یادداشت



کدخبر : 20838


نامه معلمان حق التدریس: با عمر و جوانی ما بازی نکنید/ آزمون به معنای اخراج و طرد محترمانه است!



چرا با ارائه ی آدرسی غلط و اغواگر جذب آموزش دهندگان نهضت سوادآموزی را منجر به افت کیفیت آموزش در مدارس ابراز فرمودید؟ آیا ازجمع کثیری از همکاران خود که اکنون در مناصب مدیریتی و آموزشی و…که در مدارس و دیگر نهادهای تعلیم و تربیت کشور از مسیر نهضت سوادآموزی به جمع جانفشانان عرصه ی فرهنگ و تمدن شتافته اند، مغفول مانده اید یا به عمد دیدگان خویش را بسته تا حقیقت را فدای مصلحت سازید؟



جمعه ۲۶ آبان ۱۳۹۶ - ۶:۰۵ --
تعداد بازدید: 2,608 بازدید

نامه معلمان حق التدریس

 

بسمه تعالی

پس از تصویب کلیات طرح استخدامی معلمین حق التدریس و آموزش دهندگان نهضت سوادآموزی شوربختانه جمعی از متولیان ارشد اعم از متصدیان وزارت آموزش و پرورش، شورای عالی آموزش و پرورش، دانشگاه فرهنگیان و سازمان امور اداری و استخدامی مبادرت به مخالفت صریح و ضمنی خود با طرح مزبور و در راستای آن از طریق لابیگری با برخی از مهره های دست نشانده ی خود درصدد تحریک و تحریش افکار عمومی و جامعه فرهنگیان با براهینی تصنّعی همسو گشتند، تا در نهایت با کامیابی مورخ ۲۴/۰۸/۹۶ با نفوذ و تأثیرگذاری بر عقاید و نظرات نمایندگان کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی با مستمسک های مغایر با سند تحول بنیادین آموزش و پرورش و برنامه پنج ساله ششم توسعه و… حرف خود را به کرسی نشانده و جذب مشمولین طرح را برخلاف ماده ۱۷مکررمصوب ۲۹/۰۱/۹۶ قانون مذکور به شرکت و قبولی در آزمون استخدامی منوط کردند، آزمونی که قاطبه ی ما واقفیم به معنای اخراج و طرد محترمانه بوده و متأثر از رابطه است نه ضابطه، تا بلکه به میمنت وجود آن نمدی برای کلاه خود دوخته و زمینه ورود برخی دردانه ها را فراهم سازند، لذا در ابتدا برخی واگویه ها و عرائضم را به رئیس مرکز برنامه ریزی، منابع انسانی و فناوری اطلاعات وزارت آموزش و پرورش اختصاص میدهم.

جناب آقای اسفندیار چهاربند

جای سوال است که چرا باید زمانی که مشمولین طرح با حقوق ۶۰۰ هزارتومان در ماه بدون دریافت کمترین مزایای شغلی و با تأخیر شش ماهه و یا بیشتر در پرداخت حق الزحمه خود مواجه اند، کوچکترین لطمه ای متوجه کیفیت آموزش نشده ولی به محض آنکه صحبتی از جذب آنها مطرح شود به کیفیت آموزش خدشه و مورث استحاله جامعه معلمی می گردد. به زعم ما این اظهارات ناموقر تنها مغلطه و فرافکنی در جهت بیگاری و استثمار مشمولین به ادامه همکاری بوده و حضرات عظمی باترفند تجمیع کلاسها و کاهش ساعات تدریس و خلق کلاسهای ۴۰ الی  ۵۰ نفری در مدارس، خود کیفیت آموزش را زیر پا نهاده و به پایین ترین حد خود هبوط داده اند.

جناب آقای اسفندیار چهاربند

حضرتعالی که دائماً با تلذذ در پشت تریبون و اصرار و پافشاری به برگزاری آزمون استخدامی و صلاحیت حرفه ای مشمولین اکنون به آرزوی دیرین خود دست یافتید آیا از طیب خاطر برده اید که خود چگونه به این سمت نائل گشتید؟ هنگامی که توسط وزیر وقت به مقام کنونی منصوب شدید موجی از اعتراضات مکنون جامعه فرهنگی به انتصاب جنابعالی صورت پذیرفت و معترضان خواستار سیستمی مدرنیست و طراحی ساختار مدیریتی بر اساس تخصص و شایستگی های حرفه ای و مقبولیت مدیران در اذهان عمومی و عاری از رانت رفاقت در داخل مجموعه و یا سفارش و اعمال نفوذ ازسوی نیروهای خارج از نهاد آموزشی و تربیتی بودند گرچه عجالتاً حضرتعالی یک بازنشسته منفک از خدمت بوده اما جای تحیّر است که  بامماطله دودستی مسند قدرت و موعظت خویش را چسبیده و پیوسته متذکر می شوید که نباید کسوت معلمی را به عنوان کلیدی ترین نقش در آموزش وپرورش به هر کسی سپرد، آری ما نیز با شما متفق القولیم ولی جسارتاً از کدام کسوت معلمی سخن می گویید؟

جناب آقای اسفندیار چهاربند

اگر غایت جنابعالی از کسوت  معلمی جامه ای مقدس و پارسا است که در آن تردید و ارتیابی نیست اما قریب به سه سال است امثال شما با واگذاری مدارس و امکانات دولتی به مؤسسین مرتجع و تفویض اختیار در جذب مربیان، مدارس کشور را به مدارس خانوادگی مبدل و این جامه با تسامح و تزویر بر تن برخی خوش درخشانیده و آموزش رایگان و با کیفیت را که طبق اصل ۳۰ قانون اساسی از تعهدات دولت می باشد را به افسانه بدل ساخته اید و اگر مراد و مقصودتان البسه ای با مزیت ها و پاداش های نجومی است باید گفت که  اگر چنین  بود معلمان گم نام و گم نان  ما با وجود چند شغله بودن صورت خود را با سیلی سرخ نمی نگاشتند و افزون بر آن، اقتضا نبود این اقشار معرّا با تمام نقیصه ها و کاستی ها زبان به کام کشیده و دندان صبر بر جگر نهاده و سنگ ریاضت برشکم ببندند و چونان که منظورتان اتوریته و نفوذ معلمی است  که امروزه با وجودگسترش «رفتارهای پرخطر» و «خشونت» در مدارس و ضرب و شتم معلمان و پرسنل آن با سلاح سرد توسط دانش آموز یا اولیاء وی موجد محو تکریم و تجلیل مقام معلم در آینده ای نزدیک خواهیم بود پس نباید با سهل انگاری و نگاه اجمالی  آنها را به باد ذهول و نسیان بسپاریم که البته نقش برخی از مدیران ستادی و میانی نیز در بسط این رفتارها را نباید نادیده انگاشت. جای بسی تحیّر و شگفتی است که جنابعالی که لاینقطع چوب و ترکه ی فاضله ی خود را برتنه ی نحیف مشمولین میکوبید خود در مقطعی که سمت  مدیرکل آموزش وپرورش استان تهران را عهده دار بودید چرا باید در مراسم صبحگاه مشترک بسیج دانش آموزی و رزمایش پدافند غیر عامل در دبیرستان البرز ،برخی دانش آموزان ما در مراسم مجهز به «باتوم» باشند؟ به راستی حضرتعالی و هیئت همراه به دنبال کدام اهداف تربیتی یا رفتاری در توجیح این اقدام بودید که علی الاتصال از تبیین  افزایش بهره وری نیز سخن می رانید؟

جانب دیگر کلامم به دبیرکل شورای عالی آموزش وپرورش می باشد که مقارن به دو دهه بر اریکه ی این شورا تکیه زده و روزی ازجناب حاجی بابایی و توسعه مدارس تیزهوشان دفاع و روز دگر حامی سینه چاک جناب دانش آشتیانی گشته و تعدد این مدارس را به ضرر نظام آموزشی قلمداد و اینک نیز در مدح نطق های جناب بطحایی احسنت و مرحبا سر می دهند، آری اینان کسانی هستند که با آمد و شد هر وزیری ماندند و به نظر می رسد سرقفلی آن پست را خریده و از مصونیّتی آهنین برخوردارند و حداقل با مصوبات مطابق میل وزیر جدید در شورای مذکور تیشه به ریشه این نهاد زدند.

جناب آقای مهدی نوید ادهم

حضرتعالی که در مقطع کارشناسی فارغ التحصیل رشته ی برنامه ریزی کامپیوتر هستید جسارتاً چگونه صلاحیت حرفه ی معلمی را با رشته ای غیرمرتبط برای تدریس در مدارس دولتی و مراکز تربیت معلم و… احراز نمودید و فی الحال از عدم تناسب رشته ی تحصیلی مشمولین طرح می نالید و آنان را فاقد سواد پداکوژیک می خوانید آیا شایسته نیست یک سوزن به خود و یک جوالدوز به ملت زنید؟ چرا علی الدوام منحصراً راه جذب و در وزارت سابق الذکر را دانشگاه فرهنگیان نام برده و از فارغ التحصیلان این دانشگاه بت و تندیس ساخته و خود و زیردستان آنان را تمجید و ستایش میکنید؟ آیا نباید منتظر ماند و نظاره گر بود که اینان در میدان عمل به چه نحو هزینه های هنگفت صرف شده ی بیت المال  و حمد وثنای امثال شما را جبران خواهند نمود؟

 

جناب آقای مهدی نوید ادهم

چرا با ارائه ی آدرسی غلط و اغواگر جذب آموزش دهندگان نهضت سوادآموزی را منجر به افت کیفیت آموزش در مدارس ابراز فرمودید؟ آیا ازجمع کثیری از همکاران خود که اکنون در مناصب مدیریتی و آموزشی و…که در مدارس و دیگر نهادهای تعلیم و تربیت کشور از مسیر نهضت سوادآموزی به جمع جانفشانان عرصه ی فرهنگ و تمدن شتافته اند، مغفول مانده اید یا به عمد دیدگان خویش را بسته  تا حقیقت را فدای مصلحت سازید؟ آیا جنابعالی تاکنون به صورت چهره به چهره و از نزدیک و بدون تشریفات و داشتن همراه و گرفتن عکس یادگاری برای پرکردن پرتابل دستگاه خود روی صندلی داغ پرسش های دانش آموزان در محیط مدرسه نشسته اید تا متوجه وضعیت موجود و نیازها و مشکلات واقعی آنها گردید؟ اگر به کیفیت مدارس و مراکز آموزشی اهمیت می دهید گامی نافع و نافذ در جهت کاهش مدارس مخروبه و کپری، کلاسهای بدون سقف در استان خوزستان و یک هزار کلاس خشت و گلی و ۱۸۰۰ کلاس کانکسی و ۳۶ هزار کلاس درسی مختلط بردارید.

 

جناب آقای مهدی نوید ادهم

جای بسی تذبذب است که جنابعالی جذب و بکارگیری این مشمولین را مغایر با اسناد بالادستی قلمداد  نمائید ولی در برابر ادغام معاونت آموزش ابتدایی در معاونت آموزش متوسطه به صرف تنها یک مصوبه از سوی سازمان امور اداری و استخدامی که مغایر با اسناد بالادستی بود، مهر خاموشی بر لب زدید؟ چرا حضرتعالی و برخی از حضرات طرح مهرآفرین سال ۸۹ را پیراهن عثمان کرده و تؤامان بیرق مخالفت برافراشته و همواره با اوج  بی عدالتی برآنها تاخته و در عوض آنکه خط بطلانی بر عقاید و دیدگاههای نوستیز خود زنید، برای عدم جذب آنها خط و نشان کشیده و کامشان را تلخ می کنید؟

 

جناب آقای مهدی نوید ادهم

حضرتعالی که از نگارندگان و تدوینگران سند تحول بنیادین آموزش و پرورش بوده اید آیا ازمنظر و دیدگاه شما این سند نیز مانند هرکار بشری دیگر مصون و مبرا از خطا و اشتباه نیست؟ اگر چنین است پس چرا انتقادات را نمی پذیرید؟ چرا معلمانی که با یک دهه همکاری خالصانه بهترین وهله ی عمر خود را نثار عرصه ی آموزش و تربیت نمودند همچو کاغذی مچاله و به ورطه اضمحلال کشانده و خانه نشین می سازید؟ چرا دیدگان خود را در برابر نگاههای پر مهر و ملتمسانه خانواده های مشمولان طرح که سالهاست جذب و استخدام فرزندان خود را با حسرت نظاره گرند،بسته اید؟

در پایان از عالیجنابان استدعا دارم شما را به خدا ما را از جناح بندی و صدور احکام برخاسته از بغض ترکیده و ساختار منفی انگاری و تنازع و کشمکش های سیاسی-انتقادی رهایی بخشیده و با عمر و جوانی ما بازی نکنید، جای تأسف است که آستانه تحریک مسئولان به قدری بالارفته که گوشهای آنان به جز فریاد و جیغ های بنفش چیز دیگر نمی شنود و به تنقیدات ملایم کمترین توجهی نمی کنند.

یادداشت ها، مقالات و پیام های خود را جهت انتشار در پایگاه خبری معلم ایرانی، به آدرس iranimoallem@gmail.com ارسال بفرمایید.
Share

نظرات بازدید کنندگان

  1. معلم حق التدریس گفت:

    :
    《 بسمجه تعالی》
    بیانیه معلمان حق التدریس:

    زمانی امام حسین (ع) فریاد زد (هل من ناصر ینصرنی) آیا کسی هست مرا یاری کند ؟ اما کسی لبیک نگفت…!!!!
    مولا جان صفحه روزگار شما هنوز هم ورق می خورد ….
    اما در این زمانه که همه ادعای عدالت و مهر می کنند ما معلمان حق التدریس طعم بی عدالتی و بی مهری را خوب چشیده ایم . زیرا کسی نه صدایمان را می شنود که یاریمان کند و نه انصافی دارد که تمام عمر تلف شده ورنج زحمات کشیده شده ی ما را درک کند .
    (( امیدمان فقط به خداست . ))
    از تمامی مراجع خبری خواستاریم که صدای مارابه گوش مسئولان برسانند . شاید زبان شما گویا تر از ما باشد . ما معلمین حق التدریس کشور خواهان تعیین تکلیف استخدامی بدون آزمون هستیم. چرا که آزمون خود را در کلاس های درس، طی سالیان گذشته پس داده ایم .
    وروزها،هفته ها ، ماهها و سالهای زیادی را برای پیشرفت دانش آموزان سرزمینمان خالصانه تدریس کرده ایم و در بدترین شرایط ،کمبود نیرو در آموزش و پرورش، با کمترین دستمزد کلاسهایشان را خالی نگذاشته ایم . پس رسم جوانمردی را باید در حق ما تمام کنند تا در این روزها کلاسهایشان خالی نماند . چرا که دیگر کارد به استخوان رسیده و دیگر صبر وتحملی باقی نمانده …..
    به حق نیست که مسلمان حرف حق را نزند و یا تحت تاثیر تریبون داران قرار گیرد. مگر نمی گویند حرف مرد یک کلام است . پس کجاست آن اقتدارو یک کلامی مردانگی؟ مگر مجلس رای گیری نکرد ؟ مگر کلیات را بدون آزمون تصویب نکردند؟ پس چرا کار به جزییات رسید و ورق برگشت . !!!!! چرا حاضرهستید نیروی بی تجربه و صفر کیلومتر راجذب کنید اما باتجربه هایی چون مارا بلاتکلیف بگذارید. ……!!!!!!
    شایان ذکر است اگر ما صلاحیت نداشته وباید آزمون دهیم چگونه ده سال درحق مردم وفرزندان این مرز وبوم خیانت کرده اید؟بایدپاسخگو باشید…. واگر صلاحیت داشته وسرکلاس حاضر بوده ایم چرا باید درآزمونی پر از رابطه شرکت کنیم لطفا پاسخگو باشید
    گره استخدامی ما را با درایت باز کنید و خواهان این نباشید که با اتحاد، معلمان حق التدریس کلاسهایتان را ترک کنند. ما روزهای سختی را گذرانده ایم و همه این ناملایمات ،کمبودها و بردگی را به امید استخدام تحمل کرده ایم . ولی این بار می خواهیم این بردگی پایان یابد.

    (این بیانیه با احترام به دانش آموازان ،مردم ومسئولان مربوطه جهت اطلاع عموم مردم, دولت وقت، خانه ملت, شورای عالی انقلاب فرهنگی , معاونت برنامه ریزی نیروی انسانی و وزیر آموزش و پرورش منتشر می گردد.)

  2. معلم حق التدریس گفت:

    z2300:
    بنده معلم حق التدریس دردم را با شعر تقدیم مسئولان می کنم باشد که به خود آیید….
    بی کسی درد گرانی که نصیبم شده است
    غم وغربت همه یاری که رفیقم شده است
    درطبیعت نگرم کوه هویدا است، ولی
    گربگویم زدلم اوبه ریزش، دچاراست، همی
    عاقبت صبر وتحمل راه نبرده است چرا؟
    ماتمی کزین صبر نصیبم شده است وای، نگو!
    شاه به شاهی رود و گدا به رویا برود
    یک معما، عاقبت عدالت به کجاها برود؟

  3. معلم حق التدريس گفت:

    آنچه در روز ۳شنبه در کمیسیون آموزش مجلس به عنوان جزئیات طرح استخدامی《ماده مکرر۱۷》تصویب شد،مصوبه کمیسیون آموزش نبود بلکه مصوبه تحمیلی شورای عالی انقلاب فرهنگی به کمیسیون آموزش بود.

    سوال اینجاست چرا شورای عالی انقلاب فرهنگی برای اختلاس میلیاردی صندوق ذخیره فرهنگیان و چپاول و غارت سرمایه معلمانی که سالها از معاش خود زده وخون دل خورده اند جلسه و مصوبه ای ندارد؛
    اما شورای عالی انقلاب فرهنگی برای جلوگیری از استخدام معلمان حق التدریسی که سالها جوانی و زندگی خود را با حداقل دست مزد در بدترین شرایط به امید استخدام و فردایی بهتر در خدمت فرهنگ این مملکت بوده اند وارد شور شده و جلسه اضطراری برگزار میکند.و این وسط معلمان حق التدریس مظلوم قربانی تبانی کثیفی میشوند که باعث گرفتن انگیزه و شور و شوق این قشر از ادامه فعالیت و خدمت به آینده سازان این مملکت میشوند.

    معلمان حق التدریس به هیچ عنوان مصوبه تحمیلی کیمسیون آموزش را قبول نداشته و زیر بار هیچ آزمونی که راه را برای سوء استفاده و دستبرد به زحمات صادقانه و چندین ساله آنها باز میگذارد نخواهند رفت و قطعا به وتوی طرح استخدامی و بدون آزمون《ماده مکرر۱۷》 توسط شورای عالی انقلاب فرهنگی [ که کلیات آن توسط ۱۷۰ رای مثبت شما نمایندگان مردمی و عدالت خواه مجلس شورای اسلامی تصویب شده است ] اعتراض خواهد نمود.

  4. ناشناس گفت:

    آقای چاربند ما حاضریم آزمون بدهیم به شرط انکه هر مسئولی از جمله خودتان هم آزمون صلاحیت حرفه ای بدهید 😆

  5. معلمم گفت:

    سلام ومرحبا به نویسنده.کاش نگاهی به شروع کار خود میکردید.مگر شما مسیولین در ابتدای کار خود چطور وچگونه بودید برای رضای خدا کمی فکر کنید.تمام انگیزه وامید ما را سوزاندید.مطمئن باشید هم در این دنیا وهم در ان دنیا باید پاسخگو باشید

  6. معلم حق التدریس اصفهان گفت:

    بسیار عالی است کاش یکبار در ما مورد ما تحقیق می کردند و قضاوت های نابجا نداشتند

  7. ناشناس گفت:

    بنده به نوبه خودم از این بزرگوار به خاطر نوشتن این متن زیبا که از حق التدریسان مظلوم دفاع کرده‌اند نهایت تشکر و قدر دانی را می کنم .

  8. معلم حق التدریس گفت:

    انشاء الله دیدگاه ها رو کی نمایش می دهید….منتظریم

  9. نفيسه گفت:

    واقعا جای تاسف داره که عمر و جوانی خودمون رو صرف فرزندان همین مسؤولین کردیم ، کسانی که ده ، پانزده سال از ما بیگاری کشیدن ، هیچ مزاییایی و حقوق بسیار ناچیز .

  10. ناشناس گفت:

    روا نیست با ما که معلمان حق التدریس هستیم اینطور رفتار شود.ماهم عضو این جامعه ایم. ماهم حق زندگی داریم.ماهم فرزند وخانواده داریم.و با جان ودل برای آموزش وپرورش زحمت می کشیم.کمی هم کمی هم وکمی هم به فکر ما باشید.

  11. .... گفت:

    با سلام
    مشکل جناب چهار بند با این بنده خدا ها چیه آخه
    همه میدونیم که هیچ کتابی و هیچ دانشگاهی موثر تر از تجربه تدریس در کلاس نیست. معلمان حق التدریس از سه تا پانزده سال تجربه کاری دارند . دیگه چه لزومی داره با چهارتا تست غیر استاندارد آنها را محک بزنید.

  12. فاطمه محمدی گفت:

    دمت گرم خدا لعنت کنه مسولای بی لیاقت

  13. طاهر جلالی راد گفت:

    بعداز ۱۱سال سنوات حق التدریسی و فواصل سنواتی ،انشاللا توکل برخدا آه ونفرین خانواده ام و همه همکارانی که به نحوی چشم امیدشان بعداز سالها طرح استخدامی می باشد پشت سر آقایان چهاربند و نوید ادهم و هرکسی که مانع تعیین تکلیف ما خواهندشد .ربی توکلت علیه و الیه انیب

  14. هاج و واج گفت:

    سلامی از درون غمگین من به آقای چاربند از بدبختیهای من بیخبر. شما جای خدا نشسته ای که مرا زنده زنده محکوم ب مرگ میکنی؟ آیا با سوادی یعنی ظلم؟ یعنی اینکه حق من فدای خودخواهی شما شود؟

  15. هاج و واج گفت:

    هاج و واج میان گذشته ی تیره و آینده ی مبهم مانده ام ، آیا خود را سرزنش کنم یا آنکه مرا نسل سوخته خواند؟ تا هر بار خاستم ب خود آیم سیلی محکمی مرا به اغوا برد، همه را خوب حس میکنم وطعم تلخ سکوت را به یادم می آورد و این آخری که برای همیشه مرا ب دوردستهای خاموشی و فراموشی خواهد برد. دستان بی رحم چاربند را میبینم که دور آخرین امیدم بعد هزار بار برخاستن چنبره زده و از پایش در آورده. چه میتوان کرد وقتی او باسواد است و من بی سواد.با سوادی او ظل مش را پررنگ کرده و بی سوادی من حاصل

  16. معلم رسمی گفت:

    خدا راشاهد می گیرم تاچیزی جز حقیقت نگویم،همکاران حق التدریسی که من میشناسم جزو بهترین معلمان منطقه که در اقدام پژوهی ودرس پژوهی وجشنوار های جابرابن حیان وایده برتر جزو بهترین بودند وهستند ،لطفا با سرمایه های انقلاب این گونه بد رفتاری نکنید.

  17. سرگردان گفت:

    با سلام.نمیدانم چرا زمین و زمان دست به دست هم داره اند تا همیشه من زیر لگدهای ظلم لال بمانم.تا محرومیت بود من بودم مدرسه کپری بود من بودم مظلومیت بود من بودم نگاه حقارت بود من بودم فقر و هزار بدبختی من بودم.حال که بعد هزاران ترکش ناجوانمردانه روزگار خاستم حقم را خودم بگیرم جناب ادهم و چاربند حال مرا دیده و گذشته ی سخنم فدای تصمیم آنها شد.براستی آیا جواب مرا که میدهد.من هم درس خواندم با سوادم چرا حق کشی میکنید.غرورم را شکستید چه کسی جوابگو است؟ آبروی از دست رفته ه ام را که اکنون نقل مجالس است چگونه برگردانم؟ ب جای من نیستید ک بفهمید بعد از همه ی ذلالتها و روزهای سخت اکنون عبث بودن چگونه ذره ذره خفه ام میکند. سکوت مرگ بار آرزوهایم را شما حکمفرما شدی. شما که معلمی سالهاست پیشه ات بود چطور بی عدالتی میکنی وقتی میدانید حق من منطقه محروم وتنها امیدم را از من سلب میکنید.آیا سزاوار است ک اکنون شب و روز من یکی باشد چون شما نمیخواهید. ؟ این هم میگذرد اما من نمیزارم حقم فدای زورگویی شود شهرستان من به من نیاز دارد. ن از شما بلکه از خدا میخواهم اسباب را فراهم کند و همه ظالمان حق از سر راهم کنار روند.وبزودی نابود شوند.

  18. منتظر گفت:

    آزموده را، آزمودن خطاست!
    در هر کجایی ، جهت رعایت انصاف و نوع دوستی، اولویت بندی هایی به جریان می افتد.تجربه، دوره های آموزشی و آزمایشی، بررسی پرونده ی کاری، متأهل بودن، مالک یا مستأجر بودن و ….
    اما در مورد استخدام معلمان ، اولویت با آن جریان مدعی است که زحمت کشیده و رتبه ی کنکورشان با قبول شدگان پزشکی زیاد متفاوت نیست. معلمی را شغلی پیش پا افتاده می انگارند و معلم را فردی بی سواد. دانش آموز را کودن می بینند و اداره را پر از رابطه و بروکراسی بی معنی( البته درمورد آخری زیاد بی راه فکر نمی کنند) ایشان که دیگر در اولویت استخدام هم نیستند و مستقیما استخدام شده اند، ایشان که در دوره های کارورزی به اندازه ی یک دهم درصد معلمان حق التدریس، احساس مسئولیت ندارند، ایشان که در عین ناباوری در کلاس کارورزی گوشی موبایل در دست می گیرند و آنلاین گیم بازی می کنند ، در اولویت هستند. آقایان مسئول، اشتباه نکنید، جز موارد نادر ، رتبه ی برتر کنکور نمی تواند معلم برتر باشد . زیرا همیشه در رؤیای زندگی متخصصان پزشکی و دندانپزشکی در جا خواهد زد. این بدان معنی نیست که معلمان قادر به کسب رتبه ی برتر در کنکور چهار گزینه ای نباشند، بلکه معنیش آن است که معلم باید علاقمند به معلمی کردن باشد.با هر دستمزدی بسازد و با مهر و محبت به کودکان و نوجوانان رنج های روزگار را فراموش کند. متأسفانه یکی از رتبه های برتر در رشته ی ریاضی، که راه سختی را برای اخذ مدرک دکترای مهندسی پیموده، هم اکنون مربی قرآن است . اگر ۲۴ ساعت او را دنبال کنید، ایشان فقط مشغول مشاوره دادن و پاسخ دهی به سؤالات مهندسان تازه کار شرکت های ساختمانی هستند و تنها چیزی که به آن فکر نمی کنند، درس قرآن است. مسئولین محترم! سؤالی دارم : آیا شما حاضرید در آزمون سمت فعلی یا رشته ی تحصیلی خود شرکت کنید؟

  19. ناشناس گفت:

    خواسته ی بحق ما استخدام پلکانی بدون آزمون. نود درصد ماسنمون بالای۳۰ وبه آزمون نمیخوره. عمر وجوانی مون تو این راه صرف شده.پس حق ماست که بدون آزمون استخدام شیم ولو پلکانی

  20. معلم حق التدریس گفت:

    کاش گوش شنوایی بودوصدای مظلوم معلمان حق التدریس راکه بیش ازیک دهه بدون هیچ مزایا وامتیت شغلی ،ازجوانی شان مایه گذاشتندمیشنید.کاش….

  21. معلم حق التدریس گفت:

    واقعاظلم بزرگی در حق معلمان حق التدریس هست که اگر بخواهید با این همه سابقه از انها آزمون بگیرید؟
    خدایا خودت کاری کن

  22. احمد گفت:

    شماسفره انداختیدوعدهای را بر سر سفره نشاندید حالا میگیدپاشید یه عده دیگر آمدند.آنوقت جواب خدا را چی میدهید

  23. معلم حق التدریس گفت:

    مسئولین بی کفایت هستند بگوئید پول استخدام نداریم چگونه معلمی پس از ۱۳ سال بی سواد شده وباید آزمون دهد به والله که باید غیرت داشت باشیم واز همین هفته من و۳۰۰۰۰هزار همکارم کلاسها را به تعطیلی بکشانیم تا چهاربند ومهر محمدی و کمیسیون آموزش وشورای انقلاب لطف کنند چکمه پوشیده وبه روستاهای دور افتاده رفته ودر کلاس درس حاضر شوند…..جزای رفتار ،کردار واعمالتان با خدا …..

دیدگاه شما