کد خبر : 21478
تاریخ انتشار : دوشنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۶ - ۳:۲۶
622 بازدید بازدید

شش ساعت تدریس بر گُرده مدیر و معاون؛ ظلم به ذی نفعان، خود شیرینی صاحب منصبان!

شش ساعت تدریس بر گُرده مدیر و معاون؛ ظلم به ذی نفعان، خود شیرینی صاحب منصبان!

در چند سال گذشته علاوه بر مشکلات متعدد مالی و خدماتی تا کمبود سرانه و فضای آموزشی در مدارس، قانون نانوشته (که اگر هم باشد ظالمانه است) تدریس موظف مدیر و معاون هم به این مشکلات و مصائب (که البته از نگاه برخی از مسئولین بالادستی نعمت و برکت است!!) اضافه شده است..

هر سال و هر ماه و شاید هر روز ضربه ای دیگر بر پیکر نحیف آموزش و پرورش (آن هم از طرف متولیانش) فرود می آید..!
از واپس روی در سیستم اداری تا استفاده از مدیران سفارشی و از اجرای ناقص برخی قوانین تا صدور دستورات ملوکانه، از طرف متولیان و از نگاه تحقیر آمیز بیرونی تا دیدگاه منفی قانون گذاران و مجریان (که البته در زمان انتخابات، معلمان عزیزترین و بهترین مخلوقات خداوند میشوند!!) دیگر نای و نفسی را برای معلمان و مدیران و معاونان مدارس نگذاشته است..!
در چند سال گذشته علاوه بر مشکلات متعدد مالی و خدماتی تا کمبود سرانه و فضای آموزشی در مدارس، قانون نانوشته (که اگر هم باشد ظالمانه است) تدریس موظف مدیر و معاون هم به این مشکلات و مصائب (که البته از نگاه برخی از مسئولین بالادستی نعمت و برکت است!!) اضافه شده است..
قاطبه مدیران (به جز محدودی از مدیران مدارس خاص و برخوردار) تقریبا همه کار (خرید،نظافت،نظارت،حمایت،پاسخگویی،پرداخت با جیب خالی و…) انجام میدهند، حالا چه اشکالی دارد ” درس هم بدهند” !!؟
فقط تنها اشکالی که دارد اینست که با فرض مدیر و ۳ نفر معاون (بطور میانگین) و ۶ ساعت تدریس که میشود در مجموع ۲۴ ساعت و این یعنی به قرار هر روز کاری ۶ یا ۸ ساعت، مدرسه ۳ تا ۴ روز مدیر و معاون ندارد…!
و مهمتر از همه اگر در زمان تدریس (مخصوصا مدیر) اگر مشکلی پیش بیاید و ارباب رجوعی مراجعه نماید، پاسخگو کیست..!!؟؟
آخرین صحبت در این مورد را معاون وزیر در تاریخ ۲۱ تیر ماه ۹۶ انجام داد که تا حدودی خیال مدیر و معاونان را آسوده کرد:
” علی زرافشان درباره لغو مصوبه ۶ ساعت تدریس اجباری مدیران مدارس متوسطه اظهار کرد: این موضوع در شورای معاونین وزارتخانه در روز شنبه هفته جاری تصویب و بر این اساس آن وزیر آموزش و پرورش دستور داد تا در برنامه توسعه سنواتی سال ۹۶ ، تدریس مدیران و معاونان کلیه مدارس لغو و از سال تحصیلی آینده داوطلبانه باشد.
وی افزود: بنابراین این قانون که قبلا به صورت اجباری اجرا می‌شد، برای همه دوره‌ها و شاخه‌ها و رشته‌های تحصیلی لغو می شود و اگر مدیری علاقه مند بود می‌تواند تدریس کند.”
و حالا بعد از گذشت ۷۰ روز از سال تحصیلی؛ و در کمال تعجب و بدون هیچ ابلاغ بخشنامه ای از قبل، و در حالی که همکاران ارجمند (دبیران)مشغول تدریس هستند و مدیران خوشبخت! نیز مشغول اجرای طرح جهانی و آرمانی ” تعالی مدیریت مدرسه” هستند!! ناگهان ساعات تدریسی دیگر همکاران لغو و به اسم مدیران خوشبخت و معاونان بیکار! صادر میگردد…!
و آنچه باعث تاسف است اینکه در برخی از استانها (مخصوصا مناطق محروم) برخی از مدیران استانی جهت کاستن از ساعات حق التدریس و شاید نوعی خودشیرینی، داوطلب اجرای این طرح کاملا “غلط” و شکست خورده میشوند و بی تدبیری دیگری را در دوران مثلا ” تدبیر و امید” پایه گذار میشوند…!
و در پایان جمله تاریخی مدیرکل آموزش و پرورش خوزستان در توجیه اجرای این طرح:
“محمد تقی‌زاده در گفت‌وگو با خبرنگار ایسنا، با بیان اینکه بخشنامه تدریس چهار تا شش ساعته مدیران و معاونان مدارس یک بخشنامه کشوری است، اظهار کرد: تدریس مدیران و معاونان در مدارس مساله عجیبی نیست؛ همانطور که یک رییس دانشگاه کلاس برگزار می‌کند و مدیر بیمارستان نیز در بیمارستان بیماران را درمان می‌کند…..!!؟
بله، همانطور که مدیران مدارس هم سطح روسای بیمارستانها و دانشگاهها حقوق و مزایا میگیرند و از امکانات قانونی و فراقانونی و رفاه کامل برخوردارند…!!
به آرزو نرسیدیم و دیر دانستیم
که راه ، دورتر از عمر آرزومند است
#هوشنگ_ابتهاج

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 1 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۱
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

منتظر دوشنبه , ۱۳ آذر ۱۳۹۶ - ۸:۴۰

با سلام
آیا کسی پیدا می شود که بپرسد این عزیزان ( مدیران و معاونان) چه چیزی را تدریس می کنند؟ ایشان نام همه ی دروس را «تخصصی» اعلام می کنند و دو ساعت هنر را انتخاب می کنند زیرا به نظرشان درس هنر درسی عمومی است و فقط نیاز به مدیریت کردن کلاس دارد و نه تدریس. و خودشان نیز به هنگام ساعت هنر یا غائب اند، یا بچه ها را به نماز جماعت می برند، یا قرآن تدریس می کنند و یا می گویند که نقاشی بکشید و خود پی کار دیگری می روند.
گویی تنها چیزی که مهم نیست آموزش هنر است. کدام فعالیتی که ایشان انجام می دهند، به هنر ارتباط دارد؟ مگردرس هنر ،درس خلاقیت و هنرورزی و زیبایی شناسی و پرداختن به بیان افکار با ابزار های هنری نیست؟ مگر نتایج تحقیقات سالهای اخیر در اروپا، در مورد تأثیر آموزش و کارهنری بر کارکرد مغز را نخوانده ایم؟مگر اظهار نظرهای دکتر کنت وسن در مورد تأثیر هنر بر آموزش و سفارش دکتر ژوزف پیرو در مورد اهمیت کلاس های هنر را نشنیده ایم؟
فرم سیاسی ، اقتصادی و مذهبی کشور ما ، و موجودی بودجه ی مدارس ما امکان تدریس نیمی از هشت هنر و فعالیت های هنری را از ما گرفته است. آن نیمه ی دیگر را هم نمی شود با امکانات مدرسه و دانش آموز به طور کامل در ۹ سال ابتدایی و دوره ی اول دبیرستان تدریس کرد . پس چرا این زمان و امکانات کم را به دست مدیر و معاونانی می دهید که دائم مشغول امور مدرسه هستند و فرصت انجام کار هنری را ندارند؟ غمبار است که بگویم بسیاری از همکاران در تدریس آنچه در ذهن دارند و یا آنچه باید تدریس کنند عاجزند. بسیاری از همکاران نصف ساعت های هنری را به تدریس ریاضی می پردازند. و مدیران و معاونان مدارس همین ساعت های کم هنر را به هدر می دهند.
ایراد دیگری که در باره ی تدریس هنر می توان بیان کرد، دیدگاه عموم جامعه درباره ی هنر است. تقسیم بندی هایی که برای انواع هنر بیان می شود بسیار متفاوت و گاها از روی تعصب است. هنر زبانی بین المللی است . و مردم در توصیف و تشریح یک اثر هنری نیازی به سواد و زبان شناسی ندارند. با این حساب خوشنویسی هنر بین المللی نیست ، هنری بومی است که در خارج از کشور به درد نمی خورد؛ مهارت است . قالی بافی هنر بین المللی نیست؛ مهارت است.گچبری هنر نیست؛صنعت است.کاشیکاری هنر نیست ؛صنعت است.معماری تا جایی که کارش طراحی برای ساخت سازه باشد هنرنیست؛ صنعت و محاسبه است. آشپزی مدرن، هنر نیست. سفالگری هنر نیست.و … و لزومی ندارد که در کلاس آموزش داده شوند.
با فرض اینکه همه از لزوم آموزش هنر باخبرند می توان گفت که، تدریس درس هنر توسط مدیران و معاونان هیچ هدف خاصی را در بر ندارد . طرحی است که فرایند تدریس و مدیریت مدرسه را مختل می کند. این تغییر، (تدریس مدیران و معاونان) تغییری است که صرفا برای تغییر اجرا می شود یعنی اینکه مسئول بگوید که من هم طرحی دادم و اجرا کردم.
اما اگر مقرر باشد که حتما مدیران و معاونان محترم به شش ساعت تدریس هفتگی ملزم باشند، چرا درس کار و فناوری و قرآن را تدریس نکنند که فقط آموزش مهارت ها را شامل می شود؟ چرا علوم و آزمایش هایش را تدریس نکنند که با کمبودهای مدرسه آشنا شوند؟ چرا ریاضی را تدریس نکنند که در یافتن راهکاری برای جبران افت تحصیلی در درس ریاضی، یاریگر معلمان باشند؟ چرا مشقهای ترمی معلم را (توضیحات توصیفی ترم را) ننویسند که جز آب در هاون کوبیدن نیست؟
اگر مدیران و معاونان مهارت آموزشی ندارند، ورود به کلاسشان برای تدریس جای سؤال دارد و اگر مهارت تدریس دارند ، نباید دروس ورزش و هنر را انتخاب کنند ؛درس ورزش نیازمند داشتن علم فیزیولوژی بدن ، علم به اقدامات اولیه ی پزشکی ورزشی و مقررات بازی های های محلی و رسمی دارد و کاری تخصصی است. تدریس هنر ، علاوه بر داشتن علم ، دانستن روش تدریس، خلق روش تدریس، نیاز به ابزار، امکانات ، آزادی، قدرت توصیف دانش آموز، قدرت تجزیه و تحلیل برای دانش آموز و معلم ونیز محلی برای حفظ و نگهداری آثار هنری خلق شده یا فیلم آثار هنری اجرا شده دارد.
با تشکر از وقتی که صرف کردید.

آخرین خبرها

یادداشت

کاکتوسکده هنرستان کشاورزی جنت رشت تابناك وب تابناك وب تابناك وب تابناك وب تابناك وب