یادداشت



کدخبر : 10417


توجیه کسری بودجه آموزش ‌و‌ پرورش



وقتی موضوع کیفیت مدارس دولتی برای خود دولت اولویتی ندارد که بودجه مورد نیازش را تأمین کند، به کدام دلیل باید برای جامعه موضوع کیفیت مدارس دولتی اهمیت داشته باشد؟



دوشنبه ۲۰ دی ۱۳۹۵ - ۱۴:۰۶ --
تعداد بازدید: 87 بازدید

وزارت آموزش ‌و‌ پرورش اخیراً اقدام به انتشار فراخوانی از سوی جناب دانش‌آشتیانی با موضوع ارائه راهکار برای تعریف منابع جدید مالی به جز بودجه دولتی برای آموزش ‌و ‌پرورش کرده است. از آن زمان تاکنون کمابیش شاهد مواضع مخالف و موافق در عرصه مطبوعات و فضای مجازی و ارائه پیشنهاداتی در این راستا هستیم. در تازه‌ترین اظهاراتی از این دست، علی سرزعیم، دکترای اقتصاد و استاد دانشگاه علامه طباطبایی دو پیشنهاد مشخص ارائه داده است که هرچند پیشنهادات جدیدی نیستند اما از این جهت که از قلم یک‌ اقتصاددان و مدرس دانشگاه و در راستای توجیه اقتصادی سیاست‌های پولی‌سازی آموزش عمومی توسط دولت‌ مطرح شده است، قابل تأمل‌اند.
این دو‌ پیشنهاد در یادداشتی از ایشان که در روزنامه «جهان صنعت» مورخ ۹ دی‌ماه ۹۵ منتشر شده است، به این صورت مطرح شده‌اند :
«‌راه اول این است که سرمایه‌های این وزارتخانه یعنی مدارس را درآمدزا کنیم یعنی از محل اجاره ساختمان مدارس در ساعات نبود کلاس، منابعی را برای آن تجهیز کنیم و راه دیگر این است که خانواده‌ها بخشی از بار مالی مدارس دولتی را بر دوش گیرند.»
اصلی‌ترین نقد وارد به این نوشته از دید نگارنده، رویکردی است که آموزش عمومی رایگان را نه‌تنها به مثابه یک حق نمی‌نگرد بلکه به دنبال توجیه اقتصادی برای آن است. بدیهی است وقتی رویکرد نظام مسلط بر همه عناصر زندگی اجتماعی به مثابه یک کالای قابل خرید و فروش است، ظاهراً و بنابر گفته ایشان با پاک کردن صورت‌ مسأله چاره‌ای جز «انتخاب بین بد و بدتر»، نداریم و‌ این‌گونه است که می‌توان توجیهی برای عادلانه بودن هر سیاست تبعیض‌آمیزی پیدا کرد و از «تبعیض خوب»! سخن گفت.
ایشان بدون علت‌یابی و تحلیل چراییِ مسأله ی کمبود بودجه آموزش‌و‌پرورش و نقد دیدگاهی که برخلاف شعارهای زیبا، آموزش‌و‌پرورش را اولویت دست چندم کشور هم نمی‌داند، صرفاً با نگاه به وضعیت موجود به عنوان «نگاه واقع‌بینانه» راهکارهایی ارائه داده‌اند که البته هیچ‌کدام چیز جدیدی نیست و صرفاً تکرار همان سیاست‌های پولی‌سازی اما به شکلی دیگر است. پیشنهاد اول ایشان یعنی درآمدزا کردن مدارس از طریق اجاره ساختمان مدارس در ساعات نبود کلاس، موضوعی است که خصوصاً در یک سال گذشته و پس از اظهارات جنجالی وزیر آموزش‌و‌پرورش پیشین در این خصوص، بارها از سوی فعالان رسانه‌ای و کنشگران صنفی معلمان در مطبوعات و فضای مجازی به آن پرداخته و نقد و آسیب‌شناسی شده است-از جمله در یادداشتی از نگارنده با عنوان «ماجرای تجاری‌سازی مدارس» که به تاریخ ۲۰ خردادماه ۹۵ در روزنامه آفتاب یزد منتشر شد-اما دومین پیشنهاد ایشان نیز چیزی نیست جز قانونمندکردن و رسمیت‌بخشی به سیاست مشارکت‌های پولی-مردمی که البته پیشتر با ابتکار فرادستان آموزش‌و‌پرورش و با ابداع سیستم کارتخوان و‌ حساب یکپارچه مدارس و با توجیه شفاف‌سازی حساب کتاب مدارس، پیاده‌سازی شده بود؛ اما نکته قابل تأمل در پیشنهاد ایشان اخذ وجوهی به شکل ماهانه از خانواده‌های برخورداری است که به گفته ایشان «در مناطق میانی شهر تهران زندگی می‌کنند»؛ فارغ از اینکه زندگی در مناطق میانی شهر تهران تا چه حد و براساس کدام معیارها می‌تواند مبنای چه برخورداری هایی تلقی گردد، چنین پیشنهادی در حالی مطرح می‌شود که قطع یارانه بسیاری از خانواده‌های نسبتاً برخوردار، همچنان یکی از مهم‌ترین دغدغه‌ها و چالش‌های دولت فعلی است که در اجرای آن ناکام مانده است. از طرفی دیگر وقتی سیستم معیوب و ‌ناکارآمد مالیاتی تاکنون نتواسته پاسخگوی هزینه‌های خدمات اجتماعی شهروندان نظیر بهداشت و آموزش عمومی باشد، تصور اینکه اخذ وجوهی به صورت ماهانه از برخی خانواده‌ها راهگشا خواهد بود، ساده‌انگاری قضیه است‌ چرا‌که شهروندانِ به زعم ایشان برخوردار، در صورت پرداخت مالیات، استفاده رایگان از مدارس دولتی را حق خود می‌دانند و در غیر این صورت هم اجبار ایشان به تأمین چنین هزینه‌هایی تبعات‌ دیگری خواهد داشت و بازخورد منفی آن در وجوه دیگری از اقتصاد جامعه نمایان خواهد شد. علاوه بر اینکه چنین طرحی بنا به دلایل روشنی که از ماهیتش پیداست، در خدمت گسترش مدارس غیردولتی و کوچاندن دانش‌آموزان مدارس دولتی به غیردولتی خواهد بود. و بالاخره نحوه مواجهه جامعه با دوگانه ی «‌بد و بدتر» موضوعی است که در بخش پایانی یادداشت ایشان آمده است. در اینجا تنها به ذکر پرسشی بسنده می‌کنم : وقتی موضوع کیفیت مدارس دولتی برای خود دولت اولویتی ندارد که بودجه مورد نیازش را تأمین کند، به کدام دلیل باید برای جامعه موضوع کیفیت مدارس دولتی اهمیت داشته باشد و براساس کدام توجیه «جامعه قبول خواهد کرد که گزینه بد یعنی مشارکت در تأمین مالی مدارس را به گزینه بدتر یعنی اُفت پیوسته کیفیت مدارس ترجیح دهد»؟

 

روزنامه جهان صنعت، ۲۰ دی ۹۵

ارسال مطلب برای معلم ایرانی
info@moallemirani.com
Share

دیدگاه شما