یادداشت



کدخبر : 16015


در نقد هدایت تحصیلی مدرسه های ما



هدایت تحصیلی در آموزش کنونی ما، تنها در پایه سوم متوسطه اول انجام می‌گیرد. مشاور مدرسه، برای هر دانش‌آموز پرونده‌ای درست می‌کند و به کمک آن پرونده و فرم‌ها و نمره‌های آن و بنا به مقررات مشخص، برای دانش‌آموز مشخص می‌کند که در متوسطه دوم می‌تواند به چه رشته‌ای برود- و البته چند سال است که آموزش و پرورش بدش نمی‌آید هر جور شده دانش‌آموزان بیشتری را به رشته‌های فنی و حرفه‌ای رهنمون سازد. این کار، بیش از یک «فرآیند» راهنمایی و یاری بخشی و پشتیبانی، به یک تعیین تکلیف همانند است.



جمعه ۹ تیر ۱۳۹۶ - ۲۳:۲۶ --
تعداد بازدید: 503 بازدید

هنگامی که سخن از «هدایت تحصیلی» می‌شود «فرآیند» راهنمایی و هدایت دانش‌آموز از جایی که هست به جایی که باید برسد به ذهن می‌رسد.
برای انجام درست «فرآیند» راهنمایی دانش‌آموز باید با او ارتباط برقرار کرد، او را شناخت، به او کمک کرد تا خود و توانمندی‌هایش را بهتر بشناسد، فرصت و امکان بیان دیدگاه‌ها و بروز دلبستگی‌های وجودی‌اش را بیابد، در فراز و نشیب آموزش پشتیبانی شود و در پایان آگاهانه به سوی آینده‌ای رهنمون شود که می‌تواند در آن کامیاب بشود. اما اگر ادعا کنیم که در آموزش و پرورش ما، آنچه از «هدایت تحصیلی» فهمیده می‌شود و بویژه به اجرا در می‌آید، سراسر، چیز دیگری است ادعای گزافی نکرده‌ایم. هدایت تحصیلی در مدرسه‌های ما، یعنی به کمک یک سری نمره‌ها و فرم‌های پر شده به دانش‌آموز بگوییم به چه رشته تحصیلی برود؛ این خیلی فرق دارد با «فرآیند» راهنمایی و پشتیبانی برنامه‌ریزی شده در طول سال‌های آموزشی.
هدایت تحصیلی در آموزش کنونی ما، تنها در پایه سوم متوسطه اول انجام می‌گیرد. مشاور مدرسه، برای هر دانش‌آموز پرونده‌ای درست می‌کند و به کمک آن پرونده و فرم‌ها و نمره‌های آن و بنا به مقررات مشخص، برای دانش‌آموز مشخص می‌کند که در متوسطه دوم می‌تواند به چه رشته‌ای برود- و البته چند سال است که آموزش و پرورش بدش نمی‌آید هر جور شده دانش‌آموزان بیشتری را به رشته‌های فنی و حرفه‌ای رهنمون سازد. این کار، بیش از یک «فرآیند» راهنمایی و یاری بخشی و پشتیبانی، به یک تعیین تکلیف همانند است.
برخی از اندیشه وران گستره آموزش، قلب آموزش کیفی را مشاوره کیفی می‌دانند و بر این باورند که آنچه در فرآیند مشاوره با دانش‌آموزان می‌گذرد به سراسر گستره آموزش گسترش می‌یابد.
ناگفته پیداست که فرآیند راهنمایی تحصیلی کیفی بدون وجود مرکز مشاوره کارآمد در مدرسه، انجام نخواهد گرفت و همه سخن این است که ما در مدرسه‌های مان، مرکز مشاوره کارآمد نداریم. در دبستان و متوسطه دوم که به کلی مشاور نداریم. در متوسطه اول هم، مشاور تنها برای پایه سوم و برای تشکیل پرونده هدایت تحصیلی است؛ آن هم بدون فرآیند برقراری ارتباط شایسته با دانش‌آموز.
شمار مشاوران ما در متوسطه اول، بسیار کمتر از آن چیزی است که باید باشد. این نگارنده، بارها از زبان مشاوران شنیده‌ام که اگر ما در طول سال تحصیلی، تنها بتوانیم پرونده‌ای برای هر دانش‌آموز مدرسه درست کنیم واقعاً هنر کرده‌ایم. در چنین شرایطی، هر آنچه که در بالا درباره برقراری ارتباط شایسته با دانش‌آموز به منظور شناخت او، کمک به او، پشتیبانی از او و راهنمایی درست او به آینده آموزشی و شغلی گفته شد سراسر به کنار می‌رود و تبدیل می‌شود به تشکیل یک پرونده برای دانش‌آموز با شماری نمره و فرم‌های پر شده از سوی مشاور و دانش‌آموز و پدر- مادر او.
پس اگر مشاوره قلب آموزش کیفی است می‌توان گفت که در پیکره آموزش ما، یا سراسر چنین قلبی یافت می‌ نشود یا چنان ناتوان می‌نمایاند که بودنش احساس نمی‌شود!

 

منبع: روزنامه شرق

یادداشت ها، مقالات و پیام های خود را جهت انتشار در پایگاه خبری معلم ایرانی، به آدرس iranimoallem@gmail.com ارسال بفرمایید.
Share

دیدگاه شما