یادداشت



کدخبر : 16461


مدارس خاص بلای جان کودکان



خانواده های ایرانی نیز برای اینکه از قافله عقب نمانند و بتوانند پیش دیگران پُز تیزهوش بودن فرزندانشان را بدهند و به خیال آینده ای بهتر برای فرزندان خود، به خوبی در مسیر مورد نظر این موسسات تجاری قرار گرفته، و راه غلطی را که آنها برای فرزندان این خانواده ها مشخص نموده اند در حال پیمایش هستند.



پنج شنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۶ - ۷:۲۰ --
تعداد بازدید: 480 بازدید

یکی از سیاست های خطرناک نظام آموزشی ما ورود آزمون هایی از قبیل سمپاد، نمونه دولتی، وابسته به دانشگاه و… به عرصه تعلیم و تربیت کشور است. که با نفوذ غول های تجاری – آموزشی به رده های بالای مدیریتی وزارت آموزش و پرورش و کسب منافع فردی برخی مدیران ارشد این وزارتخانه، هر روز که می گذرد بجای کمرنگ تر شدن، این مباحث رنگ و لعاب بیشتری نیز به خود می گیرند و هر ساله نوع دیگری از مدارس خاص تولید می شود که نیاز به آزمون و جدا سازی دانش آموزان از یکدیگر داشته باشد . بعد از کمرنگ شدن تقریبی کنکور آن هم نه به واسطه وجود سیاست هایی مبنی بر اصلاح ساختار و کمرنگ کردن کنکور، بلکه صرفا بخاطر ازدیاد تعداد صندلی های دانشگاه ها و تولید دانشگاه های غیر انتفاعی و پولی و آزاد و… این غول های تجاری – آموزشی به فکرِ بردنِ کنکور به رده های پایین تر سنی حتی تا ششم ابتدایی افتادند و در این راه نیز بسیار موفق عمل کرده اند. در واقع با این ترفند توانسته اند هرچه قوی تر نظام آموزشی حاکم بر کشور را به گند کشیده و سیستم رقابت ناسالم و درس خواندن صرفا برای تست زدن و قبولی در آزمون های من در آوردی را پایه ریزی و تقویت نمایند. خانواده های ایرانی نیز برای اینکه از قافله عقب نمانند و بتوانند پیش دیگران پُز تیزهوش بودن فرزندانشان را بدهند و به خیال آینده ای بهتر برای فرزندان خود، به خوبی در مسیر مورد نظر این موسسات تجاری قرار گرفته، و راه غلطی را که آنها برای فرزندان این خانواده ها مشخص نموده اند در حال پیمایش هستند.

نگارنده خود یکی از قربانیان این موضوع بوده و فرزند بنده بعد از اینکه بیشتر دوران کودکی خود را صرف تست زدن به جهت موفق شدن در آزمون تیزهوشان کرد، و در این آزمون نیز موفق به اخذ رتبه قبولی گردید، و پس از آنکه سه سال از بهترین ایام نوجوانی اش را صرفا به مباحث بیهوده و بی فایده و حتی به جرأت می توان گفت غیر انسانی برای این رده سنی گذراند، اکنون با وصف ورود به دوره دوم متوسطه بدون هیچ آزمونی و علیرغم اینکه دیگر خانواده ها برای بودن فرزندشان در این نوع مدارس سر و دست می شکنند؛ اجازه ورود فرزندم به این مدرسه را ندادم. بلکه بدین طریق توانسته باشم جلو خیانتی که چند سال قبل در حق وی کرده بودم را بگیرم. و بدین وسیله اجازه دهم فرزندم کودکی کرده و به دور از عقده های روانی و ترس از آینده خیالی نامعلوم زندگی کرده، و بجای صرف وقت خود برای تست زنی و آدم آهنیِ تحت کنترل موسسات تجاری شدن، یک ” انسان ” در جامعه باشد .

آنچه هویداست در نظام آموزشی ما به تنها چیزی که فکر نمی شود تولید انسان های شریف و توانمند در جامعه بوده، و به تنها چیزی که بیشتر از همه به آن فکر می شود کمتر کردن و حتی حذف هزینه های دولت در بخش آموزش است. عده ای نیز چنان بر این نظام آموزشی چمبره زده اند که گویی ارث پدری آنها بوده و تمام ۱۳ و نیم میلیون دانش آموزی که در حال تحصیل هستند و در آینده باید سکان هدایت کشور را به دست بگیرند همگی می بایست مو به مو در جهت منافع این عده خاص حرکت کنند و آنها را به خواست ها و منافع شخصی شان برسانند. غافل از آنکه اینگونه کار ها بیشتر مانند تُف سربالا بوده و پس از یکی دو نسل دوباره به صورت همان ها و فرزندان همان ها و کل جامعه بر خواهد گشت. جالب تر اینکه هیچ کس هم هیچ اعتراضی ندارد و اگر چند نفری نیز اعتراض های جسته گریخته ای بکنند یا برایشان چند کف و سوت می زنند و کلا فراموش می کنند که چه گفته اند! و یا اصلا به این حرف ها وقعی ننهاده و کار خودشان را دنبال می کنند. و این کشور می ماند و آینده نامعلوم آن. از همه جالب تر نیز این است که زمانی که معاونین وزیر در رسانه ها ظاهر می شوند و مصاحبه ای می کنند همگی مخالف وجود و ازدیاد مدارس خاص هستند و معلوم نیست بالاخره چه کس یا کسانی در این وزارتخانه تصمیم گیر هستند و اینگونه تصمیمات از تنور چه کسانی خارج می شود؟ لذا یا معاونین در رسانه ها راستش را نمی گویند و یا کلا وزارت آموزش و پرورش از خود وزیر گرفته تا معاونین آن هیچ کاره اند و تصمیمات از جاهای دیگری صادر می شود و این وزارتخانه صرفا یک نهاد اجرایی برای این تصمیمات است.

مع الوصف با چنین رویکردی اگر حتی بودجه آموزش و پرورش ده برابر نیز شود، باز نمی توان امیدوار بود که آینده این کشور در مسیر پیشرفت و اقدار جهانی قرار گیرد. و آیندگانی که محصول این نظام آموزشی هستند نمی توانند به درستی سکان هدایت جامعه را بدست گرفته و کشور را به سوی ایده آل ها سوق دهند.

 

منبع: تابان

یادداشت ها، مقالات و پیام های خود را جهت انتشار در پایگاه خبری معلم ایرانی، به آدرس iranimoallem@gmail.com ارسال بفرمایید.
Share

نظرات بازدید کنندگان

  1. زهره ضياءالملكى گفت:

    انتشار مطالب غیر علمی و با موضوعات تکراری ارزش کانالتان را زیر سوال مى برد:
    ١. آیا بحث تنوع مدارس فقط به موضوع مدارس تیزهوشان اختصاص دارد؟ یعنی به جز مدارس عادی و تیزهوشان ، مدرسه دیگری وجود ندارد، که به آن پرداخته شود؟ چرا کسی مدارس غیرانتفاعی را تحلیل نمی کند؟ چرا کسی لزوم ادامه مدارس شاهد را به چاش نمی کشد؟ چرا کسی راجع به مدارس نمونه دولتی آماری ارائه نمی کند؟
    ٢. آیا تاریخ ارزشیابی سیستم ۶-٣-٣ و کتاب های درسی جدید به پایان نمی رسد؟ چه کسانی موضوع أصلی را از اذهان به دور می کنند؟
    آیا صحیح است دختر بچه ۶-٧ ساله کلاس اول و دختر بچه ١٢-١٣ ساله ششم و در سنین بلوغ در یک مدرسه کنار هم باشند؟ آیا کتاب های درسی جدید التألیف متناسب با نیازهای دانش آموزان تألیف شده اند و معلمین و والدین از کتاب های درسی در عمل رضایت دارند؟آیا کتاب بسیار پیچیده ریاضی سوم دبستان مناسب بچه بوشهری با مادر کم سواد تألیف شده است؟ آیا پیچیدگی کتاب های درسی باعث “نیاز دانش آموزان به کمک در فهم مطالب در خارج مدرسه” نمی باشد؟آیا نحوه تألیف کتاب های درسی دلیل نیاز دانش آموزان به کلاس های آموزشگاهی نیست؟ آیا خانم حکیم زاده توجهی به “ارزیابی سیستم ۶ساله دبستان” داشته اند؟ یا این که برای انحراف أفکار عمومی از حوزه مسوولیت شان، به مصاحبه و سخنرانی در حوزه خارج از مسوولیت خود یعنی “آموزش ابتدائی” می پردازند؟
    ٣. آیا صحیح بود ٧ سال آموزش سطح بالاتر دانش آموزان به ۶ سال آموزش سطح بالا تقلیل یابد و به اصطلاح ١ سال به دوره ابتدائی و بچگی دانش آموزان اضافه شود؟
    چرا کسی به مقایسه سیستم ۵-٣-۴ و ۶-٣-٣ نمی پردازد؟
    چرا کسی به نحوه پیاده سازی سند تحول بنیادین نمی پردازد؟فکر می کنم دشمنان سمپاد؛ بیش از آن که بخواهند تحلیل علمی یا تفکر مثبت و سازنده ای برای آموزش و پرورش مان ارائه دهند؛ از تغافل یا عمد مسائل بسیار مهمی را نادیده می گیرند.

  2. منتظر گفت:

    با سلامی دوباره خدمت دوستان عزیز ، هدف اولیه ی تأسیس مدارس سمپاد که شناسایی و آموزش و به تعالی رساندن دانش آموزان استثنایی است، در برنامه های پر پیچ و خم و آمال اولیای دانش آموز و سودجویی سودجویان، گم شده است.حفظ هدف ،تغییر نگرش و روش می تواند سازنده باشد. باید فراموش نکنیم که فقط ۲℅ جامعه تیزهوش و همان مقدار نیز عقب مانده ی ذهنی هستند .البته دانش آموزان باهوش برای طی مسیر تیزهوشان دچار مشکل و مرارت می شوند ولی تیز هوش و فوق تیزهوش به آسانی این مسیر را طی می کند . خصوصا مسیر و رشته ای که به آن علاقمند و مستعد باشند. بهتر است با این گونه صحبت ها در جهت تخریب مدارس سمپاد گام برنداریم .عواقب حذف مدارس سمپاد را ببینیم. تغییرات غیر کارشناسانه در نظام آموزشی صدمات کمی به آموزش نزده است .این در حالی است که تغییرات،در دور باطل بوده و اصلا تغییر محسوب نمی شوند.پنجاه سال پیش دانش آموزان با مدرک ششم ابتدایی از دبستان فارغ التحصیل می شدند حالا با آن زمان چه فرقی دارد؟ تغییر در تغییر یعنی ثبوت. و ثبوت به نام تغییرات، در دور باطل ،با هزینه کرد بالا ضرر است.
    اولیا ی آموزش و پرورش و اساتید محترم ! زبان گشوده و با براهین خود ما را بهره مند فرمایید. حملات شدید و متعدد است. جلوگیری از حذف مدارس سمپاد ضرورت است.

دیدگاه شما