یادداشت



کدخبر : 18980


سخنان رئیس‌جمهوری و توان اجرایی آموزش‌وپرورش



حال آموزش و پرورش خوب نیست و نیازمند نگاه ویژه همه از بالاترین دست‌اندرکاران تا افراد عادی جامعه است. جناب رئیس‌جمهوری بی‌گمان «بی‌مایه فطیر است»



پنج شنبه ۶ مهر ۱۳۹۶ - ۴:۰۶ --
تعداد بازدید: 438 بازدید

«وقتی امروز کتاب‌های درسی را باز می‌کنیم غیر از عوض شدن جلد، فونت، عکس و تغییر بعضی عبارت‌ها نسبت به زمانی که ما درس می‌خواندیم تغییر چندانی نکرده است. درحالی‌که ما باید دانش‌آموزان را حداقل برای ۱۲‌سال آینده تربیت کنیم، کتاب‌های درسی ما دانش‌آموز را برای دیروز تربیت می‌کند، نه برای فردا و حتی امروز….. در پایان کار معلوم می‌شود که معلم، وزیر و دولت چقدر کار کرده‌اند و آیا ما یک نوجوان یا جوان مسئول، ماهر، علاقه‌مند به کار و خلاق تحویل جامعه داده‌ایم یا تنها باعث شده‌ایم دانش‌آموزان حفظیاتی را که از یاد می‌رود، حفظ کنند…. قبل از معرفی ایشان (وزیر آموزش‌وپرورش) به مجلس تاکید کردم که دانش‌آموزان در پایان ۱۲‌سال باید یک کار بلد باشند، تا اگر نخواستند به دانشگاه بروند و خواستند وارد محیط کار و جامعه شوند، یک مهارت را به خوبی آموخته باشند….»
این سخنان روحانی، رئیس‌جمهوری در آیین بازگشایی مدرسه‌ها در آغاز‌ سال آموزشی در همین مهرماه است. چنین سخنان نقدگونه‌ای از ساختار آموزشی کشور از آغاز دولت یازدهم به آرامی بسامد بیشتری یافته است و دست‌کم هر‌سال در نخستین روزهای ‌سال آموزشی رئیس‌جمهوری با چنین سخنانی گرایش آموزشی مورد نظر خویش را به گوش دانش‌آموزان، فرهنگیان، دست‌اندرکاران و جامعه رسانده و نشان داده که خواهان چه نوع آموزش و پرورشی است؛ آموزش و پرورشی پیشرو، نزدیک به بهسازی‌های آموزشی نوین در جهان و نقد شیوه‌های کهنه یادگیری و… بی‌گمان شنیدن چنین سخنانی از سوی رئیس‌جمهوری برای آنان که سال‌هاست دلنگرانی‌هایی چنین داشته و سال‌ها به فرادستان آموزشی و سیاسی هشدار فرورفتن بیشتر در گردابه ناکارآمدی و عقب‌ماندگی و درجا زدن ساختار آموزشی را داده‌اند، مایه خرسندی و امیدواری است. اما پرسش این است که آیا تنها با به زبان آوردن چنین سخنانی شاخ غول ناکارآمدی و عقب‌ماندگی ساختار آموزشی ضربه فنی می‌شود؟ آیا با یک بار یا چند بار سخن گفتن از ریشه دشواری‌های زمین‌گیر‌کننده آموزش می‌توان شاهد باز شدن گره‌های ساختاری سامانه آموزشی بود؟
آیا… شوربختانه تجربه چهارساله دوره نخست ریاست‌جمهوری ایشان چیزی جز پاسخ منفی برای پرسش‌های بالا را در پی ندارد! برای نمونه پیشنهادهای ارزنده ایشان در نخستین‌ سال دولت یازدهم، یعنی گنجاندن زنگ گفت‌وگو، زنگ کتابخوانی و بازگرداندن زنگ انشا به برنامه درسی مدرسه‌ها، به بایگانی تاریخی آموزش‌وپرورش پیوست و هنوز که هنوز است خبری از این زنگ‌ها در مدرسه‌ها و برنامه درسی کلاس‌ها نیست! این تجربه نشان می‌دهد که باید به سختی نگران سخنان ارزنده رئیس‌جمهوری بود تا قربانی گرفتاری‌های ریز و درشت آموزش و پرورش نشود. همچنین که روحانی رئیس‌جمهوری نیز اشاره کرده‌اند درون‌مایه‌های کتاب‌های درسی چندان پیوندی با زندگی روزمره دانش‌آموزان ندارد و فضای بشدت گسترده و در دسترس رسانه‌ای- مجازی چندان نه‌تنها حرف برانگیزاننده‌ای ندارد که هیچ آموزه و پیامی برای امروز و فردای دانش‌آموزان کنونی و شهروندان آینده دربرندارد! اما چه می‌شود کرد. اگر بخواهیم راست و پوست‌کنده با رئیس‌جمهوری کشور سخن بگوییم باید گفت جناب روحانی «بی‌مایه فطیر است» آموزش‌وپرورش که برای نیازهای نخستینش باید دست جلوی خانواده‌ها دراز کند -بخوانید در جیب آنان کند- و مدیر برای تهیه نیازهای ورزشی مدرسه و آسفالت کردن حیاط و ایزوگام پشت‌بام مدرسه باید سر در جبین و خواهش‌کنان در شهرداری‌های مناطق از این اتاق به آن اتاق رود و…. آیا می‌تواند دانش‌آموزان ماهر را برای آینده شغلی خویش و خدمت به کشور آماده کند!؟ جناب رئیس جمهوری، امروز مدرسه‌ها در کارکردهای سنتی خویش نیز ناکارآمد هستند، شما سفارش به پرورش نسلی می‌کنید که علاقه‌مند به تحول جامعه باشد؟ جناب رئیس‌جمهوری فرهنگیان از شما انتظار دارند افزون بر گفتن چنین رهنمودهای پیشرویی، پیگیر اجرای آنان از نظر نرم‌افزاری و سخت‌افزاری نیز باشید. حال آموزش و پرورش خوب نیست و نیازمند نگاه ویژه همه از بالاترین دست‌اندرکاران تا افراد عادی جامعه است. جناب رئیس‌جمهوری بی‌گمان «بی‌مایه فطیر است».

 

روزنامه شهروند

یادداشت ها، مقالات و پیام های خود را جهت انتشار در پایگاه خبری معلم ایرانی، به آدرس iranimoallem@gmail.com ارسال بفرمایید.
Share

دیدگاه شما