کد خبر : 25951
تاریخ انتشار : یکشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۶ - ۱۶:۵۰
188 بازدید بازدید

مدارسی که دانش آموزان را برای مهارتهای زندگی آماده نمی کند

مدارسی که دانش آموزان را برای مهارتهای زندگی آماده نمی کند

پس بیایید برای پرورش و آموزش کودکانی تلاش کنیم که می خواهند زندگی کنند، نمی خواهند دانشمند شوند بلکه می خواهند در خدمت همنوعان باشند آنگونه که آخرین پیامبر راستی و درستی فرمود: «خیرالناس، انفعهم الناس.»

اختصاصی سایت معلم ایرانی:

 

«آن چیزی که باعث موفقیت من شد، عشق من به مردم بود» این عبارت، آخرین جمله بازیگر کودک فیلم آکیلا و مسابقه کلمات بود که در  آخرین جمعه بهمن ، از شبکه تهران پخش شد. داستان فیلم مربوط به «آکیلا» دختر بچه یازده‌ ساله سیاه‌پوستی است که زندگی سختی دارد، پدرش مرده و مادرش هم از وی غافل است و برادرش هم یک خلافکار خیابانی است. ولی «آکیلا» نمی‌خواهد به این شکل زندگی ادامه دهد. او از همان روستای خود در مسابقات هجی کردن کلمات شرکت می کند و معلمش به او کمک می‌کند که استعداد بی نظیر او شکوفا شود. آکیلا روزگار سختی دارد اما با تلاشی که دارد به مرحله منطقه ای و ایالتی و کشوری راه پیدا کرده و سرانجام به حق خود می رسد.

اما آنچه در این فیلم قابل تامل است، رفتار آگاهانه و عاقلانه این کودک یازده ساله است. آکیلا و دیگر دانش آموزان شرکت کننده در این مسابقات هیچگاه به این مسابقه به معنای رقابت برای حذف نگاه نمی کنند و حتی به یکدیگر هم کمک می کنند. تا آنجا که در مرحله آخر، وقتی آکیلا صدای پدر دیلین، -آخرین رقیب مرحله کشوری مسابقه- را می شنود که می گفت: باید برنده شود، تصمیم می گیرد که خود را از دور مسابقات حذف کند و به همین دلیل به اولین سوال خود جواب اشتباه می دهد ولی دیلین که متوجه منظور آکیلا می شود، در همان لحظه به سراغ او رفته و از او می خواهد که برای پیروزی مسابقه بدهد  و اینچنین می شود که هر دو پابه پای هم مسابقه داده و داوران نیز هر دو را برنده اعلام می کنند.

در بخش دیگری از این فیلم که مربوط به مرحله ایالتی مسابقه است، مادر آکیلا وارد استودیو شده و او را که بی اجازه در مسابقات شرکت کرده، از مسابقه بیرون می کشد تا علت رفتار او را سوال کند ولی رقیبان آکیلا اینقدر پاسخ دادن خود را طول می دهند تا اینکه آکیلا دوباره به سن بر می گردد و از اتفاق برنده این دور هم می شود.

در بخشی که مربوط به شب قبل از مسابقه نهایی است، آکیلا و سایر رقیبان در اتاق او جشن برپا می کنند ولی رقیب اصلی او بنام دیلین در جشن حاضر نشد. آکیلا برای دعوت او به اتاقش می رود وقتی که پدر دیلین مانع حضورش می شود، آکیلا یک نوشابه مهمانی خود را به دیلین می دهد و به پدر دیلین می گوید که امشب باید شاد باشیم و می رود.   این فیلم، سراسر آموزه های تربیتی برای یک زندگی آگاهانه است.

این روزها که مصوبه شورای عالی آموزش و پرورش مبنی بر حذف آزمون مدارس نمونه دولتی و سمپاد برای ورود به دوره متوسطه اول  با اعتراض ۱۶۰  نماینده محترم مجلس و برخی خانواده ها روبرو شده است، آرزو کردم که ایکاش همه مردم ایران، این فیلم را می دیدند و یا اینکه فرصت کنند این فیلم را یک بار تماشا کنند و آنگاه در مقایسه دانش آموزان این فیلم با آنچه در مدارس ما می گذرد، قضاوت کنند.که آیا واقعا مدارس به اصطلاح تیزهوشان، بچه های ما را برای زندگی آماده می کند یا برای رقابت؟ آیا آنها مهارتهای سبک زندگی را یاد می گیرند یا اصول جدا کردن خود از دیگران را تمرین می کنند؟

آنها که معتقدند، با این مصوبه جریان نخبه پروری در کشور تعطیل می شود، واقعا چه ملاکی برای این گفته خود دارند؟ آیا دانش آموزانی که به جبر کلاسهای تقویتی و آزمونهای متعدد، با راه و چاه موفقیت در یک آزمون نیم روزه آشنا شده اند، نخبه هستند و آنها که حتی در مناطقی از  پایتخت که از این امکانات بهره ای ندارند و یا خانواده آنها سرمایه پرداخت هزینه این کلاسها را ندارند، نخبه نیستند؟

آزمونهایی که برای ورود به مراکز آموزشی گرفته می شوند،  هرچقدر که استاندارد باشد اما  فقط دو گونه از هوش دانش آموزان را می سنجد و نسبت به دیگر مهارتهای زندگی از جمله هوش هیجانی آنها غفلت می کند و در مقابل، به تفکیک شهروندان درجه یک و دو  دامن می زند. همانطور که جدا کردن دانش آموزان معلول در مدارس استثنایی به این تفکیک منجر شده است.

برخی نیز نگران هدایت دانش آموزان مدارس سمپاد به مدارس غیر انتفاعی هستند. آنها نیز با مراجعه به این مدارس متوجه خواهند شد که مدارس به اصطلاح استعدادهای درخشان و نمونه دولتی نیز، نیازمند پرداخت شهریه  است و بیشتر در اختیار خانواده‌های متمکن و برخوردار  است و بسیاری از دانش آموزان نخبه واقعی در سراسر نقاط کشور از آن بی بهره اند. فقط کافی است که بررسی کنیم که چند نفر از  ۱۶۰ نماینده محترم  معترض این مصوبه، تحصیل کرده این مدارس هستند؟ در سال‌های اخیر بخش عمده‌ای از جوایز مسابقات علمی مدارس و دانشگاهها از جمله جشنواره جوان خوارزمی، در اختیار هنرجویان هنرستانهای فنی و حرفه ای است که مدارس تیزهوشان تلقی نمیشود.

ضمن اینکه معترضان محترم، بررسی کنند چند نفر از تحصیل کردگان مدارس سمپاد، امروز در خدمت توسعه کشور هستند و چند نفر از آنها که با سرمایه این کشور رشد و پرورش یافته اند امروز به خارج از کشور سفر کرده و در مراکز علمی به توسعه آن کشورها خدمت می کنند تا کشور ما همچنان جهان سومی تلقی شود؟

مصوبه عدم برگزاری هر نوع آزمون در دوره ابتدایی گام نخست  برای حذف رقابتهای ناصحیح در مدارس و در نهایت حذف رقابتهای ناسالم در جامعه آینده است. مهمترین اثر حذف عوامل رقابت در مدارس، سلامت روانی دانش آموزان است. شکی نیست وقتی که دانش آموز در آزمونی موفق نمی‌شود، احساس ناامیدی و شکست، در وجود او ریشه می کند  و سرانجام آن می شود، در هرجا که باشد فقط به انتقام فکر می کند و کودکی را از کودکان ما می گیرد. باور کنیم که دانش آموزان ما باید در مدرسه احساس شادی کنند و آزمون‌های رقابتی، احساس زندگی را از آنها می گیرد.

اگر امروز، اقتصاد ما، یک اقتصاد درمانده شده و اجتماع ما با آسیبهای اجتماعی روبرو شده است، چرا دانش آموختگان نخبه و به اصطلاح تیزهوش تاکنون کاری نکرده اند؟ بدون شک یکی از دلایل آن، نظام آموزشی فرسوده و حافظه محور و رقابتی ماست که به جای آسیب شناسی و رفع مشکلات آن، مدام آن را وصله پینه کرده ایم.

ارزیابی کودکان بر اساس نمره، روشی منسوخ در نظام آموزشی و سمی برای پرورش شخصیت  کودکان ماست. رقابت هایی که بر سر نمره ایجاد می کنیم، در خیابان و تصادفهای رانندگی‌ جلوه می کند، در نابودی محیط زیست و آلودگی‌ هوا خودنمایی می کند. شکاف طبقاتی را بیشتر می کند و مهاجرت نخبگان را افزایش می دهد.مدارس به اصطلاح تیزهوشان و نمونه ، کودکی دانش آموزان را  می گیرد اما آنها را برای زندگی و مهارتهای زندگی آماده نمی کند.

پس بیایید برای پرورش و آموزش کودکانی تلاش کنیم که می خواهند زندگی کنند، نمی خواهند دانشمند شوند بلکه می خواهند در خدمت همنوعان باشند آنگونه که آخرین پیامبر راستی و درستی فرمود: «خیرالناس، انفعهم الناس.»

نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی، برای نجات نهاد آموزش و پرورش از کسری بودجه موروثی و گلایه های معلمان، یک بار برای همیشه، قانونی بنویسند تا کودکان ما بتوانند در محیط مدرسه زندگی کردن در کنار هم را یاد بگیرند نه اینکه در رقابت دایم بزرگ شوند و خودبرتربینی را تمرین کنند. طرحی پی افکنیم تا  کودکانمان گفت‌وگو کردن ، مدارا و نوعدوستی ، صبر و گذشت، دوستی با خود و محیط زیست، لذت بردن از زندگی، شاد بودن ،اعتماد به خود، اعتماد به دیگران، عزت نفس، خودپنداری مثبت، دوست داشتن، راست گفتن و راست کردار بودن را یاد بگیرند.

اجازه ندهیم که آرزوهای غافل مانده پدرانه و مادرانه خود را در وجود فرزندان امروز انتظار داشته باشیم، باور کنیم که گردش مالی مراکز اقتصادی آزمون سازی و کلاسهای آموزشی، هیچ جنبه تربیتی ندارد. اجازه بدهیم، کودکان ما کودکی کنند و مهارتهای سبک زندگی را فرا بگیرند و جریان نخبه پروری را به دوران جوانی و دانشگاه بسپاریم.

یک بار دیگر آموزه های تربیتی پیامبر (ص) را مرور کنیم که فرمود:«فرزند در هفت سال اول سید و آقاست؛ در هفت سال دوم بنده و فرمانبردار است و در هفت سال سوم مسئول و طرف شور است.»
آن حضرت، ویژگی دومین مرحله زندگی کودک که معادل دوره آموزش متوسطه است را اینگونه معرفی می کند: دوره، ادب پذیری،آموزش پذیری، گرایش درونی به پاکی و فضیلت و عدل و انصاف و اَدای امانت و وفای به عهد و راستی و درستی است.و نیز فرمود: سفارش می کنم که با جوانان به نیکی رفتار کنید و شخصیت آنها را گرامی بدارید.پس تلاش کنیم تا کودکانمان به جای رقابت کردن با هم، زندگی کردن در کنار هم را یاد بگیرند و آنها را با عنوان های مختلف از یکدیگر جدا نکنیم.

 

*فرهنگی و روزنامه نگار

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

آخرین خبرها

یادداشت

کاکتوسکده هنرستان کشاورزی جنت رشت تابناك وب تابناك وب تابناك وب تابناك وب تابناك وب