کد خبر : 16427
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۲۱ تیر ۱۳۹۶ - ۱۲:۰۹
602 بازدید بازدید

اقتصاد و آموزش

اقتصاد و آموزش

در حال حاضر سیستم اقتصادی و آموزشی کشور از شرایط مطلوب فاصله زیادی دارد و ذی نفعان اقتصاد و آموزش (سیاستگذاران، مدیران، استادان و معلمان، دانش‌آموزش و دانشجویان، والدین و کارآفرینان اقتصادی) از شرایط فعلی ناراضی هستند. علاوه بر این، در نتیجه توسعه سریع آموزش، آثار و پیامدهای مورد انتظار نیز حاصل نشده است. مهمتر این که، بیکاری فارغ‌التحصیلان (که انتظار می‌رفت به عنوان کارآفرینان و حلال مسائل و مشکلات ایفای نقش نمایند) به یک معضل جدی تبدیل شده است.

طی  سی سال  گذشته تلاش‌های نظام مند بسیاری برای تبیین فرایند وصول به توسعه در کشور انجام شده است.  اما هنوز این مسئله دغدغه فکری سیاستگذاران هم هست . توجه به توسعه ظرفیت‌های لازم برای تحقق توسعه در هر یک از الگوهای رشد، از طرق خاصی مانند سرمایه‌گذاری فیزیکی و اقتصادی ، توسعه آموزش، ارتقاء و بهبود سطح بهداشت، و یا توسعه علوم و فناوری تعقیب شده است.آنچه در این مجال در خصوص ابعاد توسعه متوازن  و ماندگار مورد بررسی قرار می‌گیرد، مولفه‌های اقتصاد و آموزش
خواهد بود.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی‌دو موضوع اقتصاد و آموزش از ضروری ترین مباحث  تحول و توسعه به شمار می‌آمده و در هر دولت و دوره‌ای تلاش شده  به شکلی ویژه در خصوص برخورداری از آموزش سرآمد و اقتصاد پر رونق طرح‌های فاخر و ارزنده‌ای  برنامه‌ریزی و اجرا شود. اما آنچه تا کنون خروجی آن برنامه‌ بوده‌، چیزی جز طرح‌های عجولانه  و نسنجیده نیست که بر خلاف اهداف و چشم‌اندازهایشان ، خسران را بیشترهم کرده اند.
تا دهه ۶۰ میلادی از آموزش آنچه به سخن می‌آمد بیشتر حول محور مهارت و رفاه بود، بنابراین این گذر تاریخی نشان می‌دهد که  اهمیت مهارت و تخصص عامل انسانی همواره مورد عنایت بوده  و مهمتر این که در طول زمان، نقش توانمندی‌های فیزیکی در انجام فعالیت‌ها به تدریج کم شده و در مقابل نقش توانمندی‌های فکری و مهارتی (یعنی کیفیت عامل انسانی) افزایش یافته است. با ظهور نظریه‌ها و الگوهای رشد اقتصادی  در دهه۸۰میلادی، محققان به سمت پژوهش درباره‌ علل و عوامل رشد اقتصادی کشورهای توسعه یافته  رفتند و به تفاوت‌های نرخ رشد کشورها و علل آن پرداختند. نتیجه این پژوهش‌ها نشان می‌داد که در کنار عوامل کلاسیک، آموزش و سطوح دسترسی آن در کشورها نیز نقش بسزایی  در رشد اقتصادی دارد.  به بیان دیگر در جوامعی که برای آموزش هدفمند در مدارس و دانشگا‌ها  برنامه‌ریزی شده بود، اقتصاد به رشد معناداری دست یافت و در دیگر کشورها با وجود تلاش‌های راهبردی به دلیل عدم توجه به هم جواری اثرات آموزش و اقتصاد در کنار هم، عدم رشد اتفاق افتاد. باید پذیرفت که تاثیر آموزش و اقتصاد  بر هم رابطه  دوطرفه ای  است که بی شک همان طور که برنامه‌ها و اقدامات آموزشی کشور می‌تواند به چرخه‌های اقتصادی آن رونق بخشد، اقتصاد سالم  آن هم می‌تواند‌، آموزش، دسترسی و توزیع عادلانه را
نتیجه دهد.
یافته‌های علمی‌در ارتباط با آثار اقتصادی- اجتماعی آموزش، مقوله سرمایه‌گذاری آموزشی را نیز مورد توجه ویژه قرار داد‌ه و بر ارزش وافر آموزش در جوامع صحه  گذاشتند. آنچه از نتایج پژوهش‌ها بر می‌آید تاکید بر سرمایه‌گذاری بودن آموزش دارد  و این که آموزش علاوه بر منافع شخصی‌، منافع اجتماعی نیز دارد و در بعد اجتماعی اش دامنه وسیعی  از بهبود ‌اوضاع اقتصادی، سیاسی و فرهنگی و… را در بر
می‌گیرد.
با توجه به اهمیت کیفیت نیرو ی انسانی در جریانات اقتصادی‌، نیاز است تا  این رابطه اثر و موثر در برنامه‌های آموزشی و اقتصادی ایران هم  دنبال شود و برای  آن برنامه‌ریزی نمودو برای حل و فصل مشکلات برنامه ای فراوان این دو وزارتخانه در کشور و برای رسیدن به توسعه پایدار در ابعاد ملی، باید در سطوح ستادی و سیاستگذاری وزارتخانه‌های مذکور ،برنامه‌ها و ماموریت‌های وزین،علمی‌و کارآمد طراحی و اجرا شود که کارایی و راندمان این دوسیستم را در سطح ملی بالا ببرد. زمانی که وزارت آموزش و پرورش و علوم با برنامه‌های تعلیم و تربیت و مهارت ورزی ،آینده سازان را در مدارس و دانشگاه‌ها به سمت تعالی‌، هویت بخشی و تولیدملی سوق دهد،بازارکار و اشتغال کشور با نیروی  انسانی جوان و پر انگیزه‌ای تغذیه خواهدشد، که می‌تواند ظرفیت‌های رونق اقتصادی کشور را به پویایی وا دارد و محرک نشاط وشادابی سیستم اقتصادی شود و آن را از این ورطه یک بام و دو هوا
بیرون کشد.  آموزش و تاثیر آن در اقتصاد جوامع  در کشورها‌ی توسعه یافته پذیرفته شده و برای این امر  و توزیع عادلانه و فرصت بخشی به تمامی‌مخاطبان هزینه‌های هنگفتی پرداخت شده ، از این رو است که  به اقتصاد پویا و پر کنش رسیده‌اند.
در حال حاضر سیستم اقتصادی و آموزشی کشور از شرایط مطلوب فاصله زیادی دارد و ذی نفعان اقتصاد و آموزش (سیاستگذاران، مدیران، استادان و معلمان، دانش‌آموزش و دانشجویان، والدین و کارآفرینان اقتصادی) از شرایط فعلی ناراضی هستند. علاوه بر این، در نتیجه توسعه سریع آموزش، آثار و پیامدهای مورد انتظار نیز حاصل نشده است. مهمتر این که، بیکاری فارغ‌التحصیلان (که انتظار می‌رفت به عنوان کارآفرینان و حلال مسائل و مشکلات ایفای نقش نمایند) به یک معضل جدی تبدیل شده است. زمان آن فرارسیده که در کنار بحث و جدل‌های کارشناسانه و غیر کارشناسانه ی موجود در نظام اقتصادی و آموزشی کشور که چهره‌ای مخدوش در اذهان به جای گذاشته ،سیاستگذاران امر با برخورداری از نظرات صاحبان اندیشه و اساتید حوزه‌های مذکور، به تدوین طرح‌ها و برنامه‌هایی بپردازند که   ضمن بررسی پیامدها ، در آنها ابعاد اجرایی و آینده نگری موفقیت‌ها و شکست‌ها  نیز  در نظر گرفته شده باشد.
البته نه از آن دست برنامه‌هایی که یک روز با غوغاسالاری و حاشیه‌های فراوان  رونمایی می‌شوند و پس از مدت کوتاهی  با توجه به سلیقه‌ای عمل کردن عده‌ای‌، به کنار گذاشته و مهره ‌ سوخته‌ای در نظام برنامه‌ای کشور می‌شوند.با توجه به سرعت تحولات آموزشی و اقتصادی در کشورهای پیشرفته و پدیده  ‌جهانی شدن، برای عقب نماندن از چارچوب رقابتی جوامع  و ماندن در میان کشورهای صاحب سبک و اندیشه ‌، ضروری است  برنامه‌ا‌ی استراتژیک  با محوریت دانایی محوری و  آثاری ملموس در کوتاه مدت ، برای اقتصاد و آموزش کشور تدوین گردد تا بستر مناسبی برای توسعه ظرفیت‌ها
فراهم شود.

 

منبع: مردم سالاری

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

آخرین خبرها

یادداشت

کاکتوسکده هنرستان کشاورزی جنت رشت تابناك وب تابناك وب تابناك وب تابناك وب تابناك وب