یادداشت



کدخبر : 18880


اولویت آموزش مهارتهای زندگی در دوره های ابتدائی و متوسطه ی اول‎



سیزده میلیون دانش آموز در کنار معلمین دانا و ارزشمندشان روز شنبه در سراسر کشور، شهرهای کوچک و بزرگ و دورافتاده ترین روستاهای ایران، گامها و نفسها و قلب هایشان را یکی نمودند و در کلاس درس حاضرشدند. به عنوان معلمی که بیست و چهار سال از عمر خود را در کنار فرزندان سرزمینم گذرانده ام احساس میکنم بچه های ایرانم در مدارس فقیر بار می آیند. بر این باورم که امروزه بایستی پرورش نسبت به آموزش اولویت داشته باشد.



یکشنبه ۲ مهر ۱۳۹۶ - ۱۳:۳۲ --
تعداد بازدید: 195 بازدید

صدای گامهای پاییز  آرام آرام به گوش می رسد از یک سو خش خش برگهای زرد درختان زیر پای عابران پیاده موسیقی نت سوم فصل ها را می نوازد و پیام پایان آفتاب تموز را با تکانه های پاییز همراه می کند و از سوی دیگر فصل شکفتن علم و دانایی و شادابی و مهر و مهربانی با بازگشایی مدرسه ها رقم میخورد. مدیران  مدارس به عنوان نیروی محرکه ی اصلی در سامان دادن به فرایند تعلیم و تربیت وظیفه و مسئولیت خطیری در برابر آینده ی فرزندان ایران دارند. آنان علاوه بر آنکه باید محیط فیزیکی مدارس را برای ورود دانش آموزان مهیا نمایند؛ وظیفه اصلی و مهمشان در طول سال تحصیلی ارائه ی یک برنامه ی منسجم و کارا میباشد که اسباب سربلندی آینده سازان کشور را فراهم نماید. بدون شک برای ورود خیل عظیم دانش آموزان به مدارس باید بستر لازم در جهت غنی سازی و اثربخشی فرایند تعلیم و تربیت از طریق تصمیم سازان و تصمیم گیران و نهایتا مدیران مدارس و معلمین عزیز به عنوان اصلی ترین عوامل آموزش پایدار؛ فراهم گردد. سیزده میلیون دانش آموز در کنار معلمین دانا و ارزشمندشان  روز شنبه در سراسر کشور، شهرهای کوچک و بزرگ و دورافتاده ترین روستاهای ایران، گامها و نفسها و قلب هایشان را یکی نمودند و در کلاس درس حاضرشدند. به عنوان معلمی که بیست و چهار سال از عمر خود را در کنار فرزندان سرزمینم گذرانده ام احساس میکنم بچه های ایرانم در مدارس فقیر بار می آیند. بر این باورم که امروزه بایستی پرورش نسبت به آموزش اولویت داشته باشد. بدان معنا که ما ابتدا بایستی از طریق پرورش صحیح؛ شهروندان کارآمد و مفیدی را روانه جامعه نماییم تا اگر فرصت خدمت در سمت های مدیریتی کشور نصیب آنها نشد، بتوانند مسئولیت های مدنی و شهروندی خود را به صورت درست ایفا نمایند. متاسفانه این روزها دغدغه ی اصلی خانواده های دانش آموزان تکیه ی صرف آنها بر داشته ها و نمرات بالای علمی فرزندانشان میباشد و تمام هم و غم خود را برروی موفقیت آنها در امتحانات علمی مدارس و کنکور سراسری متمرکز مینمایند. میتوان گفت در این مسیر عده ای از مدیران مدارس و معلمین زحمتکش با همراهی نمودن خانواده ها باعث تقویت این نگاه غلط میشوند. مادامی که اولویت ما به عنوان خانواده و نهاد مدرسه فقط کسب نمره و سنجش های علمی باشد، در بر همان پاشنه ی ناکارایی نظام آموزش وپرورش خواهد چرخید. فرزندان ما در دوره ابتدایی و متوسطه اول میتوانند با فراگیری و آموختن عملی و الگویی در مدراس که نمود یک جامعه ی کوچک بااهمیت میباشد، مهارتهای زندگی را درکنار مدیران و معلمین و با همراهی خانواده ها تمرین نموده و خود را مهیای ورود به جامعه ی بزرگتر نمایند. توجه به چند اصل ساده در مدارس از سوی معلمین و مدیران عزیز میتواند به شکوفایی توانمندی های این عزیزان بیانجامد. کافی است کمی به آنها اعتماد کنیم و این گل های بوستان خرد و مهرورزی رادریابیم. به عنوان مثال میتوان با سپردن مسئولیتهای مختلف به دانش آموزان آنها را درگیر مسائل و مشکلات روزمره نمود تا بیاموزند برای دست یابی به  اهداف متعالی زندگی باید در عرصه های گوناگون اجتماعی حضور فعال داشته باشند، میتوان با تاکید براهمیت و ارزش سلام و احوالپرسی در محاورات و ملاقات های روزمره به آنها بفهمانیم که نسبت به هم نوع خود، دوست خود، بزرگتر خود بی تفاوت نباشند و به همگان مهر بورزند، میتوان با باز نمودن فضای گفتگو و اظهار نظر آنها را انسانهای نقاد، پرسشگر و مطالبه گر بار آورد، میتوان با تاکید بر عدم تضیبع حقوق دیگران در امور ساده ی روزمره این مهم را در رعایت نوبت در بوفه ی مدارس، آبخوری ها، ،کتابخانه، استفاده ازسرویسهای بهداشتی وهنگام خروج ازمدرسه  به آنها آموزش دهیم که حقوق دیگران ارزشمنداست  وبا تکرار این رفتارها انصاف وعدالت و اعتقاد به وجدان کاری واخلاقی  را درآنها نهادینه نماییم ،میتوان با تاکید بر حضور به موقع در مدرسه وکلاس درس یادآور شویم که رعایت قانون  و نظم و انضباط درجهت بهتر زیستن و آسان زندگی نمودن و درواقع تاکید برارزش خویشتن میباشد، میتوان با تاکید بر آداب سخن گفتن و احترام به دوستان و معلمان بر ذهن و روح و روانشان تلنگر بزنیم که در جامعه ی پیشرو، دنیا از آن انسانهای اخلاق مدار و مهربان وقدردان میباشد، میتوان با تاکید بر دوری جستن از خشونت و تندروی آنها را انسانهای صلح جو و خوش قلب و آرام تربیت نماییم و اینگونه میشود که پس از نه سال ابتدایی و متوسطه ی اول فرزندانی داریم شجاع، نقاد، پرسشگر، مهربان، مسئولیت پذیر، قانونمند، مطالبه گر، صبور، بااعتماد به نفس و مشارکت جو. اینچنین انسانی با  کوله باری پربار  راهی مقطع تحصیلی متوسطه دوم می شود که با آموختن داده های علمی و تخصصی میتوان امیدوار بود که هم شهروندانی خوب و هم شهروندانی متخصص و علمی تقدیم جامعه نموده ایم.

 

*دبیرعلوم تجربی شهرستان آبدانان | استان ایلام

یادداشت ها، مقالات و پیام های خود را جهت انتشار در پایگاه خبری معلم ایرانی، به آدرس iranimoallem@gmail.com ارسال بفرمایید.
Share

دیدگاه شما