یادداشت



کدخبر : 10510


راه دراز تا پاسخگو شدن آموزش و پرورش



آموزش و پرورش ما،به دلیل متمرکز بودن از آن نرمش پذیری بایسته برخوردار نیست و نمی تواند پاسخگو به شمار آید و تاکنون هم در برابر بسیاری از انتقادها و خواسته های دانش آموزان و آموزگاران و خانواده ها،پاسخ رضایت بخش نداده است.



پنج شنبه ۲۳ دی ۱۳۹۵ - ۹:۳۲ --
تعداد بازدید: 183 بازدید

اگر کسی ادعا کند که آموزش و پرورش نهادی پاسخگوست،به نظر می رسد که پیش از هر چیز باید به تعریف واژه “پاسخگویی” بپردازد و روشن سازد که به طور دقیق منظورش از آن چیست؟ اگر “پاسخگویی” بدین معنا باشد که بر تارنمای رسمی وزارت خانه،جایی برای دریافت پیشنهادها و رسیدگی به شکایت های مردمی در نظر گرفته شده و یا در هر منطقه آموزشی، صندوقی به همین منظور گذاشته شده است تا اگر کسی شکایتی کرد به آن پاسخی داده شود،به گمانم به تحریف معنای “پاسخگویی” دست زده ایم و یا دست کمش این است که بگوییم به تقلیل معنایی این واژه پرداخته ایم. البته تجربه های شخصی و دیده ها و شنیده های نگارنده می تواند تایید کند که آموزش و پرورش در این معنا،یک نهاد “پاسخگو”ست. برای نمونه این که اگر دانش آموزی از دست آموزگاری شکایت کند و از آموزش و پرورش بخواهد که در موضوع دخالت نماید می توان تایید کرد که به نوعی به دانش آموز و یا خانواده او  پاسخی داده می شود. اما اگر دانش آموزی برود از این موضوع شکایت کند که چرا در کلاس چهل نفره دارد درس می خواند بعید می دانم که پاسخی رضایت بخش دریافت کند.
پس پاسخگویی یک نهاد،و در اینجا آموزش و پرورش، سطوح و معناهای متفاوت دارد. می توان پذیرفت که در بیشتر زمان هایی که شکایت های مردمی و دانش آموزی از آموزگاران است آموزش و پرورش کمابیش با جدیت به بررسی آن می پردازد- اگرچه همین سخن هم،نمونه هایی نقض کننده دارد که شماری از آنها،در سطحی گسترده،رسانه ای هم شده اند. اما اگر شکایت از تصمیم های نادرست  و شرایط بد آموزشی خود آموزش و پرورش باشد خبر چندانی از “پاسخگویی” جدی و درست و حسابی نیست. این که سال هاست آموزگاران بسیاری به روش های گوناگون به دشواری های مادی و معیشتی خود انتقاد و اعتراض دارند و آن را با صدای بلند به گوش فرادستان آموزش و پرورش رسانده اند و کمتر پاسخی رضایت بخش دریافت کرده اند می تواند مثال نقض خوبی برای ادعای پاسخگو بودن این وزارت خانه باشد. در برابر این جور شکایت ها،بیشتر فرادستان آموزش و پرورش به محدودیت های مالی این وزارت خانه استناد می دهند و این که کاری از دست آنان برنمی آید. خب،خود این می تواند نوعی پاسخگو بودن دانسته شود اما در این صورت،پاسخگو نبودن چه معنایی خواهد داشت؟!
فرض کنید پدر یا مادر دانش آموزی برود از یک مدیر مدرسه دولتی شکایت کند که مدیر، با عنوان های گوناگون از خانواده ها پول می گیرد- برای نمونه این که بدون خواست و اطلاع پدر- مادر دانش آموزان، کلاس های اضافه در برنامه هفتگی درنظر می گیرد و پول این کلاس ها را از خانواده ها دریافت می کند،و آن پدر و مادر بروند بگویند که برابر اصل سی قانون اساسی آموزش و پرورش باید رایگان باشد- در این صورت به نظر شما آموزش و پرورش پاسخ و واکنشی رضایت بخش از خود نشان خواهد داد؟ بی گمان نه. چرا که آموزش و پرورش خودش از وضعیت مالی مدرسه ها آگاهی دارد و می داند که اگر مدیر این کار را نکند پس چگونه می تواند مدرسه را مدیریت کند و هزینه های گوناگون آن را بپردازد.

پاسخگو بودن یا نبودن آموزش و پرورش،جنبه های دیگری هم دارد. در کشورهای پیشرفته جهان آموزش،تصمیم ها و سیاست های آموزشی،هم بر بنیاد دیدگاه های آموزگاران و کارشناسان آموزش گرفته و ساخته می شوند و هم بر بنیاد دیدگاه ها و گرایش های فرهنگی و اجتماعی خانواده ها. اما در ایران،اینچنین نیست و آموزگاران و خانواده ها در تصمیم ها و سیاست های مهم و کلان آموزشی،تقریبا هیچ نقشی ندارند. فرض کنید که پدر- مادران یک مدرسه بروند درخواست کنند که دوست دارند که در مدرسه برای بچه های آنها کلاس شطرنج و یا موسیقی بگذارند آیا به نظر شما آموزش و پرورش،می تواند پاسخی رضایت بخش به آنان بدهد؟ بنابراین آموزش و پرورش ما،به دلیل متمرکز بودن از آن نرمش پذیری بایسته برخوردار نیست و نمی تواند پاسخگو به شمار آید و تاکنون هم در برابر بسیاری از انتقادها و خواسته های دانش آموزان و آموزگاران و خانواده ها،پاسخ رضایت بخش نداده است. اما در این سطح که به برخی از شکایت های مردمی پاسخ بگوید و واکنش نشان دهد عمل کرده و می کند. با پیشرفت فنآوری ارتباطات هم،این دست پاسخگویی می تواند گسترش یابد و از شیوه های گوناگون بهره بگیرد. پاسخگویی البته در هر سطحی که باشد می تواند بابی برای گفت و گو باشد حتی زمانی که به طور سطحی و ظاهری هم گسترش یابد باز هم می تواند اثرگذار باشد. و به همین خاطر است که در چند سال گذشته و با گسترش فضای مجازی،گفت و شنود میان آموزش و پرورش و بخش هایی از مخاطبان خود،بیشتر شده است. هم اکنون برخی از انتقادهایی که سال ها پیش،از زبان مردم و آموزگاران شنیده می شد از زبان خود فرادستان آموزش و پرورش شنیده می شوند. هم صدایی،می تواند درآمدی برای پاسخگویی راستین به شمار آید و خوشبختانه نشانه های آن در میان فرادستان آموزش و پرورش این سال ها،دیده می شود. اما فراتر از هم صدایی، حل مساله است که متآسفانه در بسیاری از موارد تا رسیدن به آن هنوز راهی دراز مانده است.

 

مهدی بهلولی،روزنامه ایران،۲۳ دی ۹۵

یادداشت ها، مقالات و پیام های خود را جهت انتشار در پایگاه خبری معلم ایرانی، به آدرس iranimoallem@gmail.com ارسال بفرمایید.
Share

دیدگاه شما