یادداشت



کدخبر : 18972


مهرِیادگیری و آموزش‌های شهروندی



آن‌چه تجربه‌های ملی مانند تجربه‌های ارزنده زنده‌یاد پوران میرهادی در مدرسه‌های فرهاد و تجربه‌های جهانی مانند همین یادداشت ارزنده هاپکینز به ما نشان می‌دهد رفتن به‌سوی روش‌هایی از این دست چندان امکانات و هزینه‌های فراوانی هم نمی‌خواهد.



پنج شنبه ۶ مهر ۱۳۹۶ - ۳:۱۷ --
تعداد بازدید: 202 بازدید

این روزها درهم‌پیچیدن بوی مهر و صدای خنده‌های امیدبخش نوآموزان و خنکی نسیم پاییزی پیام‌آور آغازی دیگر است؛ آغازی بر فرایند آموزش و یادگیری. آموزشی که قرار است زندگی فردی و اجتماعی انسان‌ها را به‌گونه‌ای سامان دهد که در جهان پرآشوب‌مان سنگ روی سنگ بند شود و آزادی، صلح و دوستی بر گیتی چیرگی یابد. آموزش نوین به‌ویژه مدرسه‌ای آن به‌دنبال پرورش شهروندانی است آگاه و توانا و شایسته که افزون بر دانستن حقوق و وظایف خویش، آن‌ها را در زیست فردی و اجتماعی‌شان به کار ببندند و رعایت کنند. در این‌که چه باید کرد تا بروندادهای سامانه آموزشی چنین شهروندانی باشد، اختلاف بینش و روش وجود دارد، اما جامعه جهانی در سطح ملی و منطقه‌ای برای برون‌رفت از بحران‌های کنونی چاره‌ای جز یافتن راه‌هایی برای پرورش چنین شهروندانی ندارد؛ از این رو که گری هاپکینز، سردبیر آموزش جهانی (EI)، در یادداشتی به پنج جان‌مایه شهروندی اشاره می‌کند و می‌نویسد: «راستگویی، همدردی، احترام، پاسخگویی و شجاعت پنج جان‌مایه شهروندی هستند، که تنها حمایت از آن‌ها کافی نیست، بلکه پویش این جان‌مایه‌ها، سخن‌گفتن درباره آن‌ها و پل‌زدن میان زندگی دانش‌آموزان و این پنج ویژگی، کلیدهایی برای گسترش درک حقیقی این مفهوم‌هاست.» بی‌گمان نهادینه‌کردن این پنج جان‌مایه در تک‌تک نوآموزان به‌عنوان شهروندان آینده، زمینه‌ساز فکری، تغییر نگاه و انتظارات از آموزش‌وپرورش، برنامه، راهکار و ابزار و از همه مهم‌تر یک اجماع جهانی برای پذیرش و حرکت به‌سوی چنین هدفی نیاز دارد. در سال‌های گذشته نهادهای غیردولتی و تا اندازه‌ای نیمه‌دولتی تلاش کرده‌اند تا دولت‌ها و سیاستمداران را بیش از همیشه به توجه به چنین آموزش‌هایی وادار کنند که تا اندازه‌ای نیز کامیاب بوده‌اند. برای نمونه کمتر از یک دهه است که دست‌اندرکاران آموزشی و سیاسی کشور ما نیز دست‌کم در گفتار هوادار پرورش شهروندان شایسته شده‌اند؛ گرچه در عمل پیشرفت چشمگیری دیده نمی‌شود! اما اگر به‌دنبال راهکارهای عملی برای چنین آموزش‌هایی باشیم چه؟
آن‌چه تجربه‌های ملی مانند تجربه‌های ارزنده زنده‌یاد پوران میرهادی در مدرسه‌های فرهاد و تجربه‌های جهانی مانند همین یادداشت ارزنده هاپکینز به ما نشان می‌دهد رفتن به‌سوی روش‌هایی از این دست چندان امکانات و هزینه‌های فراوانی هم نمی‌خواهد. برای نمونه می‌توان به نوآموزان فرصت‌هایی داده شود تا در تعیین مقررات کلاس خود یا ارائه پیشنهادهایی در شورای مدرسه کمک کنند، با همکاری بچه‌های دیگر به گسترش یک سیاست زیست‌محیطی در مدرسه یاری رسانند و اجازه یابند در نگهداری زمین‌ها و ساختمان‌های مدرسه کمک کنند، پدران ومادران برای گفت‌وگو درباره نقش خویش در گستره جامعه فراخوانده شوند. همچنین بچه‌ها در اردوهایی با اعضای شورا یاری محله یا نمایندگان منطقه‌ای و نهادهای ملی – دولتی دیدار کنند. این کنش‌ها از آن رو است که به بچه‌ها، درکی از وظیفه خویش داده شود. بی‌گمان گفت‌وگو برای شکل‌دادن بخش عمده‌ای از آموزشِ شهروندی – مدنی، روشی درخور و کاراست. شاید از این رو که در ساختارهای نوین آموزشی، زنگ‌های دایره‌ای نشستن در کلاس، پیشنهاد شده است.
روش‌های پیش‌گفته، کنش‌هایی هستند که آموزش‌وپرورش‌های پیشرو برای آموختن و نهادینه‌کردن ارزش‌ها و آموزه‌های شهروندی به کار می‌برند و گسترش آن‌ها می‌تواند گره‌گشای برخی از دشواری‌های ملی و منطقه‌ای باشد. این روزها که مدرسه‌ها آغوش خویش را بر نوآموزان گشوده‌اند، دست‌اندرکاران نیز کمی به خود بیایند و زمینه پرورش شهروندان شایسته را فراهم کنند.

 

روزنامه آسمان آبی

یادداشت ها، مقالات و پیام های خود را جهت انتشار در پایگاه خبری معلم ایرانی، به آدرس iranimoallem@gmail.com ارسال بفرمایید.
Share

دیدگاه شما