یادداشت



کدخبر : 18662


مهر و مدرسه



اولین چیزی که با شنیدن اول مهر در ذهن تداعی می‌شود، بازگشایی مدارس است. شروع فصل پاییز یادآور مدرسه، برگریزان درختان و شروع سرماست. بچه‌ها با شوق بسیار در اواخر شهریور به خرید کیف، لباس فرم و لوازم تحریر می‌پردازند و کتاب‌های نو را با اشتیاق ورق زده و بوی کاغذ را استشمام می‌کنند.



شنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۶ - ۲۰:۴۲ --
تعداد بازدید: 340 بازدید

اولین چیزی که با شنیدن اول مهر در ذهن تداعی می‌شود، بازگشایی مدارس است. شروع فصل پاییز یادآور مدرسه، برگریزان درختان و شروع سرماست. بچه‌ها با شوق بسیار در اواخر شهریور به خرید کیف، لباس فرم و لوازم تحریر می‌پردازند و کتاب‌های نو را با اشتیاق ورق زده و بوی کاغذ را استشمام می‌کنند. روز اول مهر خیابان‌های شهر با کودکانی سرشار از شور و نشاط زندگی که راهی مدارس هستند، رنگ و لعاب دیگری به خود می‌گیرد. همچنین نوجوانانی که با صدای خنده‌هایشان هنگام تجدید دیدار با دوستان و همکلاسی‌هایشان فضای مدارس را روحی دوباره می‌بخشند و درنهایت خانواده‌هایی که با هزاران آرزو و اشتیاق دوچندان فرزندان خود را برای آموزش و یادگیری بدرقه مدارس می‌کنند، ولی شوربختانه این همه شور و اشتیاق و هیجان دیری نمی‌پاید که جای آن را به فضای کسالت‌آور کلاس‌های درس می‌دهد. جای بسی تأمل و درنگ است؛ چرا این همه اشتیاق برای بازشدن مدارس نهایتا دو، سه هفته بیشتر دوام ندارد؟ و بعد از آن دانش‌آموزان چشم به راه آلودگی هوا، برودت هوا یا بارش سنگین برف و یخبندان و… می‌نشینند که موجبات تعطیلی مدارس و متعاقبا شادمانی دانش‌آموزان و شاید بعضا معلمان را فراهم آورد. فضای خشک و یکنواخت کلاس‌های درس مسلما یکی از دلایل اصلی بی‌اشتیاقی دانش‌آموزان و در کنار آن تأکید زیاد خانواده‌ها بر فرزندانشان برای گرفتن نمرات عالی است. مادر دانش‌آموزی می‌گفت: «خوب به یاد دارم وقتی فرزند ارشدم کلاس اول بود، یکی دوبار نمره دیکته‌اش وقتی به حرف «ی» رسیده بود، ١٩ شد و هربار چنان فشار روحی به من وارد می‌شد که نکند درس فارسی نتواند یاد بگیرد، ولی در آن زمان هیچ توجهی به نبودن فضای شاد در مدرسه‌اش نداشتم. حالا همان فرزندم با معدل بالای ١٩ دوره دبیرستان را به پایان رسانده اما جای خالی نداشتن لحظات شادی‌بخش، تجربه‌های عملی و آموختن مهارت‌های زندگی را در دوران تحصیلی‌اش به وضوح مشاهده می‌کنم. هم‌اکنون که فرزند دومم در آستانه ورود به مدرسه است، اولویتم علاوه بر فضای آموزشی و اخلاقی خوب، بر مدرسه‌ای است که توان کشف خلاقیت دانش‌آموزان را داشته و دارای اتمسفری شاد باشد تا بچه‌ها در کنار آموزش و یادگیری، شادزیستن را فرا گیرند و تجربه کنند.» آن مادر درست می‌گفت. می‌توان شادی را به مدرسه‌ها آورد، با ایجاد کارگاه‌های مجهز دانش‌آموزی، با آزمایشگاه‌های قابل استفاده (نه فقط نام آزمایشگاه یا نهایتا یکی دوبار رفتن به آزمایشگاه) که بتوانند دروس علوم طبیعی را مشاهده و آزمایش کنند و با لذت یاد بگیرند و به نتیجه برسند. همین‌طور زنگ ورزشی که حداقل موسیقی شادی مانند بسیاری از باشگاه‌ها و اماکن عمومی و تفریحی همراه داشته باشد تا بعد از کلاس‌های درسی سخت و پرچالش، بتوانند دانش‌آموزان بالا و پایین بپرند. به نظر می‌رسد کارشناسان آموزشی باید توجهی ویژه بر این مسأله (شادبودن مدارس) داشته باشند تا با ایجاد اتمسفری شاد در مدارس، آن همه شور و شعفی که با تعطیل‌شدن مدارس دانش‌آموزان را فرا می‌گیرد، شاید بتوان تا حدودی هنگام رفتن به مدرسه نیز در آنها مشاهده کرد.

 

شهروند

یادداشت ها، مقالات و پیام های خود را جهت انتشار در پایگاه خبری معلم ایرانی، به آدرس iranimoallem@gmail.com ارسال بفرمایید.
Share

دیدگاه شما