یادداشت



کدخبر : 18477


مهرماه و رویش دوباره اندیشه‌ها



پائولو کوئیلو می‌گوید تصمیم‌ها تنها آغاز یک ماجرا هستند هنگامی که آدم تصمیمی می‌گیرد در حقیقت به درون جریان نیرومندی پرتاب می‌شود که او را به مکانی خواهد برد که در زمان تصمیم‌گیری خوابش را هم نمی‌دیده است. به راستی که اگر بهار رویش ناگزیر جوانه‌هاست، مهر رویش دوباره اندیشه‌هاست و ما بیش از هر چیز به اندیشه‌های نوین نیازمندیم. شاید وقت آن است که پروژه‌های مهر را بر بستر چنین نگاهی از نو بازنویسی کنند و جریانی نیرومند از جنس آنچه کوئیلو می‌گوید پروژه مهر را به حرکت در آورد.



یکشنبه ۱۹ شهریور ۱۳۹۶ - ۲۳:۵۹ --
تعداد بازدید: 249 بازدید

نیمه شهریور است میهمان تابستان بار و بندیل خود را آرام آرام جمع می‌کند بی‌آنکه پاییز انارش را دانه‌ دانه کند و گلپر زده، تعارفش کند. بوی مهربان مهر، به همراه بادهای پاییزی هوهوکشان سکوت کلاس‌های درس و تخته‌های سیاه را می‌شکند؛ در این اندیشه‌ام که اسمش تخته سیاه است اما آن‌قدر هم که می‌گویند دلش سیاه نیست، راحت پاک می‌شود هر آنچه بر آن نگاشته‌اند؛ نگه نمی‌دارد کینه و یا بغض در گلو مانده‌ای را. نیمکت‌های چوبی، چند ماهی است که کمر صاف کرده و خستگی به در می‌کنند. این روزها دستی به سر و رویش می‌کشیم، تا میهمان جدیدش را برای یک‌ سال اسکان دهد. گرم و نرم نیست اما رازدار نجواهای دمِ‌گوشی همشاگردی‌ها و تقلب‌های گاه‌گاه بغل‌دستی‌هاست. صورتش خط‌خطی شده از خیال‌های پرت کلاس‌های درس. گوشه کلاس، درست زیر پنجره، میزی رنگ و رو رفته آفتاب می‌گیرد و هرازگاهی قولنجی می‌شکند برای رفع خستگی، پایه‌هایش را زیر چانه زده و در انتهای دلتنگی مرور می‌کند تعداد دفعاتی که خط‌کش بر سرش فرود آمده، خط و نشانی برای سکوت و سکوتی برای شروع آموختن: دو به اضافه دو می‌شود چهار، حتی اگر زمین به آسمان‌ آید و آسمان خدا به زمین. با همین تصور و خیال به داخل کلاس رفتم از بال و پر گرفتن سکوت خُلقم تنگ شد؛ ناخودآگاه فکرم را بلند بر زبان آوردم: کاش مهر زودتر بیاید و قهقهه‌ها و ریسه رفتن‌ها، پیروز بر این سکوت شوند و من دوباره نتوانم جلوی خندیدن خود را بگیرم، اخم و لبخند را درهم بکشم و فریاد بزنم کمی آرام‌تر و بعد سکوتی با پچ‌پچ‌های بچه‌گانه کلاس را فرا گیرد. از پشت پنجره، زیرچشمی نگاهی به حیاط مدرسه انداختم. انگار لباس نو بر تن کرده است. فکر می‌کنم خودش هم از طرح و رنگ قبلی‌اش خجالت زده بود. جای‌جای مدرسه، تمنای حضور است. در انتظار بوی ماه مهر و قدم‌هایی هر چند کوچک، اما سنگین از مهر و وفا و سرشار از صداقت و دوستی. دوباره مهر نزدیک می‌شود و همچون همیشه برنامه‌هایی هر ساله به نام پروژه مهر در انتظار تکرار چند باره است. تشکیل ستاد پروژه مهر و تقسیم وظایف جهت بازگشایی هر چه بهتر مدرسه، کنترل وضع ظاهری ساختمان مدرسه و کلاس‌ها، مهیا‌کردن امکانات رفاهی کلاس، نوشتن پیام‌های آموزشی و اخلاقی بر روی در و دیوار مدرسه، معرفی دانش‌آموزان برتر ‌سال گذشته به منظور ایجاد انگیزه، درج نمودار ‌درصد قبولی خرداد و شهریور، تقسیم‌بندی کلاس‌ها و تعیین دبیر مربوطه، دعوت از مسئولان برای روز بازگشایی، نصب پلاکاردهای خوشامدگویی، برپایی نمایشگاه عکس از عملکرد پرورشی مدرسه، برگزاری مراسم استقبال و… اینها همه گوشه‌هایی از آن چیزی است که به پروژه مهر معروف شده و هر ساله در مدارس پیگیری و اجرا می‌شود؛ یا بهتر است بگویم تلاش می‌شود که اجرا شود. با این همه، هرگز در این سال‌ها شاهد تغییراتی ماهوی در سبک و سیاق مدیریت مدارس نبوده‌ایم. در همواره بر همان پاشنه می‌چرخد و مهر هر ساله تکرار می‌شود بی‌آن‌که رنگ تازگی داشته باشد. این همه تکرار، شاید بیش از هر چیز ناشی از فقدان نگاهی نو و بکارگیری روش‌های مدرن در اداره مدارس و دل‌بستن به رویکردهای سنتی و نبود تصمیم نو برای تغییر است. پائولو کوئیلو می‌گوید تصمیم‌ها تنها آغاز یک ماجرا هستند هنگامی که آدم تصمیمی می‌گیرد در حقیقت به درون جریان نیرومندی پرتاب می‌شود که او را به مکانی خواهد برد که در زمان تصمیم‌گیری خوابش را هم نمی‌دیده است. به راستی که اگر بهار رویش ناگزیر جوانه‌هاست، مهر رویش دوباره اندیشه‌هاست و ما بیش از هر چیز به اندیشه‌های نوین نیازمندیم. شاید وقت آن است که پروژه‌های مهر را بر بستر چنین نگاهی از نو بازنویسی کنند و جریانی نیرومند از جنس آنچه کوئیلو می‌گوید پروژه مهر را به حرکت در آورد.

یادداشت ها، مقالات و پیام های خود را جهت انتشار در پایگاه خبری معلم ایرانی، به آدرس iranimoallem@gmail.com ارسال بفرمایید.
Share

دیدگاه شما