کد خبر : 25080
تاریخ انتشار : پنج شنبه ۳ اسفند ۱۳۹۶ - ۱۴:۰۱
593 بازدید بازدید

راستی معلم حق التدریس کیست؟

راستی معلم حق التدریس کیست؟

کسی که خودش خیال می کند معلمی مثل سایر معلم هاست اما از نظر نظام آموزشی ،خیلی هم معلم نیست. او فقط حق تدریس دارد و نه بیشتر. حق اظهار نظر و اعتراض که ندارد هیچ، بلکه حتی حق مشاهده فیش حقوقی معلمان رسمی را هم ندارد/ حضور چنین معلمی هنوز برای نظام آموزشی تعریف نشده است/ گاهی مایه ی رشک و حسادت معلمان رسمی هم می شود. از بس که کم نق می زند و با شور و عشق به خدمت کارش را شروع می کند/ روزنامه خوان و وبگرد خوبی می شود/ گاهی که در دفتر یا آبدار خانه مدرسه ،صحبت همیشگی مربوط به نان و معاش معلمان گل می اندازد،او دقیق تر می شنود.به امید اینکه درهمه ی این حرفها،حرف دلخوشکنی بشنود و نمی شنود

در خبرها آمده بود که معلمان حق التدریسی، در تهران و برای هزارمین بار در اعتراض به عدم دریافت حقوق  دست به تجمع اعتراضی زده اند.

راستی معلم حق التدریس کیست؟

کسی  که خودش خیال می کند معلمی مثل سایر معلم هاست اما از نظر نظام آموزشی ،خیلی هم معلم نیست. او فقط حق تدریس دارد و نه بیشتر. حق اظهار نظر و اعتراض که ندارد هیچ، بلکه حتی حق مشاهده فیش حقوقی معلمان رسمی را هم ندارد.

یک تعریف کلی برای واژه “حق التدریس” این است که حضور چنین معلمی هنوز برای نظام آموزشی تعریف نشده است.یکی که نباید باشد و هست.یکی که چون الان هست،اوضاع مدارس خیلی خوب است.یکی که اگر نباشد،بچه های مردم کلاس ها را روی سرشان می گذارند.یکی که خوب کار می کند اما متاسفانه خوب هم توقع دارد. یکی که هرچه او را سربدوانند،خسته نمی شود و ( بین خودمان بماند)،گاهی مایه ی رشک و حسادت معلمان رسمی هم می شود. از بس که کم نق می زند و با شور و عشق به خدمت کارش را شروع می کند.

بازمانده ی نسل معلمانی که این روزها به ندرت دیده می شوند. او هروقت درمدرسه کمبودی احساس می شود یا دبیری دیرسر کلاسش حاضر می شود،خلا موجود را پرمی کند. در وقت های راحتی هم معمولا آرام می نشیند. بیشتر می شنود و کمتر حرف می زند. به نشانه تسلیم و بیشتر به خاطر امیدی که به دوردست دارد.به تمام فرداهای بعد.برای همین، روزنامه خوان و وبگرد خوبی می شود.

گاهی که در دفتر یا آبدار خانه مدرسه ،صحبت همیشگی مربوط به نان و معاش معلمان گل می اندازد،او دقیق تر می شنود.به امید اینکه درهمه ی این حرفها،حرف دلخوشکنی بشنود و نمی شنود. در باب اینکه قرار است آنها را بگیرند.البته به کار. این بار هم مثل همیشه زنگ می خورد و همه سرکلاس ها می روند و هنوز او وانمود می کند از همه چیز راضی است.شاید برای اینکه هنوز امیدش را از دست نداده است و نباید از دست بدهد.

بدون هیچ چترحمایتی باید زیر باران هرچه مشکلات خواسته  و ناخواسته برود.حتی اگر بیمه نباشد.حتی اگر حقوقش هر چندماه یک بارپرداخت شود.حتی اگر حقوقش یک سوم معلمان رسمی باشد و اما کارش، هم اندازه و چه بسا بیشتر از آنها باشد.دیررسیدن او به چرخه ی استخدام،گناه هرکه باشد، گناه او نیست.خاصه اینکه در این قحط معلم میان روستاهای دور دست،به وجود او نیاز مبرم است.نیازی که حتی در بین کلاس های اول دبستان هم به شدت احساس می شود و چه بسا او که اصلا دوره های آموزش ابتدایی را هم ندیده است باید توفیق اجباری آموزگار اول دبستان شدن را کسب کند.

در این گیر و دار است که او ناخود آگاه درگیر عشقی غریب به آموزش و خدمت به بچه های معصوم روستا می شود.حس می کند عجیب بچه ها را دوست دارد،حتی اگر این موضوع را اربابان اداره هم باور نکنند.و لذا فکر اینکه هر لحظه ممکن است عذرش را بخواهند و او از این همه قلب های بی ریا دل بکند،او را آزارمی دهد.

در نتیجه این وضع،دست و دلش چنان که باید و شاید به کار نمی رود.

اصلا یک فرق او با سایر معلمان رسمی شاید این باشد که آنها ابتدا معلم می شوند و بعد عاشق کار و بچه ها و مدرسه، اما حلقه نشینان حق التدریس، اول عاشق و بعد بسته به شانس و اقبالی که دارند،ممکن است معلم بشوند و … نقطه، سرخط!

 

صدای معلم

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

آخرین خبرها

یادداشت

کاکتوسکده هنرستان کشاورزی جنت رشت تابناك وب تابناك وب تابناك وب تابناك وب تابناك وب