمربع و اعتباری بالغ بر ۴۶ هزار میلیارد تومان نیاز دارد و فقط در بخش مسکن مهر ۲۵ هزار کلاس درس نیاز است و این در حالی است که آموزش و پرورش از سال آینده و با اضافه شدن پایه جدید تحصیلیِ دوازدهم با چالش مهم کمبود کلاس های درسی مواجه است. این مشکل البته در هنرستان ها بسیار جدی تر است چرا که مسأله کمبود فضای آموزشی فقط منحصر به کلاس های درس و میز و نیمکت نبوده و توسعه کارگاه ها و افزایش تجهیزات فنی را نیز شامل خواهد شد که به مراتب به بودجه بیشتری نیاز دارد و این مسأله زمانی که قرار است نیمی از دانش آموزان متوسطه اول به هنرستان ها هدایت شوند به چالش جدی تری تبدیل خواهد شد. به این ترتیب در دسترس ترین راهکار ممکن برای مرتفع ساختن این مشکل، دو نوبته کردن مدارس خواهد بود و در حالی که ۲۰ درصد مدارس کشور همچنان دونوبته‌ هستند، این هم یعنی یک گام دیگر به عقب.

با این‌حال به نظر می رسد که مشکل اصلی بودجه عمرانی آموزش و پرورش، بیش از آنکه به عدم تصویب بودجه لازم مربوط باشد، به عدم تخصیص اعتبارات مورد نیاز بر می گردد‌. چرا که تقریباً هیچگاه ۱۰۰ درصد اعتبارات مصوب عمرانی آموزش و پرورش تخصیص پیدا نکرده است و دلیل آن هم عمدتاً کمبود منابع و کسری بودجه عنوان شده است. بنا بر گفته های رئیس سازمان نوسازی مدارس، در سال ۹۵ به ‌دلیل محدودیت منابع تنها ۳۹ درصد اعتبارات ملی و ۲۸ درصد اعتبارات استانی در حوزه نوسازی مدارس تخصیص پیدا کرد.

وزیر آموزش و ‌پرورش هم اخیراً اعلام کرده که تا اواخر آذرماه امسال، کمتر از ۳۵ درصد و در بعضی جاها حتا کمتر از ۲۰ درصد اعتبارات عمرانی تخصیص گرفته است.

واقعیت اینست که آموزش و پرورش بر اساس رویه ای مرسوم برای تأمین اعتباراتی که در بخش تملک دارایی های خود نیاز دارد، بیش از آنکه به منابع قابل دسترس در بودجه بیاندیشد، روی منابعی از بودجه حساب باز می کند که نه تنها در اختیارش نیست بلکه احتمال تحقق اعتبارات لازم از آن بخش ها نیز به نوبه ی خود، منوط به شرایط متغیر دیگری است.

یکی از مهمترین منابع نوسازی مدارس، کمک های خیرین مدرسه ساز است که بنا بر اظهارات مسئولان آموزش و پرورش تاکنون یک سوم مدارس کشور توسط خیرینِ مدرسه ساز احداث شده است و سهم مشارکت خیرین ‌در تکمیل پروژه های نیمه تمام عمرانی آموزش و پرورش نیز به ۵۰ درصد رسیده است. اما این موضوع هم با چالش هایی مواجه است.

با توجه به اینکه امکان کمک‌های مردمی برای مشارکت در ساخت واحدهای آموزشی در مناطق محروم وجود ندارد، لازم است برای این موضوع تدبیری اندیشده شود که افزایش اعتبارات ملی و استانی سازمان نوسازی از این جهت حائز اهمیت است.

منابع صندوق ذخیره ارزی مانند ‌بودجه ۳ میلیارد دلاری که در برنامه ششم توسعه برای ایمن سازی مدارس در نظر گرفته شده بود نیز نمونه دیگری از این منابع غیرقابل دسترس است که بنا به گفته مسئولان آموزش و پرورش تاکنون تأمین اعتبار نشده و با توجه به وضعیت اقتصادی کشور، مشخص نیست که برای سال آینده تا چه انداره قابل وصول باشد. در موارد دیگر هم وضع به همین گونه است. برای مثال تحقق سهم ۵ درصدی آموزش و پرورش از شهرداری ها منوط به آنست که شهرداری ها هیچ پروانه‌ی ساخت و سازی که در آن حق ۵ درصدیِ آموزش ‌و پرورش نادیده گرفته شود را صادر نکنند که البته اجرای آن کمی بعید به نظر می رسد یا در مورد سایر منابع عمومی دولت و مواردی مثل سهم یک‌درصدی از کاهش هزینه‌های شرکت‌ها، بانک‌ها و بیمه‌های وابسته به دولت که گویا در لایحه بودجه ۹۷ حذف شده است نیز وضعیت همین گونه است. در همین ارتباط، سعید نمکی معاون سازمان برنامه و بودجه اخیراً گفته است که : « برای بخش بودجه عمرانی، دولت در نظر دارد از محل صندوقی که حاصل افزایش قیمت حامل‌های انرژی و حذف یارانه‌بگیران است، با مشارکت بانک‌ها و بخش خصوصی ۳۰۰ درصد بودجه عمرانی دستگاه‌ها را افزایش دهد.» چنین اظهارات در حالی بیان می شود که بر اساس لایحه بودجه سال آینده حدود ۹۰ درصد از همین مقدار اندک بودجه عمرانی کشور، وابسته به انتشار اوراق قرضه است و البته افزایش ۳۰۰ درصدیِ آن ۱۰ درصد باقیمانده از بودجه عمرانی هم منوط به دستیابی دولت به درآمدهای یاد شده است. اما یک سوی دیگر این ماجرا اینست که معمولاً در پی عدم قطعیت هایی که در تحقق منابع بودجه عمومی کشور به لحاظ شرایط اقتصادی، همواره وجود داشته است، در اینگونه موارد قانونگذار به کمک دولت آمده تا از طریق سازوکارهایی که در ردیف های بودجه اِعمال می کند، اینگونه مصارف از بودجه عمومی را تا وصول قطعیِ منابع به تأخیر بیاندازد.‌ به تدریج این تأخیرها آنقدر طولانی می شود که هر سال، مطالبات انباشته از سالهای قبل به سال بعد منتقل می گردد و‌ با اینکه کارهای بسیاری هم صورت میگیرد اما در مقایسه با مطالبات بر زمین مانده و نیازهای جدید چندان به چشم نمی آید و این هم یعنی گامی دیگر به عقب.

اما، فارغ از نگاه مبتنی بر تحلیل بودجه ای‌ در ارزیابی توسعه مدارس کشور، آنچه در اولویت بالاتری قرار دارد، فوریت بالای تخلیه مدارس فرسوده از دانش آموزان و ایمن سازی مدارس غیرمقاوم است و از این رو مهمترین نقد به سیاست گذاری های کلان در مورد ایمن سازی و مقاوم سازی مدارس را باید در رویکرد حاکمیت به حل این مسأله در برنامه های بلندمدت جستجو کرد به طوری که به جرأت می توان گفت هیچگاه حل این مساله برای دولت ها و ‌مجالس مختلف در کوتاه مدت مطرح نبوده و فوریت نداشته است و هرچند دلیل و یا بهتر بگوئیم بهانه ی این بی توجهی همواره کمبود اعتبارات مورد نیاز، ذکر شده است اما با دنبال کردن رد پای افزایش هر ساله ی ارقام بودجه عمومی دولت ها در فصول مختلف بودجه و همچنین جابجایی ارقام این بودجه در لوایح سالانه دولت ها که همواره به نفع گروههای واجد نفوذ و صدا تمام شده، می توان این نکته را دریافت که جدا از بحث آموزش و پرورشِ کودکان، هنوز موضوع تأمین امنیت جان کودکان زیر سقف کلاس های ناایمن و فرسوده در سیاست گذاری های کلان حاکمیتی، اولویتی ندارد‌ و چنانچه این واقعیت را که بر اساس آمارهای جهانی، ایران جزء ۱۰ کشور بلاخیز و ششمین کشور زلزله‌خیز دنیا معرفی شده است، نیز در نظر بگیریم، اهمیت موضوع دو چندان خواهد شد.

بنابراین در تخصیص اعتبارات عمرانی از محل منابع ملی باید این نکته مد نظر قرار گیرد که ضرورت ایمن سازی، مقاوم سازی و تخلیه مدارس فرسوده موضوعی با کارکرد آموزشیِ صرف نیست که بر سر اهمیت و اولویت آن صرفاً در فصل بودجه آموزش و‌ پرورش لابی گری و چانه زنی شود بلکه اینجا موضوع اصلی، حفظ و تأمین امنیت جان دانش آموزان است و‌ با توجه به فوریت آن می بایست به هر نحو ممکن حداقل اعتبارات مورد نیاز برای کاهش خطرات جبران ناپذیر احتمالی و البته در حداقل زمان ممکن به این موضوع اختصاص یابد.

 

*

منبع: روزنامه روزان

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

آخرین خبرها

یادداشت

کاکتوسکده هنرستان کشاورزی جنت رشت تابناك وب تابناك وب تابناك وب تابناك وب تابناك وب