یادداشت



کدخبر : 16427


اقتصاد و آموزش



در حال حاضر سیستم اقتصادی و آموزشی کشور از شرایط مطلوب فاصله زیادی دارد و ذی نفعان اقتصاد و آموزش (سیاستگذاران، مدیران، استادان و معلمان، دانش‌آموزش و دانشجویان، والدین و کارآفرینان اقتصادی) از شرایط فعلی ناراضی هستند. علاوه بر این، در نتیجه توسعه سریع آموزش، آثار و پیامدهای مورد انتظار نیز حاصل نشده است. مهمتر این که، بیکاری فارغ‌التحصیلان (که انتظار می‌رفت به عنوان کارآفرینان و حلال مسائل و مشکلات ایفای نقش نمایند) به یک معضل جدی تبدیل شده است.



چهارشنبه ۲۱ تیر ۱۳۹۶ - ۱۲:۰۹ --
تعداد بازدید: 287 بازدید

طی  سی سال  گذشته تلاش‌های نظام مند بسیاری برای تبیین فرایند وصول به توسعه در کشور انجام شده است.  اما هنوز این مسئله دغدغه فکری سیاستگذاران هم هست . توجه به توسعه ظرفیت‌های لازم برای تحقق توسعه در هر یک از الگوهای رشد، از طرق خاصی مانند سرمایه‌گذاری فیزیکی و اقتصادی ، توسعه آموزش، ارتقاء و بهبود سطح بهداشت، و یا توسعه علوم و فناوری تعقیب شده است.آنچه در این مجال در خصوص ابعاد توسعه متوازن  و ماندگار مورد بررسی قرار می‌گیرد، مولفه‌های اقتصاد و آموزش
خواهد بود.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی‌دو موضوع اقتصاد و آموزش از ضروری ترین مباحث  تحول و توسعه به شمار می‌آمده و در هر دولت و دوره‌ای تلاش شده  به شکلی ویژه در خصوص برخورداری از آموزش سرآمد و اقتصاد پر رونق طرح‌های فاخر و ارزنده‌ای  برنامه‌ریزی و اجرا شود. اما آنچه تا کنون خروجی آن برنامه‌ بوده‌، چیزی جز طرح‌های عجولانه  و نسنجیده نیست که بر خلاف اهداف و چشم‌اندازهایشان ، خسران را بیشترهم کرده اند.
تا دهه ۶۰ میلادی از آموزش آنچه به سخن می‌آمد بیشتر حول محور مهارت و رفاه بود، بنابراین این گذر تاریخی نشان می‌دهد که  اهمیت مهارت و تخصص عامل انسانی همواره مورد عنایت بوده  و مهمتر این که در طول زمان، نقش توانمندی‌های فیزیکی در انجام فعالیت‌ها به تدریج کم شده و در مقابل نقش توانمندی‌های فکری و مهارتی (یعنی کیفیت عامل انسانی) افزایش یافته است. با ظهور نظریه‌ها و الگوهای رشد اقتصادی  در دهه۸۰میلادی، محققان به سمت پژوهش درباره‌ علل و عوامل رشد اقتصادی کشورهای توسعه یافته  رفتند و به تفاوت‌های نرخ رشد کشورها و علل آن پرداختند. نتیجه این پژوهش‌ها نشان می‌داد که در کنار عوامل کلاسیک، آموزش و سطوح دسترسی آن در کشورها نیز نقش بسزایی  در رشد اقتصادی دارد.  به بیان دیگر در جوامعی که برای آموزش هدفمند در مدارس و دانشگا‌ها  برنامه‌ریزی شده بود، اقتصاد به رشد معناداری دست یافت و در دیگر کشورها با وجود تلاش‌های راهبردی به دلیل عدم توجه به هم جواری اثرات آموزش و اقتصاد در کنار هم، عدم رشد اتفاق افتاد. باید پذیرفت که تاثیر آموزش و اقتصاد  بر هم رابطه  دوطرفه ای  است که بی شک همان طور که برنامه‌ها و اقدامات آموزشی کشور می‌تواند به چرخه‌های اقتصادی آن رونق بخشد، اقتصاد سالم  آن هم می‌تواند‌، آموزش، دسترسی و توزیع عادلانه را
نتیجه دهد.
یافته‌های علمی‌در ارتباط با آثار اقتصادی- اجتماعی آموزش، مقوله سرمایه‌گذاری آموزشی را نیز مورد توجه ویژه قرار داد‌ه و بر ارزش وافر آموزش در جوامع صحه  گذاشتند. آنچه از نتایج پژوهش‌ها بر می‌آید تاکید بر سرمایه‌گذاری بودن آموزش دارد  و این که آموزش علاوه بر منافع شخصی‌، منافع اجتماعی نیز دارد و در بعد اجتماعی اش دامنه وسیعی  از بهبود ‌اوضاع اقتصادی، سیاسی و فرهنگی و… را در بر
می‌گیرد.
با توجه به اهمیت کیفیت نیرو ی انسانی در جریانات اقتصادی‌، نیاز است تا  این رابطه اثر و موثر در برنامه‌های آموزشی و اقتصادی ایران هم  دنبال شود و برای  آن برنامه‌ریزی نمودو برای حل و فصل مشکلات برنامه ای فراوان این دو وزارتخانه در کشور و برای رسیدن به توسعه پایدار در ابعاد ملی، باید در سطوح ستادی و سیاستگذاری وزارتخانه‌های مذکور ،برنامه‌ها و ماموریت‌های وزین،علمی‌و کارآمد طراحی و اجرا شود که کارایی و راندمان این دوسیستم را در سطح ملی بالا ببرد. زمانی که وزارت آموزش و پرورش و علوم با برنامه‌های تعلیم و تربیت و مهارت ورزی ،آینده سازان را در مدارس و دانشگاه‌ها به سمت تعالی‌، هویت بخشی و تولیدملی سوق دهد،بازارکار و اشتغال کشور با نیروی  انسانی جوان و پر انگیزه‌ای تغذیه خواهدشد، که می‌تواند ظرفیت‌های رونق اقتصادی کشور را به پویایی وا دارد و محرک نشاط وشادابی سیستم اقتصادی شود و آن را از این ورطه یک بام و دو هوا
بیرون کشد.  آموزش و تاثیر آن در اقتصاد جوامع  در کشورها‌ی توسعه یافته پذیرفته شده و برای این امر  و توزیع عادلانه و فرصت بخشی به تمامی‌مخاطبان هزینه‌های هنگفتی پرداخت شده ، از این رو است که  به اقتصاد پویا و پر کنش رسیده‌اند.
در حال حاضر سیستم اقتصادی و آموزشی کشور از شرایط مطلوب فاصله زیادی دارد و ذی نفعان اقتصاد و آموزش (سیاستگذاران، مدیران، استادان و معلمان، دانش‌آموزش و دانشجویان، والدین و کارآفرینان اقتصادی) از شرایط فعلی ناراضی هستند. علاوه بر این، در نتیجه توسعه سریع آموزش، آثار و پیامدهای مورد انتظار نیز حاصل نشده است. مهمتر این که، بیکاری فارغ‌التحصیلان (که انتظار می‌رفت به عنوان کارآفرینان و حلال مسائل و مشکلات ایفای نقش نمایند) به یک معضل جدی تبدیل شده است. زمان آن فرارسیده که در کنار بحث و جدل‌های کارشناسانه و غیر کارشناسانه ی موجود در نظام اقتصادی و آموزشی کشور که چهره‌ای مخدوش در اذهان به جای گذاشته ،سیاستگذاران امر با برخورداری از نظرات صاحبان اندیشه و اساتید حوزه‌های مذکور، به تدوین طرح‌ها و برنامه‌هایی بپردازند که   ضمن بررسی پیامدها ، در آنها ابعاد اجرایی و آینده نگری موفقیت‌ها و شکست‌ها  نیز  در نظر گرفته شده باشد.
البته نه از آن دست برنامه‌هایی که یک روز با غوغاسالاری و حاشیه‌های فراوان  رونمایی می‌شوند و پس از مدت کوتاهی  با توجه به سلیقه‌ای عمل کردن عده‌ای‌، به کنار گذاشته و مهره ‌ سوخته‌ای در نظام برنامه‌ای کشور می‌شوند.با توجه به سرعت تحولات آموزشی و اقتصادی در کشورهای پیشرفته و پدیده  ‌جهانی شدن، برای عقب نماندن از چارچوب رقابتی جوامع  و ماندن در میان کشورهای صاحب سبک و اندیشه ‌، ضروری است  برنامه‌ا‌ی استراتژیک  با محوریت دانایی محوری و  آثاری ملموس در کوتاه مدت ، برای اقتصاد و آموزش کشور تدوین گردد تا بستر مناسبی برای توسعه ظرفیت‌ها
فراهم شود.

 

منبع: مردم سالاری

یادداشت ها، مقالات و پیام های خود را جهت انتشار در پایگاه خبری معلم ایرانی، به آدرس iranimoallem@gmail.com ارسال بفرمایید.
Share

دیدگاه شما