یادداشت



کدخبر : 16583


شتاب زدگی و لعاب کاری در آموزش و پرورش : انواع سندها و جایگاه مغفول مانده انسان !



سند ۲۰۳۰ که دیگران چه موافق و چه مخالف از آن حرف می زنند فقط درحکم برگ بازی و گروکشی از هم دیگر شده است و آنچه مغفول مانده است آموزش و پرورش است و از طرفی سند تحول بنیادین هم که رویکرد آرمان گرایانه محض دارد و با نیازها و واقعیات جامعه هدف بیگانه و ناکارآمد است/ برنامه ها ی آموزش و پرورش باید بر مبنای حفظ و کرامت منابع انسانی و توجه به علوم انسانی نقادانه و دگر اندیشانه باشد/ برنامه ها و سیاست ها در آموزش و پرورش چه در سطح کلان و خرد آن ، قائم به شخص بوده و راهبردها و رویکرد برنامه های آموزشی و تربیتی تبدیل به یک عادت و رویه ی تکراری و دور باطل شده است و البته با عناوین پرطمطراق و بی محتوای و بی خاصیت/ تباهی و اضمحلال جامعه نتیجه شکاف و مرزبندی میان انسان هاست/ آنچه به قالب و محتوی ( ظرف و مظروف ) یک سند خوب ارزش می بخشد انسان است ، انسانی که خوب ببیند و آگاه باشد



یکشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۶ - ۱۵:۴۶ --
تعداد بازدید: 121 بازدید

مشکل نظام آموزشی و نسل های چند دهه اخیر ما داشتن و نداشتن سند نبوده و نیست ، سند ۲۰۳۰ که دیگران چه موافق و چه مخالف از آن حرف می زنند فقط درحکم برگ بازی و گروکشی از هم دیگر شده است و آنچه مغفول مانده است آموزش و پرورش است و از طرفی سند تحول بنیادین هم که رویکرد آرمان گرایانه محض دارد و با نیازها و واقعیات جامعه هدف بیگانه و ناکارآمد است .

جامعه ی رنگ باخته ی ما ، و البته رنگ آلوده ی ما و بالاخص آموزش و پرورش ، ویترینی از شعارها و دورغ هایی است که به اسم طرح های آموزشی و تربیتی مانند مدرسه مدیریت تعالی ، بالندگی ، مدیریت عملکرد ، عفاف و حجاب ، طرح احیاء و تعمیم … ، طرح تعمیق آموزه های تربیتی ، ساحت های شش گانه تربیتی ، طرح ترنم ، خرداد طلایی ، طرح درس کلاس های اتریشی و همه و همه نشان از شتاب زدگی و لعاب کاری در آموزش و پرورش دارد . برنامه ها و سیاست ها در آموزش و پرورش چه در سطح کلان و خرد آن ، قائم به شخص بوده و راهبردها و رویکرد برنامه های آموزشی و تربیتی تبدیل به یک عادت و رویه ی تکراری و دور باطل شده است و البته با عناوین پرطمطراق و بی محتوای و بی خاصیت .

برنامه ها ی آموزش و پرورش باید بر مبنای حفظ و کرامت منابع انسانی و توجه به علوم انسانی نقادانه و دگر اندیشانه باشد .

نگاه انسان های بزرگ به آموزش و پرورش کاسب مآبانه و بر اساس پست و مقام نیست و امروزه این خلاء بزرگ ما در آموزش و پرورش است یعنی فقدان انسان های بزرگ . آنچه به زندگی معنا و هدف می بخشد هنر عشق ورزیدن به انسان و خدمت به هدایت انسان هاست ، کاری که انبیاء و بزرگان عقل و ادب به آن اعتقاد قلبی داشتند . . . تا مرز جان بخشیدن ، انسان هایی که درد مردم را بر درد نان و نام خود مقدم می دانستند . . .

یکی از دلایلی که آموزش و پرورش را به ورطه سقوط کشانده است مرز بندی ها و خطوطی که ما بین خود و دیگران رسم کرده ایم . نکته و هدف اصلی از این مقاله نقد و پرسشی بر این ادعاست که آیا سند آرمانی و جامعه آرمانی مطلق وجود دارد یاخیر ؟ و آیا نداشتن و نبودن سند ، جامعه را تباه و گمراه می سازد .

تباهی و اضمحلال جامعه نتیجه شکاف و مرزبندی میان انسان هاست و هیچ سندی نمی تواند به خودی خود ملاک پاداش و جزاء و خیر و شر باشد چرا که انسان همزاد کار نیک و بد است و تنها آگاهی بخشیدن و آگاهی دادن است که انسان را از دام گناه و خرافات نجات می بخشد .

ترس از گناه خوب است اما خوب تر از آن رهایی از جهل و نادانی است که آن هم از آگاهی و آگاه بودن حاصل می شود . آنچه به قالب و محتوی ( ظرف و مظروف ) یک سند خوب ارزش می بخشد انسان است ، انسانی که خوب ببیند و آگاه باشد .

استفاده ی ابزاری از سندی که خوب و بد آن بر مردم پوشیده باشد و یا بخواهیم پوشیده بماند نادرست و نادیده گرفتن حقوق و خرد انسان هاست . حال شما قضاوت کنید که کدام سند می تواند راهگشا و رافع مشکلات باشد و سند خوب چه سندی است .

 

منبع: صدای معلم

یادداشت ها، مقالات و پیام های خود را جهت انتشار در پایگاه خبری معلم ایرانی، به آدرس iranimoallem@gmail.com ارسال بفرمایید.
Share

دیدگاه شما