یادداشت



کدخبر : 21757


بعد از معاونت پرورشی مناسب ترین گزینه برای حذف ، معاونت توسعه مدیریت و پشتیبانی است؛ سید محمد بطحایی وزیر آموزش و پرورش در هیچ دانشگاه معتبری تحصیل نکرده است و غیر از تربیت معلم، در هیچ آزمون ورودی رسمی قبول نشده است



علی الهیار ترکمن معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی وزارت آموزش و پرورش از کاهش معاونت‌های این وزارتخانه به پنج معاونت طی یک تا دو ماه آینده خبر داد و گفت: “اکنون کارگروهی در همین زمینه تشکیل شده و مشغول بررسی‌های کارشناسی است. “ آموزش و پرورش ۶ معاونت دارد و باید یکی از آنها حذف شود. این […]



دوشنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۶ - ۳:۱۷ --
تعداد بازدید: 621 بازدید

علی الهیار ترکمن معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی وزارت آموزش و پرورش از کاهش معاونت‌های این وزارتخانه به پنج معاونت طی یک تا دو ماه آینده خبر داد و گفت: “اکنون کارگروهی در همین زمینه تشکیل شده و مشغول بررسی‌های کارشناسی است. “

آموزش و پرورش ۶ معاونت دارد و باید یکی از آنها حذف شود. این دستور رییس جمهور با هدف کوچک کردن دولت و کاهش هزینه ها است. شش معاونت وزارتخانه عبارتند از :  معاونت آموزش ابتدایی، معاونت آموزش متوسطه ، معاونت تربیت بدنی و سلامت ، معاونت پرورشی و فرهنگی ، معاونت حقوقی و امور مجلس و معاونت توسعهٔ مدیریت و پشتیبانی.

سیدمحمد بطحایی وزیر فعلی در دوره ای که معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی بود ، “طرح رتبه بندی ” کارکنان را مسخ و آن را به یک طرح رفاهی بی محتوا تبدیل کرد  سیدمحمد بطحایی مانده است که کدام معاونت را حذف یا ادغام کند؟  یک چیز قطعی است معاونت آموزش ابتدایی ادغام یا حذف نخواهد شد. این را بطحایی در گفتگو با صدای معلم گفته است. یک چیز دیگر قطعی تر است :معاونت پرورشی که مناسب ترین گزینه برای حذف است به دلایل سیاسی و ایدئولوژیک حذف نمی شود.

بطحایی گفته که ده ها پیشنهاد در دست بررسی است که به نظر می رسد اظهار نظری اغراق آمیز  است. ادغام یا حذف معاونت متوسطه هم بعید است. بنابراین سه گزینه باقی می ماند: معاونت تربیت بدنی و سلامت، معاونت حقوقی و امور مجلس و معاونت توسعهٔ مدیریت و پشتیبانی.

معاونت حقوقی پُل ارتباطی وزیر با ۲۹۰ نماینده مجلس است که هر کدام در حوزه انتخابیه خود انتظاراتی از وزیر به خصوص در زمینه عزل و نصب مدیران دارند. معاونت پشتیبانی هم موقعیت مستحکمی دارد. ضعیف ترین معاونت در وزارتخانه ، معاونت تربیت بدنی و سلامت است که به احتمال زیاد در معاونت پرورشی ادغام خواهد شد. اما ادغام یا حذف یک معاونت نه منجر به کوچک شدن بخش اداری و کاهش کارکنان آموزش و پرورش می شود و نه تاثیری در کاهش هزینه ها دارد.

به نظر من ؛  بعد از معاونت پرورشی مناسب ترین گزینه برای حذف ، معاونت توسعه مدیریت و پشتیبانی است.این معاونت حداقل در ۴ سال گذشته از همه معاونتها ضعیف تر ظاهر شده است.

معاونت پشتیبانی را می توان معاونت “شعارهای لوکس”  نامید. حدود ۲۰ سال است که این معاونت شعار  “چابک سازی ستاد” و “تمرکززدایی” ، “تقویت ساختار مدرسه “، “مدرسه محوری”، “تفویض اختیارات “، “آموزش نیروی انسانی ” ، “افزایش بهره وری”، “رتبه بندی ” و صرفه جویی و بهینه سازی مصرف بودجه” و…  را می دهد.

از سال ۹۲ قرار است “بودجه ریزی عملیاتی” اجرا شود. ماموریت اصلی این معاونت افزایش کارآمدی و بهره وری سیستم است. گاهی هم مدیران این بخش ،شعار خلق “منابع غیردولتی” جدید سر می دهند. من بارها نوشته ام در وزارتخانه ای که بین ۹۵ تا ۹۹ درصد بودجه دولتی صرف هزینه های پرسنلی می شود و به دلایل سیاسی تغییر در بافت نیروی انسانی آن غیرممکن است،  باید به جای معاونت توسعه، یک اداره حسابداری جایگزین کرد که حساب دخل و خرج را در ستونهای بدهکار و بستانکار بنویسد. معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی در عمل نقش یک حسابدار را بازی می کند.

معاونتی که قرار است موتور محرکه وزارتخانه در جهت افزایش بهره وری شود ، خود از فقدان کارآمدی شدید رنج می برد. معاونت توسعه مدیریت و پشتیبانی در ماموریت خود یک معاونت شکست خورده است.

سیدمحمد بطحایی وزیر فعلی در دوره ای که معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی بود ، “طرح رتبه بندی ” کارکنان را مسخ و آن را به یک طرح رفاهی بی محتوا تبدیل کرد. آقای بطحایی در طرح کاهش و ساماندهی نیروی انسانی موفق نبود. آقای بطحایی نتوانست منبع مالی دیگری غیر از بودجه دولتی خلق کند.  این معاونت در عقد قرارداد بیمه درمانی تکمیلی موسوم به “بیمه طلایی” در ۴ سال گذشته ناتوان بوده و هرسال بدتر از سال قبل عمل کرده است. این معاونت در پرداخت “مطالبات معوق معلمان” نقش چوپان دروغگو را بازی کرده است. این معاونت در بحث “آموزش نیروی انسانی” و “ساماندهی نیروی انسانی” از سطح شعار فراتر نرفته است. معاونت پشتیبانی به رغم وعده ها نتوانسته “منابع مالی غیردولتی” کشف و یا خلق کند. در زمینه “صرفه جویی”  هم شعارهای این معاونت به شوخی شبیه است.

علی اصغر فانی روی ۵ سیاست یا جهت گیری تاکید می کرد و حداقل روی کاغذ و پشت بلندگو این ۵ سیاست را دنبال می کرد، اما ظاهرا وزیر فعلی برنامه و سیاست خاصی را دنبال نمی کند.

وزرای سیاسی مانند مرتضی حاجی ، حسین مظفر ، فرشیدی ، حاجی بابایی ، نظریه آموزش و پرورشی مبتنی بر تحصیلات آکادمیک نداشتند، در عوض برای خودشان جایگاه سیاسی ، جناحی و ایدئولوژیک قایل بودند   او در پاسخ به صدای معلم ( این جا )  در مورد انتقاد های خانم حکیم زاده معاون ابتدایی وزیر می گوید : “نه تنها خانم حکیم زاده که همه معاونین وزارتخانه چنین روحیه ای دارند و باید داشته باشند ؛ یعنی روحیه انتقادی نسبت به برنامه ها داشته باشند…. این روحیه وجود دارد … در برخی کم تر و در برخی بیشتر است.”

اگر واقعا برنامه ای وجود دارد، معاونان به جای انتقاد از برنامه ،باید برنامه را اجرا کنند. انتقادها مربوط به مرحله تهیه و تدوین برنامه است نه مرحله اجرا. همین حرف بطحایی نشان می دهد که در سطح مدیریتی هر کس خر خود را می راند.

من گمان می کنم استراتژی واحد و برنامه ای در وزارتخانه  وجود ندارد. معاونتها و روسای سازمانها بر اساس تشخیص خود عمل می کنند و بیشتر اعضای شورای معاونان ، نقش وزیر را به صورت تشریفاتی قبول دارند .

وزیر آموزش و پرورش منعطف است. روی هیچ چیزی نمی ایستد.بر خلاف اسلاف ایدئولوژیک و سیاسی خود در هیچ موردی نظر قاطعی ابراز نمی کند. او با همه مدیران و همه نظرات در راستای حفظ و ادامه وضع موجود کنار می آید و می خواهد به اصطلاح همه را داشته باشد. حتی در مصاحبه های عمومی خطاب به مردم و افکار عمومی روی هیچ موضعی پافشاری نمی کند .

راز این سازگاری و جاذبه ۱۰۰ درصدی چیست؟

یک دلیلش این است که او به نوعی به گارد قدیمی آموزش و پرورش از مهدی نوید ادهم تا حجت الاسلام بهرام محمدیان  و علی زرافشان و قدمی و…. مدیون است. رفتار او با باند بسته مدیریت  البته از نظر اخلاقی جوانمردانه است .کسانی مانند بهرام محمدیان و نوید ادهم  در ۸ سال مدیریت احمدی نژادی او را زیر بال و پر خود حفظ کردند .بطحایی ممکن است با این و آن مدیر ارشد زاویه ای داشته باشد، اما چاقو دسته خودش را نمی برد. بطحایی می خواهد همه از اصولگرا تا اصلاح طلب و اعتدالی بی سرو صدا سر سفره مدیریت آموزش و پرورش بنشینند. روش مدیریتی او این است : شما هم بفرمایید برای همه جا هست !

وزرای سیاسی مانند مرتضی حاجی ، حسین مظفر ، فرشیدی ، حاجی بابایی ، نظریه آموزش و پرورشی مبتنی بر تحصیلات آکادمیک نداشتند، در عوض برای خودشان جایگاه سیاسی ، جناحی و ایدئولوژیک قایل بودند. آنها اتوریته سیاسی و عقیدتی داشتند، اما محمد بطحایی جایگاه سیاسی و ایدئولوژیک خاصی برای خود قایل نیست. او یک شِبه تکنوکرات است . اما بر خلاف تکنوکراتها که به دانش و تخصص خود می نازند،موقعیت علمی و آکادمیک و تخصصی ممتازی ندارد. در آموزش و پرورشی که بیش از دو هزار تن از پرسنل مدرک پی اچ دی (دکتری) و بیش از ۵۰ هزار تن مدرک کارشناسی ارشد دارند، حضور فردی که حتی یک مدرک دانشگاهی قابل اعتنا ندارد، در مقام وزارت از دید رقبا یک نقطه ضعف غیر قابل جبران است. تنها مدرک تحصیلی قابل اعتنای وزیر،  فوق دیپلم از یک مرکز تربیت معلم است. بعد از آن بطحایی یک مدرک معادل لیسانس برنامه ریزی امورتربیتی و یک مدرک  معادل فوق لیسانس از مرکز آموزش نیروی انسانی وابسته به آموزش و پرورش اخذ کرده است. البته بطحایی هم مثل اغلب مدیران دولتی برای کسب عنوان دکتری تلاش کرده اما موفق نبوده است.

شاپور محمد زاده که در دوره تربیت معلم با بطحایی هم دوره بوده و رابطه خود را با او حفظ کرده و اکنون مشاور وزیر و مدیرکل دفتر وزارتی است در نیمه مهرماه با صدور یک بخشنامه سراسری ( ۱ ) از همه خواست که در عنوان نامه های خطاب به وزیر از به کار بردن واژه دکتر خودداری کنند. اما در این بخشنامه دلیل این منع گفته نشد. برخی این منع  را به حساب فروتنی وزیر و مخالفت او با عناوین تشریفاتی گذاشتند. اما واقعیت چیز دیگری بود.  بطحایی تا به حال در هیچ دانشگاه معتبری تحصیل نکرده است و غیر از تربیت معلم، در  هیچ آزمون ورودی رسمی قبول نشده است. تلاش  بطحایی به کمک شاپور محمدزاده برای گرفتن مدرک دکتری از دانشگاه یکی از کشورهای آسیای میانه ، با  رسوایی بورسیه های غیرقانونی مصادف شد. دقیقا نمی دانم مدرک  را گرفت و  در وزارت علوم تایید نشد یا اینکه با تحول اوضاع بعد از قضیه بورسیه ها ، پروسه اخذ دکتری را نیمه کاره رها کرد.احتمالا بخشنامه محمدزاده برای جلوگیری از برانگیختن حساسیت همکاران بود.

کُردانیسم را می توان یک پدیده شایع در بین مدیران جمهوری اسلامی دانست. مدیران آموزش و پرورش هم مثل بقیه مدیران ، برای کسب عنوان دکتری خود را به آب و آتش می زنند. برایشان فرق نمی کند که این مدرک را از دانشگاه آزاد بگیرند یا پیام نور یا فلان دانشگاه نظامی و یا حتی از موسسات خارج از کشور که در مقابل دریافت پول مدرک دکتری می دهند. عنوان دکتری برایشان مهم است.  اطرافیان و کارکنان هم معمولا برای نوازش روحی مدیر، عنوان دکتری را راست یا دروغ تکرار می کنند. در معاونت متوسطه به شیوه دهه ۶۰ عنوان مهندس هنوز معتبرترین است.  فرض بر این است که کسی که مقامی در جمهوری اسلامی کسب می کند علاوه برلقب سنتی حاج آقا که کم کم دِمُده می شود ، لقب مدرن دکتری را هم داشته باشد. جالب اینکه مدیریت در نهادهای دولتی و غیر دولتی تجربی ، رابطه ای ، حسی و روانشناختی است و ربطی به تئوری های مدیریتی و تحصیلات آکادمیک و حتی سواد معمولی  ندارد. آنچه به درد یک مدیر می خورد ، در هیچ کتاب و کلاس مدیریتی بیان نشده است.

آقای علی الهیار ترکمن معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی وزارت آموزش و پرورش هم تنها مدرک معتبری که دارد لیسانس روانشناسی است که با این معاونت پشتیبانی را می توان معاونت “شعارهای لوکس”  نامید. حدود ۲۰ سال است که این معاونت شعار  “چابک سازی ستاد” و “تمرکززدایی” ، “تقویت ساختار مدرسه “، “مدرسه محوری”، “تفویض اختیارات “، “آموزش نیروی انسانی ” ، “افزایش بهره وری”، “رتبه بندی ” و صرفه جویی و بهینه سازی مصرف بودجه” و…  را می دهدمدرک سال ۷۳ در سازمان برنامه و بودجه استخدام شده است.  آقای الهیار ترکمن در سال ۸۲ با معرفی سازمان برنامه و بودجه در یک دوره آموزشی نیمه حضوری یونسکو (IIEP–UNESCO) شرکت می کند. این برنامه دو پلان دارد که یکی  (ESP) 6 ماهه و دیگری (ATP) یکساله است. در پایان دوره یکساله مدرکی معادل فوق لیسانس به شرکت کننده ها داده می شود. این برنامه یونسکو (Training Program) برای کمک به آموزش و پرورش کشورهای درحال توسعه است و جنبه دانشگاهی ندارد.  احتمالا وزارت علوم این مدرک (certificate) را به عنوان فوق لیسانس از ایشان پذیرفته است. در مورد ادعای ایشان مبنی بر تحصیل غیر حضوری در دوره دکتری دانشگاه آلبرتای کانادا هم نمی توان چیزی گفت جز اینکه مدرک دکتری ایشان (به فرض وجود ) در ارزشیابی وزارت علوم مردود اعلام شده است. در واقع مدرک ایشان لیسانس روانشناسی و گذراندن یک “دوره ترینینگ” در یونسکو است.

آموزش و پرورش توسط تیم سازمان برنامه و با هدایت محمدباقر نوبخت که چهره ای پراگماتیست است اداره می شود. مدیران آموزش و پرورش همان سیاست ژلاتینی نوبخت را اجرا می کنند. آنها همزمان دو سیاست متضاد را پیش می برند. سیاست اصلی و عملی ، خرید خدمات ، کاهش وابستگی آموزش و پرورش به بودجه دولتی ، توسعه مدارس غیرانتفاعی ، صرفه جویی در هزینه ها به خصوص هزینه های پرسنلی و کاهش تصدیگری دولت در آموزش و پرورش است. سیاست غیررسمی و پوپولیستی و البته زبانی، همراهی وزیر با اعتراضات معلمان ، مخالفت با تبعیض بین کارکنان دولت ، برگزاری جلسات با تشکل ها و تشویق آنها به ارائه راهکار و برنامه ، دوری گزیدن از زبان ایدئولوژیک در گفت و گو با معلمان ، پیشگیری از بحران هایی مانند تجمعات و راهپیمایی ها و اداره روزمره امور آموزش و پرورش و آمادگی نسبی برای رفع بحران های مقطعی مانند آتش سوزی و زلزله و حوادث غیر طبیعی مانند تنبیه دانش آموزان و… بطحایی می خواهد این ۴ سال را بدون دردسر جدی به پایان ببرد.

صدای معلم

یادداشت ها، مقالات و پیام های خود را جهت انتشار در پایگاه خبری معلم ایرانی، به آدرس iranimoallem@gmail.com ارسال بفرمایید.
Share

نظرات بازدید کنندگان

  1. ناشناس گفت:

    اگر افرادی چون آقای شیرزاد عبداللهی نباشند، شاید بعضی ها با کرشمه ی بیشتری خودنمایی کنند. خوب است از افرادی مثل آقای عبداللهی بیشتر حمایت کنیم و صدایشان را با فوروارد کردن رساتر کنیم.

دیدگاه شما