یادداشت



کدخبر : 24407


حذف عجولانه سمپاد با شعار کاهش استرس؛ از تجربه تلخ طرح ارزشیابی توصیفی درس بگیریم



آموزش و پرورش با هدف کاهش استرس، تصمیمی برای حذف تدریجی مدارس سمپاد از متوسطه اول گرفته است؛ پیش از این نیز ارزشیابی توصیفی با اهداف مشابه اجرا شد ولی نتایج آزمون‌های تیمز و پرلز حکایت از افت تحصیلی پس از اجرای این طرح دارد.



جمعه ۲۰ بهمن ۱۳۹۶ - ۱۲:۴۱ --
تعداد بازدید: 233 بازدید

به گزارش خبرنگار آموزش و پرورش خبرگزاری فارس، چند روز پیش مسئولان وزارت آموزش و پرورش تصمیم گرفتند که با هدف حذف استرس دانش­‌آموزان مقطع ابتدایی، آزمون ورودی مدارس سمپاد و نمونه دولتی و در ادامه فعالیت مدارس سمپاد را در مقطع متوسطه اول متوقف نمایند.

این اولین تصمیمی که نیست که با هدف کاهش استرس دانش‌­آموزان مقطع ابتدایی گرفته می‌­شود؛ طرح ارزشیابی کیفی ـ توصیفی نیز با همین هدف در دستور کار قرار گرفت.

مبتنی بر توصیحات فوق ظاهراً نظام آموزشی هدف اصلی خود در مقطع ابتدایی را کاهش استرس می‌­داند. با توجه به اینکه دست­یابی به هر هدفی بدون هزینه ممکن نیست، این سوال قابل طرح است که هزینه تحقق این هدف برای نظام آموزشی چیست؟

مسئولان آموزش و پرورش معتقدند می­‌شود بدون هیچ هزینه‌­ای، استرس دانش­‌آموزان را کاهش داد. به طور مثال چندی پیش رئیس مرکز سنجش آموزش و پرورش این‌چنین موضع‌گیری کرد؛ «بررسی‌ها نشان می‌دهد پس از اجرای ارزشیابی کیفی ـ توصیفی در دوره ابتدایی، بسیاری از استرس‌ها در دانش‌آموزان کاهش یافته و ۶ سال اول ابتدایی را در فضای آرامش‌ می‌گذرانند و کیفیت تحصیلی نیز تفاوت چندانی نکرده است». این در حالی است که یکی از هزینه‌های منطقی کاهش بیش از حد استرس دانش­‌آموزان، رخوت و بی‌­انگیزگی آنان برای مطالعه و به تبع آن افت تحصیلی است.

با توجه به فقدان آمار شفاف از وضعیت علمی دانش­‌آموزان، بررسی میزان انطباق ادعای رئیس مرکز سنجش آموزش و پرورش با واقعیت کمی دشوار خواهد بود. با این وجود یکی از روش­‌های قابل استفاده بررسی عملکرد دانش­‌آموزان ایرانی در ارزیابی‌های شفاف بین‌­­المللی است.

«مرکز مطالعات بین­‌المللی تیمز (TIMSS) و پرلز(PIRLS)» یکی از مراکز بین‌­المللی است که از سال ۱۹۹۵، عملکرد دانش­‌آموزان در ریاضیات، علوم و خواندن را ارزیابی می­‌کند.

عملکرد دانش‌­آموزان در ریاضی و علوم از سال ۱۹۹۵ به‌صورت ۴ سال یک‌بار به‌وسیله برگزاری آزمون تیمز سنجیده می‌­شود. آزمون پرلز نیز که اجرای آن از سال ۲۰۰۱ به‌صورت ۵ سال یک‌بار آغاز شده است، عملکرد دانش­‌آموزان در خواندن را ارزیابی می‌­کند. لازم به ذکر است که در این ارزیابی، دانش­‌آموزان پایه چهارم و هشتم شرکت می­‌کنند.

در اهمیت و اعتبار ارزیابی تیمز و پرلز می‌­توان به دو نکته اشاره کرد؛ ۱- به‌جز کشورهای قاره­ آفریقا و آمریکای لاتین، حدود ۵۰ کشور در این ارزیابی شرکت می­‌کنند که کشورهای توسعه‌­یافته‌­ای نظیر آمریکا، انگلیس و … را شامل می‌­شود، ۲- نظام آموزشی کشورهایی نظیر فنلاند، ژاپن و سنگاپور، به استناد موفقیت آنها در این ارزیابی (و ارزیابی مشابه دیگری به نام «پیزا(PISA)») به‌عنوان نظام آموزشی پیشرو در جهان شناخته می‌­شوند.

با توجه به توضیحات فوق، در ادامه به بررسی عملکرد و جایگاه ایران در این ارزیابی بین‌­المللی پرداخته می­‌شود تا از این رهگذر بتوانیم میزان انطباق ادعای «ثبات کیفیت تحصیلی دانش­‌آموزان بعد از اجرای طرح ملی ارزشیابی کیفی ـ توصیفی» با واقعیت را بررسی کنیم.

تغییرات رتبه ایران در ارزیابی تیمز و پرلز

جایگاه ایران در ۴ دورۀ اخیر برگزاری این ارزیابی در پایه چهارم ابتدایی

مبتنی بر داده­‌های فوق دو نکته مهم قابل احصاء است؛

به‌طور متوسط، نظام آموزشی ایران در مقطع ابتدایی حائز جایگاه سی‌وپنجم در میان ۴۱ کشور شرکت­‌کننده است. در واقع ایران به‌طور متوسط همواره جزو ۷ کشور انتهایی بوده است.

سیر تغییرات رتبه ایران از انتها، در سه دوره نخست (به‌جز یک مورد) صعودی بوده است اما بعد از سال ۲۰۱۱، جایگاه ایران از انتها، در یک درس ثابت و در دو درس دیگر نزول کرده است.

رتبه ایران در سال ۲۰۱۵ در درس علوم از انتها، حتی به پایین­‌تر از سال ۲۰۰۷ سقوط کرده ست.

همچنین بررسی جایگاه ایران در مقایسه با کشورهای همسایه نیز نشان می‌­دهد ایران تنها از کشورهای کویت و عربستان وضعیت بهتری دارد. حتی کشور امارات متحده عربی که در علوم و خواندن در سال ۲۰۱۱ بعد از ایران قرار داشته است، در آخرین ارزیابی گوی سبقت را از ما ربوده است.

تغییرات نمرۀ ایران در ارزیابی تیمز و پرلز

علاوه بر تغییرات جایگاه ایران، بررسی تغییرات نمره ایران در این ارزیابی نیز بسیار جالب توجه است. نمودار زیر تغییرات نمره ایران در چهار دوره اخیر را نشان می­‌دهد.

لازم به ذکر است که میانگین نمرات در این آزمون ۵۰۰ است. همچنین در دو دوره اخیر که حدود ۵۰ کشور در این ارزیابی شرکت کرده‌اند، به‌طور میانگین همواره نمره ۳۰ کشور بالاتر از میانگین بوده است.

با بررسی نمودار فوق نیز دو نکته مهم قابل استخراج است؛

نمره ایران در تمامی این سال­‌ها کمتر از میانگین نمرات (۵۰۰) بوده است.

سیر تغییرات نمره ایران، مشابه رتبه ایران، در سه دوره ابتدایی همواره صعودی بوده است اما در آخرین دوره، در درس ریاضیات ثابت و در دو درس دیگر نزول کرده است.

لازم به ذکر است که نمره ایران در سال ۲۰۱۵ در درس علوم، مشابه رتبه آن حتی به پایین­‌تر از سال ۲۰۰۷ سقوط کرده است.

تنزل نمره و جایگاه ایران هم‌زمان با اجرای طرح ملی ارزشیابی کیفی ـ توصیفی

بررسی داده­‌ای فوق نشان می­‌دهد عملکرد کلی دانش­‌آموزان ایرانی در ارزیابی تیمز و پرلز تا سال ۲۰۱۱ همواره سیری صعودی داشته اما در آخرین ارزیابی با تنزل مواجه شده است.

اگر به تاریخ اجرای ملی طرح ارزشیابی کیفی ـ توصیفی و نیز تاریخ‌های برگزاری ارزیابی تیمز و پرلز توجه کنیم، نکته مهمی حاصل می­‌شود؛ طرح ارزشیابی کیفی ـ توصیفی در سال ۸۳ـ ۸۲ به‌صورت محدود آغاز شد و بعد از چند سال اجرای آزمایشی، برای دانش‌­آموزان پایه اول ابتدایی در سال تحصیلی ۸۸ـ۸۷ به‌صورت ملی و قطعی اجرا شد. از سوی دیگر، آزمون تیمز و پرلز ۲۰۱۱ در اسفند ماه ۱۳۹۰ اجرا شده است.

مقایسه دو تاریخ فوق نشان می‌­دهد دانش‌­آموزان پایه چهارم شرکت‌کننده در ارزیابی سال ۲۰۱۵ و ۲۰۱۶ دقیقاً همان نسلی هستند که از سال اول ابتدایی، تحت پوشش طرح ارزشیابی کیفی ـ توصیفی قرار گرفته است و از سوی دیگر، دانش­‌آموزان شرکت‌­کننده در ارزیابی سال ۲۰۱۱ نیز دقیقاً آخرین نسلی است که ارزشیابی توصیفی را تجربه نکرده است.

بر این اساس مقایسه نمره و رتبه ایران در این دو سال پیاپی معادل مقایسه عملکرد این دو نسل از دانش­‌آموزان خواهد بود.

همانطور که در جداول و نمودارهای فوق نشان داده شد، نمره و رتبه ایران بعد از سال ۲۰۱۱ تنزل چشم­گیری داشته است.

این تغییر معنادار بعد از اجرای نظام ارزیابی کیفی ـ توصیفی نشان می­‌دهد که نظام آموزشی ایران هزینه کاهش استرس را پرداخت کرده است؛ این هزینه افت تحصیلی دانش­‌آموزان بوده است.

جمع‌­بندی و پیشنهادها

هدف از بررسی فوق، نقد اصل طرح ارزشیابی کیفی ـ توصیفی نیست. به عقیده نگارنده، روح حاکم بر این طرح و اهداف آن نظیر «آگاه­‌سازی دانش‌­آموز و اولیا از فرآیند پیشرفت تحصیلی»، از ظرفیت لازم برای ارتقای آموزش و پرورش در مقطع ابتدایی برخوردار است.

با این وجود، به نظر می‌­رسد آنچه مسئله‌­ساز شده، تلقی مجریان از اهداف طرح است. در واقع در نگاه ایشان کاهش استرس در فرآیند آموزش به قدری مقدس جلوه کرده است که حاضر شده­‌اند اصل آموزش را به پای آن قربانی کنند.

همانطور که در ابتدای این نوشته نیز اشاره شد، در این روزها تصمیم دیگری با هدف کاهش استرس اتخاذ شده است و آن حذف آزمون ورودی مدارس سمپاد و به تبع آن حذف این مدارس از مقطع متوسطه اول است.

همچنین مسئولان بعضاً طرح شهاب را به عنوان جایگزینی برای مدارس سمپاد معرفی می­‌کنند، اما این طرح بعد از چندین سال همچنان در مرحله آزمایشی و تکمیل چک لیست است و تا اجرایی شدن راه بسیار دارد.

در این خصوص ابراهیم سحرخیز معاون سابق وزارت آموزش و پرورش نیز در گفت‌وگو با فارس  عنوان کرد: «هنوز نتیجه طرح شهاب برای شناسایی تیزهوشان مشخص نیست؛ بنده ۴ سال در کمیته طرح شهاب بودم، این طرح هنوز به پختگی لازم برای کشف استعدادهای دانش‌آموزان نرسیده است».

گویی مسئولان هنوز متوجه نتایج اجرای طرح ارزشیابی کیفی ـ توصیفی و هزینه هنگفت آن یعنی افت شدید تحصیلی دانش‌­آموزان نشده‌اند.

ظاهراً با همان خیال قبلی که می‌­شود بدون هزینه چیزی را به‌دست آورد، تصمیم به حذف مدارس سمپاد گرفته‌­اند.

حذف آزمون ورودی مدارس سمپاد شاید استرس ۲۰ درصد دانش‌آموزان مقطع ششم ابتدایی را که هر ساله در آزمون شرکت می­‌کنند از بین ببرد، اما هزینه‌­ای که نظام آموزشی برای آن می‌­پردازد بی­‌توجهی به استعدادهای برتر و هدر رفت سرمایه انسانی است.

تا پیش از این به واسطه حضور این معدود مدارس دولتی با کیفیت، دانش­‌آموزان مستعد می‌­توانستند به خدمات آموزشی با کیفیت دسترسی پیدا کنند.

با حذف این مدارس، دانش‌­آموزان مستعد برخوردار راهی معدود مدارس غیردولتی با کیفیت شده و دانش­‌آموزان مستعد کم­تر برخوردار که نمی­‌توانند شهریه سنگین مدارس غیردولتی را بپردازند از قافله جا می‌­مانند.

همچنین مسئولان بعضاً طرح شهاب را به عنوان جایگزینی برای مدارس سمپاد معرفی می­‌کنند، اما این طرح بعد از چندین سال همچنان در مرحله آزمایشی و تکمیل چک لیست است و تا اجرایی شدن راه بسیار دارد.

مشهود است که در این تصمیم متولیان امر برای فرار از آسیب‌­های آزمون ورودی سمپاد نظیر استرس احتمالی، صورت مسئله را پاک کرده‌­اند و به تبعات تصمیم خود بی­‌توجه بوده­‌اند.

قطعاً راه منطقی در مواجهه با آسیب آزمون‌­های ورودی مدارس سمپاد، اصلاح الگوی پذیرش در مدارس سمپاد است و نه حذف کامل این مدارس تا از این طریق حداقل استعدادهای برتر این مرز و بوم مورد توجه قرار گیرند.

امیدواریم تا زمان از دست نرفته، مسئولین از تجربیات گذشته درس بگیرند. با توجه به اینکه قانونی شدن این مصوبه منوط به تأیید رئیس جمهور محترم است، از ایشان تقاضا می‌­شود جهت کارشناسی دقیق­‌تر و بررسی جوانب این مصوبه، آن را به شورای عالی آموزش و پرورش ارجاع دهند.

 

یادداشت ها، مقالات و پیام های خود را جهت انتشار در پایگاه خبری معلم ایرانی، به آدرس iranimoallem@gmail.com ارسال بفرمایید.
Share

نظرات بازدید کنندگان

  1. X گفت:

    وای این چه جور تحلیل ابکیه، واقعا نوبره، کسی برای به کرسی نشوندن حرف خودش تنها دلیلش بازه زمانی دانش اموزان شرکت کننده در این ازمونه، نگارنده بصورت هدفداری سعی در گمراه کردن خواننده را داره، ولی این نکته نهفته در عواملیه که یکی از اونها و حتی مهمترینش داشتن نگاه سطحی تست محور به دروسه، نکته ای که حتی آموزش توصیفی را هم به محاق برده، نگارنده متوجه وضعیت باقی کشورهای شرکت کننده در این آزمون نیست. نکته بعد یکبار به هر مدرسه تیزهوشانی سر بزنید متوجه عمق نابرابری طبقاتی در اون میشید، اصلن چند نفر از طبقه محروم توانایی دادن هزینه های قبول شدن در آزمون تیزهوشان هستند

  2. ناشناس گفت:

    …صد نکته از این معنی گفتیم و همین باشد…

دیدگاه شما