یادداشت



کدخبر : 18975


بحران نیروی انسانی در نهاد آموزش



در دوران وزارت فانی بارها از زبان او شنیده شد که باید در ١٠ سال آینده یک‌چهارم نیروهای آموزش‌وپرورش را بکاهیم تا فضا برای کاهش هزینه فراهم شود. چنین رویکردی بی‌گمان ریشه بحران نیروی انسانی امروز در این وزارتخانه است. وضع پیش‌آمده هشدار نسبت به برنامه‌ها و سیاست‌هایی است که بدون بررسی‌های پیامدهای آن پیاده می‌شوند و گاه آسیب‌های جبران‌ناشدنی را به دنبال دارد؛



پنج شنبه ۶ مهر ۱۳۹۶ - ۳:۳۶ --
تعداد بازدید: 316 بازدید

به گفته وزیر آموزش‌وپرورش میانگین سابقه کاری کارکنان وزارتخانه‌اش ٢٣ سال است؛ همچنین او در جایی اشاره می‌کند که چالش مهم نهاد آموزش کمبود نیرو به دلیل قرار‌گرفتن سالانه ٣۵٠ تا ۴٠٠‌ هزار نفر در شرایط بازنشستگی است. همین دو جمله کافی است تا به بحران آسیب‌زای نیروی انسانی در گسترده‌ترین و مهم‌ترین وزارتخانه کشور پی ببریم. پوشیده نیست که بخشی از این بحران دست‌پخت فانی، وزیر پیشین و وزیر کنونی به‌عنوان معاون پشتیبانی اوست. در دوران وزارت فانی بارها از زبان او شنیده شد که باید در ١٠ سال آینده یک‌چهارم نیروهای آموزش‌وپرورش را بکاهیم تا فضا برای کاهش هزینه فراهم شود. چنین رویکردی بی‌گمان ریشه بحران نیروی انسانی امروز در این وزارتخانه است. وضع پیش‌آمده هشدار نسبت به برنامه‌ها و سیاست‌هایی است که بدون بررسی‌های پیامدهای آن پیاده می‌شوند و گاه آسیب‌های جبران‌ناشدنی را به دنبال دارد؛ اما وزیر آموزش‌وپرورش در هفته‌های گذشته برای گذر از بحران نیروی انسانی چند راهکار ارائه داده است که مهم‌ترین‌شان به‌کارگیری بازنشستگان، نوشتن تفاهم‌نامه با برخی از دانشگاه‌ها، افزایش نیروها و ساعت‌های حق‌التدریس و برگزاری دوره‌های کوتاه‌مدت در دانشگاه فرهنگیان برای داوطلبان شغل معلمی بوده است. بی‌گمان بررسی تک‌تک این راهکارها در این یادداشت کوتاه نمی‌گنجد. ازاین‌رو اشاره‌وار به دو مورد پرداخته می‌شود.
١- نخستین راهکار وزیر، به‌کارگیری نیروهای بازنشسته است. آموزگار برای پیشبرد برنامه‌های آموزشی باید سرشار از انرژی و انگیزه و نوآوری باشد و توانا برای رویارویی با مسئله‌های تازه در فرایند یادگیری – یاددهی. برخورد با نوآموزان از دبستان تا دبیرستان نیازمند درک سن‌و‌سال و خواسته‌های آنان، بردباری، توانایی برای تغییر نقش معلم از بزرگسالی به کودکی و نوجوانی و… است. از دیگر سو معلمی، حرفه‌ای فرساینده است. آموزگاری که بهترین سال‌های عمر خویش را صرف آموزش نوباوگان کرده است، دیگر توان و انرژی نخستین برای پویایی در فرایند آموزش را ندارد و به دلیل اختلاف سنی زیاد با دانش‌آموزان و شکاف نسل‌ها بسیاری از دیدگاه‌ها و رفتارهای آنان را به‌سختی درک می‌کند. چنین وضعی بی‌گمان بر فرایند آموزش کارگر می‌افتد و آموزش را از هدف‌های پایه‌اش دور می‌کند. این وضع هنگامی تشدید می‌شود که بیشتر بازنشستگان برای پر‌کردن شکاف ژرف میان دریافتی و هزینه‌های زندگی به کار روی می‌آورند و شوربختانه تن به نوعی استثمار می‌سپارند! برای نمونه اکنون و در آغاز سال نو آموزشی هنوز هم حق‌الزحمه‌های پنج‌و‌نیم ماه از سال گذشته به این عزیزان پرداخت نشده و شاید این برجسته‌ترین عامل دلسردی و بی‌انگیزگی این نیروها باشد.
٢- اما راهکار دیگر وزیر برگزاری دوره‌های کوتاه‌مدت برای داوطلبان حرفه معلمی در دانشگاه فرهنگیان یا دانشگاه‌های دیگر است. شوربختانه این راهکار برخلاف گفته‌های ایشان و البته نقدشان به وزیران پیشین درباره به‌کارگیری نیروهای آموزش‌ندیده در نهاد آموزش است. چنین راهکاری آن هم در وزارتخانه‌ای که نقش پرورش نسل‌های آینده را بر‌عهده دارد، بسیار‌بسیار آسیب‌زاست. هنگامی که چنین راهکاری را با ساختار تربیت معلم برخی کشورها مانند فنلاند با شش سال آموزش پژوهش‌محور، آن هم به‌عنوان دومین حرفه جذاب برای ادامه تحصیل، می‌سنجیم، تنها افسوس‌مان را در پی دارد. شوربختانه گویا وزیر با قولِ کاهش هزینه‌ها در آموزش‌وپرورش وارد دولت شده است و امروز برنامه‌های خویش را بر پایه این قول به پیش می‌برد. باید به وزیر هشدار داد که این ره که می‌رود به ناکجا‌آباد آموزشی است و بی‌گمان چنین راهکارهایی بر ناکارآمدی آشکار و پنهان آموزش‌وپرورش خواهد افزود. دست‌اندرکاران نباید هدف‌های ارزشمند آموزش را فدای صرفه‌جویی‌های کوتاه‌مدت کنند. جناب وزیر آموزش در بحران است، بر آن دامن نزنید.

 

روزنامه شرق

یادداشت ها، مقالات و پیام های خود را جهت انتشار در پایگاه خبری معلم ایرانی، به آدرس iranimoallem@gmail.com ارسال بفرمایید.
Share

دیدگاه شما