کد خبر : 26481
تاریخ انتشار : پنج شنبه ۹ فروردین ۱۳۹۷ - ۶:۳۰
485 بازدید بازدید

افسانه ی برتری مدرسه های خصوصی به دولتی/ آموزش و پرورش و پاسداشتِ محیط زیست/ گام بلندتردر آموزش و پرورش/ مشکلات روانی و اجتماعی دانش آموزان چیست؟/ یک تفریح سالم

افسانه ی برتری مدرسه های خصوصی به دولتی/ آموزش و پرورش و پاسداشتِ محیط زیست/ گام بلندتردر آموزش و پرورش/ مشکلات روانی و اجتماعی دانش آموزان چیست؟/ یک تفریح سالم

افسانه ی برتری مدرسه های خصوصی به دولتی   برگردان: مهدی بهلولی   سیاست گذاران،پدر- مادران،و بیشتر مردم، دیری است که می گویند دانش آموزانی که به مدرسه های خصوصی می روند از همتایان خود در مدرسه های دولتی،بهتر آموزش می بینند. به نزد بسیاری از پدر – مادرانی که به دنبال این هستند که

افسانه ی برتری مدرسه های خصوصی به دولتی

 

برگردان: مهدی بهلولی

 

سیاست گذاران،پدر- مادران،و بیشتر مردم، دیری است که می گویند دانش آموزانی که به مدرسه های خصوصی می روند از همتایان خود در مدرسه های دولتی،بهتر آموزش می بینند. به نزد بسیاری از پدر – مادرانی که به دنبال این هستند که بچه هایشان از آموزشی با کیفیت بالا- چه از نظر مذهبی و چه از نظرهای دیگر- برخوردار گردند چنین جلوه می کند که مدرسه های خصوصی به هزینه هایشان می ارزند. به ویژه هنگامی که این مدرسه ها،دیگر دانش آموزان زرنگ را هم جذب می کنند و لابد آموزگارانی بهتر از آموزگاران مدرسه های دولتی پیرامون را هم به کار می گیرند،احتمال این پندار بیشتر می شود. اغلب پدر- مادران،همچنین می انگارند که مدرسه های خصوصی در برنامه ریزی برنامه درسی و دسترسی به منابع آموزشی،از خودمختاری بیشتری برخوردارند.

این پیش فرض های  ِ اغلب بی چون و چرا پذیرفته شده،سیاست های آموزشی را به افزایش نام نویسی در مدرسه های خصوصی- مدرسه های خصوصی ای که با بن یا کوپن های آموزشی کار می کنند- به ویژه برای دانش آموزان اقلیت با درآمد کم در منطقه های شهری،رانده اند. با این رو،شواهد کمی وجود دارد که نشان دهند دانش آموزان مدرسه های خصوصی از نظر آموزشی بهتر از همتایان شان در مدرسه های دولتی،آماده می شوند. به ویژه هنگامی که در ارزیابی عملکرد دانش آموز،به عامل های دیگری همچون  ویژگی های جمعیت شناختی منطقه،ویژگی های خانوادگی،و عامل های دیگر بیرون از مدرسه توجه شود. با وجود نبود شواهد،بسیاری از پدر– مادران،به گزینش مدرسه های خصوصی برای بچه هایشان ادامه می دهند. پیرامون ۵٫۵ میلیون دانش آموز در مدرسه های خصوصی – از پیش دبستانی به بالا- آموزش می بینند. مدرسه های خصوصی نزدیک ۱۰ درصد همه ی دانش آموزان دبستان و دبیرستانی ایالات متحده را در خود جای داده اند. این نسبت برای سال هاست که ثابت مانده است.

راست این است که مدرسه های خصوصی و دولتی،دارند به جمعیت های دانش آموزی گوناگونی آموزش می دهند. هنگامی که این مدرسه ها با ویژگی هایی همچون نژاد / قومیت، سطح تحصیلات پدر- مادر،نیاز به خدمات آموزشی ویژه، و سطح چیرگی بر زبان انگلیسی،با یکدیگر سنجیده شوند روشن می شود که مدرسه های خصوصی،دانش آموزان محروم کمتری نام نویسی می کنند تا مدرسه های دولتی. برخی پژوهشگران همچنین جمعیت های شرکت کننده مدرسه های خصوصی و دولتی خاصی را در “ارزشیابی ملی پیشرفت آموزشی”(NAEP) از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۵ با هم مقایسه نمودند. مدرسه های خصوصی،در همه ی پایه ها(چهارم،هشتم،و دوازدهم) و همه ی موضوع های درسی( خواندن،نوشتن،ریاضیات و علوم) نسبت به مدرسه های دولتی،درصد بیشتری دانش آموزان سفید پوست و درصد کمتری دانش آموزان سیاه پوست و اسپانیایی داشتند. این پژوهشگران همچنین دریافتند که درصد بالایی از دانش آموزان پایه هشتم مدرسه های خصوصی گزارش داده اند که دست کم یکی از پدر یا مادرشان،تحصیلات بالاتر از دبیرستان دارند و در میان این دانش آموزان شمار کمی هستند که چیرگی محدودی بر زبان انگلیسی دارند و یا از معلولیت رنج می برند. پس مایه شگفتی نیست که در طی ۵ سال این پژوهش،نمره های آزمونی دانش آموزان در NAEP در هر سه نوع مدرسه های خصوصی،به طور میانگین،از مدرسه های دولتی بالاتر باشد.[مترجم : گویا منظور نویسنده از سه نوع مدرسه های خصوصی آمریکا،مدرسه های کوپنی،مدرسه های منشوری و مدرسه های غیرانتفاعی باشد.]

به کارگیری داده های ارزشیابی های استانداردشده ای همچون NAEP بدون در نظر گرفتن فاکتورهای دیگری که به موفقیت تحصیلی بهتر دانش آموزان می انجامند،در واقع،افسانه ی “کارآمدی مدرسه خصوصی” را زنده نگه می دارد. ناهار رایگان و ارزان،همچون شاخصی برای موقعیت اجتماعی – اقتصادی دانش آموز به کار می رود،اما پژوهشگران این پژوهش ۵ ساله، متغیرهای چندگانه ای(همچون متن های خواندنی در دسترس دانش آموز،دسترسی خانگی دانش آموزان به رایانه،و سطح تحصیلی پدر- مادر) را با هم آمیختند تا سنج دقیق تری بدست آورند برای آن که مقدار اختلاف موقعیت اجتماعی- اقتصادی دانش آموزان دبستانی مدرسه های خصوصی را اندازه بگیرند. موفقیت تحصیلی در کل بالاتر و هماهنگ دانش آموزان مدرسه های خصوصی در ارزشیابی ریاضیات سال ۲۰۰۰ در میان دانش آموزان چهارم و هشتم NAEP،گویی تآییدی بود بر ادعاهای عملکرد آموزشی برتر دانش آموزان مدرسه های خصوصی. اما با شاخص چندگانه ی پژوهشگران،و با در نظر گرفتن متغیرهای دیگری همچون نژاد/ قومیت و موقعیت معلولیت،روشن شد که دانش آموزان مدرسه های دولتی،به طور میانگین،از همتایان خود در مدرسه های خصوصی،بهتر عمل کرده اند.

ناتوانی در اندازه گیری موفقیت دانش آموزان،هنگامی که برای سنجش موفقیت دانش آموزان مدرسه های دولتی و خصوصی،بر داده های NAEP تکیه می شود در بلند مدت،چالش دیگری پدید می آورد. ونگلینسکی،در سال ۲۰۰۷،با به کارگیری یک نمونه ملی از داده های مربوط به موقعیت جغرافیایی دانش آموزان و مدرسه ها،نشان داد که دانش آموزانی که به دبیرستان های خصوصی مستقل (یا سکولار)،بیشتر انواع مدرسه های کلیسایی،و مدرسه های پرجاذبه یا “برگزیده” دولتی می روند از دانش آموزان دبیرستان های دولتی سنتی،به هیچ رو،بهتر عمل نمی کنند هنگامی که ویژگی های پیشینه ای خانوادگی آنان را درنظر بگیریم. درخور درنگ این که او همچنین دریافت که رفتن به دانشگاه دانش آموزانی که به مدرسه های خصوصی می رفته اند،هیچ احتمال بیشتری ندارد و در سن ۲۶ سالگی هم،نسبت به همتایانشان در مدرسه های دولتی،هیچ رضایت شغلی بیشتری از آنان گزارش نشده است. افزون بر اینها،دانش آموختگان مدرسه های خصوصی و دولتی،در سن برابر،در درگیر شدن هایشان در کنش های مدنی،اختلاف ناچیزی دارند.

داده های ارزشیابی ملی،همچنین،در موفقیت میان دانش آموزان مدرسه های دولتی و خصوصی،اختلاف کمی نشان داد- اگر دوباره عامل های موقعیت اجتماعی- اقتصادی درنظر گرفته شوند. در آزمون های ۲۰۰۹ پیزا (PISA  برنامه ارزشیابی جهانی دانش آموزان) نمره های خواندن دانش آموزان مدرسه های خصوصی معمولی در ۲۶ کشور OECD(سازمان همکاری و توسعه اقتصادی) و دیگر اقتصادهای شرکت کننده،نسبت به دانش آموزان مدرسه های دولتی معمولی،هم ارز سه چهارم یک سال آموزشی،بهتر عمل کردند. کمابیش یک دهم این “برتری مدرسه های خصوصی” را می توان به رقابت میان مدرسه ها،خودمختاری در برنامه درسی،و منابع آموزشی اضافی،نسبت داد. توانایی مدرسه های خصوصی در جذب و جلب دانش آموزانی که اغلب عملکرد بالایی دارند و از نظر اجتماعی- اقتصادی دارای امتیاز می باشند بیشتر ِ این جلو بودن ِ سه چهارم ِ سال را توضیح می دهد.

فرض خودمختاری در برنامه درسی و تخصیص منابع،تنها کسر کوچکی از اختلاف در موفقیت آموزشی را توضیح می دهد که ناشی از موقعیت اجتماعی- اقتصادی نیست. “امتیاز مدرسه های خصوصی” در نتیجه های آزمون های پیزا در ۱۳ کشور از ۱۶ کشور OECD از میان می رود هنگامی که مدرسه های دولتی از خودمختاری و منابع قابل مقایسه برخوردار بودند. با این شواهد، منتقدان بر این باورند که پدر- مادرانی که برای بچه هایشان مدرسه های خصوصی را برمی گزینند شاید ناآگاهانه دست به “گزینشی می زنند که در آن با احتمال بیشتری بچه شان در کلاسی با هم سن هایی همانند تر یا موقعیت اجتماعی بهتر،حضور خواهد یافت و این که منابعی که اختصاص به آن کلاس ها می دهند به شکل آموزگاران و موضوع های درسی،به کیفیت بالاتر می انجامند.”

با وجود شواهدی که نشان می دهند مدرسه های خصوصی،به طور میانگین،برای دانش آموزان در عملکرد آموزشی،بیش از همتایانشان در مدرسه های دولتی،برتری رقابتی فراهم نمی آورد برخی پدر- مادران بر بنیاد درک های دیگری،مدرسه های خصوصی را برمی گزینند. چارلز در سال ۲۰۱۱ پی برد که درک پدر- مادران از کیفیت مدرسه های خصوصی،از نظر آماری،در میان پدر – مادرانی که بچه شان به مدرسه های خصوصی می رود بالاتر از کسانی بود که بچه شان به مدرسه های دولتی می رود (کیفیت آموزشی در اینجا یعنی کیفیت تدریس،امکانات برای یادگیری دانش آموز،شرایط مدرسه،و روابط پدر- مادر و مدرسه). با این که دانش آموزان مدرسه های خصوصی از نظر آموزشی از دانش آموزان با پیشینه ی خانوادگی همانند در مدرسه های دولتی،عملکرد بهتری ندارند درک پدر- مادران درباره ی این زمینه های دیگر زندگی مدرسه ای،خانواده های برخوردار را به گزینش مدرسه های خصوصی،و در نهایت،افزایش جداسازی نژادی / قومی و اجتماعی- اقتصادی در مدرسه های دولتی،وا می دارد. این روند پیوسته،به بهبود فرصت های آموزشی دانش آموزان با درآمد متوسط و پایین،همان “رها شدگان” در مدرسه های دولتی،کمکی نخواهد کرد. افزون بر این،دانش آموزان ثروتمندتر را از گروه های گوناگون فقیرتر جدا می سازد و هدف های جامعه دموکراتیک را نابود می کند؛جامعه ای که هنگامی شکوفا می شود که در طبقه،نژاد،و مرزهای قومی،یکپارچگی وجود داشته باشد.

 

 

 

آموزش و پرورش و پاسداشتِ محیط زیست

 

محمدرضا نیک نژاد

 

هر کس در چند سال گذشته گذرش به شهرهای زیبای کناره ی دریای خزر افتاده باشد و با چشم نه چندان تیزبین پیرامون خویش را بنگرد،نخستین چیزی که چشم ها را می آزارد،آلودگی محیط زیست،دریا و جنگل است. در جاده ی بهشتی فومن- ماسوله،اگر بخواهی لختی بیاسایی و از چشم اندازهای چشم نواز طبیعت بهرمند شوی،کوهی از زباله و قوطی های فلزی و پلاستیکی را می بینی که کنار جاده و رودخانه را به کشتزاری از زباله بدل کرده اند و تنها کاری که از آدم بر می آید کشیدن آهی بیش نیست. البته می توان نزدیک تر را هم دید. برای نمونه برخی از هم شهریانی که برای تفریح و لذت بردن از طبیعت به بوستان های پایتخت می آیند چندان توجهی به رعایت پاکی محیط پیرامون خود ندارند و به آلوده کردن آن می پردازند. گاهی دیده می شود با این که سطل زباله در یکی- دو متری این شهروندان!قرار دارد،زبال ها را روی زمین و چمن رها کرده و با خیالی آسوده به خانه باز می گردند. البته با تلاش های شهرداری و کارگران زحمت کش شرکت های خصوصیِ مسئول پاک سازی شهر،بی انضباطی و سر به هوایی این دسته از شهرنشینان چندان به چشم نمی آید. هدف و بهانه ی نوشتن این رنجنامه،بازگشت دوباره ی خانم ابتکار به ریاستسازمان محیط زیست است.

آنچه که در اینیک- دو هفته به چشم می خورد و در خبرها هم بازتاب یافته است،استقبال کارمندان این سازمان و نهادهای مردم نهادِ کنشگر در گستره ی محیط زیست بود. تجربه خانوادگی، شخصی و مدیریتی معصومه ابتکار جان تازه ای در کالبد طرفداران محیط زیست دمیده و امیدهای فراوانی برای دگرگونی در رویکردها،برنامه ها و تلاش های این سازمان پدید آورده است. اما ناگفته پیداست که تلاش برای جلو گیری از ویرانی بیشتر محیط زیست و نگهداشت زیست بوم به دو دسته ی کلیِ دراز مدت و کوتاه مدت تقسیم می شوند. نجات دریاچهی ارومیه،پاک سازی هوای کلان شهرها،جلوگیری از تلف شدن جانوران کمیاب و …. در بخش کوتاه مدت برنامه های سازمان محیط زیست جا می گیرد. اما پدید آوری نگاهی فرهنگی- اجتماعی به موضوع نگهداشت و پاسداشت زیست بوم تلاشی چند ده ساله را در پی خواهد داشت. این که پدر یا مادری در برابر دیدگان تیزبین فرزند خویش پوست میوه را از اتومبیل به بیرون پرتاب می کند و فرزند را هم در یک کنش ناخودآگاه به ویرانی و بی توجهی در نگاهداشت محیط فرا می خواند،کاری نیست که بتوان در فاصله ییکی- دو ساله از فرهنگ زدود و پاک کرد. این جاست که نقش آموزش از پایه در دبستان و مدرسه به شدت پر رنگ می شود و راهی جز آموزش در برابر جامعه ی بی مهر با محیط زیست باقی نمی ماند. از این روست که معصومه ابتکار نیز در مراسم معارفه ی خویش می گوید”آموزش و فرهنگ سازی عمومی از مهم‌ترین برنامه‌های محیط زیست است و باورهای زیست محیطی همواره در مردم ایران وجود داشته فقط باید فرصتی فراهم شود تا این باور‌ها بازخوانی و این فرهنگ به عمل ترجمه شود چرا که دیگر فرصتی برای تکرار اشتباه خود و دیگران نداریم و نمی‌توانیم در جا بزنیمیا عقب برویم لذا کفش‌ها و کلا‌ها را محکم ببندید که از قطار پرشتاب حفاظ از محیطزیست جا نمانیم” (خبرگزاری ایلنا ۲۰/۶/۹۲)

 

آموزشِ نگهداشت و پاسداشت زیست بوم،از آموزش های پایه ای شهروندی به حساب می آید و در جهان کنونی به شدت مورد توجه فرادستان محیط زیستی و آموزشی قرار دارد. در برنامه های وابسته به پرورش شهروند،درس ها،کتاب ها و درونمایه های آموزشی به گونه ی فزاینده ای به نگهداشت محیط زیست می پردازند و با کنش هایی مانند داستان نویسی،اجرای نمایش نامه و طرح پرسش در کلاس ها و گفتگو های دراز مدت و کارا بر موضوع های زیست محیطی،اندیشه و احساس نوباوگان را درگیر کرده و به آرامی و حوصله آن را نهادینه می کنند. با بردن دانش آموزان به گردش های علمی- تفریحی و بازدید از مکان هایی مانند باغ وحش،پارک های جنگلی،مکان های آسیب دیده از پیشرفت های انسان و …. افزون بر آموزش برای پاسداشت زیست بوم،بخشی از کارهای محیط زیستی را بر عهده ی خودِ دانش آموزان می گذراند و آنها را به کنش هایی برای نگهداشت آن بر می انگیزند. اگر چه آموزش و پرورش ما درگیر دشواری های بنیادینی مانند اقتصاد،ناکارآمدی آموزش،افت آموزشی و … است اما به نظر می رسد بخش دراز مدت برنامه های خانم ابتکار و سازمان محیط زیست بدون همکاری آموزش و پرورش و فرهنگ سازی از پایه در سامانه ی آموزشی پیش نخواهد رفت. پس خانم ابتکار! پس از محکم بستن کفش ها و کلاه تان نیمی – یا شاید بیشتر از نیمی- از نگاه تان را به سوی آموزش و پرورش بیندازید و دل استوار باشید که در دراز مدت پاسخ در خور را خواهید گرفت.

 

 

 

گام بلندتردر آموزش و پرورش

 

نگارنده: زهرا علی اکبری

 

عصر حاضر،روزگاران توسعه و پیشرفت است وهرکشوری برای دریافت  مطلوب ترین نتایج و رشد همه جانبه  ،برنامه ریزی و آینده نگری را سرلوحه ی عملیاتی خود قرار می دهد. اینکه در این مسیر تاچه حد می تواند جامعه ی خود را با تحولات جهانی و کمیابی منابع همراه سازد،بسته به الگوهای رفتاری و تفکری و ارزش ها وباورهای مشترک آن سرزمین است. در میان همه ی عواملی که هرکدام به سهمی نقش در توسعه کشور دارند، شاخص هایی هستند که اثرگذاری بیشتر و ماندگاری ماناتری دارند.آموزش و به معنای عام آن ، تربیت نسل آینده ی جامعه ، یکی از مهمترین و اثرگذارترین عامل هایی است که هر کشوری با ورود به آن و برنامه ریزی کلان هدف خود را برای توسعه پایدار استحکام می بخشد.پژوهش های زیادی در این زمینه انجام گرفته، آنچه از نتایج بر می آید تاکید بر سرمایه گذاری بودن آموزش دارد که  صحه بر ارزش وافر آموزش در جوامع می گذارد. آموزش علاوه بر منافع شخصی ، منافع اجتماعی نیزدارد که در بعد اجتماعی اش دامنه وسیعی  از بهبود و اوضاع اقتصادی و سیاسی و فرهنگی و…را در بر می گیرد.چند سالی است در عرصه ی آموزش کشور تحولات زیادی رخ داده که چالش های بسیاری را هم به دنبال داشته ، چالش هایی که گاها بیشتر از تحولات در نظر مخاطب دیده شد و در نگاه اکثریت هنوز راه حل پابرجایی برای آنها اندیشیده نشده است.شکی نیست که سیستم آموزش کشور نیاز به تحول داشته و دارد، اما اینکه این تغییرات لازم از کجا باید شروع می شد ، چه فرایندی راباید طی می کرد و به کجا ختم می شد، مسائل مهمی است که متاسفانه نه تنها به آنها پرداخته نشده بلکه با وجود سلایق متفاوت  و بعضا کهنه  به ورطه ی عدم موفقیت و حتی در مواردی نتایج عکس کشیده شد.در سال های اخیر دانش آموزان و معلمان آن قدر با سازه ها ی فکری و شخصی متولیان تعلیم وتربیت به سنجش برنامه ای محکوم شده اند که از آن شور و اشتیاق آموزش  دوران مدرسه، بروندادی جزء خستگی مفرط و یادگیری ناکارآمد، چیزی باقی نمانده است. در سال های اخیر تصمیم  متولیان امر آموزش برآن شده تا با تغییراتی هم گامی و هم راهی با خواسته های مردم و ذی نفعان دستگاه تعلیم وتربیت را بیشتر و نقاط ضعف به قوت و فرصت های پیشرفت تبدیل شود.به نظر می آید این تصمیم وبه تبع آن تغییرات مدنظر با قصد سرعت بخشی به جریانات تحولی و اصلاحی در راستای نظام های نوین آموزشی و اهداف دولت  بوده است بنابراین باید با گام های بلندتری برای دست یابی به آینده ای روشن طی طریق کنند.

در حال حاضرآموزش و پرورش نیاز به حرکت وجنبش دارد و این جنبش آن چیزی نیست که با بازدیدهای سرزده از کلاس های درس و حضور در مراسم های دانش آموزی و فرهنگی و بخشنامه های فراوان شکل بگیرد. هرچند که حضور در مدارس و دریافت بازخورد نتایج تحولات، از بیان دانش آموزان ومعلمان از حقیقی ترین واکنش ها و یافته ها محسوب می شود.اما چیزی که آموزش و پرورش نیاز دارد حقیقت سنجی و واقعیت یابی است، آنچه نیاز دارد نجات افکار و خلق مفهوم جدید است.آموزش و پرورش  نیاز به خلاقیت دارد، نیاز به نوآوری دارد واینها با افعال و کلمات ثقیل سند تحول بنیادین عملی نمی شود.سیستم آموزش و پرورش را می توان در همین حدود چهل سال پس از انقلاب اسلامی  واکاوی نمود. دقیق که بررسی شود جای سوال پیش می آید که چرا از آن روزگاران طلایی در آموزش وپرورش و پیامدهای مطلوب و عملکرد مناسب این قدر فاصله گرفته شده است.یقینا نیاز بوده تا تحولاتی در نظام تعلیم وتربیت رخ دهد اما اینکه این تغییرات در کجا، به چه شکل ، طی چه هزینه ها وفایده هایی انجام بگیرد، مهم است.

دست روی دست گذاشتن  و پی در پی برنامه های ناکارآمد طراحی کردن و کاغذ بازی اداری و مدارس را بیشتر کردن به درد زخمهای این سیستم نمی خورد.آموزش وپرورش نیاز دارد تا بهره گیری از علم وفناوری فرامرزی و همسازی و همتایی با تکنولوژی های آموزشی روز دنیا و توانمندسازی معلمان خود  در نقش تسهیل گر فرایند یادگیری گام  در راه پیشرفت بردارد.

آموزش و پرورش نیاید در امتحانات دی  ماه وخردادماه، کلاس های درس سنتی ، مراسم ها، بازدیدها و…خلاصه شود . دانش آموز در این سیستم است که مهارت های زندگی و زیستن را فرا می گیرد، در این سیستم است که برای ورود به دنیای ناشناخته ها و آرزوهایش تربیت می شود . دانش آموز بی هدف و دارای  انواع آسیب های اجتماعی ، مدارس منفعل و معلمان بی انگیزه ، مناسب این کشور و آرمان های والایش نیست.این سیستم نیاز به حرکت دارد،حرکتی جهت دار و با اندازه.

 

 

 

مشکلات روانی و اجتماعی دانش آموزان چیست؟

 

محمد روزبهانی

 

مشکلات روانی و اجتماعی دانش آموزان در مدارس را می توان به سه دسته تقسیم کرد.دسته اول این مشکلات به متغییرهای بیرونی و محیطی مربوط می شوند. در واقع این محیط بیرون است که ممکن است برای دانش آموز ایجاد مشکل کند یا شرایط را برای بروز مشکل به وجود بیاورد.دسته دوم مشکلات درونی است به این معنا که در ساختار جسمی و روانی فرد نقصی وجود دارد که باعث بروز مشکل می شود.دسته سوم مشکلاتی هستند که نه کاملا به شرایط محیطی بر می گردند و نه به شرایط  جسمی و روانی فرد بلکه  بر اثر  تعامل شرایط محیطی و روانی که در فرد  وجود دارد ایجاد می شوند. با توجه به دسته بندی فوق سازمان بهداشت جهانی  ده مشکل کودکان و نوجوانان را اینگونه توصیف می کند. -فقر و محرومیت  ۲-سوئ استفاده و غفلت ۳-رفتارهای خشونت امیز از طرف دیگرا ۴- رفتارهای پر خطر: مصرف مواد مخدر و الکل- سیگار ۵-رفتارهای جنسی زود هنگام۶- مراقبت ضعیف از کودکان ۷-نبود نظام بهداشتی مناسب ۸-غیبت والدی ۹-فشارهای تحصیل -خطرات محیطی.

عواملی که سازمان بهداشت جهانی به انها اشاره دارد بیشتر به عوامل بیرونی و محیطی اشاره دارد که کودکان و نوجوانان در ان دخیل نیستند یا اینکه ربطی به مشکلات روانی و جسمی آنها ندارد.  برای مقابل با این مشکلات و برطرف کردن بسیاری از انها  نیاز است کودکان ونوجوانان و والدین مهارتهای  اجتماعی و ارتباطی را آموزش داد.این نوع اموزشها هم از طریق رسانه ها و هم در مدارس می تواند انجام شود./ تارنمای فانوس

 

 

 

یک تفریح سالم

 

مجید علیپور

 

به دفعات با نظرات سراسر احساس و مزین به شعر و شعار برخی از همکاران فرهنگی در گروهها و صفحات مجازی برخورد کرده ایم که از محرومیت در فلان منطقه کشور و بی تفاوتی  دولت/ حکومت نسبت به دانش آموزان و مردم چنان مناطقی گلایه و شکوه کرده اند! نمونه های این دست از پست ها و کامنت های فیس بوکی و تلگرامی چندان زیاد است که هرکسی با رجوع به گروههای تلگرامی متعدد معلمان می تواند دهها و صدها نمونه ازین دست پیامها و تصاویر را مشاهده کند که البته با تحسین و استقبال بسیاری هم روبرو می شوند.
مطمئنا نگارنده قصد دفاع از چنان وضعیتی را ندارد و آرزومند رخت بربستن فقر و پاک شدن چهره زشت محرومیت از سراسر میهن عزیز است؛ اما به مناسبت این یادداشت فیس بوکی جناب «مرتضی مردیها» بی مناسبت ندانسته که این پرسش را با چنان «به ظاهر» دغدغه مندانی که همواره از وجود محرومیت های آموزشی در مناطق موسوم به محروم کشور گلایه ها کرده و ناله ها سر داده اند درمیان گذارد و بپرسد که آیا حاضرند به این «تفریح سالم» که جناب مردیها اشاره کرده اند بپردازند؟

گرچه هدف دکتر مردیها از انتشار این یادداشت مسایل عامتری بوده است ؛ اما به نظر می رسد ما هم بتوانیم چنین تفریح سالمی را در همین حوزه شغلی و کاریمان و با توجه به علایق و آرمانهایی که ادعا می کنیم به آنها پایبندیم داشته کنیم:

« یکی از تفریحات سالم میتواند این باشد که ما در عالم خیال، خود را در وضعیت متفاوتی تصور کنیم و کلاهمان را قاضی کنیم که اگر چنان شرایطی محقق میشد ما چه رفتاری میداشتیم.
تخیل کنیم که پول هنگفتی (مثلاً از راه بیگمان مثل لاتاری) به دستمان میرسید و ثروتمند میشدیم اولین کارهائی که انجام میدادیم چه بود.

اگر هنگام چنین تخیلی زمام نفس در اختیارمان باشد و سعی نکنیم خود را گول بزنیم و منصفانه احساساتی که در نظر آوریم که داریم و میتوانیم بروز بدهیم، میتوانیم بفهمیم تا چه حد از صفات خوبی مثل سخاوت برخورداریم.

اما این نیمی از ماجرا است، و در بدترین حالت ممکن است نشان دهد که برخی از ما سخاوتمند نیستیم. این گرچه چیز خوبی نیست ولی نداشتن یک صفت مثبت است. زیاد جای نگرانی ندارد.

حال بیائید تصور کنیم که به جای پول قدرت میداشتیم. قدرتی شبیه گروههای مافیائی یا هر چیزی شبیه آن. چیزی که با آن بتوانیم بدون ریسک کسانی را سرخود دستگیر و زندانی کنیم، آزار دهیم و حتا بکشیم. هر کدام از ما ناگزیر دشمنان و بدخواهانی داریم. ذهنتان به سمت سیاست نرود. آنرا منظور ندارم. به کسانی فکر کنید که مشکلی شخصی با آنها داشته اید: کسی که اموال شما را تلف کرده یا به شما و نزدیکانتان آسیب زده یا تحقیر کرده اند. رقیب شغلی، رقیب ورزشی، رقیب عشقی، معشوق خیانتکار و … .

با اینها در چنان صورتی چه میکنیم؟ اینجا ماجرا کمی پیچیده میشود. چون دیگر سخاوتمند نبودن نیست. آیا ممکن است تصور کنیم اگر فلان کس در دستان من می افتاد، بعید نبود شکنجه اش کنم و زخمی و عریان و گرسنه در بیابانی رها؟ البته این فکر را راجع به دیگران هم میشود کرد. و کاری که دیگران ممکن بود در چنین حالی با من انجام دهند. چه بسا هنگام این نوع تخیل از این سپاسگزار باشیم که خودمان و بخصوص برخی از بدخواهانمان چنان قدرتی نداریم.» (مرتضی مردیها / ۷ شهریور ۱۳۹۵)

حال وارد تفریح سالم خودمان شویم و در عالم خیال تصور کنیم به یکی از این دوستانی که مقصر همه مشکلات و معضلات کشور را دولت/حکومت می دانند و تنها راه حلشان هم برنامه ریزی و اقدامات دولت/حکومت است، اطلاع داده شود که وزارتخانه آموزش و پرورش جهت برپایی مدرسه و رفع محرومیت های آموزشی و کاهش نرخ بیسوادی و و و (که در پست ها و عکس های به اشتراک گذاشته شان به آنها اشاره شده) در فلان منطقه صعب العبور کشور فراخوان داده و نیازمند حضور معلمانی جهت تدریس در یکی ازین روستاهاست… .
پایان این«تفریح سالم»  باز می ماند تا دوستان دردمند ما به دلخواه دنباله اش را بنویسند/ باقی بقایشان/ تارنمای تابان

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

آخرین خبرها

یادداشت

کاکتوسکده هنرستان کشاورزی جنت رشت تابناك وب تابناك وب تابناك وب تابناك وب تابناك وب