کد خبر : 27585
تاریخ انتشار : پنج شنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۷ - ۵:۰۲
134 بازدید بازدید

برگردان: مهدی بهلولی ؛

آیا ما به چیزی بیش از آموزگاران بهتر نیازمندیم؟

آیا ما به چیزی بیش از آموزگاران بهتر نیازمندیم؟

  آیا ما به چیزی بیش از آموزگاران بهتر نیازمندیم؟ پاسی سالبرگ، ۱۶ ژانویه ۲۰۱۸، تارنمای آموزش جهانی(EI) برگردان: مهدی بهلولی   گزارش ۲۰۱۸ “توسعه جهانی” [مربوط به بانک جهانی] درباره بحران جهانی آموزش درست می گوید : کودکان بسیار بیرون از مدرسه، بی عدالتی آموزشی، و کیفیت پایین بروندادهای آموزشی. اما در بیشتر موارد

 

آیا ما به چیزی بیش از آموزگاران بهتر نیازمندیم؟

پاسی سالبرگ، ۱۶ ژانویه ۲۰۱۸، تارنمای آموزش جهانی(EI)

برگردان: مهدی بهلولی

 

گزارش ۲۰۱۸ “توسعه جهانی” [مربوط به بانک جهانی] درباره بحران جهانی آموزش درست می گوید : کودکان بسیار بیرون از مدرسه، بی عدالتی آموزشی، و کیفیت پایین بروندادهای آموزشی. اما در بیشتر موارد و زمانی که می کوشد از شواهد در دسترس برای اشاره به تحقق وعده های آموزشی بهره بگیرد به یک نکته توجه نمی کند. مساله این است که هم اکنون برای شیوه سامان بخشیدن به آموزش و پرورش، اینقدر “حقایق” در دسترس وجود دارد که هر کسی – و از آن میان بانک جهانی- می تواند به آسانی به داده هایی بچسبد که آنچه باور دارد را تایید می کنند و پس از آن منابع دست یابی به آن را برگزیند.

گزارش استدلال می کند که آموزگار پروری ضعیف دوره دبستان، کمبود انگیزه آموزگاران و نبود مشوق ها، و آموزش ناکارآ، برخی از سازه های کلیدی پشت این بحران هستند. همانگونه که استیو کلیس، گفته [۱] مایه شگفتی است که بانک،هم اکنون به این نتیچه می رسد. سال هاست که بانک با گفتن این که آموزگار پروری به سرمایه گذاریش نمی ارزد در کارهای آموزشی خود، به این موضوع بی اعتنایی کرده است. در عوض،از به کارگیری آموزگاران بدون مجوز تدریس و قراردادی، به عنوان یک راه حل مساله کمبود آموزگار در کشورهای مشورت دهنده به آنها،جانبداری می کند. گزارش، این گونه استدلال می کند که آموزگاران بسیار زیادی وجود دارند که برای آموزش “انگیزه مند” نیستند و مشوق های پولی و دیگر مشوق ها، چاره هایی کارآمد برای بهبود این وضع خواهند بود. اما بر طبق این گزارش،در مدرسه ها،پرداخت حقوق بر اساس عملکرد، روشی کارآمد نیست و در عمل ممکن نیست که بتوان شاخص های کمی را به طور قابل اطمینانی برای افزایش حقوق آموزگاران به کار گرفت. کسانی که در مدرسه ها آموزش می دهند یا به طور منظم با مدرسه ها همکاری می کنند می دانند که بیشتر آموزگارانی که برای دگرگونی زندگی مردم آموزش می دهند و به خیر عمومی یاری می رسانند این کار را با مشوق های تعیین شده توسط نمره های آزمونی دانش آموزان انجام نمی دهند.

گزارش به سه دلیل در وارسی پیشه آموزش ناکام می ماند : بهره گیری اش از دیدگاه سرمایه انسانی در بررسی کار آموزگاران؛ نگاه بسته اش به سیاست مربوط به جذب آموزگاران؛ و آمیختن حقایق و افسانه ها درباره فنلاند.

 

۱٫ چشم انداز سرمایه انسانی در برابر سرمایه اجتماعی به آموزش
پیش فرض ِ سرمشق ِ سرمایه انسانی این است که با اصلاح مردم،عملکرد بهبود می یابد. این سخن در گستره آموزش و پرورش سخن درستی است اما همه حقیقت نیست. پژوهش نشان می دهد که وقتی آموزگاران، به طور گروهی کار می کنند همگان سود می برند.[۲] افزون بر این، زمانی که مدرسه ها با هم همکاری و برای بهسازی به یکدیگر کمک می کنند شتاب دگرگونی فراتر از انتظارات می رود. سرمایه گذاری بر سرمایه اجتماعی،یا به سخن دیگر بر همکاری، کارگروهی، و کار شبکه ای، اغلب به بهبود سرمایه انسانی می انجامد اما نه بر عکس. حقیقت دیگر این است که سرمایه گذاری بر کیفیت همکاری حرفه ای [۳] – نه تنها افزایش اندازه و کمیت آن- از تلاش برای دگرگونی از رهگذر سرمایه گذاری صرف بر نیروی انسانی، مقرون به صرفه تر پدیدار گشته است.

 

۲٫ نگرش بسته به سیاست های جذب آموزگار

درست است که هزینه حقوق آموزگاران در سراسر جهان در حدود سه چهارم کل بودجه آموزش و پرورش می باشد؛ اما این همه حقیقت نیست. در کشورهای متفاوت،از آلبانی بگیرید تا ایالات متحده، حقوق ناکافی آموزگاران، دلیل عمده ای است برای این که جوانان به آموزشگری به عنوان یک “پیشه همه عمر” ننگرند. دنبال آموزگاران بهتر بودن، کار آسانی است اما کافی نیست؛ سیاست های جذب آموزگار، باید بهتر شوند. گزارش ۲۰۱۸ بانک جهانی، برخی نمونه ها از سیاست های خوب در نظام های آموزشی کامیاب به دست می دهد، اما در به کرسی نشاندن یک پیشنهاد قوی برای بهبود بخشیدن به چارچوب های سیاست ملی جذب آموزگار شکست می خورد. کمبود آموزگار و، به عنوان یک پیامد، شمار بسیار زیاد آموزگاران درست آموزش ندیده و بدون مجوز تدریس، نتیجه سیاست های ضعیف جذب آموزگار و نبود آموزش و پرورشی است که به خوبی تامین بودجه شده باشد. سیاست های بهتر جذب آموزگار، همانگونه که پژوهش نشان می دهد[۴] اغلب و در گذر زمان، به آموزگاران بهتر و عملکرد آموزشی بهبودیافته می انجامد.

 

۳٫ افسانه هایی درباره فنلاند

گزارش در صفحه ۱۳ (و همچنین در صفحه ۱۳۶) بیان می کند که چگونه نظام آموزشی فنلاند، خود رهبری نسبتا زیادی به آموزگاران ِ خوب آموزش دیده خودش می دهد و چگونه آنان می توانند آموزش را با نیازهای دانش آموزان شان هماهنگ کنند. سپس استدلال می کند که نظام های آموزشی با عملکرد ضعف تر، از این خود رهبری سودی نخواهند برد چرا که “آموزگاران ضعیف آموزش دیده و بی انگیزه شان تحت یک مدیریت شل و ول، فقط می توانند کار را خراب تر کنند”. در اینجا اجازه دهید مساله روشن شود. نیرومندی آموزشی [پداگوژیک] مدرسه های فنلاندی نمی تواند به “خودرهبری آموزگاران” فروکاسته شود. فرهنگ مدرسه های فنلاندی، بر بنیاد همکاری حرفه ای گسترده سیستمی میان مدرسه ها و حرفه ای گری همیارانه در درون مدرسه ها، استوار است. به جای پاسخگویی بالایی که بانک جهانی اغلب به کشورهای مشورت دهنده به آنها ضروری می شمارد تا در بهسازی های آموزشی شان درنظر گیرند مدرسه های فنلاندی از خودرهبری همیارانه ای [۵] برخوردارند که مدرسه ها را خودرهبرتر از دیوان سالاری[بوروکراسی] می سازد اما کمتر مستقل از یکدیگر. پژوهش ثابت می کند که همکاری حرفه ای به ویژه برای آموزگاران تازه کار و باکیفیت کاری پایین تر، سودمند است. فرهنگ همکاری حرفه ای است که عملکرد آموزشی مدرسه های فنلاند را بهبود می بخشد، نه خود رهبری آموزگاران – آنگونه که گزارش می پندارد.

افسانه دیگر درباره فنلاند این است که توانمندی آموزشی، بهترین پیش بینی کننده کارآمدی آموزشی خواهد بود. گزارش در صفحه ۲۳ چنین استدلال می کند : ” فنلاند برای بهبود آموزش کارآ ….شماری از ماهرترین دانش آموختگان را از آموزش عالی به درون آموزش جذب کرد.” اما در واقعیت، اقلیتی از کسانی که در برنامه های آموزشی پژوهش بنیاد بسیار رقابتی پذیرفته می شود از یک پنجم بالای استخر استعدادهاست.(۶) این گزارش همچنین این نکته را از قلم می اندازد که دانشجو- آموزگاران برای برنامه های آموزشی رقابتی مبتنی بر ترکیب استعدادهای چندگانه و ویژگی های شخصیتی فردی، به دقت برگزیده می شوند. همه دانشجویان دوره های مهارت آموزشی علمی و بالینی(کلینیکی) توان فرسا را می گذرانند. بنابراین، آموزگاران در فنلاند،مهارت های آموزشی، دانش محتوا، هدف اخلاقی و هویت مشخص آموزگاری – که هسته اصلی حرفه ای گری هستند- را ارتقاء داده اند.

این گزارش،در جست و جوی راه های رهایی از دردسرهای آموزش ضعیف،می توانست بیشتر روی آن چیزی تاکید کند که ما درباره کشورهای آموزشی کامیاب آموخته ایم ؛ این که اغلب برای نیرومند ساختن آموزش و پرورش دولتی، به کیفیت،عدالت،و حرفه ای گری آموزگاری در سیاست های آموزشی اولویت می دهند.

 

[۱]https://ei-ie.org/en/woe_homepage/woe_detail/15634/wdr2018-reality-check-9-a-critical-analysis-of-the-world-bank’s-world-development-report-on-education-by-steven-j-klees
[۲]Quintero, E. (Ed.) (2017). Teaching in Context: The Social Side of Education Reform. Cambridge, MA: Harvard Education Press.
[۳]Andy Hargreaves, A., O’Connor, M. (2017). Cultures of professional collaboration: their origins and opponents. Journal of Professional Capital and Community, Vol. 2 Issue: 2, pp.74-85, https://doi.org/10.1108/JPCC-02-2017-0004
[۴]Darling-Hammond, L., Burns, D., Campbell, C., Goodwin, L., Hammerness, K., Low, E-L., McIntyre, A., Sato, M., & Zeichner, K. (Eds.) (2017). Empowered Educators: How High-Performing Systems Shape Teaching Quality Around the World. San Francisco: Jossey-Bass.
[۵]Hargreaves, A. & Fullan, M. (2012). Professional Capital. Transforming teaching in every school. New York: Teachers College Press.
[۶]Sahlberg, P. (2017). FinnishED Leadership. Four big, inexpensive ideas to transform education. Thousand Oaks: Corwin Press.

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

آخرین خبرها

یادداشت

کاکتوسکده هنرستان کشاورزی جنت رشت تابناك وب تابناك وب تابناك وب تابناك وب تابناك وب