یادداشت



کدخبر : 9386


روش یادگیری مشارکتی و دست‌اندازهای آن



بسیار پیش می‌آید که خانواده‌ها بر مدرسه فشار می‌آورند که چرا فلان آموزگار تنها به کتاب درسی بسنده می‌کند؟ یا چرا کتاب کمک درسی معرفی نمی‌کند؟ یا چرا جزوه نمی‌دهد؟ و چرا …



دوشنبه ۲۹ آذر ۱۳۹۵ - ۱۳:۰۴ --
تعداد بازدید: 173 بازدید

امروزه یافته‌های نوین آموزشی سفارش می‌کنند که در فرآیند یادگیری- یاددهی، دانش‌آموز نقش بنیادین دارد و بدون مشارکت کنشگرانه او آموزش کم‌اثر و حتی بی‌اثر است. در دوران کنونی و در ساختارهای آموزشی پیشرو تاکید بر آن است که دانش‌آموز خود افسار یادگیری را در دست گیرد و آموزشگر زمینه آموزش را چنان فراهم کند که یادگیرنده خود در پی مفهوم‌سازی و یافتن گوهر یادگیری از پیچ‌و‌خم‌های درسی باشد. از این‌رو آموزگار راهنمای یادگیری به شمار می‌آید و به گفته آرانی، پژوهشگر و پداگوژیست ایرانی مقیم ژاپن، آموزگار «صحنه‌پرداز یادگیری» است. آموزگار فضای کلاس و زمینه‌های لازم را آماده می‌کند و دانش‌آموز جست‌وجو می‌کند و می‌یابد و انگیزه می‌گیرد و باز هم می‌جوید و راه‌ها را می‌پیماید و روش‌ها را دنبال می‌کند و درها را می‌گشاید و به دنبال درهای بسته دیگر می‌رود و باز می‌کوشد و می‌پوید و می‌سازد و البته ساخته می‌شود.
اما آموزش و پرورش ما در کجای این آموزش‌ها و روش‌های نوین ایستاده است؟ بی‌گمان ایران با بهره‌گیری از تجربه دیگر کشورها گام‌هایی در این راه برداشته است؛ به ویژه در دوره‌های پایه دگرگونی‌ها در درونمایه‌های درسی تا اندازه‌ای امیدوار‌کننده هستند. برای نمونه کتاب‌های درسی دوره‌های آموزشی دبستان و متوسطه نخست- دست‌کم در برخی درس‌ها- به خوبی در راستای روش‌های نوین آموزشی و یادگیری‌های مشارکتی نوشته و طراحی شده‌اند. اما شوربختانه هم‌پای این دگرگونی‌ها دیگر ستون‌های یادگیری پیش نرفته‌اند.
نخستین دشواری پیش‌روی روش‌های آموزشی نوین، فرهنگ آموزشی نمره‌گرا و رقابت‌محور است. این فرهنگ اوج کامیابی یک دانش‌آموز را بالاترین معدل در کارنامه می‌داند و پشت سر گذاشتن دیگر دانش‌آموزان. در این فرهنگ، خانواده‌ها، بسیاری از آموزگاران و حتی فرادستان آموزشی، نوآموزان را تشویق می‌کنند که در رقابتی نفس‌گیر رقیبان درسی خویش را کنار بزنند. در حالی که در روش‌های نوین آموزشی، یادگیری با همکاری و همیاری و مشارکت با هم‌شاگردیان برای رسیدن به هدف‌های مشترک شکل می‌گیرد و نهادینه می‌شود.
دشواری دیگر بر سر راه آموزش‌های نوین در کشور، چیرگی نگاهی است که یادگیری را فراگرفتن حجم فراوانی از دانسته‌های درسی می‌داند و محوریت یادگیری در سطح دانش؛ یعنی حفظ کردن. بسیار پیش می‌آید که خانواده‌ها بر مدرسه فشار می‌آورند که چرا فلان آموزگار تنها به کتاب درسی بسنده می‌کند؟ یا چرا کتاب کمک درسی معرفی نمی‌کند؟ یا چرا جزوه نمی‌دهد؟ و چرا … . دست‌اندرکاران آموزشی و به ویژه فرادستانش وظیفه دارند ذهن خانواده‌ها و دانش‌آموز را از این گرفتاری پاک و برای آنان روشن کنند که یادگیری به معنی زیاد آموختن نیست؛ بلکه درست آموختن است و توضیح دهند فرآیند دستیابی به یادگیری، بخشی از هدف یادگیری است. اما شوربختانه برخی از دست‌اندرکاران آموزشی در این زمینه خود بخشی از گرفتاری به شمار می‌آیند و وظیفه خویش را فراموش کرده‌اند.
نکته پایانی اینکه یادگیری مشارکتی نیازمند سخت‌افزارها و نرم‌افزارهای درخور این گونه آموزش است. بی‌گمان کلاس‌های کوچک با شمار دانش‌آموزان زیاد فضای مناسبی برای چنین آموزش‌هایی نیست.

 

منبع: روزنامه فرهیختگان

یادداشت ها، مقالات و پیام های خود را جهت انتشار در پایگاه خبری معلم ایرانی، به آدرس iranimoallem@gmail.com ارسال بفرمایید.
Share

دیدگاه شما