یادداشت



کدخبر : 22010


خدمت در روستای قرنطینه/ معلمی در ناکجاآباد



معلم باشی و عشق داشته باشی، تفاوتی ندارد محل خدمتت کجاست، گاهی می شود، روستایی که قرنطینه است و گاهی می شود، روستایی که سه راهی مرزش کشورهای همسایه هستند.



شنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۶ - ۱۲:۲۷ --
تعداد بازدید: 166 بازدید

تنها دو سال از خدمتش در نظام آموزشی کشور می گذرد. ۲۴ سال دارد. فارغ التحصیل دانشگاه فرهنگیان بود و اهل مشهد است. شاید با این سن و سابقه، کم تجربه نشان دهد، اما او در دورترین نقاط مرزی برای دانش آموزان این سرزمین معلمی کرده است و اکنون خواسته و نخواسته تجربه اش از سابقه و سنش، بیشتر است.

دانیال نوری پور برای سال دوم نیز در دورافتاده ترین روستاهای ایران مشغول خدمت شده است.

او دوران مدرسه خود را در شهر گذراند و در آن دوران نیز به عنوان دانش آموز نمونه مطرح بوده است. اکنون با جمع کثیری از همکاران هم دوره خود در روستاهای شهر محروم و مرزی «صالح آباد» از توابع تربت جام مشغول خدمت است و  افتخار می کند که رکورددار سخت ترین شرایط معلمی در این مرز و بوم بوده است.

خدمت در روستای قرنطینه

این معلم درباره سال اول خدمت خود به نظام تعلیم و تربیت، می گوید: تدریس در روستای «کنده سوخته» و تدریس شش پایه از افتخارات بنده است. روستای کنده سوخته روستایی در پنجاه کیلومتری «صالح آباد» و ۱۴۰کیلومتری«تربت جام» است، این روستا به عنوان روستای قرنطینه و غیرقانونی در صفر مرز های افغانستان مشهور است.

او بیان می کند: روستایی در دل کوه های مرزی ایران و افغانستان است که قبل از غروب آفتاب تمامی ورودی ها و خروجی های آن بسته می شود و اجازه تردد به کسی داده نمی شود. تمام روستا پر از ترس و استرس است.

او ادامه می دهد: این روستا از جاده مناسب، آب لوله کشی، آنتن گوشی همراه محروم است. در این روستا باید با رعب و وحشت از حمله ترورویست ها و ورود غیرقانونی اتباع بیگانه زندگی کرد.

روستایی که حتی نیروهای سرباز معلم حاضر نبودند در آن خدمت کنند و حاضر بودند به پادگان برگردند اما در آنجا خدمت نکنند.

نوری پور بیان می کند: شرایط سخت دوم تدریس شش پایه در روستای «توت» در دوازده کیلومتری مرز بوده است. این روستا سه راهی مرزی ایران،  افغانستان و ترکمنستان است و اکنون مشغول خدمت در مدرسه این روستا هستم.

او تاکید می کند: همه این شرایط با این وجود است که خودم در  شهر و در خانواده ای با درآمد اقتصادی خوب  بزرگ شده ام. با این وجود همچنان با عشق در این مناطق تدریس می کنم.

بیتوته در مدرسه

او به دلیل مسافت راه و هزینه های رفت و آمد مجبور است در روستای «توت» بیتوته کند. هفته ها به خانه وکاشانه خود نرود. روستای توت در دامنه کوه قرار گرفته است و او ۱۹ دانش آموز دارد.  خرسند از این است که مدرسه روستای توت به لحاظ فیزیکی نوسازی شده است.

این معلم جوان درباره مدرسه بیان می کند: یکی از مشکلات جدی در این مدرسه، نبود حیاط دیوار کشی شده است، مدرسه مجاور جاده است و این مسئله نگران کننده و خطرناک برای دانش آموزان و معلمان است. همچنین به لحاظ امکانات آموزشی با کمبودهایی همانند فقدان میکروسکوپ در مدرسه یا خیلی از ابزار مورد نیاز برای انجام آزمایشات درس علوم رو به رو هستیم.

او برای حل مشکلات مدارس کوچک در روستاها می گوید: به نظرم آموزش و پرورش باید به جای ساخت مدارس چند کلاسه، مدارس را در یک مدرسه بزرگ با امکانات زیاد تجمیع کنند و به جای ساخت مدرسه و تامین نیرو،  سرویس مدرسه به دانش آموزان داده شود تا به مدرسه همجوار روستا بیایند. اینگونه دیگر در مدارس کوچک، کلاس چند پایه  و کمبود امکانات نخواهیم داشت.

تحصیل دانش آموزان تا کلاس ششم

نوری پور مشکلات دیگر مدرسه روستای توت را تحصیل دانش آموزان تا پایه ششم، به ویژه در دختران می دانند و می گوید: فصل پاییز دانش آموزان  با خانواده ها به زمین های کشت زعفران می روند.

او هنوز هم دانش آموزان روستای «کنده سوخته» را فراموش نکرده، گاهی که دلش برای آنان تنگ می شود، با یک موتور جاده های خاکی را در می نوردد و به سراغ دانش آموزان قدیمیش می رود  تا از احوالات آنان نیز جویا باشد.

با وجود تمامی این سختی ها که در پیش روی این معلم جوان است اما دانیال با انگیزه و عشق شغلش را ادامه می دهد، امید است این معلم ها که در دورترین نقاط کشور که شاید هیچ گاه در طول عمرمان نام این مکان ها را نشنویم، مشغول به  خدمت می شوند، مقامات عالی رتبه کشوری و آموزش و پرورش ارزش بیشتری برای آنان قائل باشند و با اجرای ناقص رتبه بندی فرهنگیان به دلیل کمبود سابقه این دسته از معلمان جوان، آنان را نادیده نگیرند.

یادداشت ها، مقالات و پیام های خود را جهت انتشار در پایگاه خبری معلم ایرانی، به آدرس iranimoallem@gmail.com ارسال بفرمایید.
Share

دیدگاه شما