کد خبر : 25994
تاریخ انتشار : دوشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۹۶ - ۹:۳۵
329 بازدید بازدید

بلاتکلیفی فرهنگیان با تحصیلات بالاتر از لیسانس در آموزش و پرورش ؛ اگر از ادامه تحصیل معلمان حمایت نمی کنید چرا شرایط ادامه تحصیل آنان را فراهم می سازید ؟!

بلاتکلیفی فرهنگیان با تحصیلات بالاتر از لیسانس در آموزش و پرورش ؛ اگر از ادامه تحصیل معلمان حمایت نمی کنید چرا شرایط ادامه تحصیل آنان را فراهم می سازید ؟!

در دین اسلام سفارش اکید به “اطلبوا العلم من المهد إلى اللحد” شده است . همه حتی بیسوادان از کرامات دانش و علم مطلع هستند. دانش یعنی آگاهی . آگاهی یعنی خرد. خرد یعنی توانایی و مهارت زیستن و دسترسی به همه این موارد یعنی داشتن یک زندگی مطلوب و خوشایند.

آموزش و پرورش علیرغم این که از متولیان اصلی امر آموزش به عنوان زیربنای رشد و توسعه کشور است اما در قِبال معلمان با تحصیلات عالی تر یعنی فوق لیسانس به بالا ، طرح یا پیش برنامه ای مؤثر و دخیل در توسعه آموزش پایدار ندارد. در واقع معلمانی که تا درجه دکتری تحصیل کرده اند همانند مخازنی هستند که بلااستفاده و بِکر رها شده اند. خزانه های ارزشمند معادن که یا شناسایی نشده اند یا سیاست ، اجازه بهره برداری از آن را نمی دهد و یا دانش بهره مندی از آن را ندارند.

معلمان با تحصیلات دکتری آموزش و پرورش بنا به دلایل زیر از حقوق و امتیازات اساتید هم سطح خود در دانشگاه برخوردار نیستند:

۱ – جایگاه و موقعیت علمی چنین معلمانی در قالب اداری یا شرح وظایف وزارت آموزش و پرورش نمی گنجد.

۲ – آموزش و پرورش توانایی مالی لازم جهت ارائه وضعیت معیشتی هم سطح با دانشگاه برای چنین معلمان را ندارد.

۳ – اگر چنین افرادی میدان فعالیت ممتاز یا هم سطح دانشگاه را بیابند ، شاید میل به احراز پست های کلیدی مدیریتی را داشته باشند که در این صورت افراد مورد نظر خود را برای تداوم مدیریت از دست می دهند.

۴ – آموزش و پرورش اهمیتی به وجود معلمانی با تحصیلات بالاتر نمی دهد و آنان را جدی نمی گیرد یا بستری مناسب برای استفاده از دانش آنها را ندارد.

۵ – محتوای آموزش در مدارس یا حد و حدود آن ، نیازی به تحصیلات بیشتر از لیسانس ندارد.

و چون از سویی قصد نگه داشتن چنین افرادی را در پست های سازمانی خود دارد و جزو نیروی انسانی آن به شمار می رود لذا تنها طریق ، بالاجبار نگه داشتن آنها در آموزش و پرورش با امضاء تعهدنامه ای برای ادامه خدمت است. اگر او قصد رفتن به دانشگاه را داشته باشد بایستی استعفا داده و مدت خدمت چندین ساله خود را ندید بگیرد تا به جایگاه مورد تمنای خود برسد و حتی جریمه آن را نیز بپردازد. این امر هم انصاف نیست و هم کلی ضرر و زیان بر پیکر نظام آموزشی و حتی جریان فعالیت اقتصادی کشور است.

اگر همه این دشواری ها هست چرا شرایط ادامه تحصیل برخی از معلمان را با میل خود فراهم می سازید؟ از یک سو خود را حامی ترویج دانش و ارتقای سطح آن نشان می دهید و از سوی دیگر همه راههای موفقیت معلمان را مسدود می سازید، این دو پهلویی عمل ، امر اعتمادسازی را تضیع و تضعیف می سازد.

جملات زیر گفته های یکی از معلمان سطح دکتری آموزش و پرورش است که تقاضای نوشتن این متن را از بنده در ۱۸ اسفند در ذیل یکی از نوشته هایم کرده بود:
لطفا در مورد دارندگان مدرک دکتری در آموزش و پرورش هم بنویسید :
” که نه تنها حقوق مناسب ندارند.
بلکه به دلیل قرارگرفتن در سیستم آموزش و پرورش اجازه کار در ثبت شرکت را ندارند. کد هیئت علمی ندارند.
نمی توانند پروژه بگیرند. نمی توانند استاد راهنما یا مشاور شوند. نمی توانند همانند اساتید دانشگاه در دو دانشگاه فعالیت نمایند در حالی که نسبت به اساتید دانشگاه ، رزومه (رزومه معرفی نامه ای است شامل خلاصه ای از تجربیات کاری ، سوابق تحصیلی و مهارتهای فرد جویای کار است) کار علمی بیشتری هم در بسیاری موارد دارند . تحقیقات شان که در مجلات بین المللی چاپ می شود در آموزش و پرورش در نظر گرفته نمی شود . به هر حال بی عدالتی بیداد می کند….. ”

با دقت بر دردنامه این همکار ، متوجه می شوید که ادامه تحصیل در آموزش و پرورش ارزش ندارد و اگر به دلیل تأمین منافع مالی بیشتر قصد ادامه تحصیل دارید ، دست نگه دارید چون تفاوتی چندانی در میزان دریافتی صورت نمی گیرد. پس بهتر است با مطالعه آزاد سطح معلومات دانش آموزان خود را در کلاس درسی افزایش دهید چون آموزش و پرورش رفیق نیمه راه است و اگر از علاقه مندان حقیقی ادامه تحصیل هستید یا مسیری دیگر بجز آموزش و پرورش در پیش بگیرید و یا استعفا داده و خدمت خود را از صفر شروع نمائید، هر چند عادلانه نیست.
کاش فردی که در آموزش و پرورش خدمت نموده است رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس می شد. ما معلمین که خیری از ریاست فعلی ندیدیم ، ظاهرا چون دکتر زاهدی روزی وزیر آموزش عالی بوده است بیشتر به آنان خدمت می کند نه به آموزش و پرورشی ها.
وقتی ارتباط بده بستانی عادلانه ای بین آموزش و پرورش و آموزش عالی وجود ندارد و همیشه آموزش عالی طلبکار و آموزش و پرورش بدهکار است چرا معلمان را به ادامه تحصیل تشویق می نمائید یا شرایط احراز آن را هموار می سازید؟ حال این تحصیلات در دانشگاه فرهنگیان باشد یا مراکز دیگر .

یقین می دانید که در کشورهای برتر آموزشی از معلمان با تحصیلات عالی تر در سطح ابتدایی استفاده می نمایند تا زیربنای آموزشی و فرهنگی و اجتماعی مستحکمی را پی ریزی نمایند اما ما با مسدود ساختن تمامی مسیرهای تلاش بهتر و بیشتر آنان ، به در جازدگی محدود و محبوس نظام آموزشی خود پافشاری می کنیم. دانش و سطح معلومات یک معلم هر قدر بیشتر باشد به همان نسبت تعلیم و تربیت کشور بارورتر خواهد شد. برای رسیدن به این هدف ، وزارت آموزش و پرورش باید حق واقعی زحمات معلمان سطح دکتری را با تدوین امتیازاتی شایسته به جا آورد و گرنه هر نوع کوتاهی در حق آنان باعث از بین رفتن انگیزش های شغلی می گردد و آن نیز باعث از بین رفتن ذوق و اشتیاق و سوز فعالیت می گردد. در جامعه ای که سبک مدیریتی آن آمرانه یا پدرانه است و انگیزش ها بر اساس انگیزه های درونی و اقتصادی یعنی تنبیه و پاداش است نمی توان انتظار داشت که افراد به شرایط مطلوب تر برسد.

عدالت یعنی قرار دادن هر چیز در جای خود ، پس می توان نتیجه گرفت که در جامعه ما عدالت نیست؟

 

صدای معلم

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

آخرین خبرها

یادداشت

کاکتوسکده هنرستان کشاورزی جنت رشت تابناك وب تابناك وب تابناك وب تابناك وب تابناك وب