یادداشت



کدخبر : 16342


ادبیات کودک و نوجوان و ارتقای نظام آموزشی



مولفین کتاب های درسی باید کسانی باشند که کودکی خویش را از یاد نبرده باشند و به جای کودکانه نوشتن ، کودکانه اندیشیدن را پیشه سازند تا از این رهگذر، معلمان و مربیان هم چنین کنند.



یکشنبه ۱۸ تیر ۱۳۹۶ - ۱۰:۰۶ --
تعداد بازدید: 367 بازدید

کودکی و نوجوانی موضوعی مهم به ویژه در دهه نخست زندگی افراد است. موضوعی که به ویژه به ایجاد هویت ملی در کودک می انجامد و به دلیل نقش داشتن در شکل گیری شخصیت فرد و نحوه رفتار و عملکرد وی در سالیان آتی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. خوشبختانه شاهدیم که در سال های گذشته ادبیات در کتب آموزشی کودکان از وجه تخصصی بیشتری برخوردار شده است. کتاب ها تغییر کرده و بچه ها به شکل وزین تری ادبیات فارسی را فرا می‌گیرند. کتاب های خواندن و نوشتن از یکدیگر جدا و به همان نسبت دلپذیرتر شده است. در گذشته کتاب های آموزشی چندان با کتاب های بزرگسالان تفاوتی نداشت. در حال حاضر حتی نوع گرافیک نیز بهتر و مناسب بچه ها است و جدید بودن شیوه های آموزشی اهمیت پیدا کرده است. یک دلیل عمده این است که در گذشته خانواده ها این‌قدر اطلاعات نداشته و روی آموزش بچه ها حساس نبودند. حالا پیگیری و حساسیت و انتظار خانواده ها از مدارس بیشتر شده و آموزش پرورش هم ناچار است تا حد زیادی خود را با توجه به سطح انتظار خانواده ها و فرهنگ و ارتباطات جامعه به روز کند. آموزش و پرورش حتی اگر نخواهد مجبور است این در را به روی خانواده ها و جامعه باز کند و نتیجه آن، رشد فضای فکری و آموزشی کودک، شکوفایی استعدادها، افزایش اعتماد به‌نفس، ایجاد هویت ملی،عبور صحیح از دوره سنی حساس و غیره خواهد بود. پس ادبیات کودک و نوجوان می تواند گامی موثر در ترویج وغنای فرهنگ و ادب در بین این گروه مهم جامعه باشد و فکر می کنم با توجه به مسیری که در پیش گرفته شده می‌توان به آینده آن امیدوار بود. البته اگر چنین تغییراتی به طور مداوم ادامه یابد و معلمان نیز هر سال آموزش‌های ضمن خدمت جدیدتر را فرا بگیرند، می‌توان به این امیدواری دلخوش ماند.

از سویی باید در تلاش بود تا موانع رشد ادبیات کودک و نوجوان را در مدارس برداشت. اکنون از مهم‌ ترین موانع پرورش خلاقیت در مدارس می‌توان تاکید بر محفوظات، تکالیف زیاد، عدم توجه به تفاوت‌های فردی، وجود کلاس‌های پرجمعیت، برنامه درسی غیرقابل انعطاف برای فعالیت‌ های کلاس، عدم آشنایی معلمان با ویژگی‌‌های دانش‌آموزان خلاق، روش‌های تدریس سنتی و مبتنی بر معلم ‌محوری، تاکید زیاد بر نمره و … برشمرد.در این شرایط، شایسته است تا ساختار و نگاه نظام آموزشی در طراحی برنامه های درسی تحول یابد و جو حاکم بر مدرسه آرامش بخش و نشاط آفرین باشد. نحوه نگرش معلم به دانش آموزان واگرا مثبت باشد. مولفین کتاب های درسی باید کسانی باشند که کودکی خویش را از یاد نبرده باشند و به جای کودکانه نوشتن ، کودکانه اندیشیدن را پیشه سازند تا از این رهگذر، معلمان و مربیان هم چنین کنند.

منبع: روزنامه قانون
یادداشت ها، مقالات و پیام های خود را جهت انتشار در پایگاه خبری معلم ایرانی، به آدرس iranimoallem@gmail.com ارسال بفرمایید.
Share

دیدگاه شما