کد خبر : 24943
تاریخ انتشار : دوشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۶ - ۱۷:۳۷
240 بازدید بازدید

خدمتگزاران خدوم و ساکت

خدمتگزاران خدوم و ساکت

با سلام. یک همکار خدمتگزارمان در آستانه بازنشستگی است ، سی سال بی پیرایه کارکرده مثل خیلی های دیگر . گفتیم شاید بشود عزیزان را متوجه این قشر زحمتکش کرد.اگر زبانمان تند است شما ببخشید دلمان پر درد است.با تشکر

” شاید وقت آن رسیده باشد که همه از خرد و کلان در این سیستم بزرگ یک امتحان شرح وظایف بدهیم اگر این طور شد دیگر شرمندگی در امور دنیوی برای هیچ کس نخواهد ماند”

به پرونده دانش آموزان دسترسی داشته باشد و تو به کار خودت برس یا زنگ زدن به اولیا کار تو نیست بگذار معاون آموزشی این وظیفه خطیر را انجام دهد! و مثلا تو برو آزمایشگاه را تمیز کن! من خود سی سال در این سیستم کار کرده ام و می توانم به جرات بگویم که هرگز هرگز هرگز برای یکبار هم اتفاق نیفتاده است که این اقدام که اتفاقا جزو شرح وظایف آن مقام مسئول نیز هست انجام شده باشد. اگر ما بی خبریم و نامطلع خوب بفرمایید به ما هم بگویید.

۴٫ من خوب می دانم که در این وانفسای ارزشگذاری و قدرشناسی خیلی که به یکی محبت کنند تقدیر لقلقه اللسان و نه از ته دل است اما می خواهم از مسئولان که این تقدیر زبانی و لبخند لاستیکی و  مصنوعی را از خدمتگزاران خدوم و زحمتکش دریغ نکنند. مثلا چه می شود اگر روزی مدیر کل وقت بگذارد برود ببیند این آدمی که ما اسمش را بردیم کیست و چه می کند.

والله از بسیاری از جلسات که در آنها جز صورتجلسه غیر قابل اجرا چیزی عاید نمی شود این کار بهتر است. بگذارید کمی متفاوت عمل کنیم ببینیم چه می شود.آیا این کسر شان یک مقام عالی است که آداب و افکار جاهلیت مدرن را دور بیاندازد و برود ببیند این قشر ساکت و کم توقع چه خدماتی کرده اند؟

حالا می گوییم آنها کار دارند و فرصت ندارند بقیه که هستند یکی شان را مامور کنند بروند ببینند در دل اینها چه می گذرد.

خاطره ای هم بگویم از یک عزیز مسئول (نگران نشوید آموزش و پرورشی نبود!) که روزی آمده بود مدسه ما برای اینکه به دانش آموزان درس انگیزه و فداکاری بدهد و آیه و حدیث بود که مرتبا پخش می کرد  و من افتخار این را داشتم که قبلا ها معلم او بودم. ما هم به رسم ادب رفتیم و سر پا ایستادیم و ایشان اسم یکی دو تا از ماها را که می شناخت برد و بعد که می آمدیم داخل رو به آن عزیزی که نمی شناخت کرد و گفت مرا ببخش اسمت را نیاوردم. اسمت را بلد نبودم یعنی تو را نمی شناختم . من آن موقع بود که فهمیدم هم من و هم پدر و مادرش در تربیتش کوتاهی کرده ایم که فکر می کند کسی است و اگر اسم ما را آورده برای ما افتخاری است  و مدالی به سینه ما چسبانده. عرض کردیم خدا اسمش را بیاورد شما و ما  که همگی بنده حقیر الله متعال هستیم و یاد آوریمان پشیزی ارزش ندارد. او اندکی دلخور شد چون نمی خواست شخصیت دروغینش پایین بیاید.

حالا هم عرض می کنیم اگر از شما می خواهم بروید و به این عزیزان سر بزنید و تقدیری بکنید نه به واسطه شخص خود شماست که اگر این طور بود کودکان هم می دانندکه عزت دهنده و خوار کننده الله متعال است و لاغیر.

اینکه عرض می کنیم به واسطه جایگاه و  اعتباری است که شرح وظایفتان برای بهبود روابط انسانی در سازمان برایتان تهیه دیده است.

عزیزان شاید وقت آن رسیده باشد که همه از خرد و کلان در این سیستم بزرگ یک امتحان شرح وظایف بدهیم اگر این طور شد دیگر شرمندگی در امور دنیوی برای هیچ کس نخواهد ماند.

و من الله التوفیق و علیه التکلان.

صدای معلم

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

آخرین خبرها

یادداشت

کاکتوسکده هنرستان کشاورزی جنت رشت تابناك وب تابناك وب تابناك وب تابناك وب تابناك وب