یادداشت



کدخبر : 21325


دگرگونی در آموزش ابتدایی را از کجا آغاز کنیم؟



«کودکان باید ۳ یا ۶ سال از آموزش ابتدایی خود را با یک آموزگار بگذرانند. اما اگر کودک شما، زیر دست یک «آموزگار بد» بیفتد چه؟ فنلاند، سخت در تلاش است که مطمئن شود هیچ «آموزگار بد»ی ندارد. آموزش ابتدایی، رقابتی‌ترین مقطع آموزش فنلاند است و سالانه تنها ۱۰ درصد از داوطلبان ورود به این […]



چهارشنبه ۸ آذر ۱۳۹۶ - ۱۳:۰۷ --
تعداد بازدید: 334 بازدید

«کودکان باید ۳ یا ۶ سال از آموزش ابتدایی خود را با یک آموزگار بگذرانند. اما اگر کودک شما، زیر دست یک «آموزگار بد» بیفتد چه؟ فنلاند، سخت در تلاش است که مطمئن شود هیچ «آموزگار بد»ی ندارد. آموزش ابتدایی، رقابتی‌ترین مقطع آموزش فنلاند است و سالانه تنها ۱۰ درصد از داوطلبان ورود به این مقطع را می‌پذیرد و درخواست هزاران دانشجو را رد می‌کند. شخص، نه تنها باید بهترین و زرنگ‌ترین دانشجو باشد تا یک آموزگار دبستان شود بلکه باید یکسری مصاحبه و بررسی‌های شخصیتی را هم بگذراند. پس بسنده نیست که باهوش‌ترین دانشجوی کلاس خود باشید تا بتوانید یک آموزگار دبستان شوید، باید توانایی و انگیزه ذاتی این کار را هم داشته باشید. فنلاند می‌داند که توانایی آموزش، چیزی نیست که از رهگذر تحصیل به دست آید و بیشتر یک هدیه یا عشق است.»
این روزها، در ادبیات بهسازی نوین آموزشی در سطح جهان، نمونه‌هایی از این متن، بسیار دیده می‌شود. نگاهی گذرا و جست و‌جویی کوتاه در فضای اینترنت، نشان می‌دهد که یکی از بحث‌های کمابیش داغ آموزش و پرورش، شیوه‌های گوناگونی است که در کشورهای پیشرفته جهان برای بهسازی در پیش گرفته‌اند. و در این فضا، آموزش ابتدایی از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است. هیچ گمانی نیست که مهم‌ترین مقطع آموزش، دبستان است. دبستان در آموزش، همان خشت نخستین است که اگر کج گذاشته شود ساختمان آموزش تا پایان کج بالا خواهد رفت.
در نوشتار بالا، که آن را از یکی از جستارهای راز و رمز کامیابی آموزش و پرورش فنلاند گرفته‌ام به یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های یک آموزش و پرورش کامیاب در کل و بویژه در سطح دبستان اشاره شده است و آن هم کیفیت بالای آموزگار است. اینکه آموزگار، هم باید توانمندی‌های ذهنی و آکادمیک کار پیچیده آموزش را داشته باشد و هم انگیزه‌های درونی و ویژگی‌های شخصیتی فراخور پرورش کودکان را. اما نکته دیگر به آموزش پیش دبستانی و دبستانی شاد و همراه با بازی برمی گردد که در گفتمان آموزش نوین و بویژه در کشورهای اسکاندیناوی ، هلند و دانمارک بر آن تأکید بسیار می‌رود. بازی، چه هدفمند و با برنامه‌ریزی باشد و چه یک بازی صرف کودکانه، در آموزش نوین دبستانی نقش بسیار برجسته‌ای دارد. زمان آموزش مستقیم و کلاسی، کم و زمان شادی و بازی و تفریح، زیاد. مشق، کم و مشارکت دانش‌آموزان در فرآیند آموزش، زیاد(میانگین مشق نوشتن دانش‌آموزان فنلاند در هر هفته کمتر از ۳ ساعت و در امریکا حدود ۶ ساعت است). شمار دانش‌آموزان کلاس، کم و اندازه کلاس، نسبتاً بزرگ(میانگین شمار دانش‌آموزان هر کلاس در فنلاند حدود ۲۰ نفر است). آغاز ساعت کاری مدرسه در فنلاند از ۹ به بعد است- پژوهش‌های بسیاری بر این تأکید دارند که میزان یادگیری کودکان و بویژه نوجوانان در ساعت‌های نخست بامداد پایین است. خوردن صبحانه و تغذیه مناسب دانش‌آموزی در طول روز، که در مدرسه و به طور رایگان در دو سه مرتبه انجام می‌گیرد نیز یکی از نکته‌هایی است که بسیار تکرار و تأکید می‌شود و البته به موردها و ویژگی‌های بسیار دیگری می‌توان اشاره کرد که در گفتمان و کردار آموزش نوین، به آنها پرداخته و توجه می‌شود.
حال اگر به آموزش و پرورش ما، بویژه در سطح دبستان نگاهی بیندازیم روشن می‌شود که تقریباً ما در قدیم آموزش مانده‌ایم و گویی از آنچه در جهان پیشرو این گستره می‌گذرد سراسر بی‌اطلاعیم! برخی بحث‌ها درباره شیوه‌های نوین آموزش در کشور ما هم در جریان است و خوشبختانه به کلاس‌های درس هم راه یافته‌اند اما این ادعا که آموزش ما هنوز هم سنتی است و در دهه‌ها پیش می‌زید ادعایی چندان بیراه نیست.
رئیس جمهوری حسن روحانی، هم در آغاز سال تحصیلی امسال گفتند که کتاب‌های درسی ما، مال امروز و فردا نیستند و به دیروز تعلق دارند. باری، در کلاف سردرگم کاستی‌های آموزش و پرورش ما، نقطه آغاز پیدا نیست. به نظر می‌رسد که برای تحول و دگرگونی چشمگیر در آموزش و بویژه آموزش ابتدایی، باید مجموعه‌ای از کارها را با همدیگر آغاز کنیم: اینکه بر کیفیت دانشگاه فرهنگیان بیفزاییم؛ از شمار دانش‌آموزان کلاس بکاهیم؛ و به دانش‌آموزان‌مان شیر و تغذیه رایگان بدهیم.

 

آموزگار و کنشگر صنفی

روزنامه ایران

یادداشت ها، مقالات و پیام های خود را جهت انتشار در پایگاه خبری معلم ایرانی، به آدرس iranimoallem@gmail.com ارسال بفرمایید.
Share

دیدگاه شما