کد خبر : 24201
تاریخ انتشار : سه شنبه ۱۷ بهمن ۱۳۹۶ - ۳:۳۷
262 بازدید بازدید

آزمون ورودی مدارس از تجارت آموزشی تا رقابت‌های بی‌حاصل

آزمون ورودی مدارس از تجارت آموزشی تا رقابت‌های بی‌حاصل

شاید این خوشحال‌کننده باشد که در این سطح مسوولان و مدیران به نقطه مشترک با منتقدان رسیدند اما مهم گام‌های عملی است که باید برداشته شود گام‌هایی شبیه آنچه وزیر آموزش و پرورش از آن خبر داده است؛ خبر مصوبه شورای عالی آموزش و پرورش مبنی بر ممنوعیت برگزاری آزمون‌های ورودی برای مدارس خاص.

سال‌ها است که کارشناسان حوزه تعلیم و تربیت و دلسوزان سرمایه انسانی به نواقص نظام آموزشی کشور هشدار می‌دهند، نواقصی که متعدد و گسترده و چند بعدی هستند و موجب شده تا امروز کسی مدعی کارآمدی نظام آموزشی کشور نباشد. از بالاترین مقام اجرایی کشور گرفته تا بالاترین مقام مدیریتی یعنی وزیر آموزش و پرورش همه از این ناکارآمدی گله‌مند هستند و می‌گویند باید قطار نظام آموزشی را بر روی ریل کارآمدی قرار داد.

شاید این خوشحال‌کننده باشد که در این سطح مسوولان و مدیران به نقطه مشترک با منتقدان رسیدند اما مهم گام‌های عملی است که باید برداشته شود گام‌هایی شبیه آنچه وزیر آموزش و پرورش از آن خبر داده است؛ خبر مصوبه شورای عالی آموزش و پرورش مبنی بر ممنوعیت برگزاری آزمون‌های ورودی برای مدارس خاص.

اگر این مصوبه توسط شورای عالی آموزش و پرورش صادر شده است باید همین شورا پاسخگوی خسارت‌های مادی و معنوی باشد که در این سال‌ها بر کودکان این مرز و بوم وارد شده است چرا که خسارت‌بار بودن این آزمون‌ها سال‌هاست که توسط کارشناسان فریاد می‌شود و باید مسوولانی که چندین سال است برکرسی‌های این شورا تکیه زنده‌اند پاسخگو باشند. به هر حال این تصمیم را به فال نیک می‌گیریم و امیدواریم این حرکت آغازی باشد برای حذف تمامی آزمون‌های استرس زا که رقابت‌های بی‌حاصل و تجارت‌های مافیایی ایجاد می‌کند از آزمون‌های ورودی مدارس گرفته تا سد کنکور که فقط بازار و تجارت آموزشی را رونق بخشیده و رسالت آموزشی را به حاشیه رانده است. حذف آزمون‌های ورودی مدارس به دلایل متعددی توجیه کارشناسی دارد که در این نوشته به‌طور خلاصه وار به چند نکته اشاره می‌کنم.

١-کاهش طبقاتی شدن: یکی از ایرادهای تنوع مدارس و تفکیک دانش‌آموزان تحت مدارس مختلف و با فرآیندهای گزینشی و برگزاری آزمون یا مکانیزم‌های شبیه به آن، طبقاتی شدن جمعیت دانش‌آموزی است؛ معضلی که تبعات جامعه‌شناختی و روانشناختی بسیار مخربی را به دنبال داشته و ما به روشنی در مجامعی مانند استادیوم‌های ورزشی یا تجمعات خیابانی و موقعیت‌های مشابه فراوان این تبعات را مشاهده می‌کنیم.

٢-تجاری شدن آموزش و پرورش: وقتی فرصت‌های محدود با مزیت‌های ویژه عرضه می‌شود رقابت برای تصاحب آن فرصت و مزیت به‌طور طبیعی شکل می‌گیرد و این شرایط موجب می‌شود فضای تجاری و دادوستدی رونق یابد و کاسبان برای دستیابی به منافع مادی همه معنویت را قربانی کنند. این اتفاق در برگزاری آزمون‌های ورودی به روشنی افتاده است نه رسالت آموزشی مورد توجه است و نه عدالت آموزشی ملاک قرار می‌گیرد و این تجارت تا جایی پیش می‌رود که صندلی‌های مدارس خاص قیمت‌گذاری می‌شود و آزمون هم بهانه و ابزاری می‌شود برای فروش صندلی‌ها با قیمت بالاتر.

٣- آموزش‌محوری: در این گونه از مدارس فقط کارنامه و نمره‌های درسی مهم است و دانش‌آموز روباتی فرض می‌شود که در رقابت با روبات‌های دیگر باید مطالب بیشتری حفظ کند و خود را برای آزمون‌های بعدی آماده کند و در این مدارس موفقیت برای دانش‌آموزان فقط یک معنا دارد و آن موفقیت در آزمون است نه موفقیت در زندگی در حالی که زندگی عرصه گسترده‌تر و متنوع‌تری است و باید با تربیت همه‌جانبه، دانش‌آموز برای موفقیت در زندگی آماده شود. ضرورتی که در این گونه از مدارس به دلیل آموزش محور بودن اولویت ندارد چون چندان قابل ارزیابی و قیمت‌گذاری نیست و خانواده‌ها نیز متاسفانه اسیر و فریب خورده این سیستم آموزش‌محور شده‌اند.

۴- استرس‌های مخرب و رقابت‌های بی‌حاصل: بار روانی این آزمون‌ها چنان بر کودکان سنگین است که اگر این کودکان تحت مطالعه روانشناختی قرار گیرند و والدین آنها متوجه شوند که چه بلایی سر کودک‌شان می‌آید و چه آسیب‌های روانی و شخصیتی بر آنها وارد می‌شود بی‌تردید از مزیت‌های کاذب این مدارس خاص چشم‌پوشی می‌کنند. والدین باید بدانند این رقابت‌های بی‌حاصل که کودکان را به جان هم انداخته است نه‌تنها سرمایه‌ساز نیست بلکه سرمایه سوزی است که زندگی را از آنها می‌گیرد. کافی است یک تست روانشناسی برای افراد اجرا شود تا عمق‌ این فاجعه استرس‌های مخرب و رقابت‌های بی‌حاصل مشخص شود.

۵- شرایط زیست غیرطبیعی: مگر قرار است دانش‌آموزانی که با آزمون وارد مدارس خاص می‌شوند در آینده هم در کنار آدم‌های خاص زندگی کنند و با فرد خاصی ازدواج کنند و در کشورخاص و شهر و محله خاصی ادامه زندگی دهند؟ بی‌تردید تفکیک‌ها در تعلیم و تربیت با هیچ کدام از اصول علمی و حرفه‌ای و اخلاقی سازگار نیست. تجربه کشورهای موفق در حوزه آموزش و پرورش پیش روی ما است و تجربه شکست خورده خود ما هم زخم‌هایش همه ما را می‌رنجاند پس چرا باید باز هم بر این اشتباهات اصرار بورزیم؟

بی تردید در مقابل این اقدام دو گروه مقاومت خواهند کرد. یک گروه مافیای تجارت آموزشی که دستش از جیب مردم کوتاه می‌شود و یک گروه هم خانواده‌هایی که به اشتباه فکر می‌کنند یک فرصت و مزیت از آنها گرفته شده است. با گروه اول به‌شدت باید مقابله کرد و گروه دوم را هم باید آگاه کرد که اولی مسوولیت مدیران و مجریان و ناظران است و دومی مسوولیت مشترک آنها با کارشناسان و فعالان رسانه‌ای است.

اعتماد

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

آخرین خبرها

یادداشت

کاکتوسکده هنرستان کشاورزی جنت رشت تابناك وب تابناك وب تابناك وب تابناك وب تابناك وب