یادداشت



کدخبر : 18969


صفحه مدرسه روزنامه اعتماد



گفتمانی که به وجه اشتراک مدیران و کنشگران صنفی و سیاسی تبدیل شده است | عدالت اجتماعی و نظام آموزشی | آینده ایران به آموزش و پرورش بستگی دارد



پنج شنبه ۶ مهر ۱۳۹۶ - ۲:۴۰ --
تعداد بازدید: 182 بازدید

«اعتماد» گزارش می‌دهد

گفتمانی که به وجه اشتراک مدیران و کنشگران صنفی و سیاسی تبدیل شده است

گفتمان تحول و اذعان به ناکارآمدی آموزش و پرورش از زبان وزیر جدید و قدیم و کنشگران تعاملی و تقابلی این روزها نویدبخش رسیدن به زبانی مشترک است

گروه مدرسه اعتماد

حال که روزهای نخست سال تحصیلی را پشت سر گذاشتیم و از هیاهوی کودکان منتظر مدرسه و از شوق و شور مادرانی که با هزاران امید و انتظار فرزندان خود را روانه مدرسه می‌کنند فاصله گرفتیم بهتر است به دور از تشریفات مرسوم و گهگاه کاذب، قدری از زوایای امیدوارکننده‌ای که ایجاد شده است به این مهم نظری بیندازیم. مدتی است یک اشتراک گسترده و یک توافق نانوشته شکل گرفته است، وقتی رییس‌جمهور و معاون اول او از نظام آموزشی ابراز نارضایتی می‌کنند و رییس‌جمهور می‌گوید خروجی‌های آموزش و پرورش باید با گذشته متفاوت باشد و معاون اول او هم می‌گوید با وجود دوبرابر شدن بودجه این دستگاه در دولت یازدهم نارضایتی همچنان وجود دارد و وزیر سابق دلیل عدم ادامه کار خود را ناتوانی در تحول و تغییر می‌داند و وزیر جدید هم بر این باور است که قطار نظام آموزشی خارج از ریل است، در واقع این مدیران ارشد به نقطه‌ای رسیدند که سال‌هاست کنشگران صنفی و سیاسی عرصه آموزش و اساتید و پژوهشگران و صاحب نظران این حوزه آن را فریاد
می‌کردند. حال که این همسویی نظری دیده می‌شود بهتر است بسترهای گفتمانی آن از هر سو فراهم شود. خوشبختانه با وجود صداهای اعتراضی که در آستانه روز جهانی معلم به گوش می‌رسد مروری بر سخنان وزیر و همچنین بیانیه دو تشکل فعال معلمی نوید بخش یک سال تحصیلی همراه با تعامل را می‌دهد و هر چند ممکن است اعتراضاتی شکل بگیرد اما انتظار می‌رود که با تدبیر مسوولان این اعتراضات موتور محرکه‌ای باشد برای تحول و پویایی آموزش و پرورش کشور. به همین منظور در نخستین روزهای سال تحصیلی مروری بر مهم‌ترین سرفصل‌های سخنان وزیر جدید آموزش و پرورش می‌کنیم و گریزی می‌زنیم به تذکرهایی که وزیر سابق داده‌اند و نگاهی می‌اندازیم به بیانیه‌های کانون صنفی معلمان تهران و سازمان معلمان ایران که سابقه کارهای مشترک را در کارنامه خود دارند، بی‌تردید تفاوت‌ها و اشتراکات آنها می‌تواند محل بحث و تبادل نظر سایر کنشگران صنفی و سیاسی باشد و این گزارش را در معرض نقد و نظر شما مخاطبان صفحه مدرسه اعتماد قرار می‌دهیم.

فضای مدرسه بانشاط و کانون مدرسه
تقویت خواهد شد

وزیر آموزش ‌و پرورش با تاکید بر اینکه بانشاط‌سازی و جذاب‌سازی مدارس یکی از برنامه‌های جدی آموزش و پرورش است، اظهار کرده بود که باید بتوانیم با شیوه‌های مختلف، فضای مدرسه را برای پذیرش دانش‌آموزان، بانشاط کنیم. دانش‌آموزان باید با میل و رغبت بیشتری وارد مدرسه شوند که برای این منظور برنامه‌هایی پیش‌بینی شده است. تقویت کانون مدرسه یکی از این برنامه‌هاست که نه‌تنها متوقف نخواهد شد بلکه با برنامه‌ریزی صورت گرفته با حجم گسترده‌تری نسبت به گذشته ادامه خواهد یافت.

نیروهای جوان در آموزش ‌و پرورش
به کار گرفته می‌شوند

وزیر آموزش ‌و پرورش از جوان‌گرایی در بدنه این وزارتخانه خبر داده و گفته بود: یکی از برنامه‌های ما استفاده از نیروهای جوان و باانرژی در امر تعلیم و تربیت است؛ البته این امر به معنای آن نیست که نباید از ظرفیت افراد باتجربه استفاده شود باید به‌تدریج به سمتی برویم که نیروهای جوان در سطح مدیریت میانی بیشتر حضور یابند و در آینده مدیریت ارشد را عهده‌دار شوند.

او در جای دیگری هم گفته بود: از طرف دیگر باید تمرکز را در مجموعه آموزش و پرورش کاهش دهیم و از نیروی عظیم معلمان در تصمیم‌سازی استفاده کنیم به گونه‌ای که بتوانند در طراحی و تدوین برنامه آموزشی و تربیت دخالت کنند.

استانداردسازی و تضمین کیفیت

وزیر آموزش‌ و پرورش یکی از برنامه‌های آموزش و پرورش دولت دوازدهم را، نظام تضمین کیفیت عنوان کرد و گفته بود: تلاش‌مان آن است که آموزش ‌و پرورش را در حد استانداردی از کیفیت، تعریف کنیم او فضا و تجهیزات را یکی از مولفه‌های این استانداردسازی برشمرد و بر نوسازی و بازسازی فضاهای آموزشی تاکید کرد.

روند تمرکز بر حافظه‌محوری اصلاح خواهد شد

سیدمحمد بطحایی در نشست روسای آموزش و پرورش خراسان رضوی در شهریور ماه گفته بود: با توجه به انتقاد مردم و بسیاری از متخصصان از حافظه‌محوری و تمرکز بیش از حد نظام آموزشی بر محفوظات، باید به اصلاح این روند در برنامه‌های درسی بپردازیم.

راه‌های جدید و حلقه توسعه‌نیافتگی آموزشی

وی همچنین گفته بود: همه کسانی که در این مجموعه هستند باید به هدف پیش رو توجه کرده و باور داشته باشند آموزش و پرورش به شرطی می‌تواند از حلقه توسعه نیافتگی آموزشی رها شود که به راه‌های جدید اندیشیده و شک نکنیم راه‌های جدیدی وجود دارد و نباید خود را درگیر راه‌های قدیمی کنیم.

دو چالش اساسی توقعات و انتظارات بحق جامعه و محدودیت‌ها و مقتضیات

سیدمحمدبطحایی در آیین تکریم و معارفه وزرای پیشین و فعلی آموزش و پرورش هم گفته بود: همواره در آموزش و پرورش با دو چالش اساسی روبه‌رو هستیم، یکی توقعات و انتظارات بحق جامعه از دستگاه تعلیم و تربیت و دیگری محدودیت‌ها و مقتضیاتی که در مسیر آموزش و پرورش وجود دارد. آموزش و پرورش باید آینده کشور را ترسیم کند و مقتضیات زمان می‌طلبد، مسیرهای جدیدی برای رسیدن به مطلوب ترسیم کنیم معمولا در بحران‌های اقتصادی کشورها، نخستین جایی که دچار آسیب می‌شود، بخش فرهنگی و آموزشی است.

بی‌نیازی از رویکردها و نیاز به تغییر روش‌ها و مدیریت

وی همچنین گفته بود: برنامه‌ای که برای آموزش و پرورش در دولت دوازدهم تدوین کرده‌ایم، در ٢ بخش طبقه‌بندی می‌شود، تحولاتی که در برنامه‌ها باید اتفاق بیفتد که در این خصوص، خوشبختانه سند تحول بنیادین مسیرها را مشخص کرده است و ما را از طراحی رویکردها، مستغنی کرده است و دوم، تغییر روش‌ها و مدیریت در آموزش و پرورش است که اینجانب براساس تجربه خود در این وزارتخانه باید عرض کنم، مسیرهای فعلی در آموزش و پرورش جوابگوی مطالبات نیست و باید با استفاده از ظرفیت‌های خوبی که در این وزارتخانه وجود دارد، به دنبال راهکارهای جدید باشیم. تحولات در آموزش و پرورش در حال انجام است، اما آنچه مهم است، سرعت دادن به روند تحولات است.

تمرکزگرایی و ارسال دستورالعمل و بخشنامه
وسلب خلاقیت از مدیران

وی سیستم آموزش و پرورش را سیستمی متمرکز دانسته و گفته بود: تمرکزگرایی و ارسال دستورالعمل و بخشنامه به مدارس، باعث شده تا خلاقیت از مدیران مدارس سلب شود، امید آن می‌رود که با همدلی و همفکری همه فرهنگیان بتوانیم قدم‌های مطلوبی در جهت ارتقای آموزش و پرورش ‌برداریم.

نظام تضمین کیفیت مدارس دولتی طراحی می‌شود

وزیر آموزش ‌و پرورش درباره دلایل بی‌علاقگی دانش‌آموزان به مدرسه بیان کرد: مدرسه زمانی مطلوب است که تجهیرات استاندارد و نیروی انسانی با انگیزه داشته باشد و دانش‌آموزان و اولیا، مخاطبان آموزش ‌و پرورش هستند که در برخی مواقع از کیفیت کار ما راضی نیستند و در زمان ثبت‌نام مدارس هم انتقادهایی دارند، جمع این دو مولفه، نظام تضمین کیفیت است که از برنامه‌های ما در چهار سال آینده است. اگر مدارس دولتی دارای نظام تضمین کیفیت شوند باید بتوانند در قبال امکانات ارایه شده پاسخگو باشند. اگر این نظام طراحی و مستقر شود می‌تواند نقاط قوت و ضعف را مشخص کند.

بطحایی با اشاره به عدالت آموزشی عنوان کرد: فرصت دسترسی برابر یکی از شاخص‌های نظام آموزشی است؛ این شاخص در برنامه‌ریزی آموزشی نشانگری است که می‌گوید فاصله میان دانش‌آموزی که در مناطق مرفه تحصیل می‌کند با دانش‌آموز مناطق محروم چگونه است؟ اگر این فاصله در آموزش عمومی زیاد شود زنگ خطر جدی است و باید ریشه‌های توسعه نیافتگی را جست‌وجو کرد.

تکریم انسان، ارتقای منابع معنوی و مادی، کامیابی‌ها و ناکامی‌ها، توانمند‌سازی جامعه، حکمروایی خوب در گروی آموزش و پرورش با محوریت مدرسه و معلم است

بخشی از سخنان فخرالدین احمدی دانش‌آشتیانی، وزیر سابق آموزش و پرورش که پس از تجربه ١٠ ماهه مدیریت در مراسم تودیع ایراد شد باید تصویر بخش نظام آموزشی مطلوب بدانیم. او در بخشی از سخنان خود با اشاره به تجربه‌های گذشته و جدیدش چند نکته را مورد تاکید قرار داد که به نظر می‌رسد در آغاز سال تحصیلی جدید ضرورت دارد مورد توجه و نقد و نظر متولیان و فعالان این حوزه قرار گیرد. او گفته بود: اجازه می‌خواهم بر اساس آنچه از پیش یافته بودم و آنچه این چند ماه تجربه بر آن افزود نکاتی را به اختصار یادآور شوم.

١- از منظر معرفتی و بر پایه باورهای دینی ما تعلیم و تربیت هدف نخست پیامبران و مهم‌ترین عامل تکریم انسان است. (به موجب کلام خداوند دانستن موجب کرامت انسان است) سوره علق و فلسفه آموزش و پرورش را می‌توان از فلسفه مبعث استخراج کرد.

٢- از نظر توسعه‌ای موثر‌ترین عامل ارتقای منابع معنوی و مادی کشور، پویایی و روز آمدی نظام آموزش و پرورش است. توسعه سرمایه طبیعی، توسعه سرمایه انسانی، توسعه سرمایه اجتماعی، توسعه سرمایه فرهنگی و حتی توسعه سرمایه نمادین محصول توسعه نظام آموزشی و پرورشی است. شاخص‌های جهانی هم امروز در کشورهای توسعه‌یافته ضریب وابستگی بین نظام آموزشی و توسعه اقتصادی را ٨٧ درصد، بین نظام آموزشی و توسعه فرهنگی را بیش از ۶٠ درصد و میان نظام آموزشی و توسعه سیاسی را بیش از ۵٠ درصد محاسبه کرده‌اند.

٣- از نظر تاریخی ریشه کامیابی‌ها و ناکامی‌ها در مدرسه است. هر گاه به نقد کاربرد اندیشه و عقل در جامعه می‌رسیم، سرچشمه‌های آن را در شیوه‌های آموختن غلط و تکالیف نابجا در مدرسه می‌بینیم و هر گاه پیامد‌های غفلت از عشق و محبت را در اجتماع می‌بینیم باز منشأ بی‌انگیزگی‌ها و بی‌تفاوتی‌ها را در بی‌روح بودن نظام آموزشی می‌یابیم.

۴- آینده بهتر ما از بهسازی و اصلاح نظام آموزش و پرورش ما می‌گذرد. بدون تحول و اصلاح نظام آموزش و پرورش نه توانمند‌سازی جامعه محقق می‌شود و نه حکمروایی خوب.

یکی از اقتصاددانان برجسته کشور ما سخنی شنیدنی دارد؛ او می‌گوید بعد از ٢٠ سال توسعه درس دادن به این نتیجه رسیدم که باید توسعه را از سرمایه‌گذاری در آموزش و پرورش آن هم آموزش و پرورش ابتدایی در کشور آغاز کنیم، چون مساله توسعه ما مساله تربیت انسان توانمند است که هسته اصلی این توانایی هم در آموختن مهارت‌های گفت‌وگویی است.

۵- باید مدرسه امروز ما بتواند به کودک و نوجوان قدرت تفکر بیاموزد و نه افزایش محفوظات. باید بتوانیم مدرسه را به سوی کانون خلاقیت، محل تربیت شهروندی و اجتماع‌پذیری، محل آموزش گفت‌وگو و تفکر انتقادی به پیش ببریم.

۶- باید نهاد مدرسه را هسته اصلی سیاستگذاری و برنامه‌ریزی قرار دهیم. مدرسه در عصر شتاب‌یافتگی تاریخ در عصر آموزش‌های مجازی و هوشمند، نمی‌تواند ثابت بماند.

٧- در شرایطی که به سر می‌بریم باید به معلم نگاهی نو داشته باشیم. تحقیقات ملی نشان می‌دهند معلم نخستین گروه مرجع در افکارعمومی است. در تحولات سیاسی و فرهنگی نقش اول را معلمان به دوش دارند، اما نه احساس امنیت دارند نه منزلت اداری و نه وضع معیشتی آنان تناسبی با این جایگاه آنان دارد. هنوز متاسفانه رویکردهای امنیتی، نگرش‌های تنگ و کهنه فرهنگی و سیاسی، محدودیت‌های اداری و اعتبارات مالی و مواردی از این قبیل معلمان عزیز را در دور و نزدیک کشور در تنگنا قرار می‌دهد.

به گونه‌ای عمل کنیم که مهر و رسم مهربانی‌اش
از هیچ کودکی دریغ نشود

در اطلاعیه‌ای که کانون صنفی معلمان تهران به مناسبت آغاز سال تحصیلی جدید صادر کرده است، آمده: پاییز، مهرش را سخاوتمندانه تقدیم جوانه زدن اندیشه‌هایی می‌کند که رویش امروز آنها زمین پاک و آسمان آبی فردای ما است. شریک همیشگی این سخاوت مهر، معلمانی هستند که فرصتِ نیک پیمودنِ این مسیر را برای به بار نشاندن این جوانه‌ها فراهم می‌سازند. اگرچه خود درگیر توفان بلایند، چون همیشه در گذر از هفت اقلیمِ ناملایمات، عشق را به طلب، برتری داده‌اند و فریادشان همچنان رساست که‌ ای مهر، مهربان‌ بمان و مگذار که این جوانه‌ها و این محنت کشانِ سخاوت‌پیشه، در تلاطم برگ‌ریزان بی‌عدالتی‌ها و بی‌تدبیری‌ها، گام‌های‌شان به سستی گراید. امسال در روز اول مهر بر تخته‌سیاه کلاس‌های‌مان خواهیم نوشت: آسودگی‌ام آنجاست که غباری بر چهره عدالت نبینم.

در ادامه این بیانیه این تشکل صنفی فرهنگیان می‌آورد: کانون صنفی معلمان تهران ضمن تبریک سال نو تحصیلی به همه معلمان، دانش‌آموزان و خانواده‌های این سرزمین، به رسم سخاوتمندی مهر به همه مسوولان و دست‌اندرکاران آموزشی یادآور است که به گونه‌ای عمل کنیم که مهر و رسم مهربانی‌اش از هیچ کودکی دریغ نشود و همه کودکان از لذت سرشار آموختن، بهره‌مند شوند به خصوص کودکانی که در این وادی از نعمت آسایش و فرصت کودکی محروم‌اند و به جای خانه و مدرسه، خیابان ماوای آنهاست. بکوشیم مهری پایدار را به همه نوگلان این سرزمین هدیه دهیم.

بگذارید مهر با مهربانی آغاز شود

سازمان معلمان ایران در بیانیه‌ای که به مناسبت آغاز سال تحصیلی جدید صادر کرده آورده است: سال تحصیلی ٩٧-٩۶در حالی آغاز می‌شود که پس از کشمکش و رایزنی‌های فراوان وزیر آموزش و پرورش از مجلس رای اعتماد گرفت انتخاب و تایید وزیر آموزش و پرورش در دولت دوازدهم بی‌شک نقطه عطفی در کنشگری مدنی بود. جایی که برای نخستین بار موافقان و مخالفان وزیر صف آرایی مشخصی داشتند، در انتهای یک طیف عده‌ای مشغول مجیز‌گویی‌های بی‌استدلال و در دیگر سو برخی به تخریب‌های غیر اخلاقی مشغول بودند. درس بزرگ این کنشگری معلمانه موید این پیام بود که کنشگری فرهنگیان در حوزه سیاسی نیازمند بازنگری اخلاقی است. سازمان معلمان ایران ضمن تبریک به آقای بطحایی و حمایت از ایشان، آمادگی خود، جهت همکاری در اجرای برنامه‌هایشان رااعلان می‌دارد.

در بخش دیگری از این بیانیه آمده است: سازمان معلمان با نگاه نقد مصلحانه و منصفانه بارها اعلان کرده وزیر را سکاندار نظام تعلیم و تربیت و نه مدیر ستاد آموزش و پرورش می‌داند. وزیر آموزش و پرورش سکاندار نهادی است که رسالت اصلی آن تعلیم و تربیت نسل آینده است و در این میانه اصلی‌ترین مساله سرنوشت دانش‌آموزان و آینده آنان است. ملتی که به دانایی می‌اندیشد به مهرماهش افتخار می‌کندو مسوولی که به فردا فکر می‌کند مهر برایش مهم است.

این تشکل صنفی و سیاسی در ادامه می‌افزاید: مهرماه آغاز فصل یادگیری است. فصل شروع شور و شوق دانایی. تمامی اندیشمندان بزرگ بر ضرورت تعلیم و تربیت تاکید می‌کنند و سیاستمداران نیز به ستایشگری علم و دانش و دانش‌آموزی می‌پردازند. اما «چرا حال تعلیم و تربیت خوب نیست»؟

سازمان معلمان در این بیانیه خود به نوعی به این پرسش پاسخ می‌دهد و می‌آورد: تقریبا همه ما از حاکمیت تا دانش‌آموزان از اوضاع آموزش و پرورش ناراضی هستیم. به نظر می‌رسد آموزش و پرورش در خودش قفل شده است، این گره تحلیلی شاید ناشی از تاکید بیش از اندازه به عوامل بیرونی است؛ عواملی همچون نگاه حاکمیت و در اولویت قرار گرفتن تعلیم و تربیت در سیاست که متاسفانه تا اطلاع ثانوی مقدور و ممکن هم نیست!

در بخش دیگری با اشاره به نقش و جایگاه معلمان آمده است: معلمان این سرزمین هرگز به‌واسطه بی‌مهری‌ها و بی‌توجهی‌های تصمیم‌سازان از تلاش خود در تربیت کوتاهی نکرده‌اند، اما وجود فاصله صف و ستاد و نگاه از بالا و تمرکز شدید در ساختار آموزش و پرورش باعث هدررفت خلاقیت و کارایی مدارس و معلمان شده است، حال که به هر دلیل نگاه تحولی از بیرون و در نگاه سیاستمداران وجود ندارد بایسته است که این تحول درون‌زا و معطوف به حرمت و اختیار معلمان و کوشندگان خط مقدم تعلیم و
تربیت باشد. در ادامه تاکید شده است که: بگذاریم مدیر در مدرسه و معلم در کلاس از آزادی بیشتری برخوردار باشد. بگذاریم معلمان در حوزه تخصصی خود احساس آزادی و اختیار کنند، بگذاریم معلم در کلاس احساس امنیت کند. بگذاریم این احساس مسوولیت و آزادی را به دانش‌آموزان انتقال دهد و در کلاس نقش رهبری آموزشی خود را ایفا کند. بگذاریم سازمان نظام معلمی تشکیل و معلمان با عملکرد واقعی و کارایی موثر خود سنجیده شوند. بگذاریم معلمان را معلمان و دانش‌آموزان و اولیای آنان قضاوت کنند. بگذارید کوشندگان و دلسوزان صنفی معلمان، آزادانه آموزش وپرورش را نقد کنند و نظر دهند و عبدی‌ها و بهشتی‌ها و باغانی‌ها به آغوش خانواده برگردند. بگذارید مهر با مهربانی آغاز شود.

 

 

عدالت اجتماعی و نظام آموزشی

دکتر بهروز مرادی
جامعه‌شناس و مدرس دانشگاه

سال تحصیلی جدید از راه رسید و این آغاز دوباره، پرسشی بنیادین را در ذهن فعال می‌سازد که: به راستی نظام آموزشی در جامعه کنونی ایران تا چه اندازه در راستای عدالت اجتماعی گام بر می‌دارد؟ این مقاله به طور اجمالی به بررسی این موضوع می‌پردازد.
یکی از آرمان‌های انقلاب، تحقق عدالت اجتماعی بود. در بعد نظام آموزشی، قرار بود با تحقق امر تحصیل رایگان برای همه اقشار جامعه، گامی بلند در راستای عدالت اجتماعی برداشته شود. اما به مرور آرمان تحصیل رایگان، عرصه را برای تولید درآمد از طریق آموزش خالی کرد. مدارسی جدیدالتاسیس به نظام آموزش راه پیدا کردند که امر تحصیل رایگان را هر چه بیشتر تضعیف و مختل کردند. مدارس غیرانتفاعی پدیده‌ای جدید بود که با اخذ مبالغی هنگفت، محصلان وابسته به طبقات اجتماعی دارا را به خود جلب کرد. این مدارس به مرور زمان، دانش‌آموزان را به دارا و ندار تقسیم و درنتیجه گروه دانش‌آموزی جامعه را دوپاره کرد. پولدارها به مدارس غیرانتفاعی و ندارها به مدارس دولتی فرستاده شدند.
پس از مدتی مدارس نمونه و مدارس تیزهوشان و مدارس شاهد و سایر مدارس به مراکز آموزشی افزوده شدند که اینها همه به تفکیک اجتماعی بیشتر و شکاف طبقاتی و علمی هرچه بیشتر دامن زدند. نکته مهم این است که این شکاف طبقاتی و تفکیک اجتماعی بر پایه پول صورت گرفت و حتی عملکرد احتمالی مطلوب‌تر دانش‌آموزان تحت تاثیر دارا یا ندار بودن آنها رقم می‌خورد. صرف نظر از فرآیند پرورش و جذب مدرسین مدارس، معلمین در مدارس دولتی با دستمزد پایینی که دریافت می‌کنند و نیز با دانش‌آموزان نداری که در اختیار دارند و همچنین به خاطر تجربه احساس تبعیض بنیادین در نظام آموزشی از انگیزه بایسته و شایسته برای تربیت محصلان برخوردار نیستند و همین امر به نزول هرچه بیشتر کیفیت آموزشی مدارس دولتی کمک منفی می‌کند. این درحالی است که ادغام کودکان در سنین پایین در مدارس عمومی یکسان‌سازی شده می‌تواند سبب افزایش درک و فهم و تفاهم اجتماعی میان اقشار مختلف، ارتقای درک از فقر در میان طبقات مرفه، ایجاد رقابت تحصیلی رشدآور در میان دانش‌آموزان فارغ از تعلق طبقاتی آنها، افزایش احساس وحدت ملی و تربیت انسان‌های موحد و تحقق برابری انسانی و… شود. اما فرزندان طبقات مرفه و اقشار پولدار در جامعه در مدارس غیردولتی جای گرفته‌اند و فرزندان قشر متوسط رو به پایین و طبقات فرودست در مدارس دولتی. این تفکیک طبقاتی توسط خود دانش‌آموزان نیز احساس و تجربه می‌شود. دانش‌آموزان مدارس غیرانتفاعی خود به این امر واقف و معتقد می‌شوند که به واسطه پولدار بودن، حق دارند از امکانات آموزشی بیشتر و حس احترام بیشتر و جایگاه اجتماعی بالاتر برخوردار باشند. آنها فقر بچه‌های ندار را رویت و تجربه نمی‌کنند و از نزدیک با نداشتن و محرومیت آشنا نمی‌شوند و به همین خاطر، حس انسان‌دوستانه توحیدی در آنها برانگیخته نمی‌شود و از واقعیت جامعه ایران تصویر دقیقی در ذهن خود ترسیم نمی‌کنند، بلکه در فضایی آکنده از حس داشتن و تمکن مالی و بهره‌مندی مادی و خرسندی دنیامحورانه تربیت می‌شوند و درنتیجه خود را جدای از طبقات فرودست جامعه ارزیابی و تجربه می‌کنند و خود را موجوداتی تافته از بقیه همنوعان و جدابافته از سایرین احساس می‌کنند و درنتیجه دچار کبر و خودبرترپنداری می‌شوند و از موضع خودشیفتگی، خود را در جایگاهی می‌بینند که حق دارند بر طبقات دیگر سلطه داشته باشند و بر آنها ریاست کنند. این افراد به پشتوانه همین امکانات رفاهی و تمکن مادی والدین خود، در موسسات پیشادانشگاهی، ساخته و پرداخته و مجهز و آماده ورود به دانشگاه دولتی می‌شوند یا به دانشگاهای خارجی فرستاده می‌شوند و در هر دو صورت به خاطر همان حس خودبرترپنداری  سلطه بر دیگران را حق ذاتی خود می‌پندارند و نسبت به محرومیت‌های اجتماعی همنوعان خود بی‌خبر یا بی‌تفاوتند. پرسش این است که این قبیل افراد به کدامین هدف در نظام آموزشی ایران تربیت می‌شوند؟ چگونه ممکن است چنین کسانی در آینده خارج شدن از نظام آموزشی و فرض زندگی و کار در ایران در راستای اهداف توحیدی و انسانی در جامعه عمل کنند و برای رفع محرومیت‌ها و آسیب‌های اجتماعی در این جامعه احساس تکلیف و مسوولیت و ماموریت کنند؟ چگونه ممکن است چنین کسانی که دچار کبر و خودبرترپنداری هستند، شیطانی
عمل نکنند؟
از سوی دیگر فرزندان وابسته به طبقات فرودست که راهی به جز تحصیل در مدارس دولتی ندارند، خود به نداری والدین خود واقفند و در فضایی آکنده از فقر و محرومیت‌های متنوع بزرگ می‌شوند و با اطلاع از وضعیت فرادست همنوعان خود در مدارس غیرانتفاعی به سرنوشت آنها از پیش غبطه می‌خورند و در حسرت تجربه زندگی آنها دچار سرخوردگی وجودی، یأس و حس کشنده محرومیت می‌شوند. این احساس‌های منفی از یک سوی، ویرانی وجودی آنها را در پی دارد و از سوی دیگر حس انتقام جویی از جامعه و آن اقشار را در آنها می‌تواند بپرورد تا آنجا که این احساس، آن آسیب‌های فردی را به آسیب‌های اجتماعی پیوند بزند. بدین‌ترتیب؛ نظام آموزشی در ایران نه تنها در راستای تحقق عدالت اجتماعی حرکت نمی‌کند، بلکه به عاملی در جهت نهادینه‌سازی شکاف‌های اجتماعی و نابرابری طبقاتی تبدیل شده و این درحالی است که در لیبرال‌ترین کشورهای غربی مانند هلند و انگلیس نیز نظام آموزشی به بخش خصوصی واگذار نشده و تحصیل در هیچ‌کدام از کشورهای غربی پولی نیست و امکانات عمومی در هیچ‌کدام از آن کشورها بر اساس پول داشتن یا پول نداشتن والدین تقسیم نمی‌شود و با هوش‌ها را از کم‌هوش‌ها جدا نمی‌کنند و درس‌خوان‌ها را از درس‌نخوان‌ها تفکیک نمی‌کنند و این‌همه شکاف و تبعیض و تفرقه و جدایی میان هموطنان متفاوت
در نمی‌افکنند و دولت به عاملی در ایجاد شکاف طبقاتی و تفرقه اجتماعی و آسیب‌های اجتماعی ناشی از آن مبدل نمی‌شود. این تبعیض نهادینه شده نه با قانون اساسی کشور سازگار است که بر تحصیل رایگان فراطبقاتی و عدالت اجتماعی فراگیر تاکید می‌ورزد، نه با ارزش‌های دین که بر وحدت و برابری میان انسان‌ها پای می‌فشرد و نه با آرمان‌های انسانی که توحید میان آحاد بشریت
را تجویز می‌کند.
گاه لازم است در راهی که رفته‌ایم و ادامه آن را امری مسلم می‌پنداریم، تامل، تعقل، تفکر و تجدید نظر کنیم. باید نسبت نظام تحقق یافته عینی را با ارزش‌های بنیادین اعتقادی بسنجیم. باید شجاعت نظرکردن ارزشی و عدالت‌خواهانه را در راهی که برگزیده‌ایم و سپس اصلاح کژی‌های آن را داشته باشیم تا آرمان‌های بلند مساوات‌گرایانه توحیدی را ارج نهاده باشیم. دولت تدبیر و امید دوم شایسته است چنین کند تا راه را بر عمیق‌تر شدن فاصله طبقاتی و شکاف‌های ویرانگر اجتماعی و تعمیق بی‌عدالتی و اجحاف و تبعیض و محرومیت‌سازی در این جامعه ببندد و گرنه خود به عاملی در جهت تعمیق هرچه بیشتر نابرابری اجتماعی در جامعه تبدیل می‌شود. دولت نباید چشم خود را بر عواقب آسیب‌زای نظام آموزشی موجود ببندد و نباید پیامدهای ویران‌کننده تفکیک و تفرقه در نظام آموزش را نادیده انگارد. این نظام آموزشی، سازمان‌دهنده مناسبات مساوات‌گرایانه و عدالت‌خواهانه در جامعه حال و آینده جامعه نیست و نخواهد بود. وانهادن آن به دست بادهای ویرانگر، نقشی تعیین‌کننده در مخدوش‌سازی عدالت اجتماعی و تعمیق شکاف طبقاتی و تبعیض و تفرقه میان مردم و تولید تضادهای اجتماعی و تشدید محرومیت جمعی و گردش نخبگان دارا و تحکیم محرومین ندار است.

 

 

آینده ایران به آموزش و پرورش بستگی دارد

آموزش و پرورش نقش تعیین‌کننده‌ای دارد و آینده ایران به فعالیت این وزارتخانه بستگی دارد. جهانگیری توسعه همه‌جانبه را در سایه توسعه منابع انسانی و توسعه منابع انسانی را در سایه توسعه آموزش وپرورش، امکان‌پذیر دانست و گفت: ما باید به سمتی حرکت کنیم که بهره‌وری نیروی انسانی افزایش یابد. در حال حاضر کشور ما با وجود تحریم‌ها و وضعیت فروش نفت، با محدودیت‌هایی روبه‌رو است، با این وجود، دولت آمادگی کامل برای رفع مشکلات وزارت ‌آموزش و پرورش به دلیل جایگاه والای این وزارتخانه را دارد. جهانگیری در ادامه بر تجهیز آموزش و پرورش به ابزارهای مدرن در عصر دانایی تاکید کرد.

یادداشت ها، مقالات و پیام های خود را جهت انتشار در پایگاه خبری معلم ایرانی، به آدرس iranimoallem@gmail.com ارسال بفرمایید.
Share

دیدگاه شما