یادداشت



کدخبر : 20629


مدرسه را ذبح نکنید … امروز در کارهای مدرسه همه دخالت می کنند؟!



وقتی در صدای معلم خبری در مورد ذبح گوسفند در حیاط یکی از مدارس قزوین خواندم با خود گفتم این تحولی جدید در آموزش و پرورش است و بایستی برگرفته از همان سند تحول بنیادینی باشد که خط مشی نظام آموزشی کشور را ترسیم می کند. با مطالعه مفاد این سند دریافتم مدرسه در افق […]



یکشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۶ - ۲:۴۷ --
تعداد بازدید: 288 بازدید

وقتی در صدای معلم خبری در مورد ذبح گوسفند در حیاط یکی از مدارس قزوین خواندم با خود گفتم این تحولی جدید در آموزش و پرورش است و بایستی برگرفته از همان سند تحول بنیادینی باشد که خط مشی نظام آموزشی کشور را ترسیم می کند.

با مطالعه مفاد این سند دریافتم مدرسه در افق چشم انداز آینده باید جلوه ای از تحقق مراتب حیات طیبه، کانون عرضۀ خدمات و فرصت های تعلیم و تربیتی، زمینه ساز رشد و تعالی دانش آموزان و تشکل یابی اخلاق اسلامی در هویت آنان باشد. مربیان و مدیران آن باید کارآمد، اثر بخش، مومن و آراسته تعالیم اخلاق اسلامی، تعالی جو، تحول آفرین، متعهد، امین، بصیر و آینده نگر باشند. اما در مورد اینکه ذبح حیوان زبان بسته چه ارتباطی با رسیدن به حیات طیبه دارد برایم روشن نشد. خواستم بگویم در مدرسه ذبح نکنید ولی وقتی درست نگاه کردم دیده این خود مدرسه است، که به دست عوامل اجتماعی ذبح می شود.

نظام تعلیم و تربیت مبتنی برحیات طیبه باید با تعامل سازنده و مؤثر با نظام های تعلیم و تربیت جهان به توانمندسازی دانش آموزان در زمینه های علمی و فناوری کمک کند و زمینۀ شکوفایی استعدادهای آنها را فراهم سازد.

مدرسه که خود باید قانون گرایی را به دانش آموزان بیاموزد، گوسفند  را در حیاط  مدرسه  و در مقابل چشمان بهت زدۀ دانش آموزان ابتدایی بر مبنای کدام قانون ذبح می کند؟

اگر مدرسه مبین اخلاق اسلامی است پس چرا همدلی، مهربانی، نوع دوستی، اعتماد، امانت داری، تکلیف گرایی، مسئولیت پذیری، خودباوری، نظم، نوآوری و ظرفیت پذیرش نظرات مخالف را به دانش آموزان یاد نمی دهد؟

ذبح دام و گوسفند در مدارس و علل خشونت در آموزش و پرورش و در میان فرهنگیان و معلمان

مدرسه باید تأمین کنندۀ نیازهای فردی و اجتماعی، ایجاد کنندۀ محیطی پر نشاط، سالم، امن، پاسخگوی تنوع علایق و استعدادهای دانش آموزان، تسهیل کنندۀ هدایت و یادگیری و پرورش دهندۀ نوآوری و روحیۀ انتقادگری و انتقادپذیری باشد.

بدون شک بزرگترین سرمایۀ هر کشور، سرمایه انسانی آن است. سرمایه ای که اگر قرار است مطابق سند تحول بنیادین به حیات طیبه دست یابد بایست از ابعاد اعتقادی، اخلاقی، زیبایی شناختی و هنری، اقتصادی، حرفه ای، علمی و عملی، عقلانی، عاطفی و … به بالاترین درجۀ رشد برسد.

در بعد اجتماعی حیات طیبه، رفتارهای خشونت آمیز جایگاهی ندارد و اصولاً نمی توان آن را از طریق ایجاد ترس، تهدید و ارعاب بنیان نهاد. انسان موجودی آزاد و انتخاب گر است و اعتقاد به ارزش های اخلاقی با معرفت و انتخاب آگاهانه میسور است.

ذبح دام و گوسفند در مدارس و علل خشونت در آموزش و پرورش و در میان فرهنگیان و معلمان

آوردن طبل و دهل و شیپور به مدرسه و آتش زدن خیمه ها ترویج دهندۀ خشونت است. خشونتی که یادآور سبوعیت لشگر عبیدالله ابن زیاد و ابن سعد می باشد و گرنه یاران امام حسین (ع) که طبل و شیپور نداشتند.

چرا از خطبه های امام که برای سپاهیان یزید ایراد نموده است برای دانش آموزان نمی گوییم ؟

چرا از زندگی امام حسین و یارانش و آداب و رفتار آنها در طول زندگی شان برای دانش آموزان چیزی تعریف نمی کنیم ؟ تا با کسب شناخت و معرفت

صحیح بالاترین سطح رشد اخلاقی را که همان شهادت در راه آرمان های الهی و انسانی است، از شهدای کربلا بیاموزند.

چرا نمایشی از نماز ظهر عاشورا در حیاط مدرسه بر پا نمی کنیم؟

نقش معلم به عنوان هدایت کننده و اسوه ای امین و بصیر در فرآیند تعلیم و تربیت و مهمترین عنصر درتحقق آرمان های آن می باشد. او باید درس ایمان، تقوی، مجاهدت، ظلم ستیزی، علم، حکمت ، عفت، شجاعت، عدالت، صداقت، ایثارو فداکاری به دانش آموزان بدهد. آیا این درس ها همان درس های مکتب عاشورا نیست؟

ذبح دام و گوسفند در مدارس و علل خشونت در آموزش و پرورش و در میان فرهنگیان و معلمان

حال جایگاه معلم در نظام تعلیم و تربیت کجاست؟

مدیران مدارس چگونه و بر اساس چه ملاک هایی انتخاب می شوند که به جای برنامه ریزی در جهت انتقال این ارزش ها، در حیاط مدرسه گوسفند ذبح می کنند ؟

دخالت نمایندگان مجلس و عوامل بالادستی در انتخاب مدیران تا چه اندازه ما را به سوی نا کجا آباد برده است؟ مصوبۀ نمایندگان مجلس در جذب نیروهایی حق التدریس و نهضت سواد آموزی، تا چه اندازه ما را به تحقق اهداف سند تحول بنیادین نزدیک می کند؟

طبق مطالعاتی که بنده انجام داده ام میزان امید به آینده روز به روز در دانش آموزان کم رنگ تر می شود، نشاط در مدارس در سطح قابل توجهی پایین است، نگرانی و اضطراب در بین دانش آموزان موج می زند و هر روز نسبت به روزهای قبل افسرده تر می شوند، نگرش شان به مدرسه منفی است و حتی به دبیران هم. پیوند با مدرسه به طرز قابل توجهی کم شده است. از سوی دیگر هم ما شاهد خودکشی و رشد فزایندۀ آسیب های اجتماعی در مدارس هستیم. مدرسه باید روحیۀ نشاط و شادابی را در دانش آموزان ایجاد کند و آن هم توسط معلمان، اما کدام معلمان معلمانی که خود هم دست کمی از دانش آموزان خود ندارند و اوضاع روحی و روانی شان به مراتب بدتر از آنان است.

ذبح دام و گوسفند در مدارس و علل خشونت در آموزش و پرورش و در میان فرهنگیان و معلمان

امروز در کارهای مدرسه همه دخالت می کنند، عده ای از اولیا صاحب قدرت و زورند و هر وقت که به مدرسه می آیند برای نحوۀ تدریس معلم با خود شیوه های جدیدی را در زمینۀ آموزش و تدریس ابلاغ می کنند !

عده ای دیگر صاحب ثروت و زرند و در مدرسه ای که برای تأمین سرانۀ خود چشم به جیب آنها دوخته است، صاحب نفوذند و باید برنامه های مدرسه مطابق مراد دل آنها بچرخد، به ویژه مدارس غیر انتفاعی و پولی که صاحبان زور و زر معلمان را تبدیل به عروسک های خیمه شب بازی کرده اند و این معلمان نمی دانند به کدام ساز اولیا برقصند به طوری که خود نیز بخشی از این چرخۀ معیوب شده اند و مانند علم فروشان دوره گرد، از خانه ای به خانۀ دیگر می روند تا بساط تدریس خصوصی خود را بگسترند که شاید چرخ زندگی شان بچرخد.

ذبح دام و گوسفند در مدارس و علل خشونت در آموزش و پرورش و در میان فرهنگیان و معلمان

فرزندان چنین خانواده ها نیز پر توقع و ایراد گیرند و کافی است دست از پا خطا کنی تا فردا سیل اعتراض اولیا بنیاد شغلی ات را ویران کند، معلمان چنین مدارسی هم باید بازار گرمی بلد باشند و هم مواظب باشند کاری نکنند که چنین دانش آموزانی از آنها دلگیر گردند و خلاصه باید همه فن حریف باشند !

اما در مدارس حاشیه شهر که آسیب های اجتماعی سر به فلک می ساید، فقر و نداری دانش آموزان از یکسو و فقر فرهنگی شان هم از سوی دیگر،خواب از چشم معلمان و کارکنان مدرسه ربوده است. معلمین چنین مدارسی شب تا به سحر یا نمی خوابند و یا اگرلختی چشم برهم نهند کابوس می بینند. دانش آموزانی که از دیوار راست بالا می روند، هیچ انگیزۀ تحصیلی هم ندارند، بی نظمی و بی انضباطی شان باعث فرسودگی معلمان می شود.معلمان این مدارس نیز باید خیلی مواظب جان و مال خود باشند. اگر دانش آموزی را گوش مالی دهند باید پاسخگو باشند، چون تنبیه بدنی ممنوع است ولی اگر از دانش آموز و یا اولیا آنها کتک بخورند باید دندان روی جگر بگذارند، چون معلمند و باید خویشتن دار و بخشایشگر باشند. از آنها حمایت قضایی نمی شود ولی دستگاه های قضایی معتقدند پیشگیری از وقع جرائم باید از مدارس آغاز شود و این وظیفۀ معلمین است که قانون مداری و نظم پذیری را به دانش آموزان یاد بدهند.

در مدارسی که امید و آرزو مرده است و دانش آموزانش نان خود را از ظروف آشغال جست و جو می کنند، اصلاً آیا می فهمند عزت نفس چیست؟ در این مدارس چگونه می توان انتظار داشت دانش آموزان احترام به قانون، اندیشه ورزی، شایستگی، مسئولیت پذیری و مهارت های ارتباطی مؤثر را دارا باشند.

برای رشد خودباوری، امانت داری، دانایی و توانایی، پاکدامنی، روحیۀ علم خواهی در دانش آموزان همکاری خانواده ها و نهادهای اجتماعی، مدیریت شهری و بنیادهای مردم نهاد لازم است. در این مدارس، متأسفانه انگار رفتارهای ایذایی دانش آموزان به قدر کفایت نبوده و در خیلی موارد خود اولیای دانش آموزان هم به مدرسه یورش می آورند که  چندی پیش سقط جنین معلمی از شهرستان شوش را شاهد بودیم. یا به به دلیل اتهامات ثابت نشده، مدارس را آتش می زنند که چندی پیش در شهر ارومیه اتفاق افتاد.کم نیستند والدین نامهربانی که هر روز با الفاظ نامناسب دق سری شان را سر معلمان مدارس خالی می کنند. و تن و جان آنها را می لرزانند.

ذبح دام و گوسفند در مدارس و علل خشونت در آموزش و پرورش و در میان فرهنگیان و معلمان

نهادهای اجتماعی هم وقتی نیاز به برگزاری برنامه هایشان داشته باشند، به مدرسه مراجعه می کنند و از آنها مساعدت می جویند و وقتی برنامه هایشان را اجرا کردند و مستندات خود را تهیه نمودند، پی کار خود می روند ؛ به طور مثال نیروی انتظامی با یگان ویژه اش، با آن موتورهای سیاه برای اجرای مانور در حیاط مدرسه تک چرخ می زنند و یا با طناب از دیوار بالا می روند و به زبانی می گویند، بترسید از ما که ما این قدر قوی و آماده ایم اما نوجوانان که بیشتر تمایل به یادگیری رفتارهای خشن و هیجان انگیز دارند، به جای ترس از آنها هم خشونت را یاد می گیرند و این چنین می شود که در جامعۀ ما روز به روز آمار خشونت رشد می کند.

ذبح دام و گوسفند در مدارس و علل خشونت در آموزش و پرورش و در میان فرهنگیان و معلمان

چه خوب بود به جای خشونت، بیشتر آیین مهرورزی، اخلاق و نوع دوستی را به فرزندانمان می آموختیم.

صدای معلم

یادداشت ها، مقالات و پیام های خود را جهت انتشار در پایگاه خبری معلم ایرانی، به آدرس iranimoallem@gmail.com ارسال بفرمایید.
Share

دیدگاه شما