یادداشت



کدخبر : 16363


تلنگری به کارشناسان دانشگاهی آموزش و پرورش



چرا در زمان اجرای این طرح، هیچ اعتراضی از استادان دانشگاه فرهنگیان و اندیشمندان و پژوهشگران آموزشی- دانشگاهی کشور برنخاست؟



دوشنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۶ - ۱۱:۳۹ --
تعداد بازدید: 276 بازدید

چندی پیش در نشستی شرکت داشتم که یکی از اندیشه‌وران سرشناس آموزشی ایران هم حضور داشت. بحث رفت روی نقشی که اندیشمندان آموزشی می‌توانند در بهسازی آموزش و پرورش داشته باشند. ما در ایران عادت کرده‌ایم که به انتقاد از آموزگاران بپردازیم که چرا در زمینه مسائل کاری و صنفی خود چندان کنشگرانه رفتار نمی‌کنند و در برابر آن‌چه در آموزش و پرورش می‌گذرد کمابیش بی‌تفاوت‌اند. اما گویا فراموش کرده‌ایم که آموزش و پرورش یک نهاد بسیار گسترده است و آن‌چه در آن می گذرد کم یا زیاد همه جامعه را درگیر می‌سازد و این تنها وظیفه آموزگاران نیست که در برابر تصمیم‌های نادرستی که در این نهاد گرفته می‌شود واکنش نشان دهند. در دولت دهم، حمیدرضا حاجی‌بابایی وزیر وقت آموزش و پرورش، طرح ۶- ۳- ۳ را به اجرا درآورد. اگر از انتقادهایی که به اصل این طرح وارد است و هیچ‌گاه هم پاسخ درخور نیافتند بگذریم هیچ شکی نیست که اجرای شتاب زده آن،آموزش و پرورش را وارد چالش‌ها و دشواری‌هایی جدی کرد که هنوز هم با آن‌ها دست به گریبان است. چه بسیار دانش‌آموزانی که قربانی اجرای این طرح نادرست و اجرای شتاب‌زده آن شدند و به خاطر آموزگاران نامرتبط و فضاهای آموزشی نامناسب، حتی از آموزش معمول و جاری در کشور هم محروم شدند. پس از دولت دهم، فرادستان آموزش و پرورش در دولت یازدهم، بارها و بارها، به انتقاد از اجرای شتاب زده طرح ۶- ۳- ۳ پرداختند و خود را در برابر یک کار انجام شده نشان دادند که راهی جز ادامه آن ندارند. چند روز پیش و در یکی از واپسین این انتفادات، رضوان حکیم‌زاده معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش گفت: «بسیاری از مشکلاتی که اکنون در نظام آموزشی با آن مواجه هستیم به دلیل اجرای طرح شتاب زده ۳-۳-۶ در زمان فعالیت وزیر وقت بوده و هنوز اثرات منفی آن باقی مانده است.»
اما سخن این یادداشت کوتاه این است که چرا در زمان اجرای این طرح، هیچ اعتراضی از استادان دانشگاه فرهنگیان و اندیشمندان و پژوهشگران آموزشی- دانشگاهی کشور برنخاست؟ تا آن‌جا که این نگارنده می‌داند بخشی از جامعه مدنی فرهنگیان و بخشی از آموزگارانی که در رسانه‌های کشور فعال هستند از همان زمانی که زمزمه اجرای این طرح بلند شد و پس از این‌که که به یک‌باره در ویرایش نهایی سند تحول بنیادین آموزش و پرورش به عنوان یکی از اصول سند گنجانده شد و به اجرا درآمد به اعتراض و انتقاد پرداختند. در برابر اما، از سوی بدنه دانشگاهی آموزش و پرورش، کمترین صدای اعتراض و انتقادی برنخاست؛ تو گویی که سرنوشت آموزش و پرورش کشور، هیچ پیوندی با دانشگاه فرهنگیان و مراکز پژوهشی آموزش و پرورش ندارد! در آغاز دولت یازدهم، گروهی درست شد که خود را تشکلی از استادان دانشگاه فرهنگیان اعلام می‌کرد اما پس از چندی روشن شد که هدف از تشکیل گروه، نه بودن در جامعه مدنی، بلکه بودن در ساختار قدرت و گرفتن پست‌های وزارتی و اداری است!
اما در جهان پیشرفته، این‌چنین نیست. برای نمونه دایان راویچ در آمریکا و پاسی سالبرگ در فنلاند، با این‌که اندیشمندانی دانشگاهی هستند اما جزء نیرومندترین صداهای انتقادی و اعتراضی به شمار می‌روند و در برابر تصمیم‌ها و سیاست‌های گوناگون آموزشی، بی‌تفاوت نیستند. اگر بخواهیم واقع‌بینانه سخن بگوییم میزان حضور انتقادی- اندیشگی آموزگاران کشور ما در برابر سیاست‌های آموزشی، در نسبت با حضور استادان و کارشناسان دانشگاهی گستره آموزش و پرورش، بسیار بیشتر و اثرگذارتر است. شاید وقت آن رسیده باشد که دانشگاهیان آموزش و پرورش ما،کمی احساس مسئولیت بیشتری نسبت به آموزش و پرورش از خود نشان دهند و این‌گونه بی تفاوت به آنچه در این نهاد مهم کشور می گذرد نمانند.

 

منبع: همدلی

یادداشت ها، مقالات و پیام های خود را جهت انتشار در پایگاه خبری معلم ایرانی، به آدرس iranimoallem@gmail.com ارسال بفرمایید.
Share

دیدگاه شما