کد خبر : 25141
تاریخ انتشار : شنبه ۵ اسفند ۱۳۹۶ - ۲:۰۸
389 بازدید بازدید

خشونت و مدرسه

خشونت و مدرسه

۳۰ بهمن ۹۶: دانش آموز تهرانی معلم خود را با چاقو زد و فرار کرد. دانش آموز یکی از مدارس مقطع متوسطه منطقه ۱۶ با استفاده از سلاح سرد (چاقو) معلم خود را مجروح و از مدرسه متواری شده است. معلم مجروح پس از انجام مراحل درمانی، از بیمارستان مرخص و همان روز به رغم

۳۰ بهمن ۹۶: دانش آموز تهرانی معلم خود را با چاقو زد و فرار کرد.
دانش آموز یکی از مدارس مقطع متوسطه منطقه ۱۶ با استفاده از سلاح سرد (چاقو) معلم خود را مجروح و از مدرسه متواری شده است. معلم مجروح پس از انجام مراحل درمانی، از بیمارستان مرخص و همان روز به رغم اینکه شرایط جسمی مساعدی نداشت، برای اینکه دانش آموزان دچار مشکل درسی نشوند به اصرار خود در کلاس حاضر شد.
۱ اسفند ۹۶:
ضرب و شتم دانش آموزان اصفهانی در مدرسه جمال تایید شد/ انتقال دو دانش آموز به بیمارستان.‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
سخنگوی آموزش و پرورش استان اصفهان با بیان اینکه به دنبال درگیری لفظی تعدادی از دانش آموزان مدرسه متوسطه دوم جمال ناحیه پنج آموزش و پرورش استان اصفهان ضرب و شتم بین مشاور مدرسه و دانش آموزان ایجاد شده است، اظهار کرد: کادر مدرسه بعد از این درگیری دو دانش آموز را برای طی مراحل درمانی به بیمارستان منتقل کردند.
این دو خبر در هفته گذشته تنها یک روز از زندگی روز مره دانش آموزان در مدارس را به تصویر می‌کشند .انتشار این دو خبر و تصاویر آن با فاصله کمتر از یک روز از هم و رویدادهای مشابه دیگر ، به خوبی کلیشه امن بودن مدارس را زیر سوال برده و پرده از خشونت پنهان و پیدای موجود در مدارس برداشته است .اگرچه این مساله در مدارس پدیده ای نوظهور نیست ، اما در سالهای اخیر وجود گزارشاتی نظیر گزارش‌های فوق در رسانه‌های‌جمعی، نشان از افزایش خشونت‌های جدی در مدارس دارد .با این وجود،همچنان فقدان پژوهش‌های درخوری که نشان‌دهنده کم و کیف این معضل در مدارس باشد ، به خوبی احساس می شود. اندک پژوهشهای میدانی صورت گرفته در سال‌های اخیر در این خصوص در مدارس ایران نشان می دهد که میانگین خشونت ورزی در مدارس ۳۹ درصد است که در این میان نزدیک به ۴۰ درصد این خشونت ورزی در ابعاد کلامی و بیش از ۶۰ درصد آن در ابعاد فیزیکی بوده است .بروز این پدیده تنها خاص مدارس نیست و خشونت و پرخاشگری موجود در مدارس در حقیقت انعکاسی از خشونت گسترده موجود و روز‌افزون در سطح جامعه است ، اما باید توجه داشت که بروز این پدیده در مدارس با توجه به کارکرد این نهاد (تعلیم و تربیت ) ، از حساسیت ویژه ای برخورداراست. عوارض خشونت در مدارس نه تنها در بعد زمانی و مکانی خاص سلامت جسمانی و روانی افراد را به خطر می اندازد بلکه عواقب آن حتی متوجه نسل‌های آتی و کل جامعه است. عوامل متعددی از سوی متخصصان با رویکردهای نظری گوناگون ، به عنوان عوامل زمینه ساز بروز خشونت و پرخاشگری در مدارس شناخته شده است .عوامل همچون عوامل فردی، خانوادگی ، اقتصادی ، اجتماعی و… اما آنچه که پژوهشگران بسیاری از آن به عنوان عاملی بس مهم تر در شکل گیری و پدید‌آیی انواع خشونت در مدارس نام می‌برند، ساختار خود مدارس می‌باشد. تعدادی از پژوهشهای صورت گرفته در مقاطع مختلف تحصیلی در ایران نشان می دهد که از نظرخود دانش آموزان هم عواملی ساختاری همچون افت تحصیلی ، ناتوانی درسی ، حجم زیاد کتب درسی، خشک و بی روح بودن کلاس‌های درسی، شلوغ بودن کلاس‌ها و فضای نامناسب آنها، عدم وجود روابط مناسب و همکاری میان معلمان و مسولان مدرسه‌، حقوق و درآمد کم معلمان ، مقررات انضباطی خشن، از مهم‌ترین عوامل در شکل گیری انواع خشونت در مدرسه می باشد .بر این اساس می‌توان گفت آنچه که به عنوان رفتار ناشایست، غیر منطقی و خشن دانش آموزان شناخته می‌شود ، در حقیقت خود پاسخی منطقی از سوی دانش‌آموزان به شرایط حاکم در مدرسه است. نگاهی به تجربه کشورهایی که سابقه طولانی در کنترل و پیشگیری این معضل داشته‌اند، نشان می‌دهد که این کشورها تنها از طریق تدوین برنامه‌های جامع در دو بعد شناسایی کم و کیف انواع خشونت در مدارس‌، تدوین و اجرای برنامه ها و تدابیر آموزشی با محتواهایی همچون آموزش مهارت‌های اجتماعی عمومی مانند کنترل شخصی ، حل اختلافات ، مهارتهای ارتباطی و….. و نیز تدوین تدابیر و مقررات انضباطی با هدف ایجاد همبستگی، علاقه و احترام متقابل در مدارس توانسته اند در کنترل و پیشگیری خشونت در مدارس خود موفق باشند و این درحالی است که نگاهی به وضعیت خشونت در مدارس کشور ما حکایت از فقدان عزم و اراده‌ای جدی در حل این معضل از سوی متولیان امر دارد به گونه ای که امروزه این معضل نه تنها در سطح مدارس متوسطه دیده می‌شود بلکه در سال‌های اخیر در مدارس ابتدایی هم خود را به خوبی نشان می دهد. در پس و توجیه این اهمال‌کاری هرچه که باشد و گفته شود، بدون شک آنچه که نمی‌توان از نظر پنهان داشت این است که ، هرچه به بروز خشونت در مدارس فرصت و امکان دهیم، به همان نسبت جامعه فردا را خشن تر از امروز ساخته ایم.

 

همدلی

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 1 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۱
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

منتظر شنبه , ۵ اسفند ۱۳۹۶ - ۷:۲۶

با سلام
اطلاع یافتم که یکی از جوانان فامیل اشتباهی کرده و بدون داشتن گواهینامه ی مناسب موتوسیکلت، اقدام به رانندگی و موتور سواری در مسیر کوچه تا نیمه ی یک خیابان کرده و توسط مأمورین راهنمایی و رانندگی بازداشت و راهی دادگاه شده است ، از اینجانب درخواست شد که به عنوان ضامن خود را معرفی و ضمانت آزادی ایشان را بر عهده گیرم .
پس از رفت و آمد و تهیه ی کپی ها و امضای تعهدات مربوطه، جوان مذکور که عموما او را (متهم) می نامیدند، به صورت موقت آزاد شد و به دامان خانواده ی خویش بازگشت تا که امروز روز برگزاری دادگاه و صدور حکم فرا رسید . اینجانب به عنوان ضامن در محل حضور یافتم ؛پس از گذشت اندک زمانی، سؤالی در مورد شماره پرونده ی مربوطه برایم پیش آمد که به حکم کنجکاوی باید می پرسیدم .بنا براین از واحد کامپیوتر و اتاقی دیگر که در حیاط واقع شده بود و دفتر شعبه ی مربوطه سؤال کردم ولی ضمن آنکه یک جواب قانع کننده نشنیدم و فقط به واحد دیگری فرستاده می شدم ، متوجه شدم که ادب و ادبیات برخورد با یک نفر غیر متهم (ضامن) ، با فرد مفسد فی الارض و محارب تفاوتی ندارد. گویی من کسی را کشته ،یا انبوهی از مواد روان گردان و مخدر را جابجا کرده و یا به جرم اختلاس دستگیر شده بودم. حتی آبدارچی دادگاه هم ما را تحویل نمی گرفت .سربازی که از پسرمن کم سن و سال تر بود با اخم و … با من برخورد می کرد. جوانی که در واحد فتوکپی و تکثیر کار می کرد با داد و فریاد و بد اخلاقی به سختی دو کلمه حرف قابل فهم می زد. گویی فرهنگ تکریم ارباب رجوع در این مکان ها تعریف نشده و ادب و احترام ، واژه ای بسیار نا آشنا و غریب است . سؤال من این است که گناه من چیست؟ چرا یک دیپلمه ی کم سن و سال با کسی که بیش از بیست و پنج ،سی سال با او تفاوت دارد اینگونه رفتار می کند؟ می دانم که اگر در دادگاهی که خدا قاضی آن باشد ، من می توانم شفاعت و ضمانت ایشان را کنم .اما در همین دنیای کوچک آنان ضامن یک جوان را متهم می بینند. سؤال دوم : آقا یا خانمی که در قوه ی قضائیه مشغول به کار هستی و با همه جز همکاران و آشنایان خویش مانند مجرم فراری برخورد می کنی، آیا با متقابل به مثل من و همکارانم در مدرسه راضی می شوی؟
ماجرای ضمانت من با صدور حکم دادگاه برای مبلغی جریمه ( کمتر از سیصد هزار تومان) تمام شد اما اندیشه ی فرهنگ سازی در چنین مکان هایی در ذهنم خواهد ماند. و تا تغییر فرهنگ، این پرونده پیوسته مفتوح خواهند ماند .
با تشکر

آخرین خبرها

یادداشت

کاکتوسکده هنرستان کشاورزی جنت رشت تابناك وب تابناك وب تابناك وب تابناك وب تابناك وب