یادداشت



کدخبر : 18752


به‌عنوان یک معلم بنا بود…



انقلاب شد و بالاترین لقب از لقب‌های مبارک امام راحل به ما داده شد «معلمی شغل انبیاست» جمله‌ای سرشار از لطف و معنویت و دادن بلندای بها به صاحبان این کسوت؛ من که در آن بحبوحه استخدام می‌شدم با شنیدن چنین جمله‌ای سرشار از امید می‌شدم. سال ۶۴ استخدام شدم و اکنون ٧ سال است […]



چهارشنبه ۲۹ شهریور ۱۳۹۶ - ۵:۵۳ --
تعداد بازدید: 248 بازدید

انقلاب شد و بالاترین لقب از لقب‌های مبارک امام راحل به ما داده شد «معلمی شغل انبیاست» جمله‌ای سرشار از لطف و معنویت و دادن بلندای بها به صاحبان این کسوت؛ من که در آن بحبوحه استخدام می‌شدم با شنیدن چنین جمله‌ای سرشار از امید می‌شدم.
سال ۶۴ استخدام شدم و اکنون ٧ سال است که با احتساب دوران دانشگاه با ٣٠ سال خدمت بازنشسته شدم و در این دوره انزوا و بازنشستگی هرچه بیشتر با چراغ دنبال آن امید می‌گردم آن را کمتر می‌یابم. بنا نبود برخی پیشکسوت‌ها و افراد سالخورده‌تر از ما که معلم مسوولان بودند در شرایط کنونی با تنهایی و بی‌توجهی مسوولان مواجه شوند.
بنا نبود ما که معلم فرزندان مسوولان بودیم برای دیدن صاحبان مناصب ماه‌ها در صف انتظار، بازی بروکراسی و بی‌اعتنایی منتظر مانده و سرانجام بی‌نتیجه از انتظار، در تنهایی خود بسازیم. خطاب من به مسوولان این است که مگر ما در همان کسوت نیستیم و چرا شما از دادن وقت دیدار با ما بازنشستگان خودداری می‌کنید؟
یادم نمی‌رود جناب احمدی‌نژاد در دوره ریاست‌جمهوری خود دقیقا در تاریخ ١١ اردیبهشت ٨۶ در جلسه‌ای دستان معلم کلاس اول خود در ۴۴ سال قبل به نام خانم نجمه قلی‌پور را بوسید و از لطف بی‌انتهای معلم مهربان خود سخن‌ها راند. حرف دل بنده به‌عنوان یک بازنشسته حقیقت تلخی جز این نیست. جناب آقای احمدی‌نژاد حتما فراموش نکرده‌اند که قانون مدیریت و خدمات کشوری دقیقا در سال ٨۶ در مجلس شورای اسلامی تصویب شد و توسط اعضای شورای محترم نگهبان تایید شد و دقیقا او و تیمش از نخستین سال در اجرای قانون کوتاهی کرده‌اند.
به گزارش سازمان بازنشستگی ۶٧/٧ درصد تورم به ما بدهکار هستند و اگر فقط قانونی را که پشتوانه آن خون مقدس شهداست اجرا می‌کردند بدون شک از بوسیدن دست آموزگار بیشتر نزد خدا و ارواح طیبه شهدا اعتبار می‌داشت و مدیون همان خانمی نمی‌بودی که ادعا می‌کنی کاش در خلوت خود یک ساعت تنها بودم تا بیاد آن سال‌های خوش خاطره و محبت‌هایی که معلمین آن سال‌ها با کرامت تمام در کام ما چکاندند تا به راه تعالی برسیم گریه می‌کردم. جناب احمدی‌نژاد با اجرا نکردن قانون و آن هم در شرایطی که به‌ قول تیم اقتصادی دولت فعلی بالاترین درآمد نفتی را داشت به‌راستی چه جفای سترگ و نابخشودنی روا داشت.
چرا همیشه ما تعارف را بر اجرای عدالت و عمل ترجیح می‌دهیم؟ خطاب به معاون اول هم می‌گویم جناب جهانگیری بخش عمده‌تری از دوره ١٠ساله اگر در دوره جناب احمدی‌نژاد گذشت در عوض نزدیک به پنج سال این دوره هم متعلق به دوره شما و دولت آقای روحانی است که حتی شما از دادن وقت دیدار هم کوتاهی می‌کنید و این در شرایطی است که باز به قول خودتان شما در مسیر زندگی و رشد سیاسی و اعتقادی خود مدیون دبیرتان هستید، آیا خانواده آن دبیر اگر زنده هستند و حتی خانواده دبیران فرزندتان، خبر دارند که بیش از یک دوره از عمر کاری چهارساله ریاست‌تان را در دادن حقوق عادله به آنها کوتاهی می‌کنید و حتی از دادن وقت ملاقات هم امتناع می‌ورزید.
از روسای دو دوره جز تعارف چیزی ندیدیم در حالی که فقط کافی است در اجرای قانون به‌صورت بی‌کم و کاست همت کرده و مبلغ ۶٧/٧ درصد تورم تحمیلی را ادا کنید و قطعا از شرمندگی ١٠ ساله خود را نجات می‌بخشید.
به حکم آموزگاران خود یا فرزندان‌تان بدون گدایی ترحم قویا از شما انتظار داریم که از این قشر نجیب و فرهیخته با عذرخواهی و طلبیدن حلالیت دلجویی کنید. آخرین درس‌های اخلاق ما به شما جز این نیست که منزلت و شان ولی‌نعمتان خود را حفظ کنید. در مورد بیمه درمانی ناکارآمد معلمین بازنشسته و پیشکسوت خود را به بی‌تفاوتی نزنید و بدان شیوه بیمه را اعمال کنید که برای کارمندان سایر وزارتخانه‌ها عمل می‌کنید. مسوولان محترم وظیفه ما در کلاس‌ها به شما محبت کردن و کریمانه عمل کردن بود وظیفه شما هم جبران محبت معلمین خود و مربیان فرزندان‌تان و اجرای قانون مدیریت بدون کم و کاست و هرچه سریع‌تر است.
آنچه که به‌عنوان چشم‌انداز و بازه زمانی پنج ساله از سال ١٣٩۶ تا ١۴٠١ مورد نظر شماست جفای مضاعف بعدی است که باصراحت عرض کنم ١۵ساله اجرایی کردن یک مصوبه قانونی چیزی جز احاله به پس از مرگ معلمین‌تان معنی نمی‌دهد و این خط مشی با هیچ اصولی تناسب ندارد.
وقتی به جمله امام خمینی می‌اندیشم! وقتی به تعبیر رفیع و رسای منسوب به مولا علی فکر می‌کنم که می‌فرماید: من علمنی حرفا فقد صیرنی عبدا؛ به این حقیقت انکارناپذیر می‌رسم که روح این جملات را هنوز نیافته‌ایم و اجازه بدهید تا آخرین آموزه دینی ما به شما توجه دادن شما به اجرای عدالتی باشد که سرآغاز طلوع آن از غدیر سال ١٠ هجری قمری و متجاوز از ١۴٠٠ سال قبل رقم خورد. بعید نمی‌دانم که دو رییس‌جمهور دوره‌های سال ٨۶ تاکنون برای اجرای عدالت به یادآوری داشته‌اند، آنچه مسلم است جناب احمدی‌نژاد در سال دست بوسی معلم خود قانونی را زیر پا گذاشت که با اجرای آن موجبات خوشحالی همان خانم معلم (قلی‌پور) و همه معلمان بیشتر فراهم می‌شد و دیگر اینکه دولت دکتر روحانی نباید این بی‌توجهی و جفا را مجددا ادامه می‌داد و از این پس هم با بهانه ناتوانی سناریوی پنج ساله برای اجرای حق قانونی ما تدارک ببینند دیگر نه تحمل و عمری درخود سراغ داریم و نه به شاگردان صندلی‌نشین خود اعتماد می‌کنیم تاکنون هم خیلی زمان از دست رفته و جفا برما روا داشته‌اند. در کلاس‌های خود به خاطر نمی‌آوریم که در آموزه‌های درسی و اخلاقی و دینی به شما فرازهای تعارفات خالی از روح عمل، تبعیض بین آحاد جامعه، بی‌حرمتی به معلمین از طریق زیر پاگذاشتن حقوق‌شان را تعلیم داده باشیم. آموزه‌های ما اعمال عدالت، ادای دین، اجرای قانون و قدرشناسی از فرهیختگان جامعه بود که در این زمینه نه به تعلیمات مولا علی، نه امام راحل و نه به منویات رهبری معظم توجه شده است.
به هر صورت با عنوان دو رییس دولت از سال‌های ٨۶ تاکنون با قشر بازنشسته‌های آموزش و پرورش جفا پیشه کردید و این در شرایطی است که هرگز در زندگی بی‌نیاز از لطف و کرامت معلمین خود نبوده‌اید ولی جواب این الطاف کریمانه را با تعارف ادا کردید. هیچ انتظار اضافی از شما نداریم چون همان‌گونه که پدر دست نیاز به سوی فرزند دراز نمی‌کند و عزت نفس خود را پاس می‌دارد معلم هم بی‌فوت وقت فقط اجرای قانونی را از شما خواستار است که به حکم قانون موظف به اجرا بوده‌اید و در این ١٠ سال هم کوتاهی کرده‌اید و سناریوی غیر عادلانه اجرای پنج ساله را رها کنید که در این صورت به بعد از مرگ ما عامدانه حواله می‌دهید با درج رنجنامه فوق، باز هم سربلندی و عزت نظام و شاگردان خود را که مسوولان مسندنشین هستند، از خداوند منان خواستاریم.

 

اعتماد

یادداشت ها، مقالات و پیام های خود را جهت انتشار در پایگاه خبری معلم ایرانی، به آدرس iranimoallem@gmail.com ارسال بفرمایید.
Share

دیدگاه شما