یادداشت



کدخبر : 21111


صفحه تخته سفید روزنامه شرق ۴ آذر ۹۶



گزارشی تحلیلی از کنفرانس وایز ٢٠١٧ توسعه آموزشی «قطری»‌ها در شعاع بین‌الملل ابراهیم طلائی. عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس از سال ٢٠٠٩، اجلاسی جهانی با نام کوتاه‌شده وایز (WISE) که سرواژه عبارت «اجلاس جهانی برای نوآوری در آموزش» (world innovation summit for education) است هر دو سال یک بار در دوحه برگزار می‌شود (پیش […]



شنبه ۴ آذر ۱۳۹۶ - ۳:۵۸ --
تعداد بازدید: 192 بازدید
گزارشی تحلیلی از کنفرانس وایز ٢٠١٧
توسعه آموزشی «قطری»‌ها در شعاع بین‌الملل
ابراهیم طلائی. عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس

از سال ٢٠٠٩، اجلاسی جهانی با نام کوتاه‌شده وایز (WISE) که سرواژه عبارت «اجلاس جهانی برای نوآوری در آموزش» (world innovation summit for education) است هر دو سال یک بار در دوحه برگزار می‌شود (پیش از این هرساله بود ولی از ٢٠١۵ به بعد هر دو سال یک بار شد). امسال توفیق داشتم در این اجلاس با حمایت مؤسسه‌ای آموزشی- فرهنگی شرکت کنم. از آنجا که بخت یار بوده و تقریبا امکان حضور در بیشتر گردهمایی‌های جهانی حوزه آموزش را حداقل یک بار داشته‌ام، حضور در «وایز» قطر، از آنجا که بیخ گوش خودمان رویدادی نسبتا بزرگ هر دو سال یک بار رقم می‌خورد، وسوسه‌برانگیز بود. به‌ویژه اینکه «وایز» را بیشتر ما ایرانی‌ها با بنیاد قطر- بنیاد حامی و برگزارکننده آن- و با کلیپ‌های ویدئویی آن درباره موضوعات مختلف آموزش و با نگاهی تطبیقی می‌شناسیم. کلیپ‌هایی که اکثرا توسط شبکه Euronews به فارسی دوبله و پخش می‌شوند و در کانال‌ها و گروه‌های تلگرامی ایران دست‌به‌دست می‌چرخند. علاوه بر این قطر و حرکت روبه‌رشدش در مطالعات بین‌المللی تیمز و پرلز (TIMSS and PIRLS) که توسط انجمن بین‌المللی ارزشیابی آموزشی (IEA) برگزار می‌شود، برایم قابل توجه بود، مثل اینکه چرا قطری‌ها بر آموزش مدرسه‌ای و دانشگاهی تا حد زیادی متمرکز شده‌اند، با اینکه وضعیت اقتصادی بسیار مناسب‌تری از ما دارند. قطر یکی از ثروتمندترین کشورهای دنیاست چراکه هم جمعیت محدودی دارد (دوونیم میلیون که البته تعداد شهروندان قطری بسیار کمتر از این است و این عدد با محاسبه مهاجران غیرقطری است) و هم منابع نفتی فراوان دارد به‌طوری‌که سرانه تولید ناخالص داخلی قطر، این کشور را جزء سه کشور اول ثروتمند دنیا قرار داده است.
اجلاس جهانی وایز
این اجلاس، ماهیت و هدفی «نسبتا» علمی و دانشگاهی دارد و نه صرفا علمی. یعنی در مقایسه با رویدادهای جهانی مانند aera در آمریکا، bera در بریتانیا، eera و earli در اروپا یا aare در استرالیا، وایز قطر رویدادی آنچنانی نیست که گروه‌های ویژه تحقیقاتی، نظریه‌پردازان رده اول و محققان پیش‌کسوت قلمروهای علوم یادگیری و آموزشی شرکت کنند.
اما رویدادی به شدت جذاب است چراکه صرفا بر بعد علمی و دانشگاهی تکیه نکرده و ابعاد سیاسی، سیاست‌گذاری، بخش خصوصی و کاربردی، الهام‌بخشی، نمونه‌های موفق، نمایشگاهی و رسانه‌ای را با دقت کنار هم چیده تا ترکیبی جالب از بیشتر ذی‌نفعان حوزه آموزش و یادگیری را کنار هم گرد آورد. رویداد «وایز» قطر در آسیا را می‌توان مشابه رویداد هم‌اندیشی جهانی آموزش لندن (theeducation world forum) در نظر گرفت که ترکیبی از حوزه نظر، عمل، سیاست و سیاست‌گذاری است.
به‌طور نمونه در وایز امسال قطر، اندی هارگریوز کانادایی (Andy Hergreaves) که یکی از متفکران برجسته حوزه تربیت معلم و توسعه حرفه‌ای معلم و مدیر مدرسه است (مراجعه کنید به کتاب معروف او با مایکل فولن با عنوان سرمایه حرفه‌ای) در کنار فرید زکریا Farid Zakaria، چهره‌ای رسانه‌ای و مشهور، امینه اردوغان، همسر رئیس‌جمهور ترکیه، حضور داشتند. سال ٢٠١۵ و قبل از آن هم، شخصیت‌هایی مانند میشل اوباما، ریکاردو سملر صاحب کمپانی بزرگ Semco، و… به چشم می‌خوردند. این ترکیب باعث شده محققان حوزه نظر در کنار کاربران، کنشگران، مهندسان و سیاست‌گذارانی قرار گیرند که کاربست و فایده نظریه‌پردازی را برای مخاطب واقعی امروزی یعنی دانشجویان و دانش‌آموزان به چالش می‌کشند و گزارش‌های اجرای این نظریه‌ها را به عموم اعلام می‌کنند.
در سال جاری، وایز با شعار «زیست و خلق مشترک: یادگیری چگونه‌زیستن با هم و چگونه‌کارکردن با هم» شکل گرفته بود و ترکیب برنامه‌ها طوری ساخته و پرداخته شده بودند که بالاخره شما جایی برای اتصال به آن برای خود می‌یافتید. هرگاه از سخنرانی و بایدهای تئوریک خسته می‌شدید، سراغ نمایشگاه و تولیدات شرکت‌های آموزشی می‌رفتید. هرگاه از آن خسته می‌شدید، سراغ مدرسه واقعی می‌رفتید (جایی را شبیه‌سازی کرده بودند که بچه‌های مدارس قطری آنجا حضور داشتند و معلمان‌شان با آنها نمونه‌ای از برنامه‌های نوآورانه خویش را برای شرکت‌کنندگان در کنفرانس نمایش می‌دادند) و
هر گاه از این هم خسته می‌شدید، در کارگاهی شرکت و دست‌ورزی می‌کردید و هر گاه هوس می‌کردید با کسی حرفی بزنید با فردی هم‌علاقه خویش قراری علمی (به‌قول خودشان brain date) در گوشه‌ای دنج که برای این کار تعبیه شده بود، می‌گذاشتید و هرگاه دلتان از اخبار منفی و شکست‌های متمادی در حوزه آموزش در ایران می‌گرفت و می‌خواستید از دست مسئولان مملکتی فریاد بزنید که چرا آموزش آخرین اولویت برنامه‌ای کشور است، به اتاق سخنرانی‌های هفت‌دقیقه‌ای الهام‌بخش و تهییج‌کننده (provocative talks) می‌رفتید تا توسط فردی عادی که کاری در گوشه‌ای از دنیا برای آموزش کشورش و دیگر کشورها انجام داده، سرحال بیایید و آن فریاد را بر سر خویش بزنید که من چه کردم، اگر دولت نکرد!
اجلاس وایز یکی از تکه‌های پازل فعالیت‌های آموزشی بنیاد قطر (Qatar Foundation) است که تحت ریاست ملکه قطر، موزه بنت ناصر، اداره می‌شود و تکه‌های دیگری مانند: پژوهش‌های وایز، جایزه بین‌المللی آموزش وایز، پروژه‌های توسعه آموزش وایز در کشورها، بورس‌های آموزشی وایز، دارد.
مضامین اصلی مطرح در وایز ٢٠١٧ که برای کشورمان موضوعیت دارد:
١) اقتصاد آموزش: پنلی تحت عنوان کثرت‌بخشی به منابع مالی آموزش برگزار شد که شاه‌بیت آن، دل‌کندن از حمایت صرف دولت‌ها برای آموزش ملت‌ها بود. دولت‌ها آن‌قدر مشکلات عدیده دارند که برطرف‌کردن آنها، کفگیر اقتصادی‌شان را به ته دیگ رسانده و آموزش در اولویت چندم قرار می‌گیرد. ازطرفی همین وضع نابهنجار جهانی را بی‌توجهی دولت‌ها به آموزش ایجاد کرده اما انگار سیاست‌گذاران عادت کرده‌اند به‌جای درمان ریشه‌ای و قطع این حلقه ناصواب بر ظواهر درد تمرکز کرده و برای آن چندین برابر هزینه کنند. راه را در تکثربخشی منابع، ورود نهادهای عمومی و غیردولتی، خیرین و کارآفرین‌ها و خانواده‌ها به حوزه آموزش می‌بینند زیرا هنگام نیاز، اولین حذفی از سبد خرج، آموزش است و ترک تحصیل و… .
٢) عصر پسا-حقیقت: عبارت جدیدی برای من بود و ناظر به این معنی است که در عصر انفجار اطلاعات و توسعه عظیم ارتباطات، تشخیص حقیقت از غیرحقیقت تقریبا ناممکن شده است. کنایه فرید زکریا به پدیده «ترامپیسم» بود و اقدامات زمان رقابت‌های انتخاباتی و بعد از آن. ترامپ با یک کلمه «کذب» همه تحلیل‌های علمی و نیمه‌علمی گروه‌های مخالف و نقاد خویش را در جرگه «غیرحقیقت» می‌نهد و حقیقت را آن‌طور که او تفسیر می‌کند، حقیقت می‌نامد. همین در مدارس و دانشگاه‌های ما رواج یافته است؛ پدیده ترامپیسم: نقد و قلب حقیقت. معلوم نیست چه کسی راست می‌گوید. یکی به کتاب ارجاع می‌دهد و یکی به اینترنت، یکی به دیده‌های شخصی و یکی به داده‌های فردی. حقیقت در اینجا اولین قربانی است چون همه حقیقت خویش را ابراز می‌کنند. نوعی قبیله‌گرایی همانند طرفداری از تیم‌های فوتبال به‌وجود می‌آید. در این اثنا سواد رسانه‌ای مطرح و مهم می‌شود که از این رسانه‌ها من چه جویم که به‌کار آید.
٣) به چالش‌کشیدن هدف آموزش‌وپرورش: واقعا به‌دنبال تربیت چه کسی در این عصر و در این مکان هستیم؟ مثلا در پزشکی که به‌علت آمدن دستگاه‌های پیشرفته، امکان تشخیص و درمان به‌مراتب دقیق‌تر و مؤثر‌تر از زمانی است که پزشک، وارد عمل می‌شود، آیا هنوز تعریفمان از پزشک باید همانی باشد که صد سال پیش داشتیم؟ نباید برای معلم و دانش‌آموز هم تعریفی نو ارائه دهیم؟ آیا نباید مؤلفه‌های آموزش و خود اصل آموزش را بازنگری کنیم؟ ساختار کنونی آموزش بدون محاسبه رایانه و فناوری‌های نوین تعریف و تثبیت شده بود. اکنون با درنظرگرفتن اینها، چگونه این ساختمان را بازطراحی کنیم؟ آیا هنوز همه یک کتاب، یک روش تدریس با معلمی خاص، یک مدرسه و یک مکان و زمان آموزش و یک ساعت مشخص و موضوعی مشخص را باید بیاموزند؟ و یک ساعت مشخص زنگ توقف به صدا درآید و به تفریح در زنگ تفریح بروند؟ تفریح از درس جدا و دارای زنگ باشد؟ همان‌طور که تفکر در زنگ تفکر و پژوهش انجام شود و پس از آن متوقف!
۴) جوانان غربی و شرقی: این جمله را رئیس دانشگاهی از سنگاپور در جلسه افتتاحیه و در مناظره با فرید زکریا بیان کرد که قرن ١٩ قرن اروپایی‌ها و توسعه علمی آنها بود. قرن ٢٠، قرن آمریکایی‌ها و اوج توسعه اقتصادی و قدرت علمی برای آنها شد، پیش‌بینی می‌کنیم قرن ٢١ قرن، آسیایی‌ها باشد و علایم آن در حال بروز است. جوانان آسیایی، برخلاف جوانان اروپایی و آمریکایی، بسیار خوش‌بین به آینده هستند، تا سال ٢٠۵٠ تقریبا نیمی از جمعیت جهان، خصوصا آسیا، جزء طبقه متوسط قرار می‌گیرند. توسعه اقتصادی از جنوب شرق آسیا آغاز شده و امید روزافزونی به جوانان برای ایجاد کار و کارآفرینی، شرکت‌های متوسط و کوچک و توسعه اقتصادی و علمی است.
۵) داده‌های عظیم (big data): مدیریت و راهبری آموزش که پیچیدگی‌های خود را دارد، آن‌هم در مقیاس بزرگ، ناگزیر به داده‌های کمکی دقیق نیاز دارد. این داده‌ها باید زنده و مستقیم و آنی، تولید، تحلیل و تفسیر و ارائه شوند. حتی اقدام پس از تفسیر را هم به‌همراه داشته باشند. این کار جز از راه داده‌های عظیم و تکنولوژی علوم داده‌ای فراهم نمی‌شود.
۶) نیروی انسانی آموزش: به‌گفته اعضای پنل «اصلاح الگوی تربیت معلم» از هر ١٠ برنامه توسعه حرفه‌ای معلمان (آموزش ضمن خدمت) ٩تای آن شکست خورده و علت اصلی آن نشناختن مخاطب (معلم) و کاری است که او می‌کند. آنها پیوستاری را ترسیم می‌کنند که یک طرف آن برنامه‌های توسعه حرفه‌ای مشارکتی، با عاملیت معلم و بر مبنای نیاز (شخصی‌سازی‌شده) است و طرف دیگر آن برنامه‌های توسعه حرفه‌ای است که بر مبنای رقابت انداختن بین معلمان و مقایسه آنها براساس نتایج امتحانات بچه‌ها طراحی می‌شوند.
٧) کارآفرینی آموزشی: یکی از حوزه‌های مهم اقتصادی و کارآفرینی و ثروت‌زایی، حوزه آموزش است که شرکت‌های بسیاری در دنیا به‌صورت شرکت‌های نوپا (استارت‌آپ) وارد آن شده‌ و موفق شده‌اند گردش‌های مالی میلیون دلاری داشته باشند. البته صبغه اکثر آنها، کمک به توسعه آموزش با کیفیت برای همه اقشار جامعه است و نباید با برخی شرکت‌ها و مؤسسات خصوصی در ایران اشتباه گرفته شوند که از آب گل‌آلود آموزش کشور و از بی‌تدبیری و شاید گفت جهل تصمیم‌گیران آموزشی کشور، برای خود وزارت آموزش‌وپرورش مستقلی ایجاد کرده‌اند. در این کنفرانس، معلمانی که در کنار هم اقدام به تأسیس شرکت‌های کوچک کرده بودند و راه‌حل‌هایی را برای مشکلات آموزش در قالب محصول و خدمات ارائه می‌کردند، به‌چشم می‌خورد. چنین معلمی که خود، کارآفرین است و فقط به حقوق معلمی اکتفا نکرده، احتمال بیشتری دارد که دانش‌آموز کارآفرین و ناوابسته به حقوق دولتی تربیت کند.

قسمت اول
بیایید «کبک» نباشیم!
مبینا غربا. مدرس دانشگاه علوم تربیتی

موضوع این یادداشت، دست‌آموزکردن یا اهلی‌کردن کبک‌ها نیست که در زمستان از بیم شکارشدن «سر» خود را در برف فرو می‌برند؛ چقدر ساده‌انگارانه! دست‌آموزکردن آدمی هم نیست؛ بلکه دیدن حقایق مربوط به انسان‌ها در روزگار فعلی است. «آسیب جنسی» در نوجوانان؛ برآوردن امیال جنسی خود، توسط خود؛ اما ترغیب نوجوانان به ازدواج، راهکار مقابله با این آسیب است؟! باز هم نسخه‌های تکراری، باز هم قرص‌های آموزشی و کپسول‌های پرورشی.
نوجوان ١۵‌ساله، ١۶‌ساله و ١٧‌ساله بابت ناهنجاری جنسی‌ای که دارد، ازدواج کند؟! به کجا چنین شتابان؟!
برهه نوجوانی است و بحران نوجوانی، برهه نوجوانی است و حیرت‌های نوجوانی. «اریکسون» آن را دوران بحران هویت می‌خواند. در این برهه، نوجوانان به‌ دنبال یک منبع لذت و آرامش هستند؛ آرامشی که سهم و حق آنهاست؛ اما خانواده در درجه نخست باید منبع شکل‌گیری این آرامش باشد که نیست و آسایش فکری و روانی نوجوان به جای حرکت در مسیری صحیح و سازنده، در حواشی قرار می‌گیرد. لاابالی‌گری والدین، ولنگاری والدین (رعایت‌نکردن پوشش مناسب در منزل به وسیله مادر و پدر)، نشان‌دادن رفتارهای زننده احساسی و جنسی در حضور فرزندان، رعایت‌نکردن حریم در میهمانی‌های خانوادگی و…، دیدن فیلم‌ها و تصاویر مستهجن، طلاق عاطفی والدین (حضور در یک خانه اما جدا از هم و ناآرامی در خانواده)، تحت‌ تأثیر هم‌سالان قرارگرفتن (گرایش به هم‌سالان و سپری‌کردن زمانی از روز با آنان و پیگیری‌نکردن خانواده از آمدوشد فرزندان)، تنهایی در خانه (حضور‌نداشتن والدین تا دیروقت به دلایلی نظیر حرفه‌شان، زندگی‌کردن انفرادی هریک از اعضای خانواده)، هر عضو برای خودش باشد و هیچ‌گونه پیوند و ارتباطی بین اعضا نباشد؛ پدر مشغول کار خود، مادر هم همین‌طور و به‌ تبع آن فرزندان و حفاظت‌نکردن والدین از فرزندان. به‌عنوان مثال به این نکته توجه نمی‌کنند که نوجوان مدت مدیدی را در اتاق دربسته قفل‌شده حقیقتا مشغول مطالعه است؟ مانیتور رایانه که رو‌به‌روی نوجوان است، حقیقتا صفحه علمی در آن باز است؟ حیف که برخی هنوز از ١٨+‌ها خبر ندارند.
دختر و پسر نوجوان با قصد لذت جنسی یا بدون قصد، خواسته یا ناخواسته وارد مسیری می‌شوند که سقوط آنان معلول سربه‌مهرنهادن بسیاری از مسائل مبتلا‌به جامعه امروز است و افراد از مطرح‌کردن آن بیم دارند و گمان می‌کنند اگر خودشان را به ندیدن و نشنیدن بزنند، دیگران هم متوجه نمی‌شوند و همه ناهنجاری‌ها مرتفع می‌شود و از پیگیری ناهنجاری‌های جنسی در نوجوانان و سعی در کاهش یا رفع کامل آن امتناع می‌کنند. مطرح‌کردن آسیب‌های جنسی را که خود فرد برای خودش دارد یا دیگران موجب بروز آن هستند، بی‌حیایی می‌دانیم و به گمان خودمان مخفی‌کردن آنها و مبرا نشان‌دادن خودمان از این آسیب‌ها، اخذ حیاست.

ابتکار آموزش‌وپرورش خوزستان برای عبور از بحران بی‌کاری
سیدمحمد موسوی. آموزگار مدارس عشایری خوزستان

این روزها ذهن پدران و مادران این سرزمین مملو از نگرانی است. نگرانی برای آینده فرزندان بی‌کارشان که با وجود داشتن تحصیلات دانشگاهی، زندگی خویش را در کنج خانه سپری می‌کنند. باوجود اینکه بی‌کاری دیر زمانی است که به‌عنوان یک معضل سرسخت خود را در کشور نشان داده، اما چاره‌ای اساسی برای مقابله با آن اندیشیده نشده است و در خوزستان این معضل خود را بیشتر از استان‌های دیگر به رخ مردم کشیده است و ما را از منظر اشتغال در جایگاه سوم کشور نشانده است! طبق گزارش جدید مرکز آمار ایران، استان خوزستان در تابستان ٩۶ جزء استان‌هایی بود که بالاترین نرخ بی‌کاری را به میزان ١۴,٩ درصد به خود اختصاص داد.
سیدعلی بحرینی‌مقدم، معاون امور اقتصادی استانداری خوزستان، مدتی قبل در گفت‌وگو با خبرگزاری مهر اظهارنظر کرده است، برخی دستگاه‌های این استان اهمیت اشتغال را به صورت واقعی و مفهومی درک نکرده‌اند. وضعیت اشتغال استان را باید جدی گرفت اما متأسفانه با وجود تأکیدات شورای اشتغال و پیگیری‌های صورت گرفته، بعضا دستگاه‌ها کم‌توجهی کرده و یا ملاحظات لازم را در امر اشتغال استان ندارند و به صورت کلی از فضای ایجاد شغل دور هستند. غلامرضا شریعتی، استاندار خوزستان نیز در گفت‌وگو با خبرگزاری تسنیم، وضعیت اشتغال در استان را قابل قبول نمی‌داند و می‌گوید: چرا باید نرخ بی‌کاری در خوزستان ۱۴ درصد باشد. باید به جهتی حرکت کنیم که نرخ بی‌کاری تک‌رقمی شود. وی همچنین در شورای آموزش‌وپرورش استان خوزستان که در روز ١٨ مهرماه سال جاری در سالن جلسات استاندار برگزار شد، از تلاش آموزش‌وپرورش خوزستان در حوزه اشتغال‌زایی و جذب فارغ‌التحصیلان بی‌کار به‌عنوان مربی پیش‌دبستانی تجلیل کرد و گفت: آموزش‌وپرورش خوزستان در راستای رفع معضل کمبود معلم و کمک به اشتغال در استان در طی ماه‌ها و سال‌های گذشته گام‌های خوبی برداشت و بیش از دو هزار نفر از فارغ‌التحصیلان این استان را به‌عنوان نیروی پیش‌دبستانی جذب آموزش‌وپرورش کرد. وی این را هم گفت که در راستای رساندن مشکل اشتغال در استان به حداقل، تعداد مربیان پیش‌دبستانی جذب شده در خوزستان را با هماهنگی وزارت آموزش‌وپرورش از دو هزار نفر به سه هزار نفر افزایش می‌دهیم.
پیش‌دبستانی که چند سالی است با ابتکار، مدیرکل آموزش‌وپرورش خوزستان، به صورت اجباری درآمده، علاوه بر اینکه از افت تحصیلی و تکرار پایه در بین دانش‌آموزان دبستانی جلوگیری کرده است، این امکان را نیز فراهم آورده تا نیروهای جویای کار موجود در جامعه خوزستان، به‌عنوان مربی پیش‌دبستانی جذب آموزش‌وپرورش شوند و این ایده به راهکاری برای تولید شغل در این استان برای مقابله با بی‌کاری تبدیل شده است.
با وجود اینکه دکتر مهرعلی‌زاده، نماینده تام‌الاختیار استاندار در حوزه اشتغال، آمار ارائه شده دستگاه‌های اجرائی در خوزستان را از نظر تولید اشتغال شفاف نمی‌داند، اما در حوزه آموزش‌وپرورش آمار شفافی در این خصوص وجود دارد. آمار ارائه شده از سوی مدیرکل آموزش‌وپرورش خوزستان که در خبری با عنوان «جذب نیروی جدید در آموزش‌وپرورش خوزستان» در پایگاه خبری شوشان منتشر شده، نشان می‌دهد که طی چهار سال گذشته این دستگاه که متولی تعلیم و تربیت است و ایجاد شغل در حیطه وظایفش تعریف نشده است، به امر اشتغال نیز ورود کرده و با تدبیری دوراندیشانه، جذب ١١ هزار فارغ‌التحصیل دانشگاهی را از راه‌های مختلف نظیر استخدام به صورت رسمی، پیمانی و حق‌التدریس در دستور کار قرار داده است. همچنین هفت هزار مربی پیش‌دبستانی نیز از میان جوانان جویای شغل در طی این چهار سال وارد چرخه آموزش‌وپرورش شده‌اند.
پس از مصاحبه مدیرکل آموزش‌وپرورش خوزستان، در ابتدای سال تحصیلی جاری؛ توجه تمامی مسئولان کشوری و استانی بیش از گذشته به بحران اشتغال در خوزستان جلب شد. محمد تقی زاده با اعلام کمبود شدید معلم در خوزستان طی مصاحبه‌ای در روز تاسوعا اعلام کرد: امروز تصمیم گرفته شد که بخشی از مشکل کمبود معلم در مناطق و نواحی آموزش‌وپرورش خوزستان با استفاده از نیروهایی که به صورت حق‌التدریس در بخش پیش‌دبستانی مشغول به کار بودند، حل شود. مدیرکل آموزش‌وپرورش خوزستان این را هم گفت که برای جبران نیروهایی که به صورت مربی پیش‌دبستانی مشغول به کار بودند، نیروهای جویای کار می‌توانند برای جذب در دوره پیش‌دبستانی به ادارات آموزش‌وپرورش در سراسر استان مراجعه کنند. پس از اظهارات مدیرکل آموزش‌وپرورش خوزستان بود که سیل جوانان خوزستانی به ادارات آموزش‌وپرورش سرازیر شد و سر از زخم عمیق و دردناک معضلی گشوده شد که گریبان جوانان این مرز و بوم را تنگ می‌فشارد و نفس آنها را به شماره انداخته است؛ معضلی که بیش از گذشته در مقابل دیدگان مسئولان استانی و ملی قرار گرفت و عمق و زوایای آن نهان شد.
راهروهای ادارات ۴٠گانه آموزش‌وپرورش خوزستان در طی هفته‌های گذشته شاهد درد و اشک مادرانی بود که با کاغذی در دست و کوله‌بار سنگینی از نگرانی بر شانه، غم نامعلوم‌بودن سرنوشت فرزندانشان را بر دوش می‌کشیدند. مدیرکل آموزش‌وپرورش خوزستان که طی هفته‌های نفس‌گیر شروع سال تحصیلی، لحظه‌ای آرام نداشت و تمام لحظاتش در پاسخ‌گویی سپری شد، در جایی گفته است که دلم می‌خواست امکانی فراهم بود که می‌توانستم تمامی فارغ‌التحصیلان بی‌کار را جذب کنم و چه خوب است سایر مدیران دستگاه‌های اجرائی در خوزستان نیز با درست دیدن بحرانی به نام «بی‌کاری» از ابتکاری و چاره‌ای این‌چنینی بهره ببرند و با الگوبرداری از ابتکاری که آموزش‌وپرورش خوزستان در«پیش‌دبستانی» انجام داد، راهی برای برون‌رفت از بی‌کاری در استان بگشایند.

روزنامه شرق
یادداشت ها، مقالات و پیام های خود را جهت انتشار در پایگاه خبری معلم ایرانی، به آدرس iranimoallem@gmail.com ارسال بفرمایید.
Share

دیدگاه شما